به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا) به نقل از جماران، حميد انصاری، قائممقام مؤسسه حفظ و نشر آثار حضرت امام خمينی(ره) در يادداشتی به تحليل وقايع چند روز گذشته پرداخته كه متن آن به شرح ذيل است:
درج نوشتهای ناروا، خلاف، سخيف و موهن در صفحه متعلق به خانم نعيمه اشراقی در فضای مجازی – كه وی رسماً انتساب آن را به خود تكذيب كرده است - قلب همه دوستان امام خمينی و بيش از همه قلب منسوبين امام را به درد آورد.
اين نوشته صرف نظر از سخافت و خلاف بودن، توهين به امام راحل و ولی نعمتان واقعی انقلاب يعنی خانواده عزيز شهيدان بوده است و به همين دليل، انتشار آن از سوی هر فرد و يا تشكيلاتی كه انجام يافته باشد، فی نفسه اقدامی زشت و محكوم است.
پيش از آنكه به بيان چگونگی اين واقعه تلخ و پيامدهای تلخ تر بعدی آن كه با فضاسازیهای جنجالی چند رسانه پديد آمده است، بپردازم همين جا وظيفه میدانم از نور چشمان عزيزمان فرزندان و بستگان عزيز شهيدان پرآوازه انقلاب و دفاع مقدس و نمايندگان متعهد مجلس شورای اسلامی و اكثريت جرايد و رسانه های وزين و متين كه احساسات خالصانه خود را نسبت به قداست جايگاه امام راحل ابراز داشته و از حرمت هميشگی و انكارناپذير خانواده معظم شهيدان و ايثارگران دفاع كردهاند و همچنين از تذكرات به حقی كه اين بزرگواران در سخنان متانتآميز خويش در لزوم مراقبت توأم با دقت و حساسيت فراوان نسبت به آنچه كه به امام و شهدا نسبت داده میشود خصوصاً آنجا كه گوينده اين مطالب نسبتی با امام داشته باشد، صميمانه و با كمال خضوع سپاسگزاری كنم. وجود اين حساسيتهای ارزنده، بزرگترين سرمايه دوستان امام، بيت امام و مؤسسه نشر آثار امام در پا فشاری بر پيمودن راه نورانی امام و شهيدان است. فداكاریهای كمنظير خانوادههای معظم شهيدان، ايثارگران انقلاب و دفاع مقدس حقی عظيم را سبب شده است كه سلامت جامعه و تضمين استمرار نظام مقدسمان در گرو پاسداشت هميشگی آن است.
كتاب تبيان «ايثار و شهادت در مكتب امام خمينی» كه از سوی مؤسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام منتشر شده است آكنده از مطالبی است كه امام خمينی در توصيف بزرگی حقی كه خانواده معظم شهيدان بر گردن ملت ايران برای هميشه تاريخ دارند و در توصيف مراتب ايمان و فداكاری اين عزيزان و مقامات معنوی والای آنان در پيشگاه خداوند بيان فرموده است. بر اين اساس آزردن دل داغديده كسانی كه پيروزی و استقلال و تماميت ارضی كشورمان را مرهون فداكاری ايشان و جانفشانی فرزندان و عزيزانشان هستيم، آزردن قلب امام و شهيدان و گناهی است نابخشودنی كه هم اثر وضعی دنيوی دارد و هم عقوبت سهمگين اخروی. اين واقعه تلخ و پيامدهای آن هشداری است به همه كسانی كه از منظر انتساب به امام به اظهار نظر میپردازند.
اما قضيه منحصر به همين موضوع نيست. نحوه انتشار اين خبر و سلسله مطالبی كه در ادامه آن از پنجشنبه گذشته (4 روز اخير) در مجموعهای از چند سايت، خبرگزاری و روزنامه وابسته به يك جريان خاص سياسی منتشر شد، صورت مسئله را عوض كرد و اين اهانت فيسبوكی بهانهای شد برای طراحی سناريويی ديگر.
پخش خبر انتشار اين مطلب سخيف و موهن - كه انتشار آن هيچ نسبتی با مؤسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام نداشته است - سوژهای شد برای جريانی افراطی تا هجمهای همهجانبه و گسترده را عليه اين مؤسسه سازماندهی كنند و از اين ناحيه افكار عمومی را نسبت به نهادی كه با نظر و حكم خاص حضرت امام تأسيس شده است، بدبين نمايند.
