
اتفاق ناخوشایندی که چند روز پیش در پشت صحنه فیلم «معراجیها» روی داد، اهالی سینما را دچار یک شوک بسیار ناگوار کرد، زیرا تا به امروز سابقه نداشته که در سینمای کشورمان 6 نفر جان خود را در پشت صحنه یک کار از دست دهند، البته هر از گاهی دیده میشد که برای یک فرد، همانند آنچه برای پیمان ابدی روی داد، حادثهای اتفاق میافتاد، اما هیچگاه چند نفر با هم دچار چنین حادثهای نشده بودند.
درباره چرایی به قوع پیوستن چنین فاجعههایی سخنان بسیاری گفته شده، اما هیچگاه اقدامی موثر و بنیادی انجام نشده، در صورتیکه کاملا مشخص است که چنین اتفاقاتی تنها به واسطه کمبود امکانات به وجود میآید، والا میشد با برخورداری از استانداردهای سینمای جهان مانع بسیاری از این اتفاقات ناخوشایند شد؛ استانداردهایی که به سینمای جهان این اجازه را میدهد که خطرناکترین صحنهها را بدون آسیب پشت سر بگذارند.
نکتهای که ذکر آن در این نوشتار ضروری به نظر میرسد این است که ما در جریانهای اینچنینی با تضاد و تناقضهای فراوانی روبرو هستیم که خود به تنهایی سؤالات بسیاری را پیش روی ما مطرح میکند؛ همواره از سوی مسئولان داعیه حمایت از تولید و ساخت فیلمهای دفاع مقدسی سر داده شده و هر از چند گاهی به واسطه مناسبتهای مختلف انتقادهایی از سوی آنها به فیلمسازان و هنرمندان روانه است که چرا در این حوزه کمکار هستند. یا یکی دیگر از انتقادات رایج در این زمینه همیشه گریبان جشنواره فیلم فجر را میگیرد که چرا علیرغم ماهیت برگزاری این جشنواره و انقلابی بودن آن، تولیدات دفاع مقدسی بسیار کم رنگ هستند و در حاشیه فیلمهای جشنواره قرار دارند؟ از سویی دیگر جشنواره فیلم دفاع مقدس که اتفاقا چند دوره برگزاری آن متوقف شده بود جزیی از همین جریان است که همیشه در کش و قوس اختلاف نظرهای فیلمسازان و مسئولان هنری قرار گرفته و متاسفانه هیچگاه هم سرانجام درستی نداشته است.
حال سؤالی که مطرح میشود این است که مسئولان فرهنگ و هنر که همیشه داعیه ساخت آثار انقلابی و دفاع مقدسی دارند، میزان بودجهای که برای این تولیدات در نظر میگیرند در قبال بودجه کلی سینما چقدر است!؟؛ مهمتر از آن اینکه چه تمهیدات، امکانات و وسایل و ابزاری را جهت استفاده و مصرف فیلمسازان در اختیار آنها قرار میدهند و چه پشتوانهای بابت امنیت جانی عوامل در ساخت این تولیدات و شرایط خاص آن قائل هستند؟ از طرف دیگر نباید نقش تهیهکننده را در این میان به عنوان هدایتگر کار فراموش کرد؛ فردی که در قامت یک تهیهکننده پشت یک کار میایستد باید ضامن جان و مال عوامل خود باشد و از سرمایه آنها حفاظت کند.
همین نکته، مسئله دیگری را پیش روی ما قرار میدهد که بحث شتابزدگی و اصرار بیش از حد بر اتمام روند تولید فیلمهای سینمایی است. این که بسیاری از کارگردانان سینما فیلمهای خود را در زمانی بسیار کم جلوی دوربین میبرند و کار را ظرف چند هفته جمع میکنند به امری عادی بدل شده است، اما همین مسئله آسیبهای جدی را شامل حال بدنه سینما کرده که یکی از آنها تولیدات کم مایه است که در زمان اکران هم با اقبال عمومی روبرو نمیشوند و ردپای تعجیل و شتابزدگی در جای جای آن دیده میشود. حال در نظر بگیرید که جشنوارهای همچون فجر که محبوب همه فیلسمازان و جامعه هنری و مردم هم هست در پیش باشد و اینجاست که با سرعت برق و باد فیلمهاست که پشت سر هم جلوی دوربین میرود و با کم و کاستهای فراوان برای جشنواره آماده میشود.
