چراكه نه تنها كلام رسول اكرم(ص) به نص صريح آيات قرآن، عاری از هرگونه هوا و هوس و متصل به سرچشمه وحی است(2)، بلكه عمل و فعل آن بزرگوار نيز بر تك تك مسلمانان حجت است و صراط مستقيم را به عالميان مینماياند.(3)
اما در اين ميان، مقاطعی خاص از زندگی آن بزرگوار، به جهات گوناگون از اهميتی ويژه برخوردار است كه يكی از بارزترين آنها، واقعه غدير خم است. واقعه غدير از ابعاد مختلف و از جهات متفاوت، دارای درخشندگی و تلألؤ خاصی در تاريخ اسلام است. كمتر مقطع تاريخی را میتوان در جهان اسلام يافت كه از لحاظ سند، اطمينان از اصل وقوع، كثرت راويان و اعتماد بزرگان و علمای مسلمين، قوت و استحكامی نظير اين رويداد مهم داشته باشد.
هنگامی كه به راويان حديث غدير مینگريم، در مرتبه نخست نام اهل بيت گرامی رسول خدا(ص) يعنی امام علی(ع)، فاطمه زهرا(س)، امام حسن(ع) و امام حسين(ع) ديده میشود و در مرتبه بعدی نام حدود 110 تناز صحابه پيامبر اسلام(4) به چشم میخورد كه در اين ميان، نام افرادی شاخص از ميان صحابه همچون، «ابوبكر بن ابیقحافه»، «عمر بن الخطاب»، «عثمان بن عفان»، «عايشه بنت ابیبكر»، «سلمان فارسی»، «ابوذر غفاری»، «عمار ياسر»، «زبير بن عوام»، «عباس بن عبدالمطلب»، «ام سلمه»، «زيد بن ارقم»، «جابر بن عبدالله انصاری»، «ابوهريره» «عبدالله بن عمر بن الخطاب» و ... توجه آدمی را به خود جلب میكند كه تمامی آنان در محل غدير حاضر بودهاند و حديث غدير را بدون واسطه نقل نمودهاند.
سپس در ميان تابعين(5)، حديث غدير از 83 تناز تابعين نقل شده است كه از جمله آنان میتوان به، «اصبغ بن نباته»، «سالم بن عبدالله بن عمر بن الخطاب»، «سعيد بن جبير»، «سليم بن قيس»، «عمر بن عبدالعزيز(خليفه اموی)» و... اشاره كرد.
پس از تابعين، در ميان علمای اهل تسنن از قرن دوم تا قرن سيزدهم، 360 تن، حديث غدير را در آثار خويش نقل كردهاند كه سه تن از صاحبان صحاح سته (صحاح ششگانه)(6) و دو تن از پيشوايان فقهی اهل تسنن(7) نيز در شمار اين بزرگان جای دارند.(8)
در بين محدثين و علمای شيعه نيز افراد فراوانی حديث غدير را در كتب مختلف، روايت كردهاند كه تعداد دقيق آنان مشخص نيست. از اين انديشمندان میتوان به «شيخ كلينی»، «شيخ صدوق»، «شيخ مفيد»، «سيد مرتضی» و ... اشاره كرد.(9)
بنا بر آنچه كه ذكر شد، در ميان بزرگان و محدثين اهل سنت و به دنبال دقت آنان بر روی راويان و طرق متفاوت نقل حديث غدير، انديشمندان بسياری، حديث غدير را حديثی حسن(10)(11) و عده كثيری روايت غدير را روايتی صحيح(12) دانستهاند(13) و حتی نزد عدهای از بزرگترين صاحبنظران اهل تسنن، با توجه به شمار فراوان راويان و طرق متعدد نقل حديث، كه روايت غدير دارد، آن را حديثی متواتر(14) ذكر كردهاند.(15) علما، بزرگان و محدثين شيعه نيز بالاتفاق، غدير را حديثی متواتر میدانند. (16)(17)
بر اين اساس و بر طبق آنچه كه گذشت، به خوبی آشكار میگردد يكی از مهمترين وقايع تاريخ پرفراز و نشيب اسلام كه در بين عامه مسلمانان، واقعهای مسلم، پذيرفته شده و قطعی تلقی میشود، واقعه غدير خم است.