برخلاف آنچه كه در چند رسانه خاص القا شده است بيت شريف حضرت امام و يادگار امام و مؤسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام نه تنها نسبت به اين واقعه «بیتفاوت» نبوده است، بلكه به محض اطلاع، با حساسيت فراوان موضوع را تعقيب كرده و با آن برخورد نموده است. نخستين اقدام لازم، ملاحظه و بررسی اصل موضوع، صحت و سقم آن و نحوه انتشار آن و تماس با فردی بود كه اين مطلب به نام وی منتشر شده است. با تأكيد بر اينكه اين فرد هيچگونه عضويت و اشتغال و ارتباطی با مؤسسه ندارد. در پيگيریها و تماسهای اعضای بيت حضرت امام و توليت مؤسسه ضمن اعتراض شديد به اين رخداد، از اصل موضوع و چگونگی انتشار آن استعلام شد. مشخص گرديد كه نامبرده قاطعانه انتساب آن را به خود تكذيب كرده و انتشار آن را ناشی از دستكاری و هك صفحه شخصی خود در فيسبوك میداند. وی اعلام كرد كه در صدد تنظيم تكذيبيه و انتشار آن میباشد و بر تسريع در انتشار آن تأكيد شد. ياد آور میشوم اين مطلب موهن ابتدا در محدوده فيسبوك كه افرادی محدود و عمدتاً جوانان در آن عضويت دارند در صفحه متعلق به نامبرده درج شده است.
فرزند بزرگوار شهيد همت در صفحه اختصاصی خود در همان فضای محدود فيسبوك به انتشار اين مطلب اعتراض میكند و غيرتمندانه و تحسينبرانگيز از حرمت امام و ايثارگران دفاع میكند. تا اينجا موضوع در سطح مشتركان محدود صفحات فيسبوك مطرح است اما خبرگزاری فارس در ساعت 23 چهارشنبه (24 / 7 / 1392 روز عيد قربان كه تعطيل رسمی بوده است) با انتشار بخشهايی از اين اعتراضيه، موضوع را در سطح عمومی و رسانههای رسمی در گستره وسيع فضای مجازی اينترنتی منعكس میكند. به فاصلهای كمتر از سه ساعت از انتشار درج اين مطلب، تكذيبيه مذكور همراه با اعتذار و تأكيد بر عظمت جايگاه شهيدان و ايثارگران عزيز در ساعت يك و بيست و پنج دقيقه بامداد پنجشنبه در پايگاه اطلاعرسانی جماران منتشر شد.
خبرگزاری فارس علیرغم اينكه در اينگونه موارد مطالب مرتبط را بلافاصله و حتی به صورت لحظهای پوشش میدهد تا ساعت ده و نيم صبح از انتشار تكذيبيه خودداری میكند. چند ساعت بعد، اين خبرگزاری مطالب بیپايه يك فرد پناه برده به بيگانگان را در رد تكذيبيه مذكور با آب و تاب همراه با تصوير قسمتی از نوشته موهن را منتشر كرد. بدين ترتيب صرف نظر از اينكه با چه انگيزهای يك خبرگزاری رسمی اظهارات اين فرد ضد نظام را منتشر میكند و نحوه انتشار به گونهای است كه تلويحاً محتوای آن را تأييد میكند! عملاً اين اقدام خبرگزاری باعث شد تا موضوعی سخيف منتشر شده در يك صفحه بیاعتبار فيسبوكی، به عنوان سوژهای جذاب در فضای مجازی برای سايتهای دشمنان امام و انقلاب و بيگانگان دامن زده شود كه پيامدهای آن را در برنامهسازیهای بیبیسی و سايتهای ضد ايرانی در چند روز گذشته شاهد بوديم. اين اقدام خبرگزاری فارس – كه انشاءالله با منظوری خاص و هدفمند نبوده است – و همچنين سلسله خبرها و گفتوگوها و مطالبی كه از بعد از ظهر روز پنجشنبه و در ايام تعطيل مؤسسه تا به امروز توسط اين خبرگزاری و چند سايت و خبرگزاری و يكی دو روزنامه همسوی با آن به صورتی كمسابقه و پياپی توليد و و انتشار يافته است باعث شده تا سمت و سوی مطالب به حمله عليه مؤسسه نشر آثار امام تبديل شود؛ مؤسسهای كه نه تنها هيچ ارتباطی با نشر اين مطلب نداشته، بلكه به محض اطلاع به طور جدی با آن برخورد كرده است.
