
حجتالاسلام والمسلمین حسین ابراهیمنژاد، استاد جامعةالقرآن الکریم و محقق حوزوی در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قم، ابراز کرد: سنگ بنای تفسیر المیزان بر «إنَّ الْقُرْءَانَ یُفَسِّرُ بَعْضُهُ بَعْضًا» نهاده شده است. یعنی علامه در این تفسیر سعی کرده آیات را با خود آیات تفسیر کند و معانی بلندی را که در قرآن نهفته است از طریق خود قرآن استخراج کند و در ضمن تفسیر آیات، سعی بالغی کرده تا به نیازهای زمان کنونی هم توجه کند و پارهای از مباحث فلسفی، کلامی، اجتماعی و... را هم پاسخ گوید.
در خشندهترین و جامعترین تفسیر کنونی
وی المیزان را درخشندهترین و جامعترین تفسیر جهان تشیّع در عصر حاضر ذکر کرد و افزود: طبیعی است هرچه میدان دید انسان وسیعتر باشد عرصههای بیشتری میبیند و چون علامه از علوم مختلف همچون ادبیات، فقه، اصول، فلسفه، ریاضیات، نجوم، عرفان و... برخوردار بود افق دید وسیعی برای او حاصل شد که برآیند آن را در تفسیر متعالی المیزان مشاهده میکنیم.
ابراهیمنژاد با اشاره به سخن عدهای که معتقدند تفسیر المیزان از تفسیر المنار تأثیر پذیرفته است، اظهار کرد: برای پاسخ به این سوال لازم است دو تفسیر المیزان و المنار با یکدیگر مقایسه شوند وسپس نظر نهایی را بیان کنیم. بالتبع با مطالعهای که در این زمینه داشتم به این نتیجه رسیدم که اولا وزن علمی و شخصیتی و نوع نگرش صاحب دو تفسیر بسیار با هم فاصله دارد تا جایی که در نوع بیان و نگارش تفسیر کاملا مشهود است که این مسئله، هرگونه تاثیرپذیری را نفی میکند. ثانیا تفسیر المنار به هیچ وجه در حد و اندازه جامعیت تفسیر المیزان نیست چه رسد به اینکه تفسیر المیزان از تفسیر المنار تاثیر پذیرفته باشد.
استاد جامعةالقرآن ادامه داد: این مسئله با مطالعه چند باره دو تفسیر بدست میآید وانسان در مییابد که المیزان چه تفسیر مهم و اثرگذار و حقیقتا بی نظیر و شگفتانگیزی است به گونهای که شهید مطهری در مورد آن بیان کرده که صد سال بعد عظمت و عمق مطالب تفسیر المیزان برای مردم معلوم خواهد شد.
رد تاثیرپذیری المیزان از المنار
وی در پاسخ به این سئوال که اتهام تأثیر پذیرفتن تفسیر المیزان از تفسیر المنار از کجا نشئت میگیرد، بیان کرد: تفسیر المنار تا آیه 53 سوره یوسف به نگارش در آمده است. غالب کسانی که علامه را به این تاثیرپذیری متهم میکنند به این استدلال تکیه دارند که ایشان دائما نظریات رشید رضا را میآورند و نقد میکنند و زمانی که سوره یوسف به پایان میرسد دیگر دست علامه به اصطلاح خالی میشود و دقیقا به همین دلیل است که از سوره یوسف به بعد، المیزان، کم حجم میشود.
ابراهیمنژاد ادامه داد: جامعیت علامه در علوم مختلف برکسی پوشیده نیست. وی دارای تخصصهای مختلف در مباحث و حوزههای مختلف است و در حوزه علمیه نجف و قم تحصیل کرده و از محضر اساتید بزرگ و متعددی بهره برده و در فقه، اصول، فلسفه، کلام، عرفان، تفسی، روایت و... در حد کمال قرار دارد. وقتی المیزان را مورد مطالعه قرار میدهیم بیشتر با ابعاد شخصیتی علامه و جامعیت ایشان آشنا میشویم.
