
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از استان مرکزی، بدون تردید، شخصیت انسان به پاکسازی و بهسازی معنوی است و در تعبیراسلام، به تزکیه و تعلیم و بهعبارت روشنتر به دو نیروی دفع و جذب است. اگر دفع و جذب متوقف شود، انسان در پرتگاه سقوط و نیستی قرار میگیرد.
بهطور کلی بشریت باید با نیروی تقوا، روح و روان را از موانع کمال(گناهان) خالی کرده، سپس آن را با فضائل اخلاقی زینت دهد تا نور خدا و ارزشهای ملکوتی در سراسر وجودش متجلی و آشکار شده، به هدف اصلی خلقت، یعنی بندگی خدا و نیل به کمال اصیل الهی دست یابد.

با این توضیح، مشخص میگردد که حضرت عباس(ع) کمالات معنوی و ابعاد وجودیاش ناشی از برخورداری از ارزشهای والای انسانی و دوری از گناه و گناهکاران است و عبودیت خالصانه او در برابر خدا و تواضع در مقابل بندگان خاص الهی؛ از جمله پدرش امیرمؤمنان(ع) و برادرنش امام حسن(ع) و امام حسین(ع)، باعث رشد و بالندگی شخصیت معنوی و رسیدن به کمالات و ارزشهای وجودی ایشان شده است.
ابعاد وجودی حضرت عباس(ع) که برگرفته از شخصیت والا و معنوی و عظمت اخلاقی ایشان بود، عبارتند از فداکاری، ایثار، فضیلت، شجاعت و دلیری، رشادت جسمی و روحی، زهد و تقوای الهی، فتوت و جوانمردی که همه آنها ناشی از بزرگواری و شایستگی حضرتش بود و بر این اساس و بهدلیل برخورداری از فضائل بیشمار، وجود حضرت عباس(ع) سرشار از کنیهها و القاب بسیار پسندیدهای شد که هر کدام بیانگر یکی از ابعاد درخشان وجودی و زندگی پرنور اوست.
کنیهها
عظمت آثار و صفات حضرت عباس(ع)، کنیههای درسآموزی برای همگان جلوهگر ساخته است.

ابوالفضل
این کنیه، مشهورترین کنیه حضرت عباس(ع) است که به یقین نشان از فضیلتهای بیشمار ایشان در عرصههای مختلف زندگانی؛ یعنی کودکی، نوجوانی و جوانی دارد که هر یک آینهای شفاف و روشنگر از ویژگیهای ارزشمند محسوب میشود.
ابوالقاسم
ابوالقاسم کنیه دیگری است که جابربن عبدالله انصاری در زیارت اربعین، خطاب به حضرت عباس(ع) گفته است؛ السلام علیک یا اباالقاسم! السلام علیک یا عباسبن علی!
ابوالقربه
این کنیه، سومین کنیه حضرت عباس(ع) است که دلاوری و مردانگی در امواج پرتلاطم آن جلوهگر است و حکایت از شکافتن سینه سپاه دشمن در رسیدن به آب گوارای شریعه دارد تا کام تشنگان، کودکان و زنان را سیراب سازد. منصب سقایت و آبرسانی به تشنگان که یکی از ارجمندترین و زیباترین برنامههای اسلامی و انسانی است، یکی از اقدامات مهم حضرت عباس(ع) بود و حتی شهادت ایشان در زمانی واقع شد که برای آوردن آب به شریعه فرات رفته بود.

