
شهید سیدمرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهرری متولد شد، تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانشجوی معماری وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد. او از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر میسرود، داستان و مقاله مینوشت و نقاشی میکرد. تحصیلات دانشگاهیاش را نیز در رشتهای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورتهای انقلاب به فیلمسازی پرداخت.
به گفته بسیاری از آشنایان و نزدیکان آوینی، او در جوانی متحول شد و زندگی وی در آغاز دهه ۱۳۴۰ با سالهای انقلاب فرق بسیار داشت. ابراهیم حاتمی کیا در یادداشتی در شهروند امروز مینویسد «آیا کسی مرتضای قبل از انقلاب را میشناسد. آنانی که در آن دوران با او حشرونشر داشتهاند از مرتضای تثبیت شده بعد از شهادتش راضیاند؟»؛ و دخترش کوثر معتقد است برای برخی «آوینی خوب، آوینی مرده است».
نگاهی به فیلمسازی شهید آوینی در نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی
شهید آوینی فیلمسازی را در اوایل پیروزی انقلاب با ساختن چند مجموعه درباره غائله گنبد (مجموعه شش روز در ترکمن صحرا)، سیل خوزستان و ظلم خوانین (مجموعه مستند خان گزیدهها) آغاز کرد. وی در نوشتههای خود این روزها را این گونه توصیف میکند: «با شروع کار جهاد سازندگی در سال 58 به روستاها رفتیم که برای خدا بیل بزنیم، بعدها ضرورتهای موجود رفتهرفته ما را به فیلمسازی کشاند... ما از ابتدا در گروه جهاد نیتمان این بود که نسبت به همه وقایعی که برای انقلاب اسلامی و نظام پیش میآید عکسالعمل نشان بدهیم. مثلاً سیل خوزستان که واقع شد، همان گروهی که بعدها مجموعه حقیقت را ساختیم به خوزستان رفتیم و یک گزارش مفصل تهیه کردیم؛ آن گزارش در واقع جزء اولین کارهایمان در گروه جهاد بود بعد، غائله خسرو و ناصر قشقایی پیش آمد و ما به فیروزآباد، آباده و مناطق درگیری رفتیم... وقتی فیروزآباد در محاصره بود، ما با مشکلات زیادی از خط محاصره گذشتیم و خودمان را به فیروزآباد رساندیم. در واقع اولین صحنههای جنگ را ما در آنجا، در جنگ با خوانین گرفتیم.
گروه جهاد اولین گروهی بود که بلافاصله بعد از شروع جنگ به جبهه رفت، دو تن از اعضای گروه در همان روزهای نخست جنگ در قصر شیرین اسیر شدند و نفر سوم، در حالی که تیر به شانهاش خورده بود، از حلقه محاصره گریخت. گروه بار دیگر تشکل یافت و در روزهای محاصره خرمشهر برای تهیه فیلم وارد این شهر شد: «وقتی به خرمشهر رسیدیم هنوز خونینشهر نشده بود شهر هنوز سرپا بود، اگرچه احساس نمیشد که این حالت زیاد پر دوام باشد، و زیاد هم دوام نیاورد. ما به تهران بازگشتیم و شبانهروز پای میز موویلا کار کردیم تا اولین فیلم مستند جنگی درباره خرمشهر از تلویزیون پخش شد؛ فتح خون».
مجموعه یازده قسمتی «حقیقت» کار بعدی گروه محسوب میشد که یکی از هدفهای آن ترسیم علل سقوط خرمشهر بود. وی در این باره میگوید: «یک هفتهای نگذشته بود که خرمشهر سقوط کرد و ما در جستوجوی «حقیقت» ماجرا به آبادان رفتیم که سخت در محاصره بود تولید مجموعه حقیقت این گونه آغاز شد. کار گروه جهاد در جبههها ادامه یافت و با شروع عملیات والفجر هشت، شکل کاملاً منسجم و به هم پیوستهای پیدا کرد. آغاز تهیه مجموعهای زیبا و ماندگار «روایت فتح» که بعد از این عملیات تا پایان جنگ به طور منظم از تلویزیون پخش شد به همان ایام باز میگردد. شهید آوینی درباره انگیزه گروه جهاد از ساختن این مجموعه که نزدیک به هفتاد برنامه است چنین میگوید: «انگیزش درونی هنرمندانی که در واحد تلویزیونی جهاد سازندگی جمع آمده بودند آنها را به جبهههای دفاع مقدس میکشاند نه وظایف و تعهدات اداری».
