
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) از قم، حجتالاسلام والمسلمین محمد غفورینژاد امروز 18 دیماه در نشست جشنواره ملی ملکوت که در سالن همایش امام موسی صدر دانشگاه ادیان و مذاهب برگزار شد اظهار کرد: آیتالله العظمی جوادی آملی هم چون استاد شهید مطهری نقطه تلاقی دو جریان پژوهشی در زمینه فطرت است، حکیم شاه آبادی و امام خمینی پرچمدار یکی از دوجریان مزبور هستند و علامه طباطبایی نیز علمدار جریان دیگر است.
وی با اشاره به تطورات نظریه فطرت در فلسفه و عرفان بیان کرد: این نظریه در منابع فلسفی و عرفانی تطور جداگانهای داشته است و آرای برجستهترین شخصیتهای فیلسوف و عارف چون محیالدین عربی، ملاصدرا و خصوصا حکیم شاه آبادی در این زمینه باید مورد بررسی قرار گیرند.
عضو هیئت علمی دانشکده شیعهشناسی افزود: تطور فطرت در منابع فلسفی وعرفانی بدین گونه تعریف شده است که فطرت این زمینه را ایجاد میکند که تلاشهای علمی انسان تبیین و توجیه شود و تمام تلاشهای انسان برای دستیابی به علوم طبیعی و ریاضی مبتنی بر نظریه فطرت است.
غفورینژاد ابراز کرد: محیالدین عربی اولین اندیشمند اسلامی بود که تحلیلی از چیستی فطرت ارائه داد و یکی از روشنترین تعبیرات او در این بود که فطرت همان وجود ساری و جاری در عالم است و با اشاره به دو عبارت «الله نور السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ » و«الله فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ » فطرت را نور وجودی الهی میداند که در تمام عالم منبسط است.
وی ادامه داد: علامه جوادی آملی شاگرد امام خمینی(ره) است و به واسطه او با اندیشههای حکیم شاه آبادی آشنا است چنانکه مدت مدیدی از محضر علامه طباطبایی نیز استفاده کرده است و این سابقه آموزشی زمینه را برای پژوهشهای بعدی در این حوزه فراهم آورده است.
آیتالله شاهآبادی؛ موسس نظریه فطرت در قرآن
وی بیان کرد: مرحوم شاهآبادی موسس نظریه فطرت در قرآن به شمار میرود و شخصیت دیگری که بر استاد تاثیرگذار بود علامه طباطبایی است و شاه کلید افکار علامه در آثاری چون المیزان مبتنی بر نظریه فطرت است.
استاد دانشگاه ادیان و مذاهب افزود: مطالعه آثار متقدم آیتالله العظمی جوادی آملی نشان میدهد که ایشان از قدیم الایام نظریه فطرت را مورد اندیشهورزی قرار داده و پیرامون آن نظریه میپرداخته است، در حقیقت نظریهپردازیهای استاد از دو رهیافت برون دینی و درون دینی در کتاب فطرت در قرآن به اوج خود رسیده است.
وی اظهار کرد: تنظیم آیات فطرت در هفت طائفه، بیان رابطه خداجویی با خداشناسی فطری، بیان سازگاری عدم تبدیل فطرت با نظریه حرکت جوهری در مورد انسان، تحلیل فلسفی هستها و نیستها و بایدها و نبایدهای فطری، سازگاری نظریه فطرت با جسمانیة الحدوث بودن نفس و بالاخره تحلیل وجود شناختی فطرت از نوآوریهای استاد در باب فطرت است.