
محمدحسن صانعیپور، عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور اصفهان و نویسنده کتاب مبانی تحلیل کارگفتی در قرآن کریم در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، گفت: اگر بخواهیم سنگ محکی برای سبک زندگی اصناف و اقشار مختلف ارائه کنیم، برای به دست آوردن این سنگ محک و روش تجزیه و تحلیل، میتوان از روش معناشناسی ایزوتسو(محقق ژاپنی) در کتاب «انسان و خدا در قرآن» استفاده کرد.
وی گفت: چنانچه این روش معناشناسی و تحلیلی که این محقق در کتاب خود ارائه میکند سادهسازی و به زبان عامیانه مطرح شود، میتواند سنگ محک خوبی برای بررسی و تحلیل جایگاه خدامحوری در سبک زندگی انسانها باشد.
صانعیپور ادامه داد: ایزوتسو، یک محقق ژاپنیالاصل است که در حوزه مطالعات خاورمیانه و بهویژه در مباحث قرآنی دو کتاب ارزشمند به نامهای «خدا و انسان در قرآن» و «مفاهیم اخلاقی ـ دینی در قرآن مجید» دارد که در حدود سال 1960 نوشته شدهاند و این دو کتاب به زبان فارسی ترجمه شده و در دسترس فارسیزبانان قرار دارند.
وی گفت: در توضیح روش ایزوتسو بهصورت خلاصه به نحوی که قابل پیادهسازی در تحلیل سبک زندگی باشد، میتوان کار وی را در پنج گام خلاصه کرد. این محقق ژاپنی در کتاب «خدا و انسان در قرآن» خود، اولین گامی که برای مفرداتشناسی و واژهشناسی قرآن پیشنهاد میکند، شناسایی مفردات کلیدی قرآن است. بهعنوان مثال میگوید: ایمان، کفر و شرک در قرآن، کلیدواژههایی هستند که در محور معنایی مؤمنانه میگنجد؛ لذا اولین گام در این مسیر و روش تحلیلی، یافتن کلیدواژگان است.
این قرآنپژوه ادامه داد: در گام دوم ایزوتسو سعی میکند بین این کلیدواژگان ارتباط معنایی ایجاد و یک شبکه معنایی از آنها استخراج کند. بهطور مثال وی در تحلیل واژه «یوم» اعتقاد دارد که این واژه در ارتباط با حساب «یومالحساب» و در ارتباط با دین «یومالدین»، شبکه معنایی به هم پیچیدهای فراهم میآورد که میتوانیم از آن بهعنوان شبکه معنایی قیامت یاد کنیم. گام سوم که وی پس از تشکیل این شبکه معنایی برمیدارد، آن است که کل این شبکههایی معنایی را در حوزههای معنایی خاص خود تفکیک میکنند و حوزههای معنایی یا میدان معنایی را ترسیم میکنند.
صانعیپور در خصوص پیادهسازی این گام در تحلیل سبک زندگی مردم پیشنهاد کرد: اصناف مختلف مردم؛ معلمان، بازاریها و اقشار مختلفی که در حوزه کاری خود مشغول به فعالیت هستند، اولین کاری که میتوانند برای یافتن خدا و خدامحوری در زندگی خود انجام دهند آن است که اصطلاحات کلیدی حوزه کاری خود را استخراج کنند. بهعنوان مثال در قشر بازاری، کلیدواژگانی مثل خرید، فروش، مشتری، خریدار، سود، کالا، مواد اولیه، فاکتور و انواع این اصطلاحات کلیدی وجود دارد. بازاریان میتوانند با یک تأمل کوتاه این کلیدواژگان را روی کاغذ بنویسند و سعی کنند ارتباطی بین آنها ایجاد کنند. این مجموعه واژگانی که یک شبکه معنایی میسازد، حوزه معنایی صنف بازاری را شکل میدهد.
نویسنده کتاب مبانی تحلیل کارگفتی در قرآن کریم افزود: تا اینجا روش ایزوتسو در سبک زندگی قابل پیادهسازی است. وی گام چهارمی نیز دارد که از آن صرفنظر میکنیم و به گام پنجم میپردازیم. این محقق در گام پنجم سعی میکند یک واژه کانونی انتخاب کند. یعنی شما وقتی که چیدمانی از واژگان را درباره یکی از اصناف قرار دادید، مهم این است که هر فردی در صنف خود بتواند آن واژه کانونی را انتخاب کند؛ وقتی این واژه کانونی انتخاب میشود، به این معناست که تمام واژگان زندگی آن قشر به نوعی یکگرا و زاویهبندی نسبت به آن واژه کانونی پیدا میکنند.