تأسیس مؤسسه «روایت فتح» و ساخت فیلمهای سینمایی و مستندات در عرصه دفاع مقدس
اواخر سال 1370 موسسه فرهنگی روایت فتح به فرمان مقام معظم رهبری تاسیس شد تا به کار فیلمسازی مستند و سینمایی درباره دفاع مقدس بپردازد و تهیه مجموعه روایت فتح را که بعد از پذیرش قطعنامه رها شده بود ادامه دهد. شهید آوینی و گروه فیلمبرداران روایت فتح سفر به مناطق جنگی را از سر گرفتند و طی مدتی کمتر از یک سال کار تهیه شش برنامه از مجموعه ده قسمتی «شهری در آسمان» را به پایان رساندند و مقدمات تهیه مجموعههای دیگری را درباره آبادان، سوسنگرد، هویزه و فکه تدارک دیدند. «شهری در آسمان» که به واقعه محاصره، سقوط و باز پسگیری خرمشهر میپرداخت در ماههای آخر حیات زمینی شهید آوینی از تلویزیون پخش شد، اما برنامه وی برای تکمیل این مجموعه و ساختن مجموعههای دیگر با شهادتش در روز جمعه بیستم فروردین 1372 در قتلگاه فکه ناتمام ماند.
نگاهی به فعالیتهای مطبوعاتی شهید آوینی
شهید آوینی فعالیتهای مطبوعاتی خود را در اواخر سال 1362، هم زمان با مشارکت در جبههها و تهیه فیلمهای مستند درباره جنگ، با نگارش مقالاتی در ماهنامه «اعتصام» ارگان انجمن اسلامی آغاز کرد. این مقالات طیف وسیعی از موضوعات سیاسی، حکمی، اعتقادی و عبادی را در بر میگرفت. او طی یک مجموعه مقاله درباره «مبانی حاکمیت سیاسی در اسلام» آرا و اندیشههای رایج در مود دموکراسی، رای اکثریت، آزادی عقیده و برابری و مساوات را در نسبت با تفکر سیاسی ماخوذ از وحی و نهجالبلاغه و آرای سیاسی حضرت امام(ره) مورد تجزیه و تحلیل و نقد قرار داد. مقالاتی نیز در تبیین حکومت اسلامی و ولایت فقیه در ربط و نسبت با حکومت الهی حضرت رسول(ص) در مدینه و خلافت امیرمؤمنان(ع) نوشت و اتصال انقلاب اسلامی را با نهضت انبیا(ع) و جایگاه آن با جنگهای صدر اسلام و قیام عاشوا و وجوه تمایز آن از جنگهایی که به خصوص در قرون اخیر واقع شدهاند و نیز برکات ظاهری و غیبی جنگ و ویژگی رزمآوران و بسیجیان، در زمره مطالبی بود که در «اعتصام» منتشر شد.
در مضامین اعتقادی و عبادی نیز تحقیق و تفکر میکرد و حاصل کار خویش را به صورت مقالاتی چون «اشک، چشمه تکامل»، «تحقیقی در معنی صلوات» و «حج، تمثیل سلوک جمعی بشر» به چاپ میسپرد. در کنار نگارش این قبیل مقالات، مجموعه مقالاتی نیز با عنوان کلی «تحقیقی مکتبی در باب توسعه و مبانی تمدن غرب» برای ماهنامه «جهاد، ارگان جهاد سازندگی» نوشت. «بهشت زمینی»، «میمون برهنه!»، «تمدن اسراف و تبذیر»، «دیکتاتوری اقتصاد»، «از دیکتاتوری پول تا اقتصاد صلواتی»، «نظام آموزش و آرمان توسعه یافتگی»، «ترقی یا تکامل؟» و ... از جمله مقالات این مجموعه است. این مقالات بعد از شهادت او با عنوان «توسعه و مبانی تمدن غرب» به چاپ رسید.
