به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، «انگار اگه از خبرهای روز و لحظه به لحظه سايتها و خبرگزاریها مطلع نباشيد يا كه اگر كمتر باخبر باشيد، برد كرديد و يا حداقلش اينه كه شب رو راحت میخوابيد و صبح راحت به محل كار میريد. شايد زيادی شلوغش كرديم و كردند، اما به نظرم هرچی بيشتر از اطرافت باخبر باشی بيشتر زجر میكشی».
در ادامه اين خاطرات آمده است: «خبرايی كه از جاهای مختلف نقل میشه، خبرايی كه صحتشون تأييد میشه و بعد از چند ساعت تكذيب. حرفايی رو میشنوی كه عدهای میزنن و بعد از چند ساعت میگن منظور ما اين نبوده و چيز ديگهای بوده. نقل قولايی كه سايت فلانی منتشر میكنه و سايت آقای فلانی تكذيب.!! از همه اينا كه بگذريم تو رأس مملكت ما چيزايی رو میشنوی كه بعدش يادمون مياد كه ای كاش اينجوری نبود يا اينكه فلانی اين كار و نمیكرد!. يا فلان شخص اين حرف رو نمیزد. انگار دروغگويی و تهمت و كار خلافبه گوی مسابقهای تبديل شده و آقايون مسئول و مدير و مدبر به دزديدن اون از دست همديگه علاقه خاصی دارند».
در ادامه آمده است: «امروز خلاف فلان مسئول و معاون در امور اقتصادی و اختلاس به گوشمون میرسه و روز بعد بیاهميتی به مسائل مهم كشور و حرفای رهبر عزيزی مثل سيدعلی، شبش غفلت در بحث بیحجابی دخترانمون و روز بعدترش غيرت ايرانی بودنمون و تصميمهايی كه سر دوراهیها درست يا نادرست میگيريم».
«خوب اشكال نداره، رقابت همه جا هست و پيروزی از آن كسيه كه بتونه سبقت بگيره و امتيازش و بالا ببره. به عبارتی مد شده كه بعضی تو پوشش و حجاب غربی سبقت میگرن و بعضيا تو دهنكجی و بیمعرفتی به نظام و ولايت. بعضی دوست دارن هرجور كه دلشون میخواد تو جامعه اسلامی بگردن و بعضی تو گنجينه خاكگرفته خاطراتشون حرفای قلمبه سلمبهای رو از تاريخ و انقلاب بيرون ميارن كه ديگه برای اين مردم تاريخ مصرفشون گذشته. اينجا ياد خاطرهای افتادم كه شايد دلمون كمی به درد بياد كه امروز يا چه جوری و به چه هدفی از هم تو كاراشون سبقت میگيرن و آدمای لشكر خدا چه جوری از هم سبقت میگرفتند. شايد امروز يا برای پست و مقام و دنيا و پول زياده ولی قديم برای عشق به ولايت بوده».
«يادش بخير شهدامون كه هميشه پيروز و قهرمان مسابقهها و دوراهیها بودن. يادش بخير میگفت دلم تنگ شده، سر دوراهی موندم، نمیدونم بمونم و خدمت كنم يا شهادت و انتخاب كنم؟».
«خجالت میكشم. شدم مثل دختر بزرگ خونه كه خواهر كوچيكه رو بردند و خواهر بزرگه خواستگار نداره. آخه همه زودتر از اون شهيد شده بودند. قبل از رفتن زيارت حضرت زهرا(س) خوند. شهادت حضرت زهرا(س) نزديك بود و اسم عمليات هم يازهرا(س)!. از سنگر رفت بيرون وضو بگيره كه ديگه برنگشت».[1]»
*************************************************************************************************
[1] خاطرات شهيد عبدالله ميثمی