اتفاقی که برای فیلم «معراجیها» رخ داد نیز دلایل بسیاری دارد که هر کدام به تنهایی قابل بررسی و ارزیابی است؛ مسئله اول که به بیتردید باعث این فاجعه شده در کنار سهلانگاری، به عدم بهروز شدن و نبود استانداردهای لازم در عرصه تولید برمیگردد. جای تاسف دارد که سینمای جهان روز به روز در حال پیشرفت ازهر حیث در جنبههای مختلف تولید همچون جلوههای ویژه، تدوین و ... است اما سینمای ما هنوز در پی تهیه مواد منفجره آن هم به شیوهای ابتدایی و پرخطر است. باز هم باید این مسئله را اینجا مطرح کرد که چرا شهرک سینمایی دفاع مقدس که میتواند مرجع و منبع خوبی برای استفاده فیلمسازان در کارهایشان باشد هنوز هم حداقل شرایط تولید امن و استانداردی را به فیلمسازان ارائه نمیدهد؟ چرا مسئولانی که متولی این بخش هستند برای بهبود وضعیت شهرک سینمایی دفاع مقدس و ابزار و آلات جنگی آن فکری نمیکنند؟
در هرحال میتوان برای این اتفاق و حوادثی از این دست انگشت اتهام را به سمت بسیاری ببریم اما قصد از این گزارش چنین کاری نیست بلکه شناسایی آسیبهایی است که منجر به ایجاد خسارتهای بسیاری در عرصه هنر میشود. اینکه این آسیبها، کمبودها و نقصان را شناسایی کرده و به واسطه برخورد مسئولانه و با تدبیر بیشتر تمهیدی برای جلوگیری از تکرار آن بیاندیشیم.
نکته دیگر این درچنین شرایطی توقع خود را با امکانات موجود همسان کنیم، یا اینکه مسئولان حمایت از فیلمسازان، جان آنها و تولید فیلمشان را در قبال تاکید بر ساخت آثار دفاع مقدسی در اولویت قرار دهند و فقط توقع ساخت آثار انقلابی و دفاع مقدسی نداشته باشند بدون اینکه گوشهای از این کار را بگیرند، یا اینکه میتوان برای جلوگیری از آسیبهای بسیار در این عرصه تولیدات پرخطر را تقلیل داد و انتظار تولید انبوه در این ژانر را نداشت.
برای اینکه در این زمینه بتوانیم به تحلیل درستی برسیم، بهتر است از نظر چند تن از افرادی که در این حوزه (جلوههای ویژه) از دانش کافی بهره بردهاند، استفاده کنیم تا نتیجهگیری بهتری حاصل شود.
حمید رسولیان که امسال جلوههای ویژه دو فیلم «مترو پل» و «کلاشینکف» را برعهده داشته درباره وضعیت حاکم بر کار خود میگوید: از نگاه من بزرگترین نقصان حاکم بر جلوههای ویژه سینمای کشورمان مسائل مادی است، چون اگر این شرایط فراهم باشد تمامی امکانات از برنامهریزی گرفته تا سختافزار موجود خواهد بود، البته در این میان هدایتهای صحیح کارگردان و دقت نظر خود مدیر جلوههای ویژه نیز در سلامت کار نقش دارد.
وی در پاسخ به این سؤال که امکانات موجود جلوههای ویژه ما در مقایسه با استانداردهای جهانی از چه جایگاهی برخوردار است، میافزاید: جواب این سؤال را اینگونه میدهم که مسلما ما در بحث امکانات در مقایسه با سینمای جهان جایگاه بسیار پایینی داریم، اما با همین وضعیت موجود مدیران جلوههای ویژه ما با استعداد خود دست به ابتکاراتی زدهاند که نشان از هوش و تخصص آنها دارد.