این دوره از کار نویسندگی شهید تا سال 1365 ادامه یافت. مقارن با همین سالها شهید آوینی علاوه برکارگردانی و مونتاژ مجموعه «روایت فتح» نگارش متن آن را برعهده داشت که بعدها قالب کتابی گرفت با عنوان «گنجینه آسمانی». او در ماه محرم سال 1366 نگارش کتاب «فتح خون» (روایت محرم) را آغاز کرد و نه فصل از فصول دهگانه آن را نوشت. اما در حالی که کار تحقیق در مورد وقایع روز عاشورا و شهادت بنیهاشم را انجام داده و نگارش فصل آخر را آغاز کرده بود به دلایلی کار را ناتمام گذاشت.
وی در سال 1367 یک ترم در مجتمع دانشگاهی هنر تدریس کرد، ولی چون مفاد مورد نظرش برای تدریس با طرح دانشگاه همخوانی نداشت، از ادامه تدریس صرفنظر کرد. مجموعه مباحثی که برای تدریس فراهم شده بود، با بسط و شرح و تفسیر بیشتر در مقالهای بلند به نام «تاملاتی در ماهیت سینما» که در فصلنامه فارابی به چاپ رسید و بعد در مقالاتی با عناوین «جذابیت در سینما»، «آینه جادو»، «قاب تصویر و زبان سینما» و ... که از فروردین سال 1368 در ماهنامه هنری سوره منتشر شد، تفصیل پیدا کرد. مجموعه این مقالات در کتاب «آینه جادو» که جلد اول از مجموعه مقالات و نقدهای سینمایی اوست، جمعآوری و به چاپ سپرده شد.
سالهای 1368 تا 1372 دوران اوج فعالیت مطبوعاتی شهید آوینی بود
آثار او در طی این دوره نیز موضوعات بسیار متنوعی را شامل میشود. هرچند آشنایی با سینما در طول مدتی بیش از ده سال مستندسازی و تجارب او در زمینه کارگردانی مستند و به خصوص مونتاژ باعث شد که قبل از هرچیز به سینما بپردازد. ولی این مسئله موجب بیاعتنایی او نسبت به سایر هنرها نشد. وی در کنار تالیف مقالات تئوریک درباره ماهیت سینما و نقد سینمای ایران و جهان، مقالات متعددی در مورد حقیقت هنر، هنر و عرفان، هنر جدید اعم از رمان، نقاشی، گرافیک و تئاتر، هنر دینی و سنتی، هنر انقلاب و ... تالیف کرد که در ماهنامه سوره به چاپ رسید. طی همین دوران در خصوص مبانی سیاسی و اعتقادی نظام اسلامی و ولایت فقیه، فرهنگ انقلاب در مواجهه با فرهنگ واحد جهانی و تهاجم فرهنگی غرب، غربزدگی و روشنفکری، تجدد و تحجر و موضوعات دیگر تفکر و تحقیق کرد و مقالاتی منتشر کرد.
مجموعه آثار شهید آوینی در این دوره هم از حیث کمیت، هم از جهت تنوع موضوعات و هم از نظر عمق معنا و اصالت تفکر و شیوایی بیان اعجابآور است. در حالی که سرچشمه اصلی تفکر او به قرآن، نهجالبلاغه، کلمات معصومین(ع) و آثار و گفتار حضرت امام(ره) باز میگشت. با تفکر فلسفی غرب و آرا، و نظریات متفکران غربی نیز آشنایی داشت و با یقینی برآمده از نور حکمت، آنها را نقد و بررسی میکرد. او شناخت مبانی فلسفی و سیر تاریخی فرهنگ و تمدن جدید را از لوازم مقابله با تهاجم فرهنگی میدانست، چرا که این شناخت زمینه خروج از عالم غربی و غرب زده کنونی را فراهم میکند و به بسط و گسترش فرهنگ و تفکر الهی مدد میرساند. وی بر این باور بود که با وقوع انقلاب اسلامی و ظهور انسان کاملی چون امام خمینی(ره) بشر وارد عهد تاریخی جدیدی شده است که آن را عصر توبه بشریت مینامید، عصری که به انقلاب جهانی امام عصر(عج) و ظهور دولت پایدار حق منتهی خواهد شد.
