حجتالاسلام والمسلمين حسن عابديان، معاون پژوهش مجتمع آموزش عالی فقه، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) با اشاره به مفهوم تمدنسازی اسلامی گفت: مفهوم تمدنسازی اسلامی، مرتبط با آموزههای دينی است كه از طريق وحی و معصومين(ع) به ما رسيده است.
تمدنسازی اسلامی نيازمند پیريزی حكومت اسلامی است
وی افزود: تمدن اسلامی قطعا در قالب چارچوبهايی كه اسلام با مبانی و ويژگیهايش ارائه میدهد شكل میگيرد كه نمودار و مختصات آن توسط پيامبر(ص) با تشكيل حكومت اسلامی شكل گرفت؛ پيامبراكرم(ص) با تشكيل حكومت اسلامی اولين گام را برای بنيان نهادن تمدن اسلامی ايجاد كردند و به همه پيروان خويش نيز اين پيام را دادند كه برای رسيدن به اين تمدن بايد از حكومت شروع كرد و تا حكومت نباشد اين تمدن شكل نخواهد گرفت.
| حجتالاسلام عابديان: |
| تمدن اسلامی مبنايی الهی دارد كه با تمدنی كه انسانها با محوريت عقل محصور و آزمايش و خطا میسازند تفاوت ماهوی دارد؛ در حقيقت اين تمدن صدها سال از تمدن انسانی جلوتر است زيرا مفاهيمی كه خداوند و اهل بيت(ع) در ساختارسازی انسانی و تمدنی ارايه میكنند قرنها بعد انسان با تجربه به آن میرسد. |
عابديان تصريح كرد: يكی از ويژگیهای تمدن اسلامی به جز منشأ الهی و وحيانی، جهانی بودن آن است؛ اين تمدن مبنايی الهی دارد كه با تمدنی كه انسانها با محوريت عقل محصور و آزمايش و خطا میسازند تفاوت ماهوی دارد؛ در حقيقت اين تمدن صدها سال از تمدن انسانی جلوتر است زيرا مفاهيمی كه خداوند و اهل بيت(ع) در ساختارسازی انسانی و تمدنی ارائه میكنند قرنها بعد انسان با تجربه به آن میرسد.
وی ادامه داد: نكته مهم در بحث تمدنسازی اسلامی اين است كه در كنار اين حقيقت كه اين تمدن بايد از قرآن و سيره و روايات اهل بيت(ع) ساخته شود، چگونه اين ساختارها احصا و اجرا شود؛ اين تمدن بايد به نوعی كشف شود و با رويدادهای روز اجتماعی و سياسی بهروز شود.
معاون پژوهش مجتمع آموزش عالی فقه يادآور شد: اولين مرحله از تمدنسازی اسلامی شناخت پايههای اصلی است و در مرحله بعد بايد اين پايهها را كه كم و بيش در جامعه اسلامی ايجاد شده است ترميم و تجديد بنا كرد.
وی اظهار كرد: قرآن كريم در اين زمينه مباحث متعددی را بيان كرده است؛ خداوند در سوره آل عمران میفرمايد كه «انَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ»؛ يعنی تنها دينی كه از نظر قرآن چارچوب تمدنسازی دينی خواهد بود، دين اسلام است كه قطعا دين اسلام نيز طرحريزی خاصی در حوزه تمدنسازی اجتماعی و سياسی و فرهنگی در چارچوب قرآن و سنت پيشروی بشر قرار داده است.
عابديان بيان كرد: بخشی از اين تمدنسازی اسلامی در آيات متعدد قرآن بيان شده است كه از جمله آن میتوان به قصص انبيای الهی و فرامين خداوند به پيامبر(ص)در خصوص انسانها و شكلگيری حكومت اسلامی اشاره كرد.
مستضعفان در تمدن اسلامی وارثان زمين هستند
وی ابراز كرد: بخش ديگری كه قرآن كريم در خصوص تمدنسازی اسلامی به آن اشاره میكند، آيات مهدوی قرآن است؛ آيات مهدوی قرآن در حقيقت آياتی است كه خداوند آينده جهان را مورد نظر قرار میدهد؛ چشماندازی كه قرآن ارائه میدهد، دنيايی زيبا و بدون ظلم و جور با حاكميت مستضعفان و صالحان است؛ صالحانی كه سعی میكنند فرامين خدا را در روی زمين انجام دهند و حاكميت اسلامی را از حيث حكومت، شيوه و متد زندگی، سلامت اجتماعی، سياسی، اخلاقی و... به وجود بياورند.
| معاون پژوهش مجتمع آموزش عالی فقه: |
| هدف قرآن از بيان تمدنسازی اسلامی رسيدن همه بشريت به يك جامعه و تمدن مشترك دينی است؛ ابتدا اين تمدن بايد در ميان مسلمانان ايجاد شود؛ امام راحل برای نخستين بار پس از انقلاب اسلامی شعار ايجاد تمدن اسلامی آن را از متن قرآن و روايات بيان كردند. |
عابديان اظهار كرد: هدف قرآن از بيان تمدنسازی اسلامی رسيدن همه بشريت به يك جامعه و تمدن مشترك دينی است؛ ابتدا اين تمدن بايد در ميان مسلمانان ايجاد شود؛ گاهی برخی افراد عنوان میكنند كه اين تمدن اسلامی با توجه به رويكردهای گوناگون فقهی و تاريخی بين شيعه و سنی و نحلههايی چون وهابيت و تكفيریگری در عالم اسلام به وجود نمیآيد ولی در مرحله اول بايد اين تمدنسازی از درون جامعه اسلامی شيعه آغاز شود كه امام راحل برای نخستين بار پس از انقلاب اسلامی شعار آن را از متن قرآن و روايات بيان كردند.