این مدیر جلوهای ویژه تأکید میکند: برای بهبود وضعیت جلوههای ویژه سینمای کشورمان بهترین راهکار این است که به سخنان و پیشنهادات متخصصان این حوزه به دقت گوش فرا داده و سپس عمل شود. افرادی که نهایتا تعدادشان به 10 نفر هم نمیرسد و گوش دادن به سخنانشان، کاری سخت و دشوار نیست. نکته دیگر اینکه باید به زحمتکشان این حوزه احترام گذاشت تا آنها بدانند که کارشان که با خطر درآمیخته شده، دیده میشود.
عدم هماهنگی امکانات با استانداردهای جلوههای ویژه
در این گزارش شایسته است که از نظر یک کارگردان دفاع مقدسی هم در اینباره استفاده شود تا بتوانیم به نگاهی دیگری درخصوص موضوع مورد نظرمان برسیم؛ جواد اردکانی که کارهایی نظیر «شور شیرین» و «به کبودی یاس» را در پرونده کاری خود دارد درباره بحث جلوههای ویژه معتقد است؛ آنچه به لحاظ سخت افزاری در سینمای ما موجود است به هیچ وجه با استاداردهای لازم همخوان نیست، به همین دلیل فضایی به وجود میآید تا ما دست به شبیهسازی بزنیم تا قادر باشیم به جلوههای بصری خود یک شکل حداقلی دهیم.
وی در پاسخ به این سؤال که برای بهبود وضعیت موجود بهتر است امکانات وارد سینمای کشورمان شود یا اینکه نیروهای متخصص در این حوزه تربیت شوند؟ میگوید: معتقدم مسئله ما در حوزه جلوههای ویژه، نیروهای متخصص نیست، زیرا در این زمینه ما افراد متخصص لازم را دارا هستیم، اما در حوزه امکانات است که مشکلاتمان بی شمار است، درصورتیکه با بودن نیروی متخصص اگر ما امکانات لازم را دارا باشیم، مسلم بدانید قادریم بهترین تصاویر را خلق کنیم، البته زمانیکه از وارد کردن امکانات سخن میگوییم باید به این مهم توجه داشته باشیم که در کنار وارد کردن، باید در پی تولید نیز باشیم.
اردکانی در بخش دیگری از سخنان خود تاکید میکند: نکته دیگر این است که ساختار تولید ما بسیار نادرست بنا شده، چون زمانیکه در اصلیترین بخش تولید که تهیهکننده است سینمای ما وضعیت مطلوبی ندارد، بیدلیل نیست که امکانات لازم هم در اختیار متخصصان جلوههای ویژه قرار نگیرد. همین چشم پوشیها نیز سبب میشود که جان این افراد هر روز در سینمای کشورمان در معرض خطر باشد.
حادثه «معراجیها» نیازمند بررسی است
محمدرضا شرفالدین، مدیر عامل سینمای انقلاب و دفاع مقدس نیز به عنوان فردی که سالهاست با جلوههای ویژه اشنایی دارد، درباره اتفاق پیشآمده در «معراجیها» گفت: آنچه که در حال حاضر در دست بررسی است علت اتفاق است و در این زمان نمیتوانیم نظر قطعی بدهیم، چراکه گروههایی از سپاه، آتش نشانی و خود انجمن درصدد کشف علت این حادثه هستند. در این حادثه بهراستی نمیشود کسی را مقصر دانست و اگر وجه صنعتی این حرفه مدنظر باشد، باید گفت در سایر مشاغل صنعتی نیز اتفاقاتی از این دست رخ میدهد و از دیگر سو نیز در انتخاب جلوه ویژه میدانی یا جلوههای رایانهای، حق کارگردان و فیلمساز برای ساخت فیلم خود است و تنها به انتخاب وی برمیگردد. ضمن آن که باید تاکید کرد که استفاده از جلوههای ویژه میدانی تنها مختص کشور ما نیست و در سایر کشورها نیز از آن استفاده میشود.