فیلمشناسی شهید آوینی
شش روز در ترکمن صحرا، سیل خوزستان، خان گزیدهها، حقیقت، با دکتر جهاد در بشاگرد، هفت قصه از بلوچستان، با تیپ المهدی در محور رأس البیشه، شیر مردان خدا! کربوبلا در انتظار است، روایت فتح و شهری در آسمان از آثار وی در عرصه مستندسازی است.
آوینی را نمی توان بدون روایت فتح اش شناخت وتحلیل کرد. روایت فتح مجموعه بینظیری از گونه مستندهای جنگی است که در آن به خوبی تفاوت ماهوی دو مقوله جنگ ودفاع مقدس مشهود است. به عبارتی روایت فتح، معروفترین اثر این شهید است، روایت فتح نام مجموعه فیلمهای مستندی بود که در رابطه با رویدادهای نظامی- سیاسی جنگ هشت ساله ایران و عراق، توسط گروه تلویزیونی جهاد ساخته شد. کارگردانی این مجموعه مستند به وسیله مرتضی آوینی، از اولین سالهای جنگ ایران و عراق شروع شد و تا هنگام کشته شدن وی ادامه داشت و پخش آن بهطور مستمر از شبکه یک سیما انجام میگرفت. این مستند تلویزیونی به بررسی مستند اتفاقات جبهه و مصاحبه با سربازان ایرانی پرداخته میشد. در هر قسمت بنا بر موقعیتهای زمانی به بررسی یکی از فرماندهان ایرانی یا عملیاتهای نیروهای ایران اقدام میشد، مجموعه روایت فتح در قالب پنج مجموعه تولید شد.
مجموعه اول درباره عملیات بزرگ والفجر ۸ که در غروب روز ۲۰ بهمن ۱۳۶۴ آغاز گردید، ساخته شد. این مجموعه شامل یازده برنامه درباره عملیات بزرگ والفجر هشت است. مجموعه دوم درباره عملیات کربلای ۱ که در تابستان ۱۳۶۵ آغاز گردید، تهیه شد. مجموعه سوم درباره عملیات کربلای ۵ که در زمستان ۱۳۶۵ و در شلمچه روی داد، ساخته شد. مجموعه چهارم علاوه بر وقایع جبهههای جنگ به اتفاقات سیاسی فرهنگی سال ۱۳۶۶ نیز میپردازد و مجموعه پنجم ضمن مرور عملیاتهای گذشته نیروهای ایرانی مانند عملیات کربلای ۱۰ و برخی عملیاتها در غرب کشور، حوادث جنگ را تا پایان آن مرور میکند. چهار قسمت برنامه مربوط به عملیات مرصاد با عنوان «درخششی دیگر» و دو مجموعه «شهری در آسمان» و «با من سخن بگو دوکوهه» هم برنامههایی است که مرتضی آوینی پس از پایان جنگ ساخت.
فیلم مستند شهری در آسمان، مجموعهای ده قسمتی درباره محاصره، سقوط و آزادسازی خرمشهر است که سید مرتضی آوینی به عنوان آخرین کار خود، اقدام به ساخت آن در مناطق جنگی جنوب نمود. در پایان سال ۱۳۷۱، شش قسمت از این مجموعه آماده شده و در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران پخش شده بود. گروه فیلمبرداری برای پیگیری و اتمام کار، به فکه سفر کرد که این سفر مصادف با شهادت سید مرتضی آوینی در روز ۲۰ فروردین ماه ۱۳۷۲ شده و کار این مستند ناتمام ماند.