وی توضیح داد: در مثالی که گفته شد در صنف بازاریها، فرد باید ببیند آیا واژه مشتری، آن واژه کانونی است؟ یا واژه سود یا واژه خدمت به مردم؟ و در بین اینها ببینیم واژه «الله» کجا قرار میگیرد.
این مدرس دانشگاه گفت: به نظر میرسد این 5 گام که بهطور خلاصه شامل استخراج اصطلاحات کلیدی سبک زندگی (هر قشر در حیطه کاری خود)، ایجاد ارتباط بین این کلیدواژهها و ساختن یک شبکه معنایی، ایجاد یک میدان معنایی و گام آخر پیدا کردن واژه کانونی است، به نوعی تحلیل بسیار سادهای با روش معناشناسی از سبک زندگی خود ما است.
این قرآنپژوه تصریح کرد: با اندکی تأمل در تحلیل سبک زندگی، هر کس در هر جا، معلمان، خبرنگاران، وزرا، وکلا، رئیس جمهور، تمام اقشار در صنف خود میتوانند این کار را انجام دهند. از طرف دیگر کاری که ایزوتسو انجام میدهد، یک مقایسهای بین شبکه معنایی جاهلیت(پیش از نزول قرآن) و شبکه معنایی پس از نزول قرآن ـ که توسط قرآن تصحیح میشود ـ و جایگاه «الله» در دو این شبکه معنایی انجام میدهد.
وی ادامه داد: آنچه مسلم است آن است که واژه «الله» یک واژه شناخته شده برای عرب پیش از قرآن است. یعنی در جاهلیت واژه «الله» را داریم و مردم با «الله» آشنا هستند اما تفاوت شبکه معنایی جاهلیت و شبکه معنایی که قرآن ترسیم میکند آن است که واژه «الله» اگرچه در اصطلاحات پیش از نزول قرآن وجود دارد اما نکته اینجاست که آن، واژه کانونی در آن جهانبینی نیست. واژه «الله» در شبکه معنایی جاهلی یک واژه کنار گذاشته شده و در ردههای سوم، چهارم است.
صانعیپور خاطرنشان کرد: یعنی اگر ما خواسته باشیم جهانبینی جاهلی را ترسیم کنیم، دقیقاً میتوانیم به این برسیم که در جاهلیت واژه «الله» کاربری دارد؛ مردم جاهلی با این واژه و تعابیر مختلف آن آشنا هستند و فقط نقطه ضعف آن این است که این واژه جایگاه کانونی خود را از دست داده و به حاشیه رفته است. در حالی که در جهانبینی و شبکه معنایی که قرآن ترسیم میکند، «الله» محور قرار میگیرد و بهعنوان یک واژه کانونی آنچنان سیطرهای بر بقیه واژگان پیدا میکند که سنگ محک برای قرآنی یا غیرقرآنی بودن آن واژگان میشود.
وی با ارائه مثالی ادامه داد: واژه «تقوی» واژهای است که پیش از قرآن هم کاربرد دارد ولی کاربرد آن، به نوعی جلوه حیوانی خود را دارد تا جلوه انسانی. تقوی به معنی بازداشتن یک حیوان از ترس است. این واژه پیش از قرآن یک جایگاه بسیار حاشیهای و بدون هویت دینی است. در صورتی که قرآن جایگاه تقوی را آن چنان کانونی و در گرد «الله» قرار میدهد که بهعنوان یکی از والامقامترین و ارزشمندترین واژگان قرآنی شناخته میشود.
این مدرس دانشگاه گفت: بنابراین در جاهلیت واژه «الله» را داریم ولی جایگاه کانونی ندارد. در صورتی که قرآن با تبیین جهانبینی جدید خود، واژه «الله» را کانون قرار میدهد و تمام واژگان و اصطلاحات کلیدی دیگر باید جایگاه خود را نسبت به این واژه نشان دهند. حال در عصر حاضر، در سبک زندگی کنونی اقشار مختلف جامعه ما در حیطه فعالیتهای اجتماعی خود یک تجزیه و تحلیل به روش ایزوتسو انجام دهند و در پی یافتن پاسخ این سؤال باشند که «الله» در کجای شبکه معنایی سبک زندگیشان قرار میگیرد؟ آیا «الله» بهعنوان یک محور در مقولههای مثل بازار ما، جامعه معلمان ما، جامعه دانشگاهی و دانشجویی ما قرار دارد.
صانعیپور در پایان با بیان اینکه تعیین این کانونی بودن قرآن برای این مقوله بسیار اهمیت دارد، خاطرنشان کرد: احساس میشود این روش تحلیل بسیار روشنگرانه است و به نوعی سبک زندگی جدیدی را پیش روی ما خواهد گذاشت با این اوصاف که «الله» را بهعنوان یک واژه کانونی در تمام فعالیتهای اجتماعی خودمان با اصناف مختلفی که هستیم قرار بدهیم.