از منظری ديگر، آنچه كه بر گونه غدير، رنگ جاودانگی میزند و اهميت اين واقعه را مضاعف میگرداند، نزول دو آيه از قرآن كريم، يكی آيه 67 سوره مائده(18) و ديگری آيه سه سوره مائده،(19) در ارتباط با اين رويداد بزرگ است كه بر طبق نظر مفسران نامآور شيعه و سنی، شأن نزول اين آيات، مربوط به واقعه غدير خم است.(20)(21) هنگامی كه كمی بيشتر در مقايسه مفاد اين آيات و لحن آنها با ساير آيات قرآن كريم میانديشيم، درمیيابيم اگر نگوييم چنين آهنگ كلامی در ميان ساير آيات بینظير است، لااقل كمتر آيهای را میتوان يافت كه مضامين و لحنی شبيه به اين دو آيه داشته باشد.
طبيعی است هر مسلمان هنگامی كه در تلاوت قرآن بدين دو آيه میرسد، شگفت زده از خويش بپرسد اين چه امر خطيری است كه عدم ابلاغ آن توسط پيامبر اكرم(ص)، زحمات 23 ساله آن حضرت را تباه میگرداند و در اين صورت نبی اكرم(ص) هرگز رسالت خويش را به مردم نرسانده و وظيفه پيامبری را بجای نياورده است؟ واقعاً اين چه پيامی است كه خداوند متعال به پيامبر خويش وعده داده است تا او را در زمينه ابلاغ آن، حافظ و نگهدار باشد؟ به علاوه، مگر اين موضوع چه اهميتی دارد كه ابلاغ اين پيام به امت و پيروی مردم از آن، سبب كامل شدن دين و تمام شدن نعمت و رضايت پروردگار میگردد؟
پس ديگر جای هيچ ترديدی باقی نمیماند كه روز نزول و ابلاغ اين امر مهم و خطير كه بدين واسطه، روز اكمال دين و رضايت پروردگار محسوب میگردد، دارای اهميت بسزايی در ميان مسلمين خواهد بود.(22)
از آنچه كه گذشت، مشخص میگردد علاوه بر مورخان كه به تناسب فن خويش (و البته به دليل اثرات و نتايجی كه بر پايه اين مطالعه بنا میگردد)، به واقعه غدير نگاهی موشكافانه دارند،(23) غدير از آن جهت كه حديثی قطعی و متواتر است و كار يك محدث، شناسايی احاديث معتبر و دقت بر روی مفاهيم آنهاست، مورد توجه محدثين است(24) و دارای جايگاهی ويژه در كتب مختلف حديث میباشد. به خاطر نزول دو آيه ويژه از قرآن كريم درباره اين واقعه كه القاكننده مفهومی منحصر بفرد و دارای لحنی كمنظير در ميان ساير آيات است.
غدير منشأ بحثهای گوناگونی در كتب تفسيری است.(25) با تكيه بر مفاهيم اين آيات و اثرات شگرف اعتقادی مترتب بر آن، اين واقعه منظور نظر مخصوص متكلمان واقع گشته است.(26) حتی لغويين نيز توجه خاص خويش را به اين رويداد مهم معطوف داشتهاند و به هنگام شرح و توضيح كلمه غدير خم (كه نام محلی است)، به اصل اين رويداد اشاره نمودهاند.(27) اديبان و شعرای بسياری در ميان امت اسلامی در طول 14 قرن، از همان لحظه وقوع و در همان صحنه گرفته تا روزگار معاصر، همواره اين واقعه بزرگ را در آثار و اشعار خويش، توصيف و تشريح كردهاند.(28)
آنچه كه تاكنون ذكر شد، گوشهای از اهميت رويداد غدير خم بود كه در حد گنجايش اين مقاله، به آن اشاره گرديد. ما در اين مجال به دنبال جستجو و تحقيق درباره اين رويداد بزرگ اسلامی و اين بُرهه از حيات رسول اكرم(ص) هستيم تا هرچه بيشتر و البته با رعايت اختصار، بتوانيم زوايای گوناگون آن را بررسی كنيم. لذا در ادامه، ابتدا اصل واقعه را به گونهای كه در بين مسلمين مشهور و مورد اتفاق است، نقل نموده، سپس به بررسی مفاد حديث غدير میپردازيم و بر روی مفاهيم آن، هرچه بيشتر تأمل مینماييم و در انتها نيز نتايجی را كه به دنبال واقعه غدير جلوهگر میشود و مستلزم توجه ويژه مسلمانان است، برمیشماريم.