همچنین فیلم «با دکتر جهاد در بشاگرد» از جمله فیلمهای مستند ساخته مرتضی آوینی است که در اسفندماه سال ۱۳۵۹ شمسی و در منطقه بشاگرد استان هرمزگان فیلمبرداری شده است.
کتاب شناسی
آئینه جادو، توسعه و مبانی تمدن غرب، گنجینه آسمانی، یک تجربه ماندگار، فردایی دیگر، حلزونهای خانه به دوش، رستاخیز جان، آغازی بر یک پایان، فتح خون، امام و حیات باطنی انسان، با من سخن بگو دوکوهه، مرکز آسمان، نسیم حیات، سفر به سرزمین نور، انفطار صورت (در باب مبانی نظری هنر) از آثار این شهید در عرصه نشر کتاب است. وی همچنین آثار منتشر نشدهای در حوزه ادبیات دارد.
به طور مثال «توسعه و مبانی تمدن غرب» نام کتابی است از سید مرتضی آوینی. این کتاب دارای ۱۹ فصل بوده و موضوع اصلی آن بررسی مفهوم توسعه مبتنی بر مبانی معرفتی و تاریخی تمدن غرب است. فصول مختلف این کتاب طی سالهای ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶ به صورت سلسله مقالاتی تحت عنوان «تحقیقی مکتبی در باب توسعه و مبانی تمدن غرب» در ماهنامهٔ جهاد به قلم آوینی به چاپ رسیدهاست، این کتاب تاکنون به چاپهای متعددی رسیده است.آوینی نسبت به تمدن غرب ولاجرم مفاهیم منبعث از آن همچون توسعه، تکنولوژی، پیشرفت و... نگاهی انتقادی داشت. وی معتقد بود توسعه در فرهنگ امروزی ما شاید از نظر لفظ تازه باشد اما از نظر معنا تازه نیست. این معنا اگر نخستین سوغات غرب برای ما نباشد، از اولین رهآوردهای غربگرایی و غربزدگی در کشور ماست. لذا به هیچ وجه نسبت به آن خوش بین نبود وسعی داشت تا با توجه به تشکیل جامعه اسلامی تعریف جدیدی از توسعه مطابق تعالیم اسلامی ارائه کند و از این رو معتقد بود هدف حکومت اسلامی در مبارزه با فقر دستیابی به عدالت اجتماعی است نه توسعه.
سخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار با خانواده شهید سید مرتضی آوینی در تاریخ 1372/2/2
مقام معظم رهبری در دیداری که پس از شهادت آوینی با خانوادهاش داشتند، فرمودند: خداوند ان شاالله این شهید را با پیغمبر محشور کند. من حقیقتا نمیدانم چطور میشود انسان احساساتش را در یک چنین مواقعی بیان و تعبیر کند؟ چون در دل انسان یک جور احساس نیست. در حادثه شهادتی مثل شهادت این شهید عزیز چندین احساس با هم هست. یکی احساس غم و تاسف است از نداشتن کسی مثل سید مرتضی آوینی. اما چندین احساس دیگرهم با این همراه است که تفکیک آنها از همدیگر و بازشناسی هریک و بیان کردن آنها کار بسیار مشکلی است.
امیدواریم که خداوند متعال درجات او را عالی کند. من با فرزند شما نشست و برخاست زیادی نداشتم. شاید سه جلسه که در آن سه جلسه هم ایشان هیچ صحبتی نکرده بود. من با ایشان خیلی کم هم صحبت شدم. منتها آن گفتارهای تلویزیونی را از سالها پیش میشنیدم و به آنها علاقه داشتم. هر چند نمیدانستم که ایشان آنها را اجرا میکند. لکن در ایشان همواره نوری مشاهده میکردم. ایشان دو- سه مرتبه آمد اینجا و روبه روی من نشست. من یک نور و یک صفا و یک حالت روحانی در ایشان حس میکردم و همین جور هم بود. همینها هم موجب میشود که انسان بتواند به این درجه رفیع شهادت برسد.
