
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قزوین، دین اسلام همواره بر حفظ و صیانت از احکام الهی توسط مردم و جامعه تأکید داشته است؛ تأکیدی که میتوان آن را برگرفته از فرهنگی دانست که در آن جامعه به مثابه کشتی تعریف شده که خطا در آن غرق کردن تمام اعضای جامعه است.
امر به معروف و نهی از منکر به عنوان واجب فراموش شدهای است که این روزها باید به دنبال آن به عنوان یک حکم و راهی برای ایجاد آرامش فکری و روحی در جامعه بود.
لغتشناسی معروف و منکر
معروف به معنای شناخته شده و پسندیده و منکر هم به معنای ناشناخته و ناپسند میباشد. بنابراین، معروف ضد منکر است. معروف در اصلاحات عبارت است از هر فعل و قولی که به لحاظ عقل یا شرع پسندیده است و منکر مخالف آن، یعنی هر کار و سخنی که مورد انکار عقل و شرع است.
میزان شناخت ما از معروف و منکر
زیاد پیش آمده که از گوشه و کنار، اصطلاح امر به معروف و نهی از منکر را شنیدهایم اما کمتر شده کسی معنای معروف و منکر را توضیح دهد. زیرا همه تصور میکنند که معنای معروف و منکر واجبات و محرمات عبادی است. البته این درست است، اما معروف و منکر فراتر از این امور است و به تعبیر دقیقتر و گستره معروف و منکر دینی به همه امور فردی و اجتماعی زندگی انسانها باز میگردد و فقط امور عبادی زندگی را شامل نمیشود.
ملاک شناخت معروف و منکر
همه انسانها میتوانند خوبی و بدی را درک کنند، این سرنوشت درونی و ساختار روح انسان است که به آن فطرت میگوییم و خداوند انسانها را بر مبنای آن آفریده است. در آیه ۷ و ۸ سوره شمس میخوانیم «سوگند به نفس انسان و آنکه آن را سامان داد، سپس پلید کاری و پرهیز گاریاش را به آن الهام کرد» بنابر این، ملاک تعیین معروف و منکر فطرت خود انسان است.
اما فطرت انسانها همیشه رشد یافته و سالم نیست و چه بسا کسانی که هوای نفس بر آنان غلبه دارد، بگویند ما بر اساس فطرت و ذوق خود عمل میکنیم اگر همه اینگونه عمل کنند وهر کس خودش را ملاک خوبی و بدی قرار دهد، آیا ملاکی برای سنجش معروف و منکر باقی میماند؟ آیا هرج ومرج و آشوب، جامعه را فرا نمیگیرد؟
راه حل این است که ما باید به کاملترین و سالمترین فطرتها مراجعه کنیم و این انسانهای کامل هستند که دارای فطرت سالم، رشد یافته و کاملاند. آنها انبیا و اولیای دین هستند.
ما نمیتوانیم از پیش خودمان و با سلیقه شخصی چیزی را معروف یا منکر بدانیم. امیر المومنین میفرمایند «هر آنچه شما میدانید، معروف یا منکر نیست چه بسا منکر را معروف و یا معروف را منکر بنامید».
همانطور که در زیارت آل یاسین میخوانیم «معروف آن چیزی است که شما به آن امر میفرمائید و منکر آن چیزی است که شما از آن نهی میفرمائید».
