
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قم، حجتالاسلام والمسلمین علی فضلی، پژوهشگر دانشگاه ادیان و مذاهب امروز، 18 دی در نشست جشنواره ملی ملکوت که در سالن همایش امام موسی صدر دانشگاه ادیان و مذاهب اسلامی برگزار شد، گفت: از مهمترین مسائل فلسفه علوم انسانی، انسانشناسی است و انسانشناسی نیز در مکاتب مختلف فکری با نگرشها و رویکردهای متفاوت به تقریر نشسته که هر یک از آن نگرشها و رویکردها به نوعی خاص به تبیینهایی خاص از مسائل هر یک از شاخههای علوم انسانی میپردازند.
وی بیان کرد: برای طرحریزی و پویایی علوم انسانی در سازه الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت که یکی از برجستهترین مؤلفههای ساختار مهندسی فرهنگی جامعه است به انسانشناسی اسلامی نیازمندیم.
فضلی ابراز کرد: انسانشناسی اسلامی بر پایه اندیشههای کلامی، فلسفی، عرفانی و قرآنی تفاسیر مختلفی بر میتابد که آیتالله العظمی جوادی آملی از یک نگاه به انسانشناسی قرآنی پرداخته و آن را در آثاری چون تفسیر انسان به انسان، فطرت در قرآن، حیات حقیقی انسان و صورت و سیرت انسان در قرآن منعکس ساخته است.
فضلی افزود: انسانشناسی قرآنی مجموعه وسایلی دارد که یکی از آن مسائل مسئله هویت قرآنی انسان است و این مسئله بر چهار موضوع وابستگی وجودی انسان، مراتب چهارگانه انسان، ماهیت فطری و طبیعت در انسان و ساختارهای وجودی انسان تکیه دارد.
وی اظهار کرد: روی سخن ما تنها وابستگی وجودی انسان است که بر اصل اطلاق صمدی و احاطی حق سبحانه و فقر و تعین اجوفی ممکنات تکیه دارد و علامه جوادی آملی این موضوع را با توجه به سه محور فقر وجودی انسان، تهی بودنش و وجود ربطی او تشریح کرده است.
پژوهشگر دانشگاه ادیان و مذاهب ادامه داد: انسان همچون دیگر ممکنات از حیث امکانی چون حباب میان تهی و درون تهی است و این نشان از فقر ذاتی او دارد، در عین حال درون او پر است و این از حیث وجودی و وجوبی است چرا که انسان از این حیث خود انسان نیست بلکه موجود دیگری است که از باب لابالممازجه درون آن را پر کرده و همه شئون او را در بر گرفته است.
وی در ادامه با اشاره به اینکه میتوان صمدیت و اجوفیت را در انسان به صورت جمعی دید، گفت: خدای سبحان از آن رو که مطلق به اطلاق مقسمی و احاطی است در سراسر هستی حضور وجودی دارد و در دل همه موجودات حاضر است و از باب لابالمباینه از آن منفک نیست و از باب لابالممازجه با آنان ممزوج نیست و این اصل اولا نشان از هویت ربطی و حرفی آنان است که معرفت به آن انانیت را از انسان دور میکند و در ثانی نشان از حائل بودن خدا میان انسان و قوای او دارد که معرفت به آن وابستگی کامل انسان در اراده و قدرت به اراده و قدرت خدا را میفهماند.