کد خبر: 1302726
تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۹۲ - ۱۱:۳۹
همراه با عارفانی كه عرفه را درك می‌كنند؛

عرفه؛ زمزمه‌ عاشقانه‌ای كه از حسين(ع) آموختیم

گويند در روز عرفه، مسافران كربلا را سالار شهيدان انتخاب می‌كند، پس بكوش تا كربلا و حسين(ع) را دگر بار از امروز درك كنی و برای لحظاتی هم كه شده با نيم نگاهی به آرمان‌های قيام سرخ ابی عبدالله(ع)، حسينی زندگی كنی، شايد كه اين آخرين عرفه‌ای باشد كه آن را درك می‌كنيم ...



به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) شعبه خراسان رضوی، عرفه روزي است كه گويند خداوند متعال در آن به سه مكان و سه گروه از انسان‌ها، توجه ويژه دارد. نخست كربلا و زائران تربت پاك امام حسين(ع) و ديگری صحرای عرفات و آنانی كه ندای ابراهيم خليل(ع) را در پس قرون متمادی با احرام بستن لبيك گفته‌اند و سوم هر جايی از دنيا كه دست التماس به سوی او بلند شود و دلی بشكند و اشك خالصانه توابی كه بر گونه‌ای بخرامد و زمين را بوسه زند.


در ريشه‌يابی عرفه و اينكه چرا آن را عرفه ناميده‌اند، وارد شده كه چون جبرئيل(ع) مناسك حج را به حضرت‌ ابراهيم(ع) می‌آموخت، چون به عرفه رسيد به او گفت: «عرفت؟» يعنی «ياد گرفتی؟» و او پاسخ داد آری. لذا آن روز به اين نام خوانده شد.


سه پيامبری كه عرفات را درك كردند


نخستين خليفه خدا بر زمين يعنی حضرت آدم(ع)، سپس ابراهيم خليل(ع) و ديگری پيامبر گرامی اسلام(ص) سه پيامبری هستند كه گويند عرفات و صحرای خدايی شدن را درك كرده‌اند.


مطابق روايتی از امام صادق(ع)، وقتی حضرت آدم(ع) از باغ بهشتی به زمين فرود آمد، چهل روز هر بامداد بر فراز كوه صفا با چشم گريان در حال سجده بود. جبرئيل(ع)، فرود آمد و پرسيد: چرا می‌گريی ای آدم؟ و او گفت: چرا نگريم در حالي‌كه از جوار خداوند به اين دنيا فرود آمده‌ام؟ و جبرئيل گفت: به درگاه خدا توبه كن و بسوی او بازگرد. جبرئيل در روز هشتم ذي‌الحجه آدم را به منا برد، آدم شب را در آنجا ماند و صبحگاهان عازم صحرای عرفات شد. جبرئيل هنگام خروج از مكه، احرام بستن و لبيك گفتن را به آدم(ع) آموخت و چون عصر روز عرفه فرا رسيد، او را به غسل فرا خواند و پس از نماز عصر، آدم(ع) را به وقوف در عرفات دعوت كرد و كلماتی را كه از پروردگار دريافت كرده بود به وی تعليم داد، اين كلمات عبارت بودند از: «سبحانك اللهم و بحمدك، لا اله الا انت، علمت سوء و ظلمت نفسی و اعترفت بذنبی، اغفر لی انك انت الغفور الرحيم»


و حضرت آدم(ع) تا غروب آفتاب همچنان دعا مي كرد و با تضرع اشك می‌ريخت. وقتی كه آفتاب غروب كرد همراه جبرئيل روانه مشعر شد و شب را در آنجا گذراند. صبحگاهان در مشعر به پا خاست و به دعا پرداخت، تا اينكه سرانجام بخشيده شد...


اما زمانی كه جبرئيل(ع) در صحرای عرفات، مناسك حج را به حضرت ابراهيم(ع) آموخت، حضرت در برابر جبرئيل می‌فرمود: عَرِفتُ، عَرِفتُ (شناختم، شناختم).


اما در داستان وقوف حضرت ختمی مرتبت(ص) در صحرای عرفات و منا آمده است كه دامنه كوه عرفات در زمان صدر اسلام، كلاس صحرايی پيامبر اسلام(ص) بود و بنا به گفته برخی مفسران آخرين سوره قرآن در صحرای عرفات بر پيغمبر(ص) نازل شد و پيغمبر(ص) آن را به مردم و شاگردانش تعليم فرمود.


حضرت رسول گرامی اسلام(ص) در چنين روزی سخنان تاريخی خود را در اجتماع عظيم و با شكوه حجاج بيان داشتند: «ای مردم سخنان مرا بشنويد، شايد ديگر شما را در اين مكان ملاقات نكنم. شما به زودی بسوی خدا باز می‌گرديد. در آن جهان به اعمال نيك و بد شما رسيدگی می‌‍‌شود. به شما توصيه می كنم هركس امانتی نزد اوست به صاحبش برگرداند».


اعمال سفارش شده در روز عرفه


يكی از مهم‌ترين اعمال شب عرفه، احياء، نماز و عبادت است، به گونه‌ای كه گفته‌اند دعا در شب عرفه مستجاب مي‌شود و ديگر عمل اين شب زيارت امام حسين(ع) و انجام غسل است.


مهم‌ترين عمل در روز عرفه قرائت دعای عرفه امام حسين(ع) است كه بهتر است اين بعد از نماز عصر قرائت شود، روزه‌‌داری، قرائت دعای امام سجاد(ع) در روز عرفه، خواندن زيارت امام حسين(ع) و حضرت اباالفضل العباس(ع) و البته اعتراف و اقرار به گناهان از ديگر اعمال اين روز به شمار مي‌رود.


خواندن دو ركعت نماز كه در ركعت اوّل بعد از حمد، سوره توحيد و در ركعت دوم بعد از حمد، سوره كافرون قرائت می‌شود، و نيز سپس چهار ركعت نماز كه در هر ركعت بعد از حمد، پنجاه مرتبه سوره توحيد خوانده ميشود، از ديگر اعمال روز عرفه است.


اما آنچه در عرفه عارفانه نهفته است، رخصت گرفتن برای درك يك محرم و خدمت كردن در زير پرچم سرخ حسينی است كه تنها با دعا، تضرع و توجه به دست می‌آيد.


گويند در اين روز، مسافران كربلا را سالار شهيدان انتخاب می‌كند، پس بكوش تا كربلا و حسين را دگر بار از امروز درك كنی و برای لحظاتی هم كه شده با نيم نگاهی به آرمان‌های قيام سرخ ابی‌عبدالله(ع)، حسينی زندگی كنی، شايد كه اين آخرين عرفه‌ای باشد كه آن را درك می‌كنيم...


محمدجواد ابوعطا

captcha