
حجتالاسلام سیدطاهر غفاری، مدرس حوزه علمیه قم در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، در توضیح چگونگی نظام یافتن زندگی انسان بر مبنای باور توحیدی اظهار کرد: سخن درباره توحید، پاسخ به یکی از سؤالهای اعتقادی انسان است. کسی که درباره مبدأ عالم آفرینش و خلقت انسان در حال کاوش باشد، یکی از اصلیترین سؤالهایی که باید پیگیری کند این است که آیا مبدأ واحد است یا نه؟.
وی گفت: پس از پیگیریهای نظری و مراجعه به ادله و شواهد گوناگون، شخص موحد به ادراک وحدانیت در مبدأ نائل میشود، یعنی این معنا که تمام عناصر عالم هستی، همه آثار و شواهد و شئونات، مخلوق یک حقیقت هستند که آن یک حقیقت خود را در همه این جلوهها نشان داده و ظاهر کرده است. بعد از اینکه این معنا بهعنوان عقیده شکل گرفت، بهدنبال آن، معنایی در عقل عملی مطرح میشود و آن این است که انسان و مخلوق در مقابل این مبدأ واحد، چه تعهدی دارد؟ مبدأ واحد بهعنوان مبدأیی که همه خیرات و کمالات در دست اوست و او مالک حقیقی است و انسان برای رسیدن به همه خیرات باید همهجانبه متوجه محضر او باشد، تلقی میشود. پس بهدنبال درک واقعیت توحید، این معنا مطرح میشود که «لا حول و لا قوه الا باالله».
تبعیت از اراده حضرت حق؛ نظمدهنده افعال انسان
شاگرد آیتاللهالعظمی بهجت ادامه داد: بعد از اینکه انسان دانست همه ارادهها و همه خیرات و همه کمالات به اذن و اراده خداوند متعال است، عبد موحد خود را موظف میداند که ارادهاش را تابع اراده حق تعالی کند؛ به این معنا که تابع علم مطلق حرکت کند. عالمانهترین حرکت، حرکتی است که از ناحیه یک موحد حقیقی سر میزند. کل نظم تکوینی عالم، نظمی که در همه مخلوقات به شکل طبیعی جاری است، نشئت گرفته از اراده تکوینی حق تعالی است و انسان موحد که بنا گذاشت خود را تابع اراده حق کند، اراده حق تعالی در افعال انسان، نظامی را ظهور میدهد. پس افعال انسان به تبع اراده خداوند، نظامی مشابه نظام عالم هستی را تشکیل میدهد. یعنی انسان موحد به خود حق نمیدهد که جاهلانه و سر خود حرکت کند.
غفاری گفت: به تبع علم الهی حرکت کردن یعنی تمام افعال قرار است تحت یک هماهنگی واحد و برنامهریزی واحد به سمت عالیترین مقصد تنظیم شده باشند. از این نظم بالاتر در عالم هستی، نظمی متصور نیست. فوق همه نظمهایی است که در عالم خلقت قابل شناسایی هستند. در افعال انسان که به هر هدفی قرار باشد برای آن یک هماهنگی در نظر بگیرد، هماهنگی که از ناحیه در نظر گرفتن کمال برین و آن حقیقت آفریننده حاصل میشود، فوق همه این نظامها خواهد بود؛ لذا انسان از نگاه و تفکر در نظام طبیعی موجود در عالم، نشانههای آن حقیقت واحد را دریافت میکند. بعد از اینکه خود را سرسپرده و تابع او دید و او را کمال مطلق یافت، بهدنبال اراده کمال مطلق، اراده خود را تسلیم اراده حضرت حق میکند.
این مدرس حوزه علمیه ادامه داد: اراده حضرت حق همان کار را بر سر انسان میکند که در عالم کرده است، لکن انسان بهعنوان مخلوق شایسته، کیفیت خیلی بالاتری از این نظم را هم دریافت میکند. پس نظم فوق طبیعی در وجود انسان شکل میگیرد؛ نظم میان خلقیات، اعتقادات، افعال، نظم در درون خود افعال انسان که همه و همه قرار است بدون اینکه با همدیگر تناقضی داشته باشند، عالیترین کمال و سعادت را برای انسان به ارمغان بیاورد. در این برنامه همهجانبه، ارتباط افعال انسان با خدا، ارتباط افعال انسان با دیگر مخلوقات و ارتباط افعال او نسبت به حقوق خود در جای معین خود قرار میگیرد؛ لذا انسان به آرامش حقیقی میرسد چون میبیند تمام کارها هدفمند، از روی علم و روشنایی و بدون اینکه خسارتی در آن وجود داشته باشد در جای مناسب خود با عدل حقیقی محقق میشوند.
ظهور اراده حضرت حق در زندگی، معرفت عمیقی از توحید را میطلبد
وی در پاسخ به چگونگی جلوهگر شدن نظام توحیدی در برنامهریزیهای انسان در زندگی گفت: در مباحث تربیتی روی این معنا تأکید شده است که انسان امروزی نیاز به تربیت دارد؛ یعنی درکی که ما از توحید به شکل عامیانه و عمومی داریم کافی نیست. برای اینکه حقیقتاً شئونات توحید و اراده حضرت حق در متن زندگی ما خود را نشان دهد، باید به یک معرفت عمیقتری از توحید نائل شویم.
