
حجتالاسلام سید اسدالله محسنپور، مدرس حوزه علمیه امام خمینی(ره) اهواز در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، با بیان اینکه بهترین وسیله شناخت هر فکر و اندیشهای، خود رهبران آن فکر هستند، گفت: در خصوص وهابیت و فعالیت آن میتوان گفت معمولاً وهابیها دیدگاههای خود را مخفی نمیکنند. همه عقاید اینها آشکار و لابهلای کتب تألیف شده بزرگان آنها موجود است.
وی ادامه داد: در رأس این مجموعه معمولاً ابن تیمیه قرار دارد که اساس افکار او تقریباً از احمد بن حنبل امام یکی از مذاهب اربعه گرفته شده است. بعد از دیدگاههای احمد بن حنبل، ابنتیمیه یک سری از افکار خود را گردآوری کرد و بهصورت یک سبک و مشی دینی درآورد. بعد از او نیز محمد بن عبدالوهاب افکار ابن تیمیه را با سبک جدیدی در ارتباط با برخی از ایادی غرب، گردآوری کرد.
وهابیت، معاملهای سیاسی بین خاندان آلسعود و محمدبن عبدالوهاب است
این مدرس حوزه علمیه ادامه داد: اینها یک سری معاملات سیاسی بین خاندان آل سعود و محمد بن عبدالوهاب بهعنوان یک صاحب اندیشه دینی است که وی ابعاد و روشهای دینی را ارائه میداد و آنها سلطه سیاسی را داشتند و با همکاری یکدیگر توانستند به این نقطه برسند و عربستان را تصاحب کنند که در حال حاضر به نام آل سعود نامگذاری شدهاند.
محسنپور با اشاره به دیدگاههای وهابیت اظهار کرد: وهابیها ادعا میکنند مسلمان هستند و به توحید و نبوت و معاد اعتقاد دارند. اینان نسبت به مسائل توحید با سایر مسلمانان اختلافاتی دارند. نسبت به مسئله نبوت و معاد نیز چنین است. در رابطه با مسئله توحید، یکی از اعتقادات برجسته اینها متأسفانه جسمانیت خداوند است. شاخصه بسیار بارز آنها نسبت به سایر مسلمانان این است که قائل به جسم بودن خدا هستند. عقیده دیگر آنها اجتهاد در مقابل نص است. اینها در مقابل نصوصی که صریحاً از طرف خدا یا پیامبر(ص) آمده اجتهاد و اظهارنظر میکنند که نمونههای زیادی را در این باره میتوان ارائه داد.
وهابیت خود را فراتر از همه مذاهب میداند
مدرس حوزه علمیه امام(ره) اهواز در بیان تفاوت میان جریان وهابی با اهل سنت گفت: در وهله اول وهابیها خود را فراتر از همه مذاهب میدانند و معتقدند مذاهب همه باید جمع شوند و زیر چتر آنها قرار گیرند. به عقیده آنها توحید درست و توحید که به دور از شرک باشد همان توحیدی است که ما معرفی میکنیم و همه مسلمانان باید زیر چتر اندیشه وهابی قرار گیرند.
وی افزود: اینها همه مسلمانان را به نوعی مشرک میدانند و حتی طرفداران مذاهب اربعه اهل سنت را هم مشرک معرفی کرده و با آنها مبارزه میکنند. برخی میگویند شرک این افراد خفی است، برخی معتقدند نسبت به مسئله شرک جاهل هستند و برخی نیز میگویند مسلمانان کاملاً مشرک هستند و شرک آنها آشکار است و شیعه را از این حیث کافر میدانند.
محسنپور با اشاره به برخی فتواها و خطابهای بزرگان وهابیت خاطرنشان کرد: زمانی که از آل شیخ مفتی فعلی عربستان درباره جواز پرداخت زکات به فقرای شیعه پرسیدند در پاسخ این استفتا نوشت که شیعه روافض هستند، مشرک و کافرند و باید با آنها جنگید. از این رو دادن زکات به اینها حرام است و اجازه چنین کاری را ندارید.
این مدرس حوزه علمیه ادامه داد: علت این امر آن است که آنها شیعه را مشرک میدانند؛ زیارت قبور را با سبک شیعه شرک میدانند، توسل کردن و سجده بر مهر را شرک میدانند. توحید ما را تخطئه میکنند. در مسئله توحید مشکل دارند و اشکال خود را بر همه مسلمانان وارد میدانند.
مدرس حوزه علمیه امام(ره) اهواز ادامه داد: آنها معتقدند هر کس اعتقاد به قبور و وجود بارگاه برای بزرگان دارد مشرک است. مثلاً قبر ابوحنیفه در بغداد بارگاهی دارد. اینها حنفیها را به خاطر وجود این بارگاه تخطئه میکنند و میگویند باید با خاک یکسان شود. در مورد بارگاه پیامبر(ص) نیز چنین اعتقادی دارند اما اینکه چرا این کار را نمیکنند دلیلشان این است که میگویند ما از فتنه مسلمانان میترسیم چرا که باید سازشهایی باشد تا عقیده ما بتواند ادامه پیدا کند.
وی نصب عداوت یعنی دشمنی با اهل بیت پیامبر(ص) را از اعتقادات دیگر تفکر وهابی برشمرد و گفت: این عقیده در مسیر زندگی و خطابههای آنها لمس میشود. در جلسات خصوصی خود به حضرت علی(ع) توهین میکنند و علناً در مقابل مردم غیر این را نشان میدهند. اما با چندین دلیل میتوان ثابت کرد که از اعتقادات راسخ آنها دشمنی با اهل بیت(ع) است.