وی تأکید کرد: زمانی که قرار است این انسان فرهیخته، شروع به نگارش تفسیر کند با توجه به ذو ابعاد بودن شخصیتش، مطالب غیر تفسیری را هم نقل و مورد مداقه و نقد قرار میدهد و با توجه به آیه و مباحث پیرامونی آن، مباحث فلسفی، اجتماعی، کلامی و... را هم بیان میکنند که در نگاه ابتدایی، ظاهرا ربطی به آیات ندارد اما همان جامعیت علمی ایشان باعث میشود که مباحث مختلف را از دل آیات خارج کرده و به آنها بپردازند.
وی افزود: او در ضمن مباحثی که مطرح میکند اقوال متعددی را از تفاسیر مختلف نقل و سپس نقد میکند. یکی از این تفاسیر، تفسیر المنار است که اتفاقا مورد توجه دنیای اسلام قرار گرفته و سیل مشتاقان به مباحث جدید را به سوی خودش معطوف کرده است اما علاوه بر محاسنی که دارد اشکالات زیادی هم دارد. به عنوان مثال بهجای اینکه بیاید علم را در خدمت قرآن قرار بدهد برعکس سعی میکند قرآن را در خدمت علم و یافتههای آن قرار دهد.
این محقق حوزوی تصریح کرد: صاحب المنار تا جایی پیش میرود که «موت» را بیهوشی! و «شیطان» یا «جن» را همان میکروبها و ویروسها تفسیر میکند و تا جایی جانب افراط میپیماید که یافتههای غیر قطعی علمی را در تفسیر آیات بکار میگیرد و یا آنقدر در مباحث اجتماعی افراط میکند که در برخی موارد تحت تاثیر همین مباحث، از ظاهر برخی از آیات دست میکشد و یا در مباحث اعتقادی کلامی، به شدت به عقاید شیعه میتازد.
ابراهیمنژاد گفت: اینجاست که علامه به عنوان یک فوق تخصص در علوم مختلف، در ضمن تفسیر آیات، به این اشکالات هم پاسخ میگوید و در لابلای مباحث، شروع به جدا کردن سَره از ناسَره میکند و در ضمن تمجید از مباحث مفید تفسیر المنار سعی میکند با استدلال و پاسخهای متقن و دقیق، به اشکالات و القائات نادرست مطرح شده پاسخ گوید.
دلیل کم حجمی المیزان بعد از سوره یوسف
وی تأکید کرد: همین مسئله باعث میشود حجم تفسیر المیزان، تا سوره یوسف، حجیمتر شود و آنگاه که شبهاتی نیست فقط به مباحث تفسیری بسنده میکند که این مسئله باعث میشود از سوره یوسف به بعد، حجمی کمتر نسبت به قبل پیدا کند.
وی ادامه داد: به عبارت دیگر وقتی المنار تا پایان قرآن به نگارش درنیامده طبعا شبهات اندک است و وقتی شبهات به پایان رسید دیگر علامه شبههای نمیبیند تا پاسخ گوید؛ لذاست که میبینیم علامه از سوره یوسف به بعد، به سیر تفسیر خودش ادامه میدهد و به همین دلیل، این قسمت از المیزان، کمحجم تر از قسمت قبل میشود.
استاد جامعهالقرآن گفت: البته دلیل دیگر کم حجم شدن المیزان، برمیگردد به نوع چینش این تفسیر. همانطور که میدانیم این تفسیر بر اساس تفسیر قرآن به قرآن به نگارش در آمده، یعنی هنگام تفسیر یک آیه، آیات مشابه دیگر هم به کمک میآیند تا طبق نظر علامه، آیات، یکدیگر را تفسیر کنند و همین مسئله باعث میشود بسیاری از آیات را در ذیل همان آیه اول که به کمک آیات دیگر در حال تفسیر آن است قرار دهند؛ لذا خود به خود چندین آیه در یکجا تفسیر میشوند و وقتی به همین آیات در سوره دیگرمیرسند، دیگر نیازی نمیبینند دوباره و چندباره به تفسیر و تکرار آیات بپردازند.