
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، 15 شوال بهعنوان یکی از زمانهای وقوع ردالشمس مورد نظر برخی از مورخان بوده است؛ این در حالی است که واقعه ردالشمس نیز خود مورد اتفاق علما و بزرگان دینی نبوده است.
حجتالاسلام حسنرضا رضایی، مدیرگروه علوم قرآن و حدیث مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم در یادداشتی در این باره که به ایکنای خوزستان ارسال شده، نوشته است:
اول؛ قبول یا رد حدیث رد الشمس تأثیری در کاهش عظمت مقام رفیع امام علی(ع) ندارد، علاوه بر آن منبع این واقعه حدیث است و دارای اشکالات فراوان.
دوم؛ صرف نقل این حدیث در کتابهای حدیثی و تاریخی و در کتابهای فریقین (برای نمونه رجوع کنید به: کلینی، الکافی، ج 4، ص 562، صدوق، الفقیه، ج 1، ص 203، ح 608، طبرسی، الاحتجاج، ج 1، ص 266، سیدمرتضی، رسائل المرتضی، صص 78ـ83، سیدرضی، خصائص الائمه، ص 56، فتال نیشابوری، روضةالواعظین، ص 129. نگاه کنید: ابن شهر آشوب، المناقب، ج 2، ص 143، امینی، الغدیر، ج 3، صص 128ـ140. و رجوع کنید به: ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج 6، ص 86 و 91، الطبرانی، المعجم الکبیر، ج 24، ص 145، ح 382. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج 42، ص 314، المناوی، فیض القدیر فی شرح جامع الصغیر، ج 5، ص 562) دلیل بر صحت آن نیست.
سوم؛ برای بررسی و شرح و توضیح؛ این جریان دوبار در زندگی امام علی(ع) اتفاق افتاده است در این قسمت هر دو واقعه را بهطور خلاصه از کتاب ارشاد شیخ مفید نقل میکنیم (شیخ مفید، الارشاد، ج 1، صص 345ـ347).
1. ردالشمس در وهله اول به طوری که اسماء، ام سلمه، جابر انصاری، ابوسعیدی خدری و گروهی دیگر روایت کردهاند چنین است که پیامبر اکرم(ص) در منزل خود بود و علی(ع) هم حضور داشت همان دم جبرئیل آمده وحی الهی آورده رسول خدا سر مبارک خود را روی پای علی(ع) گذارد و سر برنداشت تا هنگامی که آفتاب غروب کرد، امام علی(ع) که نماز عصر را به جا نیاورده بود ناچار شد نمازش را نشسته و در حالت رکوع و سجود با اشاره به جای آورد. پیامبر اکرم(ص) پس از آنکه به خود آمد به علی(ع) فرمود نماز عصرت قضا شد، عرض کرد نمیتوانستم نماز را به حالت عادی بخوانم به خاطر حالت وحی که بر شما عارض شده بود و بر من تکیه داد بودید، در این هنگام خود پیامبر(ص) و یا امام علی(ع) ـ به فرمان پیامبر(ص) از خدای متعال میخواهد که خورشید را برای امام علی(ع) که برای احترام به پیامبر(ص) نمازش را به حالت عادی نخوانده ـ برگرداند و چنین میشود درباره مکانی که جریان اول رخ داد، اگرچه در روایت شیخ مفید چنانکه گذشت منزل پیامبر(ص) گفته شده اما برخی دیگر آن را «ضهیاء» یا «صهباء»، (مجلسی، بحارالانوار، ج 41، ص 167) و برخی آن را در «کراع الغمیم»، (مجلسی، بحارالانوار، ج 41، ص 174) و برخی دیگر آن را مسجد فضیخ ـ در حوالی مدینه ـ دانستهاند(کلینی، الکافی، ج 4، ص 561).
2. مرتبه دوم که پس از پیامبر(ص) برای ایشان اتفاق افتاد هنگامی بود که امام(ع) و یاران او قصد عبور از رودخانه فرات در منطقه بابل را داشتند و هنگامی که سپاهیان مشغول عبور دادن مرکبها و توشهها از رودخانه بودند از نماز عصر غافل شدند اما امام و برخی از یاران نماز را به جای آوردند، در این هنگام خورشید غروب کرد در حالی که عده زیادی نماز عصر را نخوانده بودند آنان در این باره با امام(ع) به گفتگو پرداختند، وقتی امام یاران خویش را اینگونه نگران دید از خدای متعال درخواست نمود تا خورشید را برگرداند که سپاهیان نماز عصر را به جای آورند و چنین شد...(شیخ مفید، الارشاد، ج 1، ص 346).
برخی ادله قوی بر رد حدیث ردالشمس دارند و قابل اعتنا و تأمل است از جمله:
دلیل اول؛ انکار حدیث توسط برخی از اهل سنت: روایت «ردالشمس» میان شیعیان شهرت و مقبولیت فراوان یافته است و همان اندازه که شیعیان آن را پذیرفتهاند، برخی از اهل سنت آن را انکار کردهاند و بهعنوان وسیلهای برای خرافی نشان دادن آرا و عقاید شیعه مورد استفاده قرار دادهاند، برای نمونه، ابنجوزی در کتاب الموضوعات من الاحادیث و المرفوعات و کتانی در کتاب تنزیه الشریعه این روایت را نقد و رد کردهاند، ابنتیمیه نیز کتابی مستقل در اینباره نوشته است؛ از این رو فهم و درک درست آن خواه ناخواه از اهمیت ویژهای برخوردار است.