اهمیت امر به معروف و نهی از منکر
در آیات و روایات و سیره اهل بیت(ع) به موضوع امر به معروف و نهی از منکر اهمیت زیادی داده شده است. دلیل این همه اهمیت چنین فرضیهای چیست؟ با انجام امر به معروف و نهی از منکر چه اثری در جامعه اسلامی پدیدار میشود که این عمل، واجب و ضروری شده است؟
به راستی نوع عملکرد امر به معروف و نهی از منکر در جامعه چگونه است و چرا در دین به آن این گونه توجه شده است؟ چه خصوصیتی باعث شده تا این فرضیه اهمیت یابد؟ و چگونه باعث میشود تا یک جامعه، همانند یک موجود زنده، هوشیار و مقاوم باقی بماند؟ زنده ماندن جامعه اسلامی، بسته به چگونگی اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر است همانطور که شهید مطهری میفرمایند «امر به معروف و نهی از منکر، یگانه اصلی است که ضامن بقای اسلام است؛ به اصطلاح، علت مبقیه است. اصلا اگر این اصل نباشد اسلامی نیست.. آیا یک کارخانه بدون بازرسی و رسیدگی دائمی مهندسین متخصص که بیننده چه وضعی دارد قابل بقاست؟ اصلا آیا ممکن است یک سازمان همینطور به حال خود باشد، هیچ دربارهاش فکر نکنیم و در عین حال به کار خود ادامه دهد؟ ابدأ....! جامعه هم چنین است. یک جامعه اسلامی اینطور است بلکه صد درجه برتر و بالاتر. شما کدام انسان را پیدا میکنید که از پزشک بینیاز باشد؟
بیمار شدن جامعه، بدون فریضه امر به معروف و نهی از منکر
بدن انسانی را فرض کنید که در مقابل میکروبهای بیماری زا و تکثیر و انتشار آنها در تمام بدن، بیتفاوت باشد و هیچ عکسالعملی نسبت به آنها از خود بروز ندهد، چه اتفاقی برای او رخ میدهد؟ آیا زندگی او ادامه دارد؟ مسلم است که بیماری بر آن غلبه میکند و نیازمند درمانهای پر زحمت و پر هزینه دارد و چه بسا که اقدامات درمانی برای او بیفایده باشد و این بیماری منجربه فوت او شود؛ به همین نسبت یک جامعه سالم نیز اگر امر به معروف و نهی از منکر را ترک کند دچار بحران میشود و بیماریهای اجتماعی بر آن غلبه مییابند.
ارزش امر به معروف و نهی از منکر در مقایسه با واجبات دیگر
حال اگر اعضای بدن را با یکدیگر مقایسه کنیم، کدامیک از این اعضا مهمتر است؟ چشم؟ گوش؟ دست وپا؟ و یا دیگر اعضا؟
با توجه به مطالب گذشته باید گفت که از مهمترین بخشهای عملکرد بدن انسان، نظام دفاعی و ایمنی بدن از بیماریها است که دو کار انجام میدهد: شناخت خودی و دفاع از آن، و شناخت بیگانه و برخورد با آنکه بدن بدون آن نمیتواند به زندگی ادامه دهد. همه عضوهای بدن هم به این بخش نیاز دارند و سلامت این اعضا به نظارت و جلوگیری از ورود عوامل بیماری زا است. بنابراین در جامعه اسلامی اهمیت فریضه امر به معروف و نهی از منکر از دیگر واجبات و احکام الهی بیشتر بوده و نسبت به آنها اولویت دارد. زیرا این فریضه باعث میشود تا فساد و فتنه و تفرقه و دیگر بیماریهای اجتماعی، عارض بر مردم نشود و همه ارکان اجتماعی، بافت و عملکردهای سالم داشته باشند.
جهانی بودن امر به معروف و نهی از منکر
آیا بدن انسان برای ایمنی خود نیاز دارد تا فقط به درون خود توجه کند؟ آیا این برای او کافی است؟ آیا بدن انسان با محیط پیرامون خود بیارتباط است؟ آیا عوامل خارجی مثل حوادث غیر متقربه و موجودات دیگر و یا حتی افراد دیگر نمیتوانند به او آسیب برسانند؟ آیا نیاز ندارد تا امور مخرب خارجی را دفع نموده و منافع بیرونی مثل آب و غذا را جذب کند؟ پاسخ این سؤالات روشن است. تا وقتی که بدن انسان با محیط زیست خود، روابطی نامتعادل داشته باشد، نمیتواند ضررها و تهدیدات خارجی را دفع کند و نیازهای خود را از دیگر امور باز شناسد و این باعث میشود در اندک زمانی از پا در آید و زندگی او شدیدأ در تهدید خواهد بود. به همین نسبت ضروری است که جوامع اسلامی برای تعادل روابط خود با یکدیگر و با دیگر کشورها اقدامات لازم را انجام دهند تا علاوه بر اینکه منافع مسلمانان جهان حفظ شود، نسبت به تهدیدات دشمنان اسلام، امنیت کافی برقرار شود و این هدف جز با اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر در مقیاس بین المللی ممکن نیست.
برگرفته از:
نشریه صالحین
(ترجمه مفردات ج 2 ص 397)
(المسترشد فی امامه علی بن ابیطالب (ع)ص 404 )
(مجموعه آثار ج 17ص235)
لطفا جواب بدید