واقعه غدير خم
پيامبر اكرم(ص) بنا بر امر الهی، در سال دهم هجرت تصميم به زيارت خانه خدا و بجاآوردن حج كردند؛ لذا مردم را از اين امر مطلع كردند(29) و حتی برای آگاه كردن اهالی مناطق مختلف، قاصدانی را به آن شهرها گسيل داشتند. فرستادگان حضرت نيز همانگونه كه وجود مقدس رسول اكرم(ص) خود اعلام كرده بودند، اين پيام را به مردم رساندند كه اين آخرين حج رسول خداست و اين سفر دارای اهميت فراوانی است.
هركس كه توانايی و استطاعت آن را دارد، بر او لازم است كه پيامبر اكرم(ص) را در اين سفر همراهی كند. گرچه رسول اكرم(ص) با همراهی عدهای از اصحاب خويش پيش از اين، اعمال عمره مفرده را انجام داده بودند،(30) اما اين نخستينبار و تنها مرتبهای در طول حيات طيبه پيامبر اسلام بود كه بنا بر امر الهی، حضرت تصميم به بجایآوردن و تعليم مناسك حج گرفتند. پس از اين اعلام، جمعيت كثيری در مدينه جهت همراهی با رسول خدا(ص) و به جای آوردن اعمال حج، مجتمع گشتند. مورخان و صاحبنظران از اين سفر رسول خدا(ص) با عنوانحجةالوداع(31)، حجتالاسلام، حجةالبلاغ(32)، حجة الكمالوحجة التمام(33)ياد میكنند.
رسول اكرم(ص) با پای پياده و در حالیكه غسل كرده بودند، در روز شنبه 24 يا 25 ذيقعده به همراه همراهان خود و اهل بيت گراميشان و عامه مهاجرين و انصار و جمعيت كثيری كه گرداگرد حضرت اجتماع كرده بودند، به قصد بجای آوردن مناسك حج از مدينه خارج گشتند. تعداد جمعيتی كه به همراه حضرت از مدينه خارج شده بودند را بين 70 هزار تا 120 هزار (و حتی برخی بيشتر از 120 هزار) نقل كردهاند.(34)
اما افراد بسياری به غير از اين عده، نظير اشخاصی كه در مكه مقيم بودند و يا اشخاصی كه از شهرهای ديگر خود به مكه آمده و در آنجا به حضرت ملحق شدند، به همراه پيامبر و با اقتدای به ايشان مناسك حج را در اين سفر بجای آورده و رسول خدا(ص) را همراهی نمودند. امام علی(ع)، پيش از تصميم پيامبر برای بجای آوردن مناسك حج، از طرف ايشان برای تبليغ اسلام و نشر معارف الهی به يمن فرستاده شده بودند؛ اما هنگامی كه از تصميم پيامبر برای سفر حج و لزوم همراهی ساير مسلمين با آن حضرت در اين سفر، آگاه گشتند، به همراه عدهای از يمن به سمت مكه حركت كردند و در آنجا پيش از آغاز مناسك، به رسول اكرم (ص) ملحق شدند.(35)
رسول خدا(ص) و همراهيان آن حضرت، در ميقات مسجد شجره مُحرم گشتند و بدين ترتيب اعمال حج را آغاز كردند. گرچه اصول و كليات مناسك حج قبلاً و به هنگام نزول آيات مربوطه، توسط رسول اكرم (صلی الله عليه و آله و سلم) توضيح داده شده بود، اما در اين سفر، پيامبر اين اعمال را به طور عَملی برای مردم آموزش داده و جزئيات را برای آنان تبين نمودند و در مواقف گوناگون، با ايراد خطابه، مردم را نسبت به ساير تكاليف الهی و وظايف شرعيشان آگاهی بخشيدند.