چند روز پیش توفیق زیارت مقبره این شهید را پیدا کردیم. پنج شنبه گذشته رفتیم آنجا و قبر مطهر ایشان و آن همرزم و همراهشان شهید یزدان پرست، را زیارت کردیم. ان شاءالله که خداوند درجاتشان را عالی کند و روز به روز برکات آن وجود با برکت را بیشتر کند. کارهایی که ایشان داشتند ان شاءالله نباید زمین بماند. ان شاالله برای روایت فتح یک فکر درست و حسابی شده است که ادامه پیدا کند.
کارهای شهید آوینی روی زمین نماند
نباید بگذارند که کارهای ایشان زمین بماند. این کارها، کارهای با ارزشی بود. ایشان معلوم میشود ظرفیت خیلی بالایی داشتند که این قدر کار و این همه را به خوبی انجام میدادند. مخصوصا این روایت فتح چیز خیلی مهمی است. شبهایی که پخش میشد من گوش میکردم. ظاهرا سه- چهار برنامه هم بیشتر اجرا نشد.
حالا یک مسئله این است که آن کاری را که ایشان کردهاند و حاضر و آماده است چگونه از آن بهرهبرداری بشود. یک مسئله هم این است که کار ادامه پیدا کند. آن روز که ما از این آقایان خواهش میکردیم و من اصرار میکردم که این روایت فتح ادامه پیدا کند، درست نمیدانستم چگونه ادامه پیدا کند. بعد که برنامهها اجرا شد دیدیم همین است. یعنی زنده کردن ارزشهای دفاع مقدس در خاطرهها. آن خاطرهها را یکی یکی از زبانها بیرون کشیدن و آنها را به تصویر کشیدن و آن فضای جنگ را بازآفرینی کردن. این کاری بود که ایشان داشت میکرد. و هر چه هم پیش میرفت بهتر میشد. یعنی پختهتر میشد. چون کار نشدهای بود. غیر از این بود که بروند در میدان جنگ و با رزمنده حرف بزنند. آن کار خیلی آسانتر بود. این کار هنریتر و دشوارتر و محتاج تلاش فکری و هنری بیشتری بود. اول ایشان شروع کرد و بعد کم کم بهتر و پختهتر شد. من حدس میزنم اگر ایشان زنده میماند و ادامه میداد این کار خیلی اوج پیدا میکرد. حالا هم باید این برنامه دنبال شود. تازه در همین میدان هم منحصر نیست. یعنی بازآفرینی آن فضا از راه خاطرهها یکی از کارهاست. در باب جنگ و ادامه روایت فتح کارهای دیگری هم شاید بشود انجام داد. حیف است که این کار تعطیل شود. من خیلی خوشحال شدم از این که زیارتتان کردم.
روایت افخمی و درخشنده از نگاه شهید آوینی به هنر
بهروز افخمی درباره شهید آوینی این طور میگوید: سیدمرتضی آوینی به گروه خودش آموزش میداد که بروند و با کار درگیر شوند. آنها کمتر با تئوری پیش رفتند و بیشتر معتقد به تربیت محیطی بودند و بخش مهمی از این مسئله در گرو تکنیک بود که مثلا رزمندگان تصنعی بازی نکنند. دانشکده جای یادگرفتن تکنیک فیلمسازی و در اختیار داشتن وسایل برای انجام کارهای سخت است.
همچنین پوران درخشنده درباره نگاه آوینی نسبت به سینما میگوید: سینمای شهید آوینی، سینمای انسانی و عدالتخواهانه بود. سینمایی که در جست و جوی آدمها و سوژههایی میرفت که به نوعی فراموش شده بودند. سینمای ایشان بسیار شریف و انسانی است، خصوصاً در نگاه مستندگونهای که به شرافت انسانی دارد. نگاهی که با هر موضوعی واقعگرایانه برخورد میکند و جوهره و ذات هرچیز را به خوبی به تصویر میکشد. به عقیده من آثار ایشان به ما کمک میکند تا جایگاه والای انسانی را پیدا کنیم.
