سوءظن سه قسم دارد؛ بعضی پسنديده و برخی ناپسند؛ اما ناپسندترين سوءظن، سوءظن به خداست. چنانكه در حديث آمده است: كسی كه از ترس خرج و مخارج زندگی ازدواج نمیكند، در حقيقت به خدا سوء ظن دارد؛ گويا خيال میكند اگر تنها باشد خدا قادر است رزق او را بدهد ولی اگر همسر داشته باشد، خدا قدرت ندارد.
مسئله اين است كه ما میدانيم خدا قادر است اما باور نداريم و هميشه اين سؤال را از خود میپرسيم كه از كجا، از كجا بياوريم؟ از كجا جور میشود؟ گويی كه روزيمان به دست خودمان است. اگر واقعاً باور داشتيم كه خدا قادر است به او اعتماد میكرديم؛ اگر به خدا اعتماد داشتيم زندگيمان باشكوه میشد.
سوءظن به مردم هم ناپسند است، چنانچه خداوند در آيه 12 سوره حجرات از سوءظن به مردم نيز نهی كرده و فرموده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن یَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَیْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد از بسيارى از گمانها بپرهيزيد كه پارهاى از گمانها گناه است و جاسوسى مكنيد و بعضى از شما غيبت بعضى نكند آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مردهاش را بخورد از آن كراهت داريد [پس] از خدا بترسيد كه خدا توبهپذير مهربان است».
سوءظن به خود مورد ستايش است چرا كه انسان نبايد به خود حسنظن داشته همه كارهای خود را بیعيب بداند. همچنان كه حضرت علی(ع) در برشمردن صفات متقين در خطبه همام میفرمايد: يكی از كمالات افراد باتقوا آن است كه نسبت به خودشان سوءظن دارند.
| سوءظن به خدا: |
| كسی كه از ترس خرج و مخارج زندگی ازدواج نمیكند، در حقيقت به خدا سوء ظن دارد؛ گويا خيال میكند اگر تنها باشد خدا قادر است رزق او را بدهد ولی اگر همسر داشته باشد، خدا قدرت ندارد |
سوءظن به خود، تنها سوءظن ستايش شده در اسلام
افرادی كه خود را بیعيب میدانند نور علم و ايمانشان كم است و با نور كم انسان چيزی نمیبيند و افرادی كه نور ايمانشان كم است جز گناهان بزرگ چيزی به نظرشان نمیآيد و همين است كه برخی در اثبات خوب بودن خود میگويند: ما كه كسی را نكشتهايم، از ديوار كسی بالا نرفتهام و گناه را همينها میدانند اما اگر نور ايمانشان بيشتر بود لغزشهای متعدد خود را میديدند و آنگاه بود كه نالههای استغفارشان به درگاه خدا بلند میشد.
معصومين حتی همين لغزشها را هم ندارند اما ناله استغفارشان شنيدنی است آنجا كه علی(ع) میفرمايد: «مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ الْمَوْلَى وَ أَنَا الْعَبْدُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْعَبْدَ إِلاَّ الْمَوْلَى؛ اى آقاى من اى آقاى من تویى مولاى من و من بنده توام و آيا در حق بنده جز مولايش كه ترحم خواهد كرد؟ مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ الْعَزِيزُ وَ أَنَا الذَّلِيلُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الذَّلِيلَ إِلاَّ الْعَزِيزُ؛ اى آقاى من اى آقاى من تویى با عزت و اقتدار و من بنده ذليلم و آيا در حق شخص ذليل جز ذات با عزت و اقتدار كه ترحم خواهد كرد؟»
و آنجا كه فرياد بر میآورد: «اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ یَوْمَ لاَ یَنْفَعُ مَالٌ وَ لاَ بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ؛ پروردگارا من از تو درخواست ايمنى میكنم آن روز سختى كه مال و فرزند هيچ نفع نبخشد و چيزى جز آنكه با قلب پاك و سالم حضور خدا آيد سود ندهد / وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ یَوْمَ یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَیُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِی وَ الْأَقْدَامِ؛ و از تو درخواست ايمنى مىكنم آن روز سختى كه گنهكاران به سيمايشان شناخته مىشوند كه پس موى پيشانى آنها را با پايهاشان بگيرند»( فرازهايی از دعای حضرت علی(ع) در مسجد كوفه)
و اين استنغفارها و نالهها همه از معرفت الهی است از اينكه میدانند چه قدر در مقابل رحمت بیانتهای الهی ناتوان از شكرگذاری هستند.
كسی كه به خودش خوشبين است هرگز پيشرفت نمیكند، درست مثل كسی كه مدام به پشت سر خود و راهی كه آمده و انسانهايی كه پشت سر او هستند نگاه میكند نه به روبهرو، راهی كه بايد برود و انسانهايی كه از او جلوتر هستند.
البته مسلمان هميشه هشيار است و میداند كه معنی حسنظن، سادهلوحی، زودباوری، سطحینگری و غفلت نيست. معنی سوءظن به خود، نداشتن اعتماد به نفس هم نيست. بلكه انسان مومن میداند اشرف مخلوقات است و بايد بسيار بالاتر از آنچه اكنون هست باشد و در هر قضاوتی اول خود را محكوم كند چرا كه خداوند انسان را مختار خلق كرده و هرگز دست او را بسته در مقابل سرنوشت قرار نداده است.
_____________________________________________________________________
برگرفته از كتاب دقايقی با قرآن. حجتالاسلام محسن قرائتی