مدیرعامل سینمای انقلاب و دفاع مقدس میافزاید: حدود دو سالی میشود که مواد نظامی را از شهرک و از کار جلوههای ویژه حذف کردهاند و موادی که در اختیار مدیران جلوههای ویژه قرار میگیرد مواد صنعتی و به اصطلاح تنبل است.
رضا رستگار از طراحان جلوههای ویژه میدانی نیز درباره مرحوم شریفیراد که در حادثه پیش آمده از دنیا رفت، میگوید: مرحوم شریفیراد ازمتخصصترین عناصر جلوههای ویژه بود که به لحاظ سطح حرفهای مافوق همه ما محسوب میشد و از سطح تکنسین این حرفه خارج و به عنوان هنرمند در این شغل مشغول به فعالیت بود و به تمام نکات ایمنی توجه داشت، اما در این حادثه، اتفاقی رخ داده است که طبق آییننامه نمیبایست که پیش بیاید. اما موضوعی که مهم این است که حتی بر کار متخصصان این حرفه نیز علاوه بر در اختیار گذاشتن ابزار باید نظارت داشت.
وی ادامه میدهد: در حال حاضر 70 نفر مدعی تخصص در جلوههای ویژه هستند که تمامی اینها نیازمند دو یا سه دستیار هستند که برخی از آنها نیز صلاحیت کار در این حرفه را ندارند. در انتهای سخنان خود هم باید بگویم، باید تجهیزات این کار را فراهم کنیم و از افراد متخصص این کار برای همکاری دعوت کنیم؛ اتفاقی که به تازگی روی آن کار میشود.
عباس شوقی به عنوان یکی از مدیران جلوه ویژه سینمای کشورمان درباره اینکه چه عکسالعملی میتوان درباره چنین اتفاقاتی داشت، تاکید میکند: در قدم اول باید بررسی شود که چرا چنین اتفاقی روی داده است، چون حادثه پیش آمده سبب داغذارشدن چند خانواده شده است که دردشان را به هیچ چیز نمیتوان تسکین داد، البته بررسی که انجام میشود باید توسط یک گروه کاملا حرفهای انجام شود نه اینکه افرادی که در این حوزه کم اطلاع هستند را مسئول رسیدگی به آن کرد.
به دنبال مقصر نباشیم
وی اضافه میکند: زمانیکه میگویم اتفاق روی داده بررسی کامل و دقیق شود منظور این نیست که به دنبال مقصر بگردیم، زیرا حادثه پیش آمده ممکن است دوباره روی دهد و عدهای دیگر جان خود را از دست دهند، پس باید بررسی شود که آیا اشکال از مواد است که در شهرک وجود دارد یا اینکه برخی سهلانگاریها سبب میشود تا چنین اتفاقاتی روی دهد، البته ممکن است در حین این بررسیها هر کس بخواهد به نوعی مسئولیت اتفاق پیش آمده را به گردن بخش دیگر بیندازد، به همین دلیل است که میگویم یک فرد یا گروه آگاه برای تحقیقات در نظر گرفته شوند.
این مدیر جلوههای ویژه در بخش دیگری از سخنان خود گفت: ماهیت کار ما بسیار خطرناک است، همانند فردی که متخصص خنثیکردن مین است، بنابراین ممکن است اینگونه اتفاقات هر لحظه روی دهد. نکته دیگر اینکه حادثه ممکن است در هر حرفهای روی دهد. برای مثال یک راننده، گواهینامه دارد، اما ممکن است دستخوش حادثه شود، ولی این احتمالات در حرفه ما بیش از دیگران است.
وی درباره عواقبی که ممکن است بابت این اتفاق پیش آید، میگوید: ما در گذشته به راحتی میتوانستیم با فراغ بال کار کنیم، اما متاسفانه این فضا دیگر برایمان فراهم نیست، چون با اتفاقی که روی داده کمتر بازیگری جرئت میکند در صحنههایی که احتیاج به انفجار دارد به ما اعتماد کند. این وضعیت کار ما را بسیار سخت میکند، اما امیدواریم با گذشت زمان این ضعف از بین رود.
