کد خبر: 1304876
تاریخ انتشار : ۲۸ مهر ۱۳۹۲ - ۰۹:۱۵
نقد و بررسی قرآن‌پژوهی مستشرقين/27 حجت‌الاسلام روشن‌ضمير عنوان كرد

شبهات آغازين مستشرقين درباره مصادر قرآن؛ هم‌جنس‌‌ شبهات مشركان مكه

از آغاز نزول وحی بر پيامبر اكرم(ص) اسلام، مشركين شبهاتی درباره مصدر يا مصادر وحی مطرح كردند؛ در قرن يازدهم ميلادی نيز كه كشيشی اسپانيايی برای نخستين بار قرآن را ترجمه كرد، مستشرقين شبهاتی را راجع به مصادر قرآن مطرح كردند كه از جنس‌‌ شبهات مشركان مكه بود.



حجت‌الاسلام والمسلمين ابراهيم روشن‌ضمير، مدرس دانشگاه علوم اسلامی رضوی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری بين‌المللی قرآنی (ايكنا) با اشاره به شبهاتی كه درباره مصادر قرآن از سوی مستشرقين مطرح شده است، اظهار كرد: از آغاز نزول وحی بر پيامبر اكرم(ص) اسلام، مشركينی كه به وحی اعتقاد نداشتند، شبهاتی درباره مصدر يا مصادر وحی مطرح كردند. آن‌ها پيامبر(ص) را به فريب و دروغ‌گويی، سحر و جادو و شاعری متهم می‌كردند و گاهی اطلاعات پيامبر را برگرفته از افراد خاصی می‌دانستند كه در آياتی از قرآن هم به اين مطلب اشاره شده است.


وی افزود: پيامبر(ص) در مكه با فردی رومی مراوده می‌كرده كه كسانی ادعا كردند ايشان اطلاعات خود را از اين فرد می‌گرفته است. خداوند در قرآن می‌فرمايد: «ووَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّمَا یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِّسَانُ الَّذِی یُلْحِدُونَ إِلَیْهِ أَعْجَمِیٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِیٌّ مُّبِينٌ؛ و نيك می‌دانيم كه آنان می‌گويند جز اين نيست كه بشرى به او می‌آموزد [نه چنين نيست زيرا] زبان كسى كه [اين] نسبت را به او می‌دهند، غيرعربى است و اين [قرآن] به زبان عربى روشن است (نحل/103). اين آيه به اين مضمون اشاره دارد كه چگونه ممكن است پيامبر اطلاعات معجزه‌ای را كه آورده و همه از تحدی با آن باز مانده‌اند، از كسی گرفته باشد كه زبان او عربی نيست و در عين حال اعراب از آوردن مثل آن عاجز بمانند.


استشراق در قرآن


مدرس دانشگاه علوم اسلامی رضوی درباره سرآغاز شرق‌شناسی، گفت: در اين‌باره بحث‌های فراوانی شده‌است. مهم‌ترين دوره‌ای را كه بتوان برای شرق‌شناسی عنوان كرد، حدود قرن يازده ميلادی است. در اين قرن فردی با اصالت فرانسوی به عنوان رييس دير و كليسا، در اسپانيای امروز و اندلس آن روز، شروع به ترجمه قرآن كرد كه می‌توان آن زمان را سر‌آغاز استشراق دانست.


وی با بيان اين‌كه مستشرقين از‌‌ همان آغاز گاهی لا‌به‌لای نمايشنامه‌ها، گاه در ميان مطالبی كه می‌آوردند و حتی‌ در مقدمه ترجمه‌هايی كه برای قرآن می‌نوشتند، شبهات خود را مطرح می‌كردند، افزود: در ابتدا شبهات آن‌ها درباره مصادر وحی از جنس‌‌ همان شبهات مشركان مكه بود و تقريبا شبهه جديدی مطرح نمی‌شد. آن‌ها گاهی پيامبر را دچار بيماری صرع می‌دانستند و گاهی هم ورقة بن نوفل و بحيرا يا گروهی به‌ نام گروه حنفا را منبع اطلاعات پيامبر(ص) می‌دانستند.


شبهه مستشرقين در منبع صدور قرآن


وی با تصريح به اين‌كه بيشترين شبهه‌ مطرح شده از طرف خاور‌شناسان درباره مصدر قرآن، تلقی تورات و انجيل بودن به منابع اطلاعاتی پيامبر(ص) بوده است، گفت: چون برخی از مستشرقين پيامبر(ص) را امی نمی‌دانستند و ايشان را بر خواندن و نوشتن توانا می‌دانستند، اين‌گونه بيان كردند كه پيامبر(ص) در محيط مكه دسترسی به تورات و انجيل داشته و با مطالعه آن كتب، مطالب را به شكل ديگری بازسازی و بيان كرده‌است.