مدرس حوزه علمیه قم ادامه داد: ما در دوران خود گاهی صفاتی حس میکنیم؛ حکومت هوی و هوس را در دورن خود حس میکنیم، عدم کنترل کافی غرائز و مقتضیات طبع انسان که حد و حصر آنها باید به وسیله یک عقلانیت قوی در وجود انسان شکل بگیرد. این ریخت و پاش در باطن انسان، حجابهایی است که به تعبیر اهل معرفت مانع از دریافت روشن توحید میشود، تفاوت توحید عرفی با توحید حقیقی در همین است که شعار توحید همه جا، جای شعور توحیدی را نمیتواند بگیرد.
شاگرد آیتاللهالعظمی بهجت اظهار کرد: اولین گام برای رسیدن به این نظم و نظام در زندگی روزانه، عبارت است از پیگیری یک برنامه عملی و مستمر در ارتباط با مربیان توحید؛ انسانهایی که در توحید محضر اساتید ربانی را درک کردند، از کتابهای ایشان و در صورت امکان از حضور آنها بهرهگیری شود. همچنین نعمتهایی که خداوند متعال در اختیار ما قرار داده است؛ قرآن کریم، معارف معصومین(ع) و همچنین زمینه ارتباطی که ما در مشاهد مشرفه با ولی خدا داریم. این طور نیست که اگر فرد از این زندگی مادی فاصله گرفت، حقیقت سلطه و قدرت او از بین برود. مثلاً امکان ارتباط با امام رضا(ع) وجود دارد؛ همین مشهد مشرفه که امکان داریم احیاناً استفاده کنیم. حتماً نیاز داریم توسلات خود را به محضر ایشان عرضه کنیم و دائماً هر جا باشیم به محضر حجت خدا؛ امام زمان(عج) توسل بجوییم.
نگاه عرفی به حقایق عالم خسارتبار است
غفاری گفت: این معانی مجموعاً زمینهای فراهم میکنند که ما دریافت یک مدد را داشته باشیم، این مدد اولاً یک مدد معرفتی است و پیشنیاز آن این است که انسان وقتی را در زندگی خود به تفکر اختصاص دهد که این سرخود حرکت کردن و این عرفی نگاه کردن به این حقایق عالم خسارتبار است و قوای باطنی انسان را ضایع میکند و مانع از شکلگیری آن عقیده تام و کامل میشود.
وی اظهار کرد: مقداری اعراض و رویگردانی و کنترل رغبت و حرص و طمع نسبت به این شئونات زودگذر و فانی دنیا، ذهن انسان را مقداری آرام میکند تا نسبت به حقیقت عالم امکان تفکر و درک عمیقتر داشته باشد. اولیای الهی شروع این معنا را با تقویت یاد مرگ دانستهاند؛ مرگ نه بهعنوان یک معنای ترسناک و مبهم؛ بلکه مرگ به معنی حقیقت انتقال انسان به مرحلهای وسیعتر از این عالم باید دائماً مدنظر باشد که انسان خود را اینجایی نبیند. اگر خود را اینجایی ندید، محبت اینجا کم میشود، دل خود را به اینجا بند نمیکند. دلبستگی به این عالم مانع رسیدن به معرفت توحیدی میشود.
این مدرس حوزهعلمیه با بیان اینکه علایق باید عقلانی باشد، تأکید کرد: در ابتدا دست گذاشتن بر کنترل علایقی همچون مال، جاه، ریاست، شهرت، نام و نشان مدنظر قرار گیرد. باطن انسان راضی نیست که خود را به امور فناپذیر ببازد. معشوق مطلق اجازه نمیدهد که انسان عشق و محبت خود را در امور فانی هزینه کند و خود را به این اندازه تنزل دهد؛ لذا مسئلهای به نام انتقال به عالم آخرت اگر حقیقتاً هر روز انسان در مورد آن تفکر کند و بتواند محبت دنیا را در وجود خود کنترل شده داشته باشد؛ به این معنا که از امکانات دنیا استفاده کند اما خود را بسته به این فانیات نداند، اگر این موارد تغییر پیدا کرد، این آرامش باطنی زمینهساز معرفت خواهد بود.
شاگرد آیتاللهالعظمی بهجت گفت: بهدنبال آن معرفت، از مربیان حقیقی که در اختیار داریم، استفاده ببریم. اگر طلب ما صادقانه باشد خداوند متعال ما را به مربیان و اساتید بالاتر خواهد رساند تا بالاخره حضرت بقیةالله(عج) بهعنوان مربی کامل و تام در این عالم، اگر شایستگی آن را داشته باشیم، مستقیماً ما را تحت تربیت و تعلیم قرار خواهد داد. اگر این معانی شکل گرفت ما میتوانیم امیدوار باشیم که واقعیت آن نظم را به شکل حقیقی دریافت بکنیم.