پايههای فكری دين در هر فردی مبتنی است بر اينكه او چه تصور و شناختی از خدا دارد. واكاوی و تحليل نگاههای افراد مختلف به خدا و تصويری كه از خدا در درونشان ساختهاند، نشان میدهد هر كس به فراخور اطلاعات و ظرفيت فكری كه دارد، خدا را آنگونه كه میتواند تصور میكند نه آنگونه كه هست.
شناخت خدا آنگونه كه هست با تمام صفاتش يعنی ورود به همان وادی كه فرشتگان از آن محروم بودند و خدا از طريق انسان به فرشتگانش اسماءالله را آموخت.
شناخت هر چه بيشتر و بهتر خداوند تبارك و تعالی، يعنی هدف آفرينش و چه كسی بهتر از حضرت رسول(ص)، خدا را میشناسد و چه كسی است كه بهتر از او بتواند خدا را آنگونه كه هست بشناساند.
خطبه غدير كه حضرت رسول(ص) آن را در روز عيد غدير خطابه فرمودند، ظرفيت عظيم خداشناسی است؛ ظرفيتی كه متأسفانه به شدت مورد غفلت قرار گرفته و كمتر مورد تحليل، بررسی، واكاوی و ترويج بوده است.
| خدا؛ آنگونه كه هست |
| صورت آفرينش او را الگويی نبوده و آفريدگان را بدون ياور و رنج و چاره جويی، هستی بخشيده است. جهان با ايجاد او موجود و با آفرينش او پديدار شده است |
پيامبر(ص) در ابتدای خطبه غدير خدا را معرفی میكند برای حجاجی كه تازه مناسك حجشان پايان يافته و در بازگشت از مكه به مدينه هستند و در اين معرفی ستايش را مخصوص يك خدای واحد میداند خدايی كه «در يگانگیاش بلند مرتبه و در تنهايیاش به آفريدگان نزديك است؛ سلطنتش پرجلال و در اركان آفرينشاش بزرگ است. بى آنكه مكانگيرد و جابه جا شود بر همه چيز احاطه دارد و بر تمامی آفريدگان به قدرت و برهان خود چيره است»
«خدا» همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگی او را پايانی نيست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامی امور به سوی اوست. اوست آفريننده آسمانها و گستراننده زمينها و حكمران آنها. دور و منزه از خصايص آفريدههاست و در منزه بودن خود نيز از تقديس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزونی بخش آفريدهها و نعمت ده ايجاد شده است.
هموست ايجادگر هر موجود در تاريكستان لاشیء
«الله» كريم و بردبار و شكيباست. رحمتاش جهان شمول و عطايش منّتگذار. در انتقام بیشتاب و در كيفر سزاواران عذاب، صبور و شكيباست. بر نهانها آگاه و بر درونها دانا. پوشيدهها بر او آشكار و پنهانها بر او روشن است. اوراست فراگيری و چيرگی بر هر هستی. نيروی آفريدگان از او و توانايی بر هر پديده ويژه اوست. او را همانندی نيست و هموست ايجادگر هر موجود در تاريكستان لاشیء. جاودانه و زنده و عدل گستر. جز او خداوندی نباشد و اوست ارجمند و حكيم.
|
ديدهها را بر او راهی نيست و اوست دريابنده ديدهها. بر پنهانیها آگاه و بر كارها داناست. كسی از ديدن به وصف او نرسد و بر چگونگی او از نهان و آشكار دست نيابد مگر، او - عزّوجلّ - خود، راه نمايد و بشناساند.
و رسول(ص) گواهی میدهد به حقيقتی كه با ذره ذره وجودش به آن ايمان دارد. «و گواهی میدهم كه او «الله» است. همو كه تنزّهش سراسر روزگاران را فراگير و نورش ابديت را شامل است. بیمشاور، فرمانش را اجرا، بیشريك تقديرش را امضا و بیياور سامان دهی فرمايد. صورت آفرينش او را الگويی نبوده و آفريدگان را بدون ياور و رنج و چاره جويی، هستی بخشيده است. جهان با ايجاد او موجود و با آفرينش او پديدار شده است.
پس اوست «الله» كه معبودی به جز او نيست. همو كه صُنعش استوار است و ساختمان آفرينشش زيبا. دادگری است كه ستم روا نمیدارد و كريمی كه كارهابه او بازمیگردد.
و گواهی می دهم كه او «الله» است كه آفريدگان در برابر بزرگیاش فروتن و در مقابل عزّتش رام و به توانايیاش تسليم و به هيبت و بزرگیاش فروتناند. پادشاه هستیها و چرخاننده سپهرها و رام كننده آفتاب و ماه كه هريك تا اَجَل معين جريان يابند. او پردۀ شب را به روز و پردۀ روز را - كه شتابان در پی شب است - به شب پيچد. اوست شكنندۀ هر ستمگر سركش و نابودكنندۀ هر شيطان رانده شده.
| خدايی كه پيامبر(ص) میشناسد: |
| او خدايی است كه كسی از مكرش در امان نبوده و از بیعدالتيش ترسان نباشد (زيرا او را ستمی نيست) |
بخنداند و بگرياند، نزديك آورد و دور برد، بازدارد و عطا كند
نه او را ناسازی باشد و نه برايش انباز و مانندی. يكتا و بینياز، نه زاده و نه زاييده شده، او را همتايی نبوده، خداوند يگانه و پروردگار بزرگوار است. بخواهد و به انجام رساند. اراده كند و حكم نمايد. بداند و بشمارد. بميراند و زنده كند. نيازمند و بینياز گرداند. بخنداند و بگرياند. نزديك آورد و دور برد. بازدارد و عطا كند. اوراست پادشاهی و ستايش، به دست توانی اوست تمام نيكی و هموست بر هر چيز توانا.
شب را در روز و روز را در شب فرو برد. معبودی جز او نيست؛ گران مايه و آمرزنده؛ اجابت كنندۀ دعا و افزايندۀ عطا، بر شمارندۀ نفَسها؛ پروردگار پری و انسان. چيزی بر او مشكل ننمايد، فرياد فريادكنندگان او را آزرده نكند و اصرارِ اصراركنندگان او را به ستوه نياورد.
نيكوكاران را نگاهدار، رستگاران را يار، مؤمنان را صاحب اختيار و جهانيان را پروردگار است؛ آن كه در همه احوال سزاوار سپاس و ستايش آفريدگان است.
او را ستايش فراوان و سپاس جاودانه میگويم بر شادی و رنج و بر آسايش و سختی و به او و فرشتگان و نبشتهها و فرستادههايش ايمان داشته، فرمان او را گردن میگذارم و اطاعت میكنم؛ و به سوی خشنودی او میشتابم و به حكم او تسليمم؛ چرا كه به فرمانبری او شائق و از كيفر او ترسانم. زيرا او خدايی است كه كسی از مكرش در امان نبوده و از بیعدالتيش ترسان نباشد (زيرا او را ستمی نيست).
يكی از دلايل عدم عجابت دعا اين است كه ما از خدايی كه نمیشناسيم يا خدايی كه برای خود ساختهايم و نه خدای واقعی درخواست میكنيم، در حالی كه بهترين سخنان برای شناخت خدا را نبی (ص) و علی(ع) نقل كردهاند؛ البته برای كسانی كه میانديشند.
اقتباس شده از خطبه غدير