به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه سمنان، سردار علی استادحسينی، فرمانده سپاه قائم آل محمد(عج) استان سمنان امروز، 1 آبانماه در مراسم به مناسبت عيد غدير در سپاه استان با محوريت واقعه غدير اظهار كرد: اين بزرگترين درس است كه ما نبايد برای رسيدن به پست، مقام و قدرت با دشمنان خود ائتلاف كنيم كه پيامبر اكرم(ص) بعد از واقعه شريفه غدير خم تا زمان رحلت سخنانی را فرمودند كه متأسفانه مورخان به آن اشارهای نكردهاند.
فرمانده سپاه قائم آل محمد(عج) استان سمنان به نقل از شيخ مفيد اظهار كرد: در اين مدت تقريباً 70 روزه وجود مقدس پيامبر اكرم(ص) در هر مجلسی كه حضور داشتند، از آينده سخن به ميان میآوردند و میفرمودند كه من ابرهای فتنه و اختلافات را میبينم، مبادا به كشتن هم دست درازی كنيد و مبادا بر خاندان من و علی (ع) ستم پيشه كنيد.
استادحسينی با اشاره به اينكه پيامبر اكرم(ص) در حديث شريف ثقلين اهميت دو امانت مهم را به مردم گوشزد كردند، افزود: «انی تارك فيكم الثقلين ... »، من شما را ترك میكنم اما دو چيز گرانبها يعنی عترتم و قرآن را در ميان شما باقی میگذارم كه در اين راستا مهمترين بعد سفارشات آن حضرت توصيه ايشان به اهل بيت(ع) است و گاهی هم به مردم سفارش میكردند كه اگر میخواهيد حال و وضعتان خوب باشد به علی(ع) مراجعه كنيد.
فرمانده سپاه قائم آل محمد(عج) استان سمنان ادامه داد: اما پيامبر اسلام(ص) گويا خيانت مردم به دو امانتشان را میديدند چرا كه در روايات داريم كه آن حضرت به اميرالمؤمنين(ع) فرموده بودند كه امام علی(ع) اگر بعد از من مردم بر تو اجتماع كردند حكومتشان را بپذير و اگر نخواستند كنار بكش.
استادحسينی گفت: داستان مشهوری است كه در روز پنجشنبه قبل از رحلت نبی اكرم(ص) ابن ابی الحديد معتزلی از قول عمر بن خطاب نقل میكند كه پيامبر(ص) میخواست در آن روز با نوشتن، حكومتی را كه در غدير برای علی(ع) مقرر كرده بود مستحكمتر كند كه من نگذاشتم. زيرا من ترسيدم مردم تن ندهند و اختلاف شود و اراده خدا بر اراده پيامبر فائق شد.
وی متذكر شد: ابن عباس هم میگويد دردناكترين روز برای ما همان روز پنجشنبه بود كه عمر با اهانت به مقام پيامبر(ص) اعلام كرد پيامبر هذيان میگويد از اينجا در میيابيم كه پيامبر(ص) ارائه طريق كرده بود اما كسی رهرو اين طريق نبود بلكه جز اندكی بقيه به بيراهه رفتند و منحرف شدند.
فرمانده سپاه قائم آل محمد (عج) استان سمنان مسئله بعدی را اعزام سپاه به مرزهای روم كه به فرماندهی اسامه بود، گفت: پيامبر(ص) به همه مسلمانان دستور شركت در اردوی سپاه را داده بود و حتی سرپيچیكنندگان از سپاه اسامه را لعنت كرده بودند؛ اعزام سپاه 16 روز قبل از رحلت پيامبر(ص) بود، پيامبر(ص) میخواست سران كودتای سقيفه را از مدينه دور كند.
استادحسينی با تأكيد بر اينكه دليل دوم اعزام سپاه اسامه، هموار كردن رجوع مردم به اميرمؤمنان(ع) بود، چون در آن زمان مردم تابع سران قبيله بودند و از طرفی سران آنها هم در سپاه اسامه بودند تصريح كرد: پيامبر با انتخاب اسامه 19 ساله جوان و تأكيد بر لزوم پيروی مشايخ قبايل و سرشناسان از وی، اين نكته را گوشزد كرد كه جوان بودن اميرمؤمنان علی(ع) برای خلافت مشكلی ايجاد نمیكند! كما اينكه همين نكته بعدها يكی از موارد بهانهجويی اهل سقيفه شد.