القاب
قمر بنیهاشم
همانگونه که ذکر شد، حضرت عباس(ع) از زیبایی ویژهای برخوردار بود و بهخاطر سیمای سپید، سیرت زیبا و ملکوتی و قامت رعنا و رشیدش او را ماه خاندان بنیهاشم و قمر بنیهاشم میخواندند. همچنین همگان در مدح ابهت پرشکوه و سرافرازی عظمتش زبان میگشودند و چنین لقبی را برازنده وجود ایشان میدانستند.
بابالحوائج
از آنجا که حضرت عباس(ع) بهخاطر فداکاریها، اخلاص و خصال والای انسانی در پیشگاه خداوند دارای مقام بسیار ارجمند و آبروی مخصوص شد، خداوند مقام و لقب بابالحوائج را به حضرتش عطا فرمود و وجود عظیم او را شایسته این لقب دانست. توسل به ذیل عنایت ایشان نیز موجب رواشدن حاجات است؛ زیرا پذیرش شفاعتش در درگاه خداوند قطعی است.
حضرت عباس(ع) کریمی است از دودمان کریمان و وسیلهای برای تقرب به درگاه الهی که سالیان بسیار، شیعه و سنی و مسلمان و غیرمسلمان دست دعا و چشم امید بهسوی او داشته، از کرامات شیرین و زلال معرفت او ناگفتههای گفتنی فراوانی دارند. نویسندگان، عالمان و محققان بسیاری، در این باره کتابها به رشته تحریر درآوردهاند.
طیار
طیار لقبی است که امام سجاد(ع) از بلندای بینش خود، عمویش را بدان ستود و جلوهای از جلوههای قدسی ابوالفضل(ع) را آشکار کرد.
سقّا
منصب سقایت و آبرسانی، یکی از خدمات بزرگ در تاریخ حج است و آب دادن تشنگان، از مستحبات و گاه واجبات دینی شناخته میشود.
حضرت ابوالفضل(ع) از پدرش علی(ع) که در جنگ بدر، با کمال شجاعت کنار چاهی که نزدیک دشمن بود، رفت و از آن برای مسلمانان آب آورد. لفب سقایی را به ارث برده بود. وی در ماجرای کربلا از مدینه تا مکه واز مکه تا کربلا سرپرست آبرسانی به کاروان امام حسین(ع) بود.
با توجه به اینکه همراهان امام حسین(ع) در آغاز، بیشتر از هزار نفر بودند، با افزودن حیواناتشان، نتیجه میگیریم که تأمین آب برای آنها کار بسیار مهمی بوده است که حضرت عباس(ع) انجام میداده وی حقیقتاً برازنده این لقب بوده است.

علمدار
علمدار دارنده بیرق لشکر و برگیرنده علم سرافرازی که بسان نگینی، نمایانگر انسجام سپاه، استمرار مبارزه و خروش سپهسالار علیه دشمن داشت. این نشان پرافتخار، بهعهده ابوالفضل(ع) بود.
اطلس
حضرت عباس(ع) را اطلس میخواندند؛ زیرا این لغت بهمعنی سرخ تیره رنگ، شجاع، چابک، دلاور و دریادل است. آن حضرت در صحنههای گوناگون، شجاعت و دلاوری خود را نشان داده بود؛ بهطوری که حتی دستهایش را قطع کردند؛ ولی تسلیم نشد و همچنان میجنگید و ترس در قاموس زندگی او وجود نداشت.
الشّهید
یعنی والا گوهری که توفیق شهادت یافت. حضرت ابوالفضل(ع) به راستی از آن دسته افرادی است که شایسته عنوان عمیق شهید و شهادت است و به تمامی امتیازات شهادت نائل شد و از برجستگان میان شهیدان سرافراز است. او کسی است که دستهایش زودتر از خودش به بهشت برین خداوند شتافتند و سر بریدهاش بهگونهای ضربه دید که صورتش مشخص نبود. امام سجاد(ع) نیز وقتی به کنار پیکر مطهر ابوالفضل العباس(ع) آمد، خطاب به ایشان فرمود؛ و علیک منّی السّلام من شهیدٍٍ مُحتسبٍ؛ ای شهید مخلص راه خدا، سلام من بر تو باد!
عبد صالح
عبد صالح بهمعنی بنده نیکوکار خداوند است. این لقب از زیارتنامه حضرت عباس(ع) از زبان امام صادق(ع) گرفته شده است.
حامیالضّعینه
ضعینه بهمعنی هودج است. این لقب به مفهوم حامی بانوان است، کنایه از اینکه حضرت ابوالفضل(ع) حامی بانوان هودجنشین در سفر کربلا بوده است. در این سفر، حضرت از آنها نگهبانی میکرد و آنان در پناه چنین نگهبانی نیرومند و شجاع هیچگونه نگرانی نداشتند.
فادی
فادی یعنی فداکار، حضرت عباس(ع) به راستی فداکاری را به آخرین حد و مرز خود رسانید و برادران خود، هستی خود و حتی دو پسر خویش را فدای دین، امام حسین(ع) و آرمان آن حضرت نمود و حق جهاد و جانبازی را با تلاشی بینظیر تا آخرین نفس و قطره خون انجام داد.
المستجار
المستجار یعنی پناهگاه. از القاب حضرت ابوالفضل(ع) اینکه پناه برای پناهندگان بود. شاعر معروف، فهیم و مخلص اهل بیت(ع) شیخ محمدرضا ازری در شأن حضرتش قصیدهای سرود.

