کد خبر: 1412816
تاریخ انتشار : ۱۱ خرداد ۱۳۹۳ - ۰۸:۱۳

جشن آغاز زندگی مشترک یا تفاخر داشته‌ها در برابر نداشته‌های دیگران

گروه اجتماعی: این روزها که روزهای میلاد معصومین(ع) است، بازار جشن‌های ازدواج رونق گرفته است؛ اما آنچه در این میان اهمیت دارد سهل‌گیری این جشن‌ها، فخرنفروشی و جلوگیری از اسراف و تبذیر در آن‌هاست.


به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، این روزها که کوچه‌هایمان به بهانه میلاد معصومین(ع) با پرچم‌های رنگین آذین بسته شده است بسیاری از دختران و پسران جوان که دلشان با عشق به ائمه(ع) گره خورده ترجیح می‌دهند این روزها را برای جشن ازدواجشان برگزینند.



اما آیا صرف جشن ازدواج گرفتن در روز میلاد ائمه(ع) برای حسینی و مهدوی‌شدن زندگی‌ها و جشن‌هایمان کافی است؟ آیا به لحاظ دینی زمان مراسم ازدواج اهمیت دارد یا سبک و شیوه جشنی که در آن پیوند عروس و داماد تبریک گفته می‌شود.



آیا مراسمی که در ایام خوش‌یمن شعبان گرفته می‌شود، اما دل‌های خانواده عروس و داماد بر اثر اختلافاتی که در خصوص میزان مهریه و خرید عروسی و... از یکدیگر کدر است را می‌توان جشن عروسی دینی نامید؟ آیا بهتر نیست به‌دور از حرف‌های کلیشه‌ای تفسیری نو از جشن عروسی اسلامی داشته باشیم.





ضرورت اجرای طرحی نو در برنامه‌ریزی جشن ازدواج



نکته قابل تأمل آن است که در مراسمی که جشن شروع زندگی مشترک نامیده‌اند، ممکن است خود زن و شوهر جوان با دلخوری از یکدیگر که بیشتر به فراهم کردن مقدمات ازدواج برمی‌گردد، کنار یکدیگر نشسته باشند و همه این مسائل ضرورت طرحی نو در برنامه‌ریزی جشن ازدواج که باید مبتنی بر فرهنگ ایرانی ـ اسلامی باشد را نشان می‌دهد.



گاهی در فرهنگ عرفی جامعه ما برخی مسائل جای خود را عوض می‌کنند، به‌عنوان مثال در انتخاب همسر که باید دقت کافی داشت و تا حد معقول و منطقی سخت گرفت، دختران و پسران آسان گرفته و بدون شناخت کافی به خواستگاری می‌روند و یا به خواستگار بله می‌گویند.



و در مقابل در مراسم جشن ازدواج که باید ساده گرفت و از اسراف پرهیز کرد، سخت می‌گیریم و خود و دیگران را دچار مشکلات عدیده‌ای می‌کنیم که شاید چندین نسل آینده نیز نتوانند از این مشکلات و به عبارت دقیق‌تر بدعت‌ها رهایی یابند.



در عالم انسانیت همه چیز بر مدار خواسته‌های دل نمی‌گردد



درست است که هر دختر و پسر جوانی به‌طور طبیعی دوست دارد که به مبارکی پیوندشان، دوستان و آشنایان در بهترین مکان برای آنان آرزوی خوشبختی کنند و به یکدیگر زیباترین‌ها را هدیه دهند ولی در عالم انسانیت همه چیز بر مدار خواسته‌های دل نمی‌گردد.





در جامعه‌ای که آمار روایت می‌کند بسیاری از دختران و پسران این سرزمین به علل مختلف فرهنگی و اجتماعی امکان ازدواج و لذت بردن از زندگی مشترک زیر یک سقف را ندارند، آیا این‌گونه جشن‌های تجملی عروسی جز تفاخر داشته‌های خویش در برابر نگاه دیگران است؟



تازه‌عروسی که نفس خویش را تربیت نکرده و به‌دور از اخلاق انسانی می‌خواهد دیگران حسرت لباس، جشن و هدیه‌های گرانبهای او را داشته باشند، آیا می‌تواند در اعیاد شعبانیه جشن بگیرد و ادعا کند این‌گونه می‌خواهد زندگیش برکت یابد؟!!



در بیان بزرگان دین ما گفته شده، حتی اگر با شخصی که از نعمت‌های الهی برخوردار نیست روبرو شدید، آهسته شکر خدا را بگویید، تا مبادا غم و ناراحتی به دل او راه یابد. حال چگونه ممکن است کسانی نام مسلمان برخود نهند و با برگزاری جشن‌های عروسی و به عبارت دقیق‌تر نمایش تجملات، آه بر دل جوان عقد کرده‌ای بگذارند که به علل مادی نتوانسته زندگی مشترک با همسرش را شروع کند.



غصه‌هایی که قصه نیست



شاید عده‌ای فراموش کرده‌اند در این دیار هنوز دخترانی هستند که به خاطر اینکه نمی‌توانند جهیزیه‌ای در حد عرف جامعه تهیه کنند از نعمت داشتن همسری همراه و همدل محروم مانده‌اند. شاید بعضی فکر می‌کنند این‌ها قصه‌ای برای پر کردن صفحات کاغذ است.





آری بردن نام حضرت حسین(ع)، ابوالفضل(ع)، سجاد(ع) و محبوب دل‌های منتظران مهدی(عج) آسان است اما حسین‌وار زندگی کردن و مهدی‌پسند جشن گرفتن تزکیه نفس و پا گذاشتن روی خواسته‌های نفسانی می‌خواهد.



همه چیزهایی که سبب می‌شود جشن‌های عروسی جوانان سرزمین ما از رنگ و بوی خدایی فاصله بگیرد این‌ها نیست. هیچ کس نمی‌خواهد شادی را از بندگان خدا بگیرد اما آیا نمایش عکس یا کلیپ‌هایی خصوصی از عروس و داماد در جشن ازدواج در برابر چشم‌های معصوم کودکان حاضر که تک تک صحنه‌ها در ضمیرشان باقی می‌ماند، نوعی حیازدایی در جامعه نیست. عکس و کلیپ‌هایی که نمایش دادن برخی‌هایش حتی در برابر محارم و دختران و پسران مجرد اگر گناه هم نباشد به دور از تقوا و حیا است.



یک ساعت فکر کردن شاید سبک زندگیمان را عوض کند



کاش هنگامی که غرق در شادی دنیایی‌مان هستیم، لحظه‌ای به آنچه می‌کنیم بیندیشیم. بیندیشیم که با ذهن کودکانمان، غیرت پدرانمان که گاه به‌خاطر شادی فرزندشان سکوت می‌کنند و روح پر اضطراب جوانانمان چه می‌کنیم... بیندیشیم که یک ساعت فکر کردن شاید سبک زندگیمان را عوض کند.

captcha