
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از استان مرکزی، یا مهدی در حسرت دیدار می سوزم، دیگر دلم تحمل این همه دلتنگی و چشمانم طاقت اینهمه باریدن ندارد.
عادت به نبودنت اگر چون هرزهای بر گیاه وجودم بپیچد، سربردامان که گریه کنم؟ باران دیدگانم توان سیراب کردن این خاک تشنه انتظار را ندارد. کو! چشمی که خارجدایی آن را فایده باشد و دیدگان خونین مرا در گریه یاری کند؟

مولایم! کی میآیی تا این تقویم مانده روی دیوار انتظار را ورق بزنی و مرهم نگاه مهربانت را بر زخم دل تنگم بگذاری؟ تو بگو؛ مگر عالم میتواند بدون لحظه طلوع زندگی کند؟
مگر زندگی بدون تو میتواند نفس بکشد؟ مگر بدون حضور تو میشود زندگی کرد؟
در اینهمه سال، در اینهمه قرن، با این همه دلسوخته چه کردهای تا نیامدنت را تاب آورده و نبودنت را تحمل کردند؟

ای مولا! منتظرانت با امید خدا خار بوتههای ناامیدی را از ریشه برمیکنند و برهمه جا گلبوته شوق و انتظار را میکارند.
مولایم! باور کن از دست دیدگان بارانیم کاری ساخته نیست، تو خود دست بر دعا بردار و برای آمدنت دعا کن...