حجت‌الاسلام و المسلمين روشن‌ضمير با بيان اين‌كه پاسخ شبهه اين دسته از مستشرقين را می‌توان در عدم وجود خرافات تورات و انجيل در قرآن دانست، خاطرنشان كرد: برخی از خاور‌شناسان، به خصوص نويسنده مقاله «محمد» در دانشنامه بريتانيكا، هنگام مواجهه با تبيين صورت گرفته ادعا می‌كنند كه مطمئنا حضرت محمد(ص) امی بوده، ولی ايشان اطلاعات خود را از افواه مردم می‌گرفته و به دليل ناقص بودن اطلاعات مردم، اين خرافات به شكل ناقص در قرآن ورود پيدا كرده‌است. علمای اسلام در پاسخ اين ادعا گفته‌اند كه اگر پيامبر(ص) امی بوده و نمی‌توانسته تورات و انجيل را بخواند و اطلاعاتش را از افواه مردم گرفته است، طبعا بايد اين خرافات به شكل بدتری در قرآن وارد می‌شد.


شبهه حديث نفسی، مترقی ترين شبهه مستشرقين


اين مدرس جامعه المصطفی العالميه افزود: بعد‌ها خاور‌شناسان چنين ادعا كردند؛ وقتی گفته می‌شود كه پيامبر(ص) اطلاعاتش را از تورات و انجيل گرفته، منظور اين نيست كه ايشان دقيقا با مطالعه آن كتب توانسته قرآن را بياورد، بلكه منظور اين است كه پيامبر(ص) به عنوان شخصی كه درد مردم را داشته و در محيط آن روز عربستان هم افكار اديان وحيانی، گروه حنفاء، ورقة بن نوفل و افكاری شبيه افكار اسلامی وجود داشته است، ايشان با تفكر چهل‌ساله در اين باره توانسته‌اند قرآنی را كه از درون خود جوشيده است، به مردم ارائه نمايد. يعنی قرآن را محصول شرايط اجتماعی دانسته‌اند.


وی در ادامه گفت: خاور‌شناسان در صد سال اخير اين انديشه را تحت عنوان شبهه وحی نفسی مطرح كردند. البته شبهه وحی نفسی نيز تا به اين مرحله برسد، مراحلی را طی كرده است. در آخرين مرحله خاور‌شناسان گفته‌اند كه پيامبر هرچه را كه گفته است، از روی صدق و راستی مطرح كرده، اما آنچه كه به عنوان مصدر وحی تلقی نموده است، در واقع مصدر و منشاء وحی نبوده، بلكه حديث نفس پيامبر(ص) بوده است. خاورشناسان برای اثبات اين نظريه، هم به شواهد بيرونی و هم به شواهد قرآنی و هم به روايات اهل سنت استناد كرده‌اند.


وی در تبيين شواهد بيرونی مستشرقين، اظهار كرد: ايشان چنين استناد می‌كنند كه ما مشابه اين مسئله را در تاريخ در مثال ژاندارك داريم. ژاندارك دختری فرانسوی است كه وقتی فرانسه در اشغال انگليس است، تصور می‌كند رسالتی الهی برای آزادسازی فرانسه دارد. او تصور می‌كند كسی به او الهام می‌كند و اين وهم تا آنجا ادامه می‌يابد كه افرادی پيرامون خود جمع نمود و ‌‌نهايتا در اين راه جان خود را نيز از دست داد.


وی با بيان اين‌كه در كتب اهل سنت اشارات زيادی به منابع بيرونی اطلاعات پيامبر وجود دارد، خاطرنشان كرد: برخی از اسناد و روايات اهل سنت، راه چاره و سرپلی برای استناد ادعای خاور‌شناسان می‌شود. مثلا در صحيح بخاری، باب بدء الوحی، آمده است كه وقتی پيامبر(ص) مبعوث و به ايشان وحی می‌شود، ايشان از پيامبری دركی ندارند، لهذا نزد خديجه می‌روند و شرح حال خود را بيان می‌كنند. وی نيز پيامبر(ص) را نزد ورقة بن نوفل كه عالمی مسيحی است، می‌برد و او با ديدن شواهد، رأی بر پيامبری ايشان می‌دهد. طبيعی است بر مبنای چنين حرفی كه پيامبر(ص) پيامبری خود را بر اساس گفته ديگران شناخته و همچنين رواياتی كه درباره اذان و باقی مسائل در كتب اهل سنت داريم، راه را برای ادعای اخذ اطلاعات پيامبر(ص) از سايرين باز می‌كند.


ادامه دارد...

captcha