وی گفت: بنابراین، قول به تجسیم خداوند، اجهتاد در مقابل نص و عمل به رأی و نصب عداوت با خاندان پیامبر(ص) بهویژه امام علی(ع) و حضرت زهرا(س) از برجستهترین تفکرات وهابیت است.
جهل به حققت؛ زمینهساز ترویج تفکر وهابی
محسنپور جهل به حقیقت را علت گرایش برخی به این تفکر دانست و توضیح داد: ما نمیتوانیم بر اساس ظاهر پیش رویم چرا که عمق خیلی از مسائل را درک نمیکنیم .چنانکه در ماجرای حضرت موسی(ع) و حضرت خضر(ع) در قرآن کریم این موضوع بیان شده است. در این ماجرا شرط همراهی حضرت موسی(ع) این بود که ایشان از عملکرد عبدالصالح سؤالی نکند و نسبت به آن اعتراضی نداشته باشد. طی سه مورد چنانکه در قرآن کریم آمده است، حضرت موسی(ع) از عملکرد حضرت خضر متعجب شد و در پی آن اعتراض میکرد، پس از آن حضرت خضر تأویل عملکرد خود را بیان میکند و دلیل آنها را که در ظاهر معقول نبودند برای حضرت توضیح میدهد.
شگردها و مغالطههای وهابیت پاسخ دارد
مدرس حوزه علمیه امام(ره) اهواز ادامه داد: ذکر این مثال برای آن است که متأسفانه برخی فریب ظاهر سخنان این افراد را میخورند و اگر کسی در عمق مطالب اینان برود خواهد دید که سراب است، حقیقت نیست و با اولیات اسلام منافات دارد. ما اگر اسلام را صحیح بفهمیم هرگز زیر بار سخن اینان نمیرویم.
وی با ارائه نمونههایی از مغالطه وهابیت در جلب نظر دیگران تصریح کرد: مثلاً میگویند ائمه معصوم(ع) نیستند و نمونههایی ذکر میکنند که حضرت علی(ع) در فرازهایی از نهجالبلاغه چنین فرموده که نشانگر این موضوع است. مطالبی را بیان میکنند که در ظاهر گولزننده است. بهطور مثال این عبارت نهجالبلاغه را ذکر میکنند: «إنّه بایعنی القوم الذین بایعوا أبا بکر وعمر وعثمان على ما بایعوهم علیه، فلم یکن للشاهد أن یختار ولا للغائب أن یرد، وإنّما الشورى للمهاجرین والأنصار، فإن اجتمعوا على رجل وسمّوه إماماً کان ذلک لله رضىً» در خطبهای امام فرمودند: کسانی با من بیعت کردند از مهاجران و انصار هستند که هر وقت با کسی بیعت کنند رضای خدا در بیعت آنها است و آن شخص امام مردم خواهد بود. ظاهر صحبت امام این است که خلافت ابوبکر و عمر و عثمان را تأیید کرده است ولی اصل مطلب چنین نیست از این رو وقتی جوانی این سخن را بشنود و ما نیز اگر بخواهیم وهابیت را تبلیغ کنیم با اتخاذ این شگردها، میتوان مردم را منحرف کرد و تحت تأثیر قرار داد در حالی که این شگردها پاسخ دارد و جواب این مثال آن است که حضرت علی(ع) زمانی این مطلب را فرمود که در مقابل معاویه احتجاج کرد. زمانی که معاویه خیانت کرد و زیر بار خلافت حضرت علی(ع) نرفت که طبق سخن آنها وظیفه داشت از حضرت علی(ع) تبعیت کند؛ چرا که خلافت حضرت علی(ع) حداقل طبق دیدگاه آنها از طریق بیعت مردم بوده است؛ بهعنوان خلیفهای مثل خلفای قبل، مردم با او بیعت کردند و بیعت او شرعی است.
وی افزود: در این عبارت به معاویه میفرماید: اگر تو امامت را به سبکی که ما بیان میکنیم قبول نداری و بهعنوان نصب الهی، امام را امام نمیدانی از راهی که خود به آن اعتقاد داری بررسی کن که آیا امامت من کمتر از امامت ابوبکر و عمر و عثمان است که مردم با آنها بیعت کردند؟ و اگر قبول داری هر کس مردم با او بیعت کردند، او امام مردم است، من از این راه هم بر شما حجت هستم.
علاوه بر این امام(ع) قید «فإن اجتمعوا» را مطرح فرموده یعنی اجتماع باید صورت یگرد و در رابطه با ابوبکر، اجتماع حاصل نشد. حضرت علی(ع)، حضرت زهرا(س)، سلمان فارسی، مقداد، ابوذر غفاری، اسامهبن زید و صدها صحابی در تاریخ ثابت شده که بیعت نکردند. پس آن اجتماع حاصل نشد و بیعت مردود است.
وی در پایان خاطرنشان کرد: پس یکی از شگردهای وهابیت آن است که از کتب خود ما، فرازهایی را از ائمه(ع) استخراج کنند و علیه ما استفاده میکنند و متأسفانه این مغالطهها را به کار میگیرند و علت تحت تأثیر قرار گرفتن برخی افراد، جهل به حقیقت و متخصص نبودن در مسائل کلامی است.