وی میافزاید: بشر امروز نمیتواند نسبت به زیاده طلبی و خونخواری برخی از انسانها بیتفاوت باشد، نمیتواند نیاز همنوع خود را ببیند و ساکت بنشیند و یا از کنار آن به سادگی عبور کند. بشر همیشه نیازمند نزدیک شدن به وجوه انسانی و رسیدن به آرامش است. برای رسیدن به دنیای پر از آرامش همیشه نیازمند خلق آثار شریف با نگاهی انسانی در حیطه سینما هستیم؛ نگاهی که شهید آوینی در آثارش آن را دنبال میکرد. نگاهی که میتواند مانند آفتاب بر حسهای یخ بسته بتابد و باعث شود آرام آرام یخها آب شوند و به اصل خود نزدیک شوند. ما در آثار سینمایی خود این نوع نگاه را کم داریم و بیشتر در آثار مستند میتوان نگاه آوینی را جستوجو کرد، ما باید به فکر گسترش این نوع نگاه در سینما باشیم.
شهادت شهید آوینی
بیستم فروردین 1372 یادآورعروج سید شهیدان اهل قلم و هنرمند فرزانه سید مرتضی آوینی است. شهید آوینی که همراه یک گروه فیلمبردار جهت ساخت مجموعه جدیدی از روایت فتح به یکی از مناطق عملیاتی هشت سال دفاع مقدس عزیمت کرده بود، در حین بررسی منطقه و تحقیق پیرامون هشت سال دفاع مقدس به همراه محمدسعید یزدان پرست با مین برخورد کرد و به شهادت رسید.
شهید آوینی دو روز قبل از عزیمت به منطقه فکه، در پاسخ به این سؤال که به کدام منطقه میروی، گفته بود: «میدانی به کجا میروم، به فکه، همان جایی که رزمندگان ما با چشم خود تحویل نفوس شهدا توسط فرشتگان را مشاهده میکردند».
پس از شهادت این بزرگوار، مقام معظم رهبری از ایشان به عنوان «سید شهیدان اهل قلم» تجلیل کردند و سالروز شهادت هنرمند متعهد انقلاب اسلامی بنا به پیشنهاد شاعران، نویسندگان و هنرمندان حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی به مقام معظم رهبری، «روز هنر انقلاب اسلامی» نامگذاری شد.
سخن پایانی
آوینی از آن دست شخصیتهایی هست که باید او را شناخت، به خصوص که ویژگیهای منحصر به فردش از او چهرهای ساخته که نمیتوان به سادگی از کنارش گذشت؛ آشنایی او با سیر اندیشه وفلسفه غرب؛ نگاه انتقادی او به مقولههای اساسی هنر و فلسفه؛ قلمی توانا و مستندسازی صاحب سبک از او شخصیتی انقلابی و آرمانگرا خلق کرده که تلاش میکرد تا مبانی اندیشه خود را در حوزه عمل نیز آشکار کند.
آوینی را باید شناخت چون خود او در راه شناخت گام برمیداشت و بیان صریح و انتقادیش در آثارش تلاش صادقانه ومظلومانه او برای شناخته شدن را نشان میداد. اگرچه آوینی حرفهای زیادی برای گفتن داشت ولی عمرش کفاف نداد.
آوینی سزاوار شناخته شدن است و این مهم بیش از همه برعهده دانشگاهیان است تا در قالب مقالات و پایان نامههایی چند ابعاد اندیشه این هنرمند انقلابی را دریابند و بشناسانند اما توجه به این نکته مهم است که تحلیل اندیشههای یک شخصیت باید در ظرف زمان ومکان خود صورت پذیرد. هم اکنون سوای متنهای مجموعههایی از روایت فتح که در زمان حیات، توسط آن شهید گرانقدر نوشته شده است بیش از یک صد مقاله نیز از وی در حوزههای مختلف به جا مانده که میتواند منبع خوبی برای تحقیقی جامع محسوب شود، تحقیقی که بیشک فرصتی بیش از یک مقاله کوتاه را میطلبد.