سرانجام اعمال حج، پايان يافت و پيامبر اكرم(ص) به همراه جمعيت كثيری كه ايشان را همراهی میكردند، شهر مكه را ترك نمودند و رهسپار مدينه شدند كه در بين راه به محل غدير خم رسيدند.
غدير در لغت به معنای آبريز و مسيل،(36) و غدير خم در جغرافيا، نام محلی است كه به خاطر وجود بركهای در اين محل، كه در آن آب باران جمع میشده است، به اين نام (غدير خم) شهرت يافته است. غدير در 3 - 4 كيلومتری جُحفه واقع شده و جحفه در 64 كيلومتری مكه قرار دارد كه يكی از ميقاتهای پنجگانه میباشد. در جحفه راه اهالی مصر، مدينه، عراق و شام از يكديگر جدا میشود.(37) غدير خم به علت وجود مقداری آب و چندين درخت كهنسال، محل توقف و استراحت كاروانيان واقع میشد اما دارای گرمايی طاقت فرسا و شديد بود.(38)
هنگامی كه رسول اكرم(ص) در روز پنجشنبه، 18 ذیالحجهبه وادی غدير خم رسيدند و پيش از جدايی اهالی شام، مصر و عراق از ميان جمعيت، جبرئيل امين از جانب خداوند بر ايشان نازل شد و آيه «يا أيها الرّسول بلّغ ما أنزل اليك من ربّك فان لم تفعل فما بلّغت رسالته و الله يعصمك من النّاس »(39) را نازل نمود و از جانب حق تعالی، رسول اكرم(ص) را امر كرد تا حكم آنچه را كه در قبل بر پيامبر درباره امام علی نازل گشته بود، به مردم ابلاغ كند. در اين هنگام، پيشتازان كاروان و افرادی كه جلوتر حركت میكردند، حوالی جحفه رسيده بودند. رسول اكرم(ص) پس از نزول آيه، دستور توقف كاروانيان را صادر كردند و امر فرمودند تا آنانی كه پيشاپيش حركت میكنند، به محل غدير بازگردند و افرادی كه در پس قافله، عقب مانده بودند، سريعتر به كاروان در اين وادی، ملحق شوند.(40)
همچنين به چند تن از صحابه دستور دادند تا فضای زير چند درخت كهنسال را كه در آن محل قرار داشتند، آماده كنند؛ خارها را از زمين بركنند و سنگهای ناهموار موجود در زير آن درختان را جمعآوری كنند. در اين هنگام، زمان به جای آوردن نماز ظهر فرارسيد و رسول اكرم (صلی الله عليه و آله و سلم)فريضه ظهر را در گرمای شديد،(41)(42) به همراه جمعيت كثير حاضر، ادا كردند. شدت گرما در وادی غدير به حدی بود كه اشخاص، گوشهای از ردا و لباس خويش را برای در امان بودن از شدت تابش آفتاب، بر سر میافكندند و مقداری از آنرا برای كاستن از شدت گرمای شنها و سنگها، در زير پای خويش میگستردند.(43)
برای رسول خدا(ص) نيز پارچهای بر روی شاخسار آن درختان كهن افكندند تا مانعی در برابر حرارت موجود و تابش خورشيد، ايجاد كنند. هنگامی كه حضرت از نماز فارغ گشت، از جهاز شتران، در همان محلی كه به فرمان رسول خدا توسط صحابه آماده شده بود، منبری ساختند و وجود مقدس پيامبر اكرم (ص) بر فراز آن در آمدند و شروع به ايراد خطبه، با صدايی بلند و رسا كردند؛ در حالیكه جمعيت فراوان همراه پيامبر، بر گرداگرد حضرت جمع گشته بودند و به سخنان نبیاكرم(ص) گوش فرا میدادند و برخی از افراد نيز برای آنكه همگان از كلام رسول خدا(ص) مطلع شوند، سخنان آن حضرت را با صدايی بلند برای افرادی كه دورتر قرار داشتند، تكرار میكردند.