شايستگی و لياقت در اسلام مطرح است نه سن و سال
وی با اشاره به اينكه پيامبر(ص) با اين انتخاب اين مطلب میخواست تفهيم كند كه شايستگی و لياقت در اسلام مطرح است نه سن و سال، پس بر ابوبكر و عمر پا به سن گذاشته واجب است كه از اسامه پيروی كنند وگرنه ملعون پيامبرند افزود: بعدها ما میبينيم كه ابوعبيده جراح در يك بهانهجويی به اميرمؤمنان (ع) عنوان میكند: ای پسر عمو بگذار ابوبكر كه شيخ است و سن و سال بيشتری دارد خلافت كند.
استادحسينی تصريح كرد: تو جوان هستی و نوبت به تو هم خواهد رسيد، نمیشود پذيرفت كه نبی اكرم(ص) به امت خود بیتوجه باشد و برای بعد از خود فكری نكرده باشد. پيامبر(ص) میداند كه امت خود را نبايد رها كند.
وی اضافه كرد: ابن ابی الحديد میگويد كه به نزد استادم رفتم و گفتم نمیتوانم بپذيرم كه با وجود تأكيد پيامبر بر جانشينی علی(ع)، مردم باز هم او را نپذيرفتند. استادم گفت كه من هم نمیتوانم قبول كنم كه پيامبر(ص) امت را رها كرده باشد و پيامبر چندين بار با معرفی علی(ع) از ايشان به اسم به عنوان وصی، وزير و جانشين خود نام برده است.
استادحسينی با بيان اينكه از يوم الانذار تا يوم الغدير بارها پيامبر، علی(ع) را جانشين و وصی خود معرفی كرده است از يوم الانذار در سال سوم هجرت تا يوم الغدير در دهم هجرت، بارها پيامبر(ص)، علی(ع) را از نه از روی خويشاوندی بلكه با ذكر شايستگی و فضائل امام علی(ع)، ايشان را به عنوان جانشين و وصی خود معرفی كرده است.
استادحسينی اظهار كرد: صلاحيت و توانمندیهای علی(ع) در ميادين بدر، احد و خندق، خوابيدن در بستر پيامبر در ليله المبيت و ... بر هيچ انسان عاقلی پوشيده نيست زيرا در غزوه تبوك كه امام علی (ع) شركت نداشتند، منافقان شايعه كردند كه علی شايستگی ندارد، اميرمؤمنان خود را به پيامبر(ص) رساندند و شايعه را بازگو كردند كه پيامبر به ايشان فرمودند تو جانشين من هستی، عدم صلاحيت و ناتوانی ديگران برابر اميرمؤمنان (ع) بارها توسط پيامبر به مردم نشان داده شده است.
فرمانده سپاه قائم آل محمد(عج) استان سمنان يادآور شد: در غزوه احد، عمر و ابوبكر شكست خوردند و حاضر به مقاومت برابر دشمن نشدند و فرار كردند امام علی(ع) يك تنه از پيامبر گرامی اسلام دفاع كرد كه در جنگ خندق هم وقتی كه عمر بن عبدود نعره میكشيد و رجز میخواند، هيچكس جرأت مقابله نداشت اما اميرمؤمنان (ع) سه بار از پيامبر (ص) اجازه نبرد با عمر بن عبدود را خواست، اما پيامبر (ص) اجازه نفرمود تا اين دو تن (ابوبكر و عمر) بلند شوند، اما آنها ترسيدند و كاری نكردند.
فرمانده سپاه قائم آل محمد (عج) استان سمنان گفت: آفرينش آن حماسه فقط با يد با كفايت اميرمؤمنان ميسر بود و اين حديث نبوی بيانگر كارستان مولا علی (ع) در آن معركه است كه امروز تمام ايمان و كفر روبهروی هم قرار گرفت كه در اين خصوص حماسه آفرينی اميرمؤمنان (ع) به حدی با اهميت بود كه به فرموده پيامبر اكرم (ص) يك ضربه شمشير ايشان در خندق از عبادات جميع مخلوقات از ازل تا قيامت برتر والاتر است.