نکته بسیار مهم در این رابطه، این است که حدود نیمی از القاب ابوالفضل(ع)، ملهم و متأثر از شخصیت مقتدایش امام حسین(ع) و به جهت همراهی، پشتیبانی و یاری کردن او در طول زندگی سراسر فیض و معنویت؛ بهویژه در واقعه کربلاست.
اوج وفاداری
ذکر نکتهای که زینت وفاداری و شاهکار انحصاری حضرت عباس(ع) است و او را برای همیشه در تاریخ جوانمردان از دیگران متمایز میسازد، در اینجا لازم است. نقل شده است که وقتی حضرت ابوالفضل(ع)، سپهسالار رشید دشت کربلا برای بار دوم به شریعه فرات وارد میشود تا برای تشنگان آب ببرد، میان نهر آب که قرار گرفت.
این واقعه عموماً به این منوال نقل شده است هنگام برداشتن آب، فشار تشنگی باعث شد که حضرت وضعیت تشنگان حرم را فراموش کرده و میل به خوردن آب کند. به همین علت، آب را با دست به دهان نزدیک کرد که بیاشامد؛ ولی یکباره به خاطر آورد که بچههای امام حسین(ع) تشنهاند و با خود گفت: این، خلاف جوانمردی و وفاداری است که آنان تشنه باشند و من سیراب شوم! و آب را از دستان خود به زمین ریخت. اسب ایشان نیز از خوردن آب تا قبل از این اقدام حضرت، خودداری کرد.
ولی آیا این قضاوت، تعریف کاملی از جوانمردی و وفاداری آن حضرت است؟ آیا ممکن است عباس علمدار که سقایی را از کودکی تمرین کرده، اکنون دچارغفلت شود و منشأ مأموریتش را؛ حتی چند لحظه فراموش کند؟ آیا وفاداری محض، جایی برای غفلت باز میگذارد؟ هیهات!

آب که مظهر پاکی و علت ساری ایجاد است، با شخصیت میر حرم، ابوالقربه از کودکی عجین گشته و حداقل بر سیاق عادت و ملکه اخلاقی هم این امکان وجود نداشته که دچار غفلت مذکور گردد.
به یقین، انگیزه آب نخوردن ابوالفضل(ع) خیلی لطیفتر از آن است که تاکنون شنیدهایم.
حضرت عباس(ع) وقتی وارد شریعه فرات شد، اسبش هم با همه تشنگی که بهطور طبیعی داشت، ابتدا از خوردن آب خودداری میکرد. اسب، باهوش است و شاید بهدلیل همین هوش، عرب این حیوان را فرس مینامد. این حیوان خوب می فهمید که راکبش آب نمیخورد و فضا، فضای جنگ است؛ هیاهو و کشتار و شهادت را میدید و بر سیاق ذات هوشی اش حوادث را پیشبینی میکرد و میفهمید. بنابراین رغبتی به خوردن آب از خود نشان نمیداد و در واقع، نوعی تعهد به راکب و احترام را از خود بروز میداد! اسب می فهمید که نباید غفلت کند؛ ولی با کمال تأسف، تاریخ در این باره در توضیح جوانمردی سپهسالار کربلا، غافلانه نقض غرض کرده و حقیقتی لطیف را در قالب یک وهم تاریخی جلوه میدهد؛ زیرا با مراجعه به کلید شخصیتی حضرت بابالحوائج عباسبن علی(ع) و از سر وفاداری و ارادت ورزیاش، به خوبی درمییابیم که او نه تنها غافلانه و از سر سهو هم یک لحظه از دایره وفا خارج نگشت؛ بلکه از سر جوانمردی وقتی دید حیوانش هم حرمت گرفته و تشنگی را تحمل کرده، دست به زیر آب برد و آب را دست نزدیک دهان خود کرد تا حیوان فریب این حرکت را بخورد و در آسودگی آب بیاشامد. و این، بهطور دقیق عین نکته سنجی حضرت ابوالفضل (ع) است که در تمامی زوایای حوادث، ریز و درشت، غفلت نکرده و در حساسترین لحظات جای خالی و ناتمام باقی نگذارده است.
تنها در این صورت است که راز وفاداری حضرت عباس(ع) بهعنوان بارزترین چهره آن حضرت آشکار میگردد و وجود مقدسش را برای همیشه سرخیل مریدان عالم قرار میدهد.