دلیل دوم؛ تناقضات در متن روایات؛ در کتاب بحار الانوار، ج 41، ص 166، باب «رد الشمس له و تکلم الشمس معه» حدود بیست و دو روایت در این باب نقل شده است. نکتهای که از بررسی مجموع این روایات به دست میآید آن است که روایات مذکور دارای اختلافات و گاه تناقضات عجیبی است و نقل یک روایت با عبارات مختلف که به روایت حدیث منجر شود، از اعتبار آن میکاهد، گاه مکان رویداد و گاه زمان و گاه علت آن تغییر میکند؛ این خود دلیل بر ضعف و عدم اعتماد و اطمینان در نقل روایت است، بنا به گفته علامه شیخ محمد حسن مظفر: «إن خصوصیات الروایات متنافیه؛ و هو یکشف عن کذب الواقعه» ویژگی این روایتها، تنافی آنها با یکدیگر است که این خود پرده از دروغ بودن ماجرا برمیدارد، حال به ذکر مواردی از اختلاف روایات نقلشده میپردازیم:
1ـ در برخی از این روایات، علت ترک نماز عصر علی(ع) در روایتی آمده است که پیامبر(ص) هنگام نزول وحی سر بر زانوی حضرت علی(ع) نهاده بود و ایشان به خاطر رعایت ادب نمیخواست از آن حالت خارج شود تا مبادا پیامبر(ص) بیدار شود و در روایت دیگر علت این امر بدیُمنی و شومی زمین عنوان شده است.
2ـ اختلاف در محلی که رد الشمس در آن به وقوع پیوست از دیگر موارد اختلافی در این روایات است، در روایتی بنا به قرائن، این ماجرا در یک بیابان یا گورستان اتفاق افتاده و بنا بر روایتی دیگر در سرزمین الصهبا و بر اساس روایت دیگر در جسرالصراة (پل صراة) روی داده است، روایتی دیگر نیز حاکی از آن است که این اتفاق در منزل آن حضرت رخ داده است.
3ـ اختلاف و تناقض سوم در اصل ماجرا است، زیرا بر اساس پنج روایات نماز حضرت به کلی قضا شده ولی روایت دیگر حاکی از آن است که حضرت به دلیل آنکه نتوانستند نماز خود را ایستاده بخوانند آن را نشسته بجا آوردند و رکوع و سجده آن را با ایماء و اشاره انجام دادند.
وی درباره دلیل سوم با موضوع نقد محتوایی روایت «رد الشمس»، گفت: با نگاهی به برخی روایات دراین باره، درمییابیم این روایات، از جهت محتوا و مفهوم دچار ضعف و ابهام هستند. گاه با آیات قرآنی در تعارض است و گاه با مسائل پذیرفتهشده علمی و عقلی. اکنون به برخی از این موارد اشاره میشود:
1ـ مطلبی که در اکثر روایات نقل شده است این است که نماز عصر حضرت علی(ع) قضا شده است، حال اگر علی(ع) نماز نخوانده، مقصر است یا قاصر؟ چگونه است که علی (ع) به دلیل اینکه پیامبر(ص) سر بر زانوی ایشان نهاده بود نماز خود را ترک کردهاند؛ در حالیکه در فقه اسلامی برای نماز خواندن در بدترین شرایط نیز حکم شرعی وارد شده است و برای مسافر در شرایط سفر و مجاهد در مهلکه جنگ و حتی کسی که در معرض غرق شدن است نماز به کیفیت خاص تکلیف شده است که احکام آن را در ابواب صلاة المسافر، صلاة الخوف و صلاة الغرقی میتوان ملاحظه کرد؛ بنابراین ترک نماز در هیچ شرایطی جایز نیست و اگر بر اساس این روایات، امام علی(ع) عمداً نماز نخوانده باشد، آیا این امر شایسته او است؟
2ـ در برخی از نقلهای بحار آمده است که پیامبر(ص) بعد از آگاهی از قضا شدن نماز عصر حضرت علی(ع) میفرمایند: «اللهم إن کان علی فی طاعتک و حاجة رسولک فاردد علیه الشمس لیصلی صلاته» یعنی خدایا اگر علی در اطاعت از تو و برآوردن نیاز رسول تو بوده است، پس خورشید را برای او باز گردان تا نمازش را بخواند. آنچه مسلم است اینکه با فرض صحت این روایت، حضرت علی(ع) یقیناً در اطاعت خدا نبوده است؛ زیرا بر اساس آیات قرآن، خدا به نماز فرمان داده است:
«قُل لِّعِبادِی الَّذِینَ آمَنُوا یقِیمُوا الصَّلاةَ» (ابراهیم،31)، «وَ أَقِیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ ارْکعُوا مَعَ الرَّاکعِینَ» (بقره، 43) و «وَ أْمُرْ أَهْلَک بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیها» (طه، 132).
بنابراین امام علی(ع) با فرض صحت این روایت، از فرمان خدا سرپیچی کرده است، اضافه بر این اگر حضرت علی(ع) در طاعت خدا بوده است چه حاجتی به برگرداندن خورشید بوده است تا نمازش را اعاده کند، بین دو واجب الهی یکی را ترجیح داده و به جا آورده است و قضای دیگر را هم میتواند به جا آورد.
با توجه به نقلهای فراوان در کتب شیعه و سنی و اشکالات عدیده به این حدیث و در تناقض با مقام عصمت امام علی(ع)، نمیتوان با قاطعیت این حدیث را قبول کرد.