سند گويای ما بر اين واقعيت عناوين تيترهايی است كه اين خبرگزاری و يكی دو روزنامه و سايت همسوی آن در چند روز گذشته انتشار دادهاند كه در اغلب آنها به جای محكوميت توهين به امام به محكوميت مؤسسه پرداختهاند. وجدان پاك خوانندگان منصف اين نوشته و همه كسانی كه در پی كشف حقيقت و در معرض اظهار نظر نسبت به اين موضوع قرار دارند را به داوری میطلبم. ملاحظه مطالبی كه در ذيل اين تيترها در چند رسانه مذكور منتشر شده است اين حقيقت را برملا میكند كه چگونه از اين موضوع بیارتباط با مؤسسه، با اغراض خاص سياسی سناريويی ساخته و پرداخته میشود كه طی آن اصل موضوع فراموش میشود و فرصتی برای عقدهگشايی عليه يادگار امام و كسانی فراهم میگردد كه بر اساس حكم حضرت امام و بر مبنای وصيتنامه متولی منصوب امام، در اين مؤسسه امانتدارانه بدون چشمداشت و هياهو خدمت میكنند و فراتر از آن در اين مقالات و سرمقالهها و گفتوگوها علناً از عدم نياز به ادامه فعاليت مؤسسه امام خمينی و از برچيدن آن و خلع يد يادگار امام و بيت امام و يا از واگذاری آن به مراجع ذیصلاح! سخن میگويند. همين جريان چند سال پيش از اين نيز در چند نوبت با فضاسازیهای مشابه، نيت سياسی خويش را مطرح كردند، اما نتيجهای نگرفتند.
نكته جالب اينكه همين جريان و روزنامهای كه امروز از سكوت و موضع نگرفتن مؤسسه در قبال خاطرات و مطالبی كه نسبت به امام منتشر میشود با هياهوی فراوان به نا حق داد سخن داده و بدان معترض است، در اعتراضات و ادعاهای قبلیشان در موضعی كاملاً وارونه به مؤسسه از اين بابت تاختهاند كه به چه حقی خود را متولی اظهار نظر درباره خاطرات و مطالب مربوط به امام و زندگی امام و سخنان شخصيتها درباره امام میداند! و نوشتند كه مراكز انتشاراتی و افراد ذیصلاح ديگر در انتشار اينگونه مطالب آزادند! و بارها نوشتند كه مؤسسه نقش سخنگويی و اعلام موضع ندارد و با صراحت از لزوم شكستن انحصار در مرجعيت نظارتی اسناد و آثار امام سخن گفتند و حتی نوشتند نهضتی برای انتشار افكار و اسناد امام بدون نياز به نظرخواهی و مجوز مؤسسه نشر آثار امام برپا میكنند. و مؤسسات مختلف را برای مشاركت در اين نهضت فراخواندند! مدارك اين برخورد متضاد را میتوان با مراجعه به آرشيو مطالب همين سايتها و سرمقالههای همين روزنامهها ديد (و در آرشيو اسناد مؤسسه نيز موجود است) مقايسه اين ادعاها و اعتراضهای متضاد، حقيقتاً به تنهايی معياری است برای سنجش ميزان صداقت كسانی كه زير نام دفاع از امام و ارزشها به مخالفت با راه و رسم ترسيم شده توسط شخص حضرت امام در باب مرجع نظارت بر انتشار آثار ايشان، پرداختهاند.