مظلومین جلوههای ویژه در سینما
شوقی با بیان اینکه امید دارم در آینده همکاری بخشهای مختلف سینما با جلوههای ویژه بیشتر شود، میگوید: حرفه ما در سینما بسیار مظلوم است و کمتر زحمات افرادی که در آن مشغول به کار هستند دیده میشود، اما امید دارم در آینده شاهد همکاری بیشتر بخشهای مختلف سینما هستیم تا بتوان در سایه این مراوده نتایج بهتری برای سینما حاصل کرد.
با نگاهی اجمالی به نظرات کارشناسان میتوان دریافت آفتی که سینمای دفاع مقدس را تحت تأثیر خود قرار داده علاوه بر سهلانگاری، فقر امکانات و عدم حمایت از فیلمسازان و درجا زدن در استفاده از روشهای سنتی است؛ سؤال این است که چرا برای پیشگیری از این اتفاقات ناگوار به اصلاح امور زیربنایی دست نمیزنیم؟ به طور مثال بهتر است در وهله اول شرایط محیطی و امکانات فنی در این زمینه را ارتقا داده و در کنار آن روی تخصص نیروی انسانی، ورود و استفاده از روشهای جدید بیشتر سرمایه گذاری کنیم. با یک بررسی اجمالی متوجه میشویم در ایام فجر یک صداگذار یا مسئول جلوههای ویژه و تدوینگر به طور همزمان چند پروژه را در دست دارد و این نشان از کمبود نیروی متخصص در این حوزه است.
از سویی دیگر مسئولان مربوطه بودجه تولیدات سینمایی را با نگاهی موجزتر ارزیابی کنند و برای تولیداتی اینچنینی بودجه منطقی و کاربردیتری در نظر بگیرند؛ ضمن اینکه فیلسمازان میان تولید و برپایی جشنواره توازن لازم را برقرار کنند و ماههای منتهی به برگزاری جشنواره منجر به ترافیک تولید در این عرصه نشود که البته باز این مسئله هم به عدم زمانبندی درست در پروانه ساخت و تخصیص بودجه برمیگردد.
در پایان این گزارش میتوان از مجموع سخنان مطرح شده به این مهم دست یافت که نبود امکانات و برخی سهلانگاریها دلیل به وجود آمدن چنین فاجعههایی میشود، اتفاقاتی که باید با نظارت بیشتر به حداقل ممکن برسد، زیرا هر یک از اهالی سینما مسئول خانوادهای هستند که آینده آنها منوط به فعالیت آنهاست، پس به امید روزی که دیگر چنین اتفاقات غمباری روی ندهد.
با قدری تامل در خصوص صنعت سینما و بخصوص سینمای دفاع مقدس در می یابیم که یک صنعتی است که همتراز با سختی کسانی است که در معدن کار می کنند جسمی فکری روحی و... اری بدرستیکه تعداد انگشت شماری هستند که تخصص در جلوه های ویژه دارند !! نباید خوشحال شد واین یک فاجعه است چرا که اجازه ورود به افراد را نمی دهند همچنان که اجازه ورود در بخش دفاع مقدس به تعداد انگشت شمار رسیده است . من خود یک مستند ساز دفاع مقدس هستم و دقیقا رسیده ام به نکته ای که اهمیتی به بخش دفاع مقدس چه مستند و چه فیلم داده نمی شود وتا چنین باشد ما باید تاوان بدهیم و تا تاوان می دهیم حتما عقب رانده می شویم چون خالی می شویم از افراد خبره که به سادگی آسمانی می شوند...
چرا ما 8سال دفاع مقدس را پشت سر گذاشتیم و چندین سال از آن می گذرد ویک دنیایی از سوژه ناب است هنوز نمی شود گفت فلان فیلم ما منطبق با استاندارد جهانی است فکرش را بکنید بجای جدایی نادر از سیمین و یا گذشته اقای فرهادی تربیت شده سینمای دفاع مقدس بود وچنین فیلمی می ساخت و اسکار می گرفت آن موقع ما سرمان بالا بود که سینمای دفاع مقدس هم جهانی شد اما این یک افسوس است و شبیه رویا با این شیوه برخورد با دفاع مقدس کاران ...