کد خبر: 1306734
تاریخ انتشار : ۰۱ آبان ۱۳۹۲ - ۰۹:۲۰
حجت‎الاسلام خسروپناه

تمدن‌سازی اسلامی نيازمند عقلانيت وحيانی است

رئيس مؤسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ايران پويايی فقه شيعه را به دليل درهم آميختگی ذاتی با نقد و مباحثه عنوان كرد و گفت جريان‌های فكری حوزوی و غيرحوزوی بايد سعی كنند عقلانيت وحيانی را در حوزه‌های مختلف علوم وارد كرده و نتايجی را برای تمدن‌سازی اسلامی به دست بياورند.



به گزارش خبرگزاری بين‎‏المللی قرآن(ايكنا)، حجت‌الاسلام والمسلمين عبدالحسين خسروپناه، رئيس مؤسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ايران عصر سه‌شنبه، 30 مهرماه، در همايش طلبه عصر انقلاب كه با موضوع «حكمت تمدن‌ساز» در مدرسه عالی دارالشفاء قم برگزار شد با اشاره به اهميت تحليل مفهومی در فلسفه گفت: كسانی كه به مطالعات و تدريس فلسفه دست زده‎اند به خوبی می‎دانند كه نفس تحليل فلسفه بسيار مهمتر از تدريس آن است.


وی افزود: بسياری از متفكران در موضوع فرهنگ تعاريف گوناگون ارايه كرده‏اند كه به بيش از 400 تعريف رسيده است؛ تمدن همچون فرهنگ دارای معانی و تعاريف گوناگون است كه در اين رابطه گفته می‌شود فرهنگ دستاوردهای نرم‌افزاری انسان و تمدن دستاوردهای سخت‌افزاری انسان است.


دبير هيئت كرسی‏‎های نظريه پردازی و نقد و مناظره اظهار كرد: تمدن در واقع دستاوردهای سخت‌افزاری و نرم‌افزاری انسان در راستای پيشرفت او محسوب می‌شود كه البته در اين راستا بايد پيشرفت را نيز تعريف كرد.


وی گفت: در حقيقت پيشرفت نيز در جوامع مختلف تعريف خاص خود را دارد؛ اگر بخواهيم پيشرفت را نيز معنی كنيم دو نوع پيشرفت داريم كه اين پيشرفت ممكن است در حوزه مادی ايجاد شود كه برآيند آن تمدن مادی و ممكن است در حوزه ملكی و ملكوتی حاصل شود كه برآيند آن تمدن ملكوتی است؛ البته در تمدن ملكوتی، تمدن ملكی نيز ناظر به تفكر الهی است.


خسروپناه با اشاره به مولفه‎های مختلف تمدن، اظهار كرد: تمدن دارای مولفه‌های مختلف است كه نخستين مولفه آن عقلانيت است و مولود تمدن‌هاست، مثلا برای شناخت تمدن غرب بايد به عقلانيت و فلسفه آن نگريست، در نتيجه عقلانيت و فلسفه دو ركن اصلی تمدن به شمار می‌رود.


وی يادآورشد: از ديگر مولفه‎های مهم در تعريف تمدن انسانی می‎توان به صنعت، امنيت، سياست، معنويت، سلامت و سبك زندگی اشاره كرد كه هر كدام در اين جايگاه، دارای نقشی مهم هستند.


خسروپناه عنوان كرد: يكی از كارهايی كه ملاصدرا در اين رابطه انجام داده اين بود كه وی در ادامه فلسفه اسلامی، عقلانيت اسلامی را پيشنهاد داد؛ ملاصدرا معتقد بود كه بايد از يك عقل مستقل نظری شروع كنيم و در ابتدا بايد معرفت پيدا كنيم نه ايمان، يعنی معرفت قبل از ايمان است پس از اين با هر كسی می‌توانيم تعامل كنيم و او منطق را می‌پذيرد و بر اساس عقل نظری برهان، توحيد می‌آورد و حتی حسن و قبح عقلی را نيز می‌پذيرد.


وی گفت: كار ويژه ملاصدرا آن بود كه از اين عقلانيت مستقل به وحی می‌رسد پس اين فاعل شناسی وحيانی حقايقی را به بشر نشان می‌دهد كه هيچ گاه قادر به شناسايی آن نبود.


اين مدرس دانشگاه تصريح كرد: عقلانيت سكولار، عقلانيت عرف و جامعه را در هم آميخته در حالی كه حكمت متعاليه عقلانيت را با سبقه وحيانی در هم آميخت تا بتواند به حقايق اصلی عالم دست پيدا كند.


رئيس موسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ايران با ذكر اين مطلب كه عقلانيت حكمت متعاليه به سمت الهيات رفت، اظهار كرد: ملاصدار در يكی از كتب خود به طور خلاصه به بحث سياست هم اشاره می‎كند ولی بايد گفت كه اين فلسفه غير از الهيات، حوزه‎های ديگر را پوشش نداد ولی اين قابليت را دارد كه به عنوان يك مدل عقلانی اين تمدن را در اين محور استوار گرداند و كارهای بزرگی را بر اساس حكمت متعاليه در راستای تمدن‌سازی انجام داد.


خسروپناه با مهم ارزيابی كردن پژوهش‎ها و جلسات نقد و نظر در حوزه فلسفه اسلامی پويايی فقه شيعه را نيز به دليل درهم آميختگی ذاتی با نقد و مباحثه عنوان كرد و گفت: جريان‌های فكری حوزوی و غيرحوزوی بايد سعی كنند اين عقلانيت وحيانی را در حوزه‌های مختلف علوم وارد كرده و نتايجی را برای تمدن‌سازی اسلامی به دست بياورند.


وی از تشكيل كارگروه‌های مختلف در زمينه انطباق حكمت متعاليه در علوم مختلف خبر داد و گفت: به عنوان مثال حكمت متعاليه در علم پزشكی به جای مبارزه با باكتری‌ها و كشتن آنها راه واكسيناسيون را تجويز می‌كند تا با تعامل با باكتری‌ها بتواند جلوی بسياری از بيماری‌ها را بگيرد.

captcha