وی خاطرنشان كرد: در خيبر هم وقتی كه عمر و ابوبكر شكست خورده و دست از پا درازتر برگشتند، پيامبر (ص) فرمود: فردا پرچم را به كسی خواهم داد كه خدا را دوست دارد و خدا هم او را دوست دارد.
فرمانده سپاه قائم آل محمد (عج) استان سمنان بيان كرد: در حادثه ابلاغ سوره برائت پيامبر (ص) ابتدا ابوبكر را فرستاد اما در بين راه جبرئيل نازل شد و به پيامبر (ص) عرضه داشت يا خودت برو يا كسی مثل خود را بفرست كه پيامبر، علی (ع) را فرستاد. برخی از مردم خدمت پيامبر میآمدند و اسلام را به شرط حكومت پس از پيامبر میپذيرفتند كه پيامبر اسلام دست رد بر اين خواسته جاه طلبانه آنها میزد و میفرمود: حكومت امری الهی است. پيامبر (ص) میخواست رشد فكری مردم بالا برود و سعی در نفی تقليد كوركورانه داشت.
فرمانده سپاه قائم آل محمد (عج) استان سمنان افزود: عمدهترين تفاوت ما با اهل سنت در اين است كه شيعه با علم و آگاهی امام خود را انتخاب میكند، اما اهل سنت میگويند هر كه امام شد بايد از او اطاعت كرد.
استادحسينی گفت: پيامبر (ص) سعی كرد نظام قبيلهای را بشكند و نظامی روی كار آورد كه دارای كرامت انسانی بالا باشد، پيامبر ساده با مردم برخورد میكرد و در بين مردم بود و در نفی شيوخيت تلاش میكرد. عقيده مردم بر اين بود كه فرماندهان و فرمانداران بايد از شيوخ باشند اما فرماندهان پيامبر همه از جوانان بودند.
فرمانده سپاه قائم آل محمد (عج) استان سمنان با اشاره به اينكه اگر پيامبر (ص) برای بعد از خود ارائه طريق كرده است، چرا نتيجهای نداد؟ حضرت علی (ع) حافظ حدود الهی بود و به كسی اجازه نمیداد. به همين علت عدهای بودند كه حاضر نشدند با اين خصلت الهی امير مؤمنان (ع) كنار بيايند.
استادحسينی اظهار كرد: در تاريخ میخوانيم كه وقتی طلحه و زبير به نزد اميرمؤمنان (ع) مشرف شدند و خاموش كردن شمع بيتالمال را توسط اميرمؤمنان (ع) ديدند حساب كار خود را كردند.
وی افزود: اين صحابهای كه با عطايای بیحساب عثمان از بيتالمال بسيار ثروتمند شده بودند و حتی طلاهايشان را با تبر میشكستند به هيچوجه طاقت ماندن در كنار علی (ع) را نداشتند جزء علی (ع) كسی آشنا به حدود الهی و كسی را يارای اقامه حدود نبود.
امام علی (ع) مخالف رانتخواریهاست
استادحسينی بيان كرد: امام علی (ع) امتيازبخش نيست و مخالف رانتخواریها بود و از دادن امتيازات به اطرافيان خودداری میكرد و امام علی (ع) به هيچوجه اهل قوم و خويش بازی نبود و برخلاف خلفای غاصب به خصوص عثمان كه بذل و بخشش بسياری به اقوام و بنی اميه كرد، علی (ع) اهل اين كارها نبود.
فرمانده سپاه قائم آل محمد (عج) استان سمنان خاطرنشان كرد: وقتی امام حسين (ع) در صحنه عاشورا با مردم كوفه صحبت میكرد و از دليل دشمنی آنان میپرسيد مردم كوفه میگويند بغضاً لابيك! كينه پدرت! پس خيلی از سران به خاطر كشته شدن سران مشرك حاضر به پذيرش اميرمؤمنان (ع) نبودند.