
زمانى که قطعنامه شماره ۵۹۸ در سال ۱۳۶۸ بین دو کشور ایران و عراق به امضاء رسید، تمام مردم مرزنشین نواحى غرب و جنوب غربى کشور که هشت سال تمام زیر آتش توپ و هواپیما و موشک و بمب بودند و زمین، کاشانه و مال خود را از دست داده بودند، جشن گرفتند.
همگان گمان مى کردند که تاریخ آلام و دردهایشان به پایان رسیده است، اما متأسفانه آنان متوجه نبودند که جنگ هنوز در این مناطق وجود دارد. گستردگى و استفاده و کاربرد وسیع از سلاحى آرام، اما مخرب و مرگبار به نام «مینهاى زمینى» باعث شد که مصیبت بارترین و فاجعه انگیزترین تراژدى در کشتار و نقص عضو انسانهاى بىگناه در این مناطق ایجاد شود.
آلودگى به مین و مواد منفجره در مرزهاى غربى و جنوب غربى کشور ایران بر اثر جنگ تحمیلى رژیم بعثى عراق در مقاطع زمانى ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ صورت گرفت و این امر باعث شد که ایران در طول هشت سال جنگ با عراق به یکى از قربانیان بزرگ مین در جهان بدل شود.
به گفته «کنوت اوستبى»، هماهنگ کننده مقیم سازمان ملل متحد در تهران، تقریباً روزى دو نفر و سالانه حدود ۸۰۰ نفر در مناطق آلوده به مین در پنج استان مرزى جمهورى اسلامى ایران زخمى شده و یا جان خود را از دست مى دهند؛ استانهاى ایلام با مساحت یک میلیون و ۷۰۰ هزار هکتار، خوزستان با مساحت یک میلیون و ۳۸۰ هزار هکتار، استان کرمانشاه با مساحت ۶۹۱ هزا ر هکتار، آذربایجان غربى با مساحت ۵۹ هزار هکتار و کردستان با مساحتى به وسعت یک هزار و ۴۸۰هکتار، بنا به تحقیق انجمن حمایت از مصدومین مین ایران به ترتیب آلودهترین نقاط ایران از این منظر به حساب مى آیند.
بنا به گزارش همین انجمن تعداد شهدا در استان ایلام ۲۵/۷ درصد و مجروحین ۲۰/۶درصد، در استان خوزستان ۲۱/۱درصد شهید و ۱۸/ ۸ درصد مجروح، استان کرمانشاه ۳۰/۸ درصد شهید و ۳۱/۹ درصد مجروح، استان آذربایجان ۷ درصد شهید و ۱۴/۲ درصد مجروح و استان کردستان ۱۵/۴ درصد شهید و ۱۴/۵ درصد مجروح مىرسد.
ایران در محاصره ۱۶ میلیون مین
جنگ تحمیلى عراق علیه ایران باعث شد که پس از جنگ در بخش وسیعى از مناطق کشور ما انواع مین و مواد منفجره عمل نکرده باقى بماند.
طبق نظر کارشناسان پس از جنگ در بیش از ۴/۲ میلیون هکتار از مناطق مرزى بالغ بر ۱۶ میلیون مین توسط نیروهاى عراقى کاشته شده است که حدود ۲/۴ میلیون هکتار از این مقدار اراضى همچنان آلوده به مین است که بر اساس اطلاعات منتشره حدود یک سوم آلودگى میادین مین مربوط به استان خوزستان است.
به گفته این کارشناسان این مینها بعضاً ۲۳ سال قبل توسط نیروهاى عراقى کار گذاشته شده و با مرور زمان به دلیل عوامل جوى حساس شده و خطرناکتر از روز اول عمل مى کنند و پاکسازى آنها بسیار سختتر است.
چه کسى مسئول پاکسازى است
حدود دو سال قبل یعنى ۱۵ سال پس از پایان جنگ این مسئولیت از سوى وزارت کشور به وزارت دفاع سپرده شد و این وزارتخانه هماکنون با بهرهگیرى از تجهیزات مینزدایى نظیر مینکوب تفتان مشغول پاکسازى ۲/۴ میلیون هکتار زمین باقیمانده از مجموع ۴/۲ میلیون هکتار زمین آغشته به مین است، اما در کنار این وزارتخانه برخى سازمانهاى غیردولتى همچون کانون مشارکت براى پاکسازى مین، انجمن حمایت از مصدومین مین ایران و ... به طور موازى مشغول فعالیت هستند؛ اما باید اذعان داشت که تنها عهدهدار بودن مسئولیت مؤلفه کافى در این راستا نیست، بلکه آن چیزى که لازمه به اجرا درآوردن هر تئورى و مسئولیتى است، اختصاص دادن بودجه و اعتبار است.
