
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قم، آیتالله محمد تقی مصباح یزدی امروز، 24 بهمنماه در همایش «مبانی کلامی علوم انسانی» که در سالن همایش مؤسسه آموزشی، پژوهشی امام خمینی(ره) برگزار شد، بیان کرد: دانشمندان برای حل مسائل مورد نیاز انسان نظریات مختلفی ابراز میکنند تا از راه بحث و انتقاد به نتایج واقعیتر و عینیتر برسند.
وی ابراز کرد: باید مشخص کنیم منظور ما از علوم انسانی چه چیزی است، تا مسائل کلامی نداشته باشیم و خدا، پیامبر(ص) و دین ثابت نشود جایی برای تعریف فقه و بسیاری از علوم دینی دیگر باقی نمیماند. زمانی که از تأثیر علم کلام در علوم بحث میکنیم باید مبانی علوم انسانی را در نظر بگیریم؛ علم کلام از لحاظ مبانی اصول موضوعه، دینی است و از این رو نقش بالایی در علوم دیگر نیز خواهد داشت.
عضو خبرگان رهبری گفت: فلاسفه میانه خوبی با کلام نداشته و بیان میکردند میخواهند مسائل کلامی را با اصول موضوعه ثابت کنند و اثبات امور بر اساس اصول موضوعه را جدل میدانستند. باید دامنه علم را وسیع گرفت و در تعریف آن سخاوت به خرج داد، باید تعریف ما از علوم انسانی شامل علوم انسانی رایج نیز بشود.
مصباح یزدی ادامه داد: هیچ علم تجربی با تجربه نمیتواند نتیجهای یقینی را اثبات کند و برای بررسی رابطه علت و معلول باید شرایط محیط تجربه را لمس و کنترل کنیم تا عامل دیگری در آن دخالت نکند و این کار به هیچ وجه میسر نیست.
وی افزود: اگر تجربه یقینی را در نظر بگیریم مسایلی که در علوم پایه مطرح میشود ظن قوی نیز ایجاد نمیکند و از همین رو است که بین دانشمندان برجسته درجه اول نیز اختلاف عقیده را مشاهده میکنیم.
مصباح یزدی اظهار کرد: در علوم انسانی نیز نظریات متفاوتی را بین اندیشمندان شاهد هستیم و این به دلیل آن است که ظنی قوی به وجود نیامده است و در مکاتب مختلف روانشناسی نیز اختلاف عقاید بسیاری نیز شاهد هستیم.
رئیس مؤسسه آموزشی، پژوهشی امام خمینی(ره) بیان کرد: در بحثهای علمی باید اصول و مفاهیم مشترک وجود داشته باشد و طرفین باید الفاظ را در یک معنا به کار ببرند و بر این مفاهیم نیز توافق صورت بگیرد که در این صورت میتوانیم تأثیر کلام بر علوم انسانی را تعریف کنیم.
وی با اشاره به این که هر چه اثبات کند خدایی نیز وجود دارد علم است، ابراز کرد: سپس باید پیامبر خدا و اصول دین را ثابت کنیم و در مورد مسلمانان از روی علم ثابت کنیم قرآن کتاب آسمانی ما است و در این صورت اصلی برای اثبات مسائل دیگر خواهد شد به شرطی که مطلبی که از قرآن استنباط میکند دلالت آن قطعی باشد.
عضو خبرگان رهبری افزود: اگر حجیت چیزی با علم ثابت شد میتواند اصل موضوعی برای علوم دیگر شود و به دنبال آن مسئله اسلامیسازی علوم معنا پیدا میکند و پاسخی که به مسائل داده میشود مطابق با منابع دینی خواهد بود.
مهمترین تأثیر علوم دینی در دانش اجتماعی، توصیف جهانی است که علوم انسانی در آن قرار میگیرد
در ادامه محمد فتحعلیخانی از اساتید دانشگاه در نشستی که در این همایش برگزار شد، ابراز کرد: اولین پرسش در بحث رابطه کلام و علوم انسانی تهدید علوم انسانی است، لذا باید به تبیین مفهوم علوم انسانی پرداخت. مهمترین تأثیری که علوم دینی میتواند در دانش اجتماعی بگذارد آن است که فضا و جهانی که علوم انسانی در آن قرار میگیرد را توصیف میکند.