به راستی چگونه میتوان ادعای ابراز ناراحتی از اين توهين را از كسانی پذيرفت كه به همين بهانه سرمقالهای را با تيتر «خط امام، ژنتيك امام» منتشر میكنند و در بخش نتيجهگيری آن مینويسند «انتساب خانوادگی و انتساب فكری با امام بايد با مرزبندی جديدی سامان يابد ... بايد ژنتيك امام از خط امام جدا شود. تشكيلات مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام بايد به يك مرجع بالادستی و فرادولتی و حتی فرانظارتی منتقل شود. اين مجموعه میتواند «مجلس خبرگان رهبری» باشد ... معنی ندارد اين مهم به پيوندهای ژنتيكی حصر شود، چرا كه صلاحيت فكری و اعتقادی افراد در گذر زمان میتواند متحول شود و اين تحول تأثير خود را به تفسير انديشه امام بگذارد». آيا اين تحليل و نتيجه و مفهوم اين جملات جز اين است كه گفته شود تصميم و حكم امام خمينی مبنی بر واگذاری مسئوليت مؤسسه به فرزندش بیمعنا و اشتباه بوده است؟ و همچنين تصميم وصی خاص و منصوب حضرت امام كه طبق وصيتنامهاش حجتالاسلام و المسلمين حاج حسنآقا را به عنوان وصی خود در امر اداره و توليت مؤسسه تعيين كرده است، بیمعنا و اشتباه بوده است؟ آيا گردانندگان اين روزنامه – كه وابسته به يك ارگان مهم و ارزشمند میباشد - مدعیاند درك امام خمينی و يادگار ايشان از مصلحت نحوه حفظ آثار خويش برای آيندگان و جلوگيری از تحريف آن كمتر از تشخيص نويسنده اين سرمقاله است؟ آيا مفهوم اين عبارت متضمن وهن امام نيست؟ آيا به راه انداختن موجی بیدليل عليه مؤسسه و يادگار و بيت امام به بهانه انتشار مطلبی موهن فيسبوكی، مقابله با تصميم امام و وهنی بزرگتر از آن وهن سخيف -كه البته اقدامی محكوم و قابل رسيدگی میباشد- نيست؟ آيا توسعه همان توهين از صفحه فيسبوك به رسانههای عمومی و نقل و ترجيح اظهارات يك ضد انقلاب فراری بر تكذيبيه رسمی كه زمينه جلب توجه ميليونها كاربر فضای مجازی را فراهم ساخت، همچون اصل ماجرا قابل تقبيح نيست؟ آيا اين حق را به مؤسسه و خوانندگان منصف مطالبی كه منتشر كردهايد نمیدهيد كه نسبت به اساس اين ماجرا و سناريويی كه بعد از آن به صورت هماهنگ اجرا شد به ديده ترديد بنگرند؟
در پاسخ به موج حساب شده و گسترده چند روز اخير عليه مؤسسه فقط به ذكر همان جملهای اكتفا میكنم كه چند سال قبل خطاب به همين جريانهای افراطی گفته شد كه: به لطف خدای متعال و هدايتهای امام و خلف شايسته امام و تعهد مسئولين و خبرگان و نمايندگان ملت، جمهوری اسلامی در چنان وضعيتی است كه نه امروز و نه هيچگاه ديگر، شاهد روزی نخواهد بود كه مسئولينش خط بطلان بر تصميمات و احكام بنيانگذار آن بكشند. چنين آرزويی هرگز تحقق نخواهد يافت. خدمتگزاران امين مؤسسه نشر آثار امام، علیرغم همه تهمتها و خلافنويسیها و جنجالهای رسانهای بر همان عهد و پيمان هميشگی خويش پايبندند و وظايف خود را در همان مسير تعيين شده قانونی و شرعی ايفا میكنند و در مورد واقعه تلخ درج مطلب اهانتآميز اخير نيز همانگونه كه عرض كردم مؤسسه كوتاهی نكرده است و به محض اطلاع به وظيفه خويش عمل كرده است و تا حصول نتيجه آن را بدون ملاحظه نسبتها پيگيری خواهد كرد.