وی ادامه داد: در حقيقت تمدن اسلامی چيز پيچيدهای نيست؛ بلكه حكومتی است كه يا با حضور امام زمان(عج) و يا نايب حضرت كه قطعا بايد فقيهی بيدار، شجاع و با درايت و.... باشد و نظاماتی كه هر كدام به دنبال پياده كردن اصول اسلام در حوزه حاكميتی و فردی باشند، اداره میشود؛ در حوزه تمدن اسلامی نيز به دو حوزه فردی و اجتماعی توجه شده است و همانگونه كه فقه ما بيشتر در حوزه فردی به ارايه اصول زندگی پرداخته است در زمينه حاكميتی نيز نظرات قطعی وجود دارد كه توجه به آن دنيا را دگرگون خواهد كرد.
معاون پژوهش مجتمع عالی فقه بيان كرد: بحث تمدنسازی اسلامی از سوی مقام معظم رهبری به شكل جدی مطرح شده است؛ قطعا اين پيام مقام معظم رهبری كه هميشه در ديدار با نخبگان كشور مطرح میكنند با محوريت «لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ »است؛ مهمترين خروجی تمدن اسلامی عمل مردم و حاكمان در محوريت قسط و عدل است.
وی تاكيد كرد: اگر عدالت در جامعه رعايت شود، تمدن اسلامی به بالاترين حد خواهد رسيد؛ هدف از تشكيل جامعه نيز همين كنترل اجتماعی برای رسيدن به حدكمال است؛ از منظر قرآن مردم بايد برای رسيدن به قسط و عدل قيام كنند و هيچگاه بیعدالتی را تحمل نكنند و حاكمان نيز بايد مظاهر بیعدالتی را از صحنه جامعه برطرف كنند؛ اگر حق هر كسی به صاحبش داده شود قطعا مردمی كه در درجات پايين قرار میگيرند برای رسيدن به جايگاه برخورداری معنوی و مادی بيشتر تلاش بيشتری میكنند و در دام نفسانيات نمیافتند.
عابديان اظهار كرد: حاكميت در تمدنسازی اسلامی در توجه به ابعاد مادی و معنوی با محوريت الهی شدن افراد خلاصه میشود؛ جامعهای كه خدايی شود همه اركان و روابط و تعاملات آن خدايی خواهد شد كه بالاترين مرتبه آن در زمان ظهور حضرت ولی عصر(عج) به وقوع میپيوندد؛ البته تا زمان ظهور بر ماست كه برای رسيدن به مراتبی از آن تلاش كنيم.
| مدرس حوزه: |
| در تمدن سازی اسلامی، قطعا هيچ نهادی به اندازه حوزه، جايگاه، نقش و وظيفه ندارد؛ در مرحله اول حوزه است كه بايد چشمانداز و ساختار تمدن اسلامی را از قرآن و كلام معصومين(ع) و سيره حضرات استخراج و ارايه كند. |
حوزههای علميه چشمانداز تمدن اسلامی را از متون دينی استخراج كنند
معاون پژوهش مجتمع آموزش عالی فقه تصريح كرد: در تمدنسازی اسلامی، قطعا هيچ نهادی به اندازه حوزه، جايگاه، نقش و وظيفه ندارد؛ در مرحله اول حوزه است كه بايد چشمانداز و ساختار تمدن اسلامی را از قرآن و كلام معصومين(ع) و سيره حضرات استخراج و ارائه كند.
لزوم ارائه راهكارهای عملی برای دستيابی به تمدن اسلامی از سوی حوزه
عابديان يادآور شد: حوزه در مرحله بعد بايد سياستها و راهكارهای عملی نيل به تمدن اسلامی در حوزه خرد و كلان آن را بيان كند؛ قطعا چنين كار پيچيده و تخصصی غير از عالمان حوزه از هيچ كسی بر نمیآيد؛ نگاهی كه امام خمينی(ره) وارد حوزه كرد و مقام معظم رهبری نيز مبانی آن را مطرح كرد و ادامه داد، قطعا در همين راستا است و به همين دليل است كه رهبر انقلاب اين همه به تحول در حوزه تصريح دارند.
وی ادامه داد: يكی از مشكلاتی كه در اين بين وجود داشته اين بوده است كه حوزه شيعه تا پيش از انقلاب كمتر به بحث فقه حكومتی و حاكميتی و عمومی پرداخته بود؛ زيرا اصلا موضوع مبتلابهای در اين باره وجود نداشت و حكومت در دست دين داران اصيل نبود؛ بلكه در بهترين شرايط احترام بيشتری به آنها گذاشته میشد ولی پس از انقلاب قرار شد كه نظام اسلامی با قوانين اسلام اداره شود و در اين جا بود كه فقه حكومتی برای چيدن اين روابط ضرورت پيدا كرد.
لزوم تغيير نگاه از فقه فردی به فقه اجتماعی در حوزههای علميه
اين پژوهشگر و استاد حوزه بيان كرد: پس از انقلاب شرايط به كلی تغيير كرد و ضرورت فقه حكومتی بسيار بيشتر حس شد؛ كارهای علمی كه در اين رابطه در حال انجام شدن است هنوز با ظرفيتهای اصلی فاصله دارد و بايد كار بيشتری در اين عرصه انجام شود؛ رهبر انقلاب يكی از دغدغههای خود را تحول در حوزه معرفی كردهاند و يكی از مبانی اصلی اين تحول، تحول در نگاه فقهی به مفهوم جامعه و فرد است كه بايد در حوزه فقه اجتماعی كار بيشتری صورت گيرد زيرا همه از حوزه توقع كارهای بزرگ و تحول آفرين را دارند كه مهمترين آن تمدنسازی اسلامی است پس خود حوزه بايد اين تحول را ابتدا در خود به وجود بياورد.