
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از استان مرکزی، پنجم اردیبهشت، سالروز شکست نظامی آمریکا در صحرای طبس است که این شکست، حمله فیلداران ابرهه را به خانه کعبه در ذهنها زنده میکند.
بیابان طبس، راوی معجزهای در قرن حاضر است. این بیابان که در شمال شرقی مرکز استان یزد قرار دارد، مصداقی برای سوره فیل است که دانههای ریز شن، بر نیرومندترین سپاه عصر حاضر چیره شد و آنان را که از پیشرفتهترین وسایل و تجهیزات بهره میبردند به ذلت کشانید.
دولت امریکا برای مقابله با انقلاب اسلامی و نفوذ دوباره در ایران، پس از جریان گروگانگیری لانه جاسوسی، کماندوهای خود را در صحرای طبس پیاده کرد تا با آزادسازی گروگانها و بمباران نقاط حساس ایران از جمله جماران و کشتن رهبران انقلاب، حکومت اسلامی را نابود کنند.
خاطرهای سترگ
بیابان طبس، بهترین راوی معجزهای است که دل تاریخ را به لرزه درآورد. تفسیر آیه 54 سوره مبارکه آلعمران «وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَاللّه وَاللّه ُ خَیْرُ الْماکِرینَ» را باید از کویر تفتیده طبس پرسید. بیابان خشک طبس، تجلی کمینگاه الهی شد برای گرگهای در کمین نشستهای که راوی سیاه مرگ بودند.
طبس برای مردم ایران فراتر از نام بیابانی در دوردستهای کویر است. طبس یک خاطره است؛ خاطرهای از محافظت الهی از سرزمین و مردمی که نمی توانند زور و زورگویان را تحمل کنند. شاید از همین روست که خاطره پنجم اردیبهشت سال 1359، برای مردم ایران فراموشنشدنی و به یاد ماندنی است؛ روزی که یکی از پیچیده ترین عملیاتهای نظامی امریکا با شکست روبرو شد.
طبس؛ واقعهای عبرتانگیز
عبرت گرفتن از تاریخ که در قرآن به آن سفارش شده، ضروری است. تاریخ، عرصه پیروزی حق بر باطل است و قرآن کریم، هدف از بیان سرگذشت پیشینیان را این میداند که در مورد نتایج آنها اندیشه شود. ازاین رو، رویداد طبس میتواند عظمت الهی و امدادهای غیبی را برای مردم آشکار کند. ماجرای طبس، یکی از رسواترین توطئههای امریکا بر ضد انقلاب اسلامی است. بدون شک، ماجرایی که در طبس روی داد، یکی از معجزات بزرگ قرن بیستم به شمار میآید؛ زیرا شیطان بزرگ با تمامی توان و بهرهگیری از دقیقترین و پیچیدهترین امکانات نظامی و با تدارک همهجانبه و هماهنگی همه عوامل داخلی و خارجی به ایران آمده بود.
مصداقی برای سوره فیل
آنچه در طبس گذشت، مصداقی دیگر برای سوره فیل بود و پنجم اردیبهشت سال 1359، یوم الفیل دیگری و کارتر، مظهر استکبار جهانی و ابرههای دیگر. آنچه در این ماجرا گذشت، رویدادی ساده، زودگذر و فراموش شونده نبود، بلکه نمادی ماندگار برای همیشه تاریخ است. راستی اگر خداوند به انقلاب اسلامی، رهبر و مردم ایران عنایت ویژهای نداشت، این تهاجم گسترده که از ماهها قبل تدارک دیده شده و به میزان قابل توجهی برای آن نیرو و دقت صرف شده بود، به این سادگی و با طوفانی از شن خنثی نمیشد. در این صورت، چه کسی توانایی آن را داشت که از اجرای این نقشه شوم و گسترده جلوگیری کند؟
انگیزههای تجاوز
از همان آغاز تسخیر لانه جاسوسی آمریکا به دست دانشجویان مسلمان پیرو خط امام(ره)، دولت ایالات متحده به فعالیت بسیار گسترده سیاسی و نظامی دست زد. امریکا با اعزام ناوگان نظامی خود به خلیج فارس، وانمود کرد که هر لحظه آماده حمله به ایران است. البته هنگامی که از حل بحران گروگانگیری از راه سیاسی و خط و نشان کشیدن نظامی ناامید شد، به فکر اجرای طرح نجات گروگانها و در کنار آن، براندازی نظام جمهوری اسلامی افتاد. حربه محاصره اقتصادی هم که چندی قبل از این واقعه آزموده شده بود، نتیجه مثبتی به بار نیاورد. از این رو، طرح حمله کماندویی به ایران و به قتل رسانیدن رهبران اصلی انقلاب مطرح شد تا با هشدار دادن به همه ملت های آزادی خواه، جهانیان را در برابر قدرت عملیات نظامی امریکا به شگفتی وادارد.
استفاده از اوضاع ناآرام داخلی
برای واکاوی علت حضور کماندوهای امریکایی در کویریترین صحرای ایران، باید به تأثیر به شدت منفی ماجرای اشغال سفارت امریکا و گروگان گرفتن کارکنان این سفارت در سال 58 و اوضاع وخیمی که کارتر، رئیس جمهور وقت امریکا در انتخابات ریاست جمهوری به آن دچار شده بود، توجه کرد.
ناتوانی دولت کارتر در پایان دادن به ماجرای گروگان گیری، موجب شد تا او تمام راهها را برای باز گرداندن گروگانها و بالا بردن بخت خود برای پیروزی در انتخابات در نظر بگیرد. آنچه امریکاییها را به پیروزی و موفقیت نقشهشان امیدوار میکرد، اوضاع ناآرام داخلی ایران به دلیل درگیریهای پس از انقلاب و آشوب و بحرانهای ناشی از این موضوع بود. ضمن آنکه آتشافروزیهای رژیم بعث عراق در مرزهای خود با ایران و مسئله کردستان نیز مزید بر علت شده بود تا امریکاییها خود را برنده انجام عملیات کماندویی نیروهای دلتا فورس بدانند.
امریکا پس از شکست در طبس
شکست بدون جنگ در ایران، برای کشوری که همواره بر اقتدار و توانایی نظامی و اطلاعاتی خود میبالید، قابل تحمل نبود. به همین دلیل، در روز اول خرداد 1359، امریکا و بازار مشترک اروپا، ایران را تحریم اقتصادی کردند؛ اقدامی که با مسدود کردن داراییهای ایران در 14 تیر 1359 ادامه یافت. یک هفته بعد و در 21 تیر، کودتای نوژه، کشف و یک روز قبل از اجرا خنثی شد.