کد خبر: 1306388
تاریخ انتشار : ۳۰ مهر ۱۳۹۲ - ۱۳:۰۵

خنده اسرا برای عراقی‌ها پيام بود؛ نمی‌توانيد روح من را اسير كنيد

مرتضی سرهنگی در نشست نقد «دگرخند» گفت خنده يك پيام برای سرباز عراقی بود و چون عراق، اسرا را اسير كرده بود، پيام خنده اسرا اين بود كه شما توانسته‌ايد جسم مرا اسير كنيد، ولی نمی‌توانيد روح من را به اسارت درآوريد.









به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، مرتضی سرهنگی، مدير دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنری، در شصت و هفتمين نشست نقد و بررسی كتاب‌های منتشر شده در حوزه طنز «دگرخند» طی روز دوشنبه، 29 مهر اظهار كرد: جوانان همان‌طور كه در صحنه زندگی بسيار پرشور و تحرك بودند، همان‌طور هم در صحنه جنگ و دوران اسارات حضور داشتند.


وی ادامه داد: اسرای ما همين روحيه را در اردوگاه‌های عراقی‌ها بردند و با همين روحيه توانستند مقاومت كنند و ما مدارك معتبری در دست داريم كه عراقی‌ها جلوی خنده و شور و شعف آنها را می‌‌گرفتند و با دمپايی بر دهان اسرا می‌زدند كه چرا می‌خنديد.


سرهنگی با اشاره به سه كتاب «آمبولانس شتری»، «گردان بلدرچين‌ها» و «برانكارد دربستی» به نوشته اكبر صحرايی گفت: آنچه در اين سه كتاب است، مديون تجربه صحرايی است كه در جبهه‌ها حضور داشته و بخشی از آن مديون تجربه داستان‌نويسی وی در زمينه داستان‌های كوتاه است. كاری كه صحرايی كرد اين است كه هويت قومی به اين داستان‌ها داد؛ ديالوگ‌ها همه شيرازی است.


وی، يكی ديگر از نقاط قوت اين كتاب را پژوهش‌محور بودن اين كتاب عنوان كرد و افزود: صحرايی در اين كتاب به طور هدفمند مطالعه كرده است و از منابع ديگر به خوبی استفاده كرده؛ مثلاً نقطه قوت ايشان استفاده از كتاب جنگ دوست‌داشتنی و فرهنگ جبهه است، به همين دليل ما در اين كتاب اطلاعات خوبی را در زمينه‌های گوناگون به دست می‌آوريم.


مدير دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنری اظهار كرد: شادی كه ما در جبهه‌ها داريم شادی مقطعی است و اين شادی هيچ وقت به شادی دائمی نمی‌رسيد. در جنگ، مرگ به شما نزديك است و هر چند شما آماده شهادت باشيد، شرايط بسيار سختی بر آنجا حاكم است. در آنجا اتفاق خاصی نمی‌افتد، يا می‌كشيد يا كشته می‌شويد.


وی ادامه داد: برای تحمل شرايط سخت جنگ و شرايط دشواری كه به وجود می‌آمد، خنده بر هر دردی كارگشا بود. شرايط اسارت نيز همين‌طور، شرايط اسارت بسيار سخت است؛ مثلاً يكی از اسرا می‌گفت، «من وقتی به تهران آمده بودم، هر روز شش دست لباس عوض می‌كردم. از لباس‌های رنگی واقعاً خسته شده بودم. اينكه 10 سال شما يك لباس را بپوشيد بسيار سخت است. همه دوستانم فقط برای من لباس هديه می‌آوردند». شما تصور كنيد در چنين شرايط سختی، خنديدن چه اثر مثبتی دارد. چنان كه می‌گويند خنده حتی بر دردهای جسمی نيز مؤثر است.


سرهنگی گفت: جنگ آميزه‌ای از استدلال و عاطفه است و در بخش عاطفی آن، خنده و شادی هم بود. جنگ فرصت مناسبی برای ادبيات، شعر، داستان كوتاه و فرهنگ و ادب به وجود آورد. يكی از سوغات‌های جنگ رسوبات آن است.


اين نويسنده دفاع مقدس افزود: صحرايی با بيان اينكه داستان خوب باعث شده است تا خاطرات زيبای جنگ ماندگار شود و چه خوب است كه ما اين متن‌ها را به خاطر بسپاريم و برای ديگران تعريف كنيم؛ به خصوص ما شرقی‌ها كه با داستان به خواب می‌رويم. وقتی چيزی به ذهن قابل انتقال می‌شود، تدوين و عناصر آن به گونه‌ای بايد باشد كه قابليت به ذهن‌سپاری داشته باشد و وقتی چزی قابليت به ذهن‌سپاری را داشت، قابل انتقال به ديگران می‌شود.


به گفته وی، آدم امروز، آدم گرفتاری است و ما بايد با زبان ساده و روان و نه سطحی، مطلب خود را بيان كنيم. ما از كارهايی كه سريع به نتيجه می‌رسند لذت می‌بريم و بايد كاری كنيم كه مردمی هم كه شب‌هنگام به خانه خود می‌رسند، رغبت به خواندن كتاب پيدا كنند.


سرهنگی در ادامه به صحرايی پيشنهاد كرد كه در جلد چهارم كتاب خود از تكنيك آشنايی‌زدايی استفاده كند و در مجموعه كلمات تكراری و آشنا به گوش مردم زياد آورده شده است.


وی در پايان گفت: موضوعی جهانی می‌شود كه ابتدا ملی باشد و موضوعی ملی می‌شود كه قومی باشد. اين كتاب را هر كس بخواند متوجه مفاهيم و زبان روان آن می‌شود و در نهايت لذت می‌برد.

captcha