وی بیان کرد: اگر مقصود ما از مبانی کلامی به معنای دستگاه نظری است که انسان و جهان را در یک بافت منسجم تعریف میکند قطعا میتوان علم کلامی داشت که به تولید علوم انسانی ویژه کمک برساند.
چنانچه علم کلام برای نقل و متون دینی جایگاهی قائل است و با توجه به این که کلام از نقل در اثبات گزارههای هدف خود بهره میگیرد باید در علوم انسانی و علوم اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد.
فتحعلیخانی با بیان این که دانش دین در حوزه مبانی سخن دارد و این سخن در علوم مختلف اسلامی طرح شده است، گفت: اگر کلام را با انگ خدایی بودن بشناسیم و ارزش و معرفتشناختی یافتههایش را نازلتر از حکمت بدانیم بنابراین علوم انسانی متناسب با معرفت ساختارشناسانه یافتههای کلامی خواهد بود.
کلام به معنای تبیین و دفاع از آموزههای دینی است
محمود فتحعلی از محققان و پژوهشگران حوزه نیز در این همایش گفت: کلام به دو طریق تعریف میشود؛ یکی کلامی است که به دفاع از اصل اعتقادی دین میپردازد و تعریف دیگر افزون بر تبیین اصول اعتقادات دیی به مبانی فروعات هم میپردازد.
وی ابراز کرد: کلام به معنای تبیین و دفاع از آموزههای دینی است و بر اساس آن چه در قرآن مطرح است و یا در سنت آمده است قلمرو وسیعی داشته و ساحتهای فردی، اجتماعی، روحی و سیاسی را در بر میگیرد از این رو وظیفه متکلمان است که از همه گزارهها که در قرآن و سنت آمده دفاع کند.
این محقق و پژوهشگر حوزوی اظهار کرد: بهتر است کلام را در تعریف متکلمان در نظر نگیریم اگر گفتیم مارکسیسم، لیبرالیسم و دیگر ایسمها یک نوع جهانبینی دارند که راهبران آنها به دفاع از این آموزهها میپردازند باید بدانیم که علوم انسانی منحصر به علوم اجتماعی نیست.
وی بیان کرد: هر علمی که با محوریت انسان مطرح میشود به عنوان علوم انسانی تعریف میکنیم، هیچ علم غیرانسانی وجود ندارد، معنای علم به معنای مجموعهای از گزارهها است که حول یک محور واحد پیش برود.
این محقق، بررسی رابطه مدیریت و کلام و رابطه کلام با علم را از آن حیث که انسانها علم کلام را به وجود آوردهاند مهم ارزیابی کرد و افزود: وقتی پای وحی به میدان میآید نه تنها باید برای علوم انسانی از دین کمک بگیریم بلکه این امر بالاتر از یک اقتضاء ضرورتی برای ما به شمار میرود.
فتحعلی گفت: وقتی اصول دین را پذیرفتیم هیچ چارهای نداریم که برای بهرهگیری از علوم انسانی از دین کمک بگیریم و باید به علوم انسانی در همه حوزهها بپردازیم.
کلام علمی ضروری در حوزه فرهنگ دینی است
حجتالاسلام حمید پارسانیا، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز در این نشست گفت: گاهی علوم انسانی به معنایی به کار برده میشود که علمی در آن موجود نیست و مراد از علم در این جا دانش روشمند تجربی است.
وی ابراز کرد: تعاریف مختلفی در مورد کلام بیان شده است و نمیتوانیم تعریف قابل دفاعی از کلام را بیان کنیم. کلام علمی ضروری در حوزه فرهنگ دینی است اما نوع تعامل آن با علم و دین باید مورد بحث و تأمل قرار گیرد و باید بررسی شود که دین مجموعهای از گزارهها یا محصول معرفت و یا مجموعهای از سلوک رفتاری است؟.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: در تعریف علم نباید متوقف بر این باشیم که رویکردهای پوزیتیویستی چه میگویند و باید ببینیم علم معرفتی است که ارائه حقیقت میکند تا جهان و عالم را به ما بشناساند و حوزهای از حقایقی است که انسان در تکوین آنها دخیل است.
وی ابراز کرد: اگر علم به معنای آگاهی است که میخواهد جهان را شناساند و علوم انسانی نیز علمی است که موضوع آن انسان است بنابراین در مقابل علوم نظری متوقف بر دانش صرفا تجربی است و میتواند از معرفت عقلی و نقلی کمک بگیرد و در این جا رابطه آن با دین و کلام بررسی میشود.