
حجتالاسلام عبدالله باوی، مدیر مدرسه علمیه امام جعفرصادق(ع) شهرستان آبادان در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، با بیان اینکه مطرح کردن وهابیت بهعنوان یک فرقه از فرق اسلامی، یک ادعا است، گفت: اگر به تاریخ بازگردیم خواهیم دید که این فرقه تا قبل از حدود 300 سال گذشته وجود نداشته است و به این نام، نه مذهب و نه فرقهای در تاریخ دیده نمیشود.
وی افزود: مقارن پیدایش این گروه و این نام، گروهها و عناوین دیگر در جاهای مختلف پدید آمدند؛ چنانکه در منطقه ایران بهائیت و در مناطق هند و پاکستان مسلکی به نام احمدیه ظهور پیدا کرد. این امر نشان میدهد جریاناتی پشت پرده وجود دارد که این گروهها و عناوین را پدید آورده و در گروههای اسلامی جاانداخته است. در حالیکه بازگشت گروههای اصیل دینی به قرن اول ظهور اسلام است، مانند تفکر شیعه که از زمان پیامبر(ص) بوده و مذاهب چهارگانه اهل سنت که حدوداً صد سال پس از هجرت پدید آمده و در سراسر عالم اسلام پیروانی دارند.
طزر تفکر وهابیت، همسو و متناسب با اهداف استعمار است
وی ادامه داد: اما گروه وهابیت، گروهی نوظهور است که پیدایش آن نشان از وجود جریاناتی در پشت پرده میدهد. جریاناتی که این گروه را برای اهدافی که در نظر دارند، مناسب دیدند و آنها نیز طرز تفکری را اتخاذ کردند که با آن جریانات تناسب دارد. به بیان روشنتر، استعمار قدیم و نو برای تحقیق اهداف خود راهکارهایی دارند؛ بهطور مثال آنها برای مبارزه با دین خاصی مثل اسلام کاری میکنند که از درون برنامههایی اتخاذ شود که هدف آنها را دنبال کند؛ یعنی افرادی از میان پیروان این دین کارهایی برای نابودی آن دین انجام دهند و این دقیقاً سیاستی است که استعمار بهدنبال آن است.
باوی با اشاره به تاریخچه وهایبت اظهار کرد: در راستای این برنامه، دشمنان اسلام، فردی به نام محمدبن عبدالوهاب را پرورش میدهند و حمایت میکنند و از طرفی جریان سیاسی عربستان را به فردی به نام عبدالعزیز میسپارند و به این ترتیب از لحاظ سیاسی عبدالعزیز و از لحاظ عقیدتی محمدبن عبدالوهاب شبهجزیره را تحویل میگیرند و بنای این برنامه را میگذارند.
این مدرس حوزه علمیه تصریح کرد: عنوان وهابیت، امری نوظهور است اما اگر بخواهیم ریشهیابی کنیم، وهابیت پایههای عقیدتی خود را بر اساس افکار فردی به نام ابن تیمیه که در قرن هشتم و نهم میزیست پایهریزی کرده است. این فرد، نظریات افراطی و ناسازگاری با روح تعالیم دینی داشت که از نظر وهابیت فردی مقدس است.
دعوت اسلام به آزادی و استقلال، عامل دشمنی استکبار است
مدیر مدرسه علمیه امام جعفر صادق(ع) آبادان افزود: بنابراین، افکار تند و افراطی از زمان ابن تیمیه شروع شده بود ولی در دنیای اسلام، اندیشههای او منزوی بود و طرفداری نداشت. محمدبن عبدالوهاب نیز در دنیای اسلام منزوی بود و از لحاظ اعتقادی پیروانی نداشت اما آنچه اهداف فرقه وهابیت را تأمین میکند و آن را پیش میبرد، حمایتهای مالی است.
باوی با بیان اینکه قدرت مالی عربستان پشت این تفکر قرار دارد، گفت: این مکتب اهداف استعمار را که همان ضربهزدن به اسلام از درون است، تأمین میکرد. دشمنی استکبار با اسلام ناب محمدی به این جهت است که این دین نسبت به آزادی، استقلال و مبارزه با استکبار مدعی است و بر همین اساس نمیخواهند این طرز تفکر در منطقه شکل گیرد و بهدنبال آن هستند که این منطقه در اسارت آنها باشد.
حمایت مالی اولین علت گرایش به وهابیت است
وی در خصوص علل گرایش به وهابیت اظهار کرد: با تحقیق روشن میشود، در اکثریت موارد گرایش به وهابیت، حمایت مالی حرف اول را میزند. یعنی حمایت مالی است که باعث میشود افراد به این گروه گرایش پیدا کنند و چنین نیست که گرایش بر اساس فکر، استدلال، فهم و منطق باشد. برعکس این امر را نسبت به فکر تشیع و اهل بیت(ع) شاهد هستیم، به این معنا که افراد بر اساس منطق و استدلال به این مکتب گرایش پیدا میکنند و چه بسا با وجود تحمل فشارهایی سخت بر عقیده خود پایبند میمانند؛ چرا که نسبت به حقانیت آن اعتقاد پیدا کردهاند.