مؤسسه يك حزب و تشكل سياسی نيست كه طبق مقتضای سياست و خواسته جريانهای سياسی با افراطيون همصدا شود و هر روز عليه اين و آن بيانيه بدهد. همچنين مؤسسه يك نهاد قضايی كه وظيفهاش محاكمه و صدور حكم و اجرای آن باشد نيست. حدود اختيارات و وظايف مؤسسه و اصول حاكم بر آن را بارها و اخيراً نيز بيان كردهايم و تكرار نمیكنم. اگر ادعای اهانتی مطرح شد متناسب با حد و حجم آن بايد به دقت چگونگی وقوع آن را بررسی كند و از نهادهای ذیربط بخواهد تا عامل يا عاملين درج آن را شناسايی كنند و نتيجه را به نهادهای امنيتی و قضايی ذیربط منعكس كند. مطمئناً نهادهای مذكور مسئله اخير و تبعات و بازتابهای آن را زير نظر داشته و طبعاً به وظايف خويش عمل خواهند كرد. اما همزمان با آن، جا دارد كه مسئولين نظام و هيئت عالی نظارت بر مطبوعات و دايره نظارت بر فعاليت خبرگزاریها و رسانههای ديجيتالی يكبار برای هميشه تكليف استفاده جريانهای افراطی از چند سايت و خبرگزاری و روزنامهای كه با هزينه بيتالمال اداره میشوند را مشخص كنند كه بدون هيچگونه پايبندی به قوانين كشور و بدون رعايت اصول اخلاقی، خود را مجاز میشمارند تا به هر بهانهای و هر از چند روزی يكبار عليه نهادهای رسمی و تخريب و تضعيف آن و عليه خدمتگزاران ملت جنجالآفرينی كنند و در انبوه مطالبی كه منتشر میكنند انواع عناوين مجرمانه همچون نشر اكاذيب و افترا و توهين را مرتكب شوند، اين رفتار خلاف اخلاق و قانون از سوی عدهای معدود، به اعتماد مردم به رسانهها و قشر عظيم خدمتگزاران صادق در عرصه مطبوعات و نظام اطلاعرسانی كشور آسيب میزند.
سخن آخر اينكه، مؤسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام همصدا با ديگر نهادهای دلسوز نظام و همصدا با اكثريت قاطع ملت شريف ايران بر اين باور است كه امروز مهمترين اولويت كشور، فراهمسازی فضايی آرام، متحد و منسجم و به دور از جنجال و افراط و تفرقه برای كمك به دولت منتخب مردم در ساماندهی امور اقتصادی و حل مشكلات معيشتی مردم و تقويت و حمايت از موضع منطقی و خردمندانه نظام و دولت برای احقاق حقوق ملت ايران در مذاكرات بينالمللی و در عرصه سياست خارجی است. در چنين شرايطی هر اقدام و نغمهای كه مسير افكار عمومی جامعه را از وحدت و انسجام ملی منحرف كند انحراف از خواست عمومی ملت است و برخلاف تذكرات و منويات رهبر معظم انقلاب اسلامی است. دولت محترم در پيشبرد اهداف مهم خويش نيازمند آرامش و همراهی عموم ملت و تمامی ارگانهای نظام است.
تحقق اين امر مستلزم خويشتنداری، صبوری، و حتی در مراحلی مستلزم فداكاری و گذشت از حقوق شخصی و سازمانی خويش برای تحقق اهداف مهمتر است. اين رسانههای معترض، سكوت گذشته و آينده مؤسسه را حمل بر تأييد خلافگويیهای خويش نكنند. برای يكايك اتهامها و مطالب خلاف واقعی كه در اين ايام از سوی مغرضان منتشر شد ناگفتههای مستند و مدارك فراوانی داريم، اما – ضمن محفوظ بودن حق شكايت مؤسسه - بازگويی آن را خلاف اقتضای امروز جامعه میدانيم. به خاطر رضای خدای متعال و رعايت حال مردم كريم و بزرگواری كه متأسفانه به اندازه كافی درگير مشكلات فراوان میباشند در مقابل تهمتها و خلافگويیها همچنان سكوت میكنيم و به بانی اين مؤسسه مرحوم حاج احمد آقا تأسی میكنيم كه طبق سفارشات مؤكد امام در برابر سيل تهمتها و بدخواهیها سكوت كرد و سكوت، تا برای هميشه لب فرو بست، بدگويان را به خدا واگذار میكنيم.
انشاءالله اعتماد و اتكايمان فقط و فقط به خدای متعال است و اميدمان به مردم شريف و نسل فهيمی است كه در ورای هياهوی افراطيون، مسائل را خيلی خوب میفهمند.