به گفته کارشناسان سرعت کاشت مین ۲۵ برابر از سرعت خنثىسازى آن بیشتر است. ارزیابىهاى به عمل آمده نشان مىدهد براى خنثىسازى ۱۶ میلیون مین و مواد منفجره باقیمانده از جنگ، ۳۰۰ میلیارد دلار هزینه لازم است؛ این در حالى است که بودجهاى معادل سالانه یک میلیارد دلار براى پاکسازى مناطق آلوده در نظر گرفته شده است که این میزان بودجه زمان زیادى بیش از۲۰ سال را مى طلبد تا پاکسازى کامل مناطق آلوده را انجام پذیر کنند.
کارشناسان معتقدند که تولید هر مین چهار دلار هزینه داشته وپاکسازى آن نزدیک به یک هزار دلار هزینه دارد. با توجه به گستردگى مناطق آلوده در سطح پنج استان غرب و جنوب غربى و پراکندگى جمعیت آن در این محدوده (دیواندره از مناطقى است که نیاز به توجه خاص دارد)، کشاورزان ساکن، عشایر کوچ نشین و کودکان بیشتر در معرض خطر هستند.
گذشته از هزینههاى گزافى که پاکسازى میادین مین در بر دارد، خسارات جانى ناشى از نقص عضو نیز از دیگر ارمغانهاى این سلاح مرگبار است که براى ساکنین مرزها در بر دارد.
به گفته علیرضا قدیانى، مدیر عملیات اجرایى امداد و نجات؛ هزینههاى ناشى از زخمى شدن قربانیان این سلاح نیز بسیار گران است، به طورى که اگر محاسبه کنیم که ۸۰۰ تا یک هزار دلار هزینه یک پاى مصنوعى باشد و هر بار در فاصله هر شش ماه تعویض شود، مى توان گفت ۲۰ الى ۱۰۰هزار دلار هزینه پاى هر کودک در طول عمر اوست و صرفنظر از تأثیرات روحى، روانى، اجتماعى و اقتصادى این حوادث براى هر فرد، اگر نانآور و والدین دچار ضایعه شوند، یک خانواده با مشکل فراوانى روبرو خواهد بود.
در طول ۱۷ سال پس از جنگ تحمیلى تلاشهایى براى پاکسازى مناطق جنگى از مین صورت گرفته و افرادى نیز در این راه به شهادت رسیدهاند، اما ایران همچنان در میان بیش از ۸۰ کشور جهان بعد از مصر مقام دوم جهان را دارد.
چه باید کرد
شاید بتوان گفت پنج جزء یا رکن براى مینزدایى در سطح بینالمللى مشخص و پذیرفته شده است که اشاره به آن خالى از فایده نیست.
برداشت و انهدام مین و نشانهگذارى ، حصارکشى مناطق آلوده، آموزش خطرات مین(هشدار خطرات مین) به منظور آگاه کردن مردم نسبت به خطراتى است که با آن مواجهاند وشناخت آنان از مین و آشنایى با راههاى دورى از خطر، ارائه خدمات درمانى و توانبخشى به آسیب دیدگان، منع به کارگرى مین با هدف جهانى عارى از خطر مین و ترغیب کشورها براى مشارکت در پذیرش کنوانسیونها و معاهدات بین المللى مربوطه به منظور توقف تولید، تجارت، صادرات و واردات استفاده از مینها و کمک به کشورها براى انهدام مینهاى ذخیره شدهشان به گونهاى که در توافقات بین المللى مطرح شده است، از آن جمله است.
مینزدایى بشردوستانه شامل تلاش براى حمایت از ساکنان مناطق خطرخیز و آموزش آگاهى از خطرات مین، کمک به قربانیان و آسیبدیدگان به منظور رسیدن به خودکفایى ، قانونمندى در بهرهبردارى از مین و انهدام مهمات ذخیرههاى جمعآورى شده است.
اشاره به رکن چهارم، یعنى «منع به کارگیرى مین» با هدف جهانى عارى از خطر مین شاید مهمترین و با اهمیتترین رکن در این راستا در سطح بینالمللى است که به لحاظ اهمیت خاص آن در سال ۱۹۹۷ میلادى تبدیل به یک معاهده بینالمللى شد. معاهده منع کامل مینهاى ضدنفر(کنوانسیون آتاوا) در کانادا تهیه و تصویب شد و تاکنون ۱۴۸ کشور به این معاهده پیوستهاند، اما نام کشورهاى سازنده چنین سلاحهایى چون آمریکا، روسیه، چین و هندوستان هنوز در لیست دیده نمیشود.