کد خبر: 1450149
تاریخ انتشار : ۲۴ شهريور ۱۳۹۳ - ۱۰:۴۹
حجت‌الاسلام باوی اظهار کرد:

صدق؛ عامل اصلی شکل‌گیری منزلت و مقام انسانی

گروه اجتماعی: مدیر مدرسه علمیه امام صادق(ع) آبادان با تأکید بر اینکه انسان باید رابطه خود را با خود، دیگران و خدا بر اساس صدق استوار کند، گفت: هر جا بین آنچه انسان وانمود می‌کند و واقعیت، تطابق وجود نداشته باشد، از صدق فاصله گرفته‌ایم.

حجت‌الاسلام عبدالله باوی، مدیر مدرسه علمیه امام صادق(ع) آبادان در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، درخصوص مفهوم صدق در قرآن گفت: صدق مطابقت با واقع است، صدق به حسب اقسام آن تعاریف مختلفی دارد؛ صدق در قول، صدق در وعده، صدق در عقیده و صدق در سلوک و رفتار از اقسام صدق هستند.

وی ادامه داد: اگر بخواهیم صدق در گفتار را درنظر بگیریم، معنی آن مطابقت گفتار با واقعیت است. اگر کلام و گفتار با واقعیت منطبق باشد، کلام صادق است، در غیر این صورت کذب خواهد بود. در رابطه با صدق در سلوک و رفتار نیز، اگر فردی رفتاری بی‌ریا و به دور از شائبه داشته باشد و عمل او بر اساس نیت پاک صورت گیرد، رفتار او صادقانه است اما اگر ناخالصی در رفتار خود داشته باشد و واقعیت برخلاف چیزی است که وانمود می‌کند، این رفتار مطابق با واقع نیست و ناخالصی دارد.

باوی گفت: صدق در وعده نیز روشن است؛ عمل به وعده همان صدق در وعده است که در قرآن کریم نیز در وصف حضرت اسماعیل به آن اشاره شده است: «وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِسْمَاعِیلَ إِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ؛ و در این کتاب از اسماعیل یاد کن زیرا که او درست‏ وعده بود»(مریم، 14).

این مدرس حوزه علمیه با اشاره به قول معروف «النجاة فی‌الصدق» اظهار کرد: می‌توان گفت اگر انسان در همه اقسام صدق، رفتاری مطابق با واقع داشته باشد، نجات پیدا می‌کند در غیر این صورت در مقابل آن هلاک و نابودی است.

اطلاق «صدیق» به دوست؛ ناظر بر مبنای صادقانه و به دور از آلایش ارتباط دوستی

مدیر مدرسه علمیه امام صادق(ع) آبادان درخصوص اهمیت صدق گفت: اگر کلمه صدق را مورد توجه قرار دهیم، در زبان عربی به دوست «صدیق» گفته می‌شود که جمع آن «اصدقاء» است. چرا به دوست «صدیق» گفته می‌شود؟ این اطلاق بر این اساس است که رابطه انسان با دوست خود، رابطه‌ای مبنی بر صداقت و بی‌آلایشی و بر اساس واقعیت است. صداقت نقش مهمی در رابطه میان دو دوست دارد لذا به این رابطه «صداقة» گفته می‌شود.

باوی با اشاره به روایت منقول از امام رضا(ع)؛ «صدیق کل امریء عقله و عدوه جهله؛ دوست هر انسانی عقل او و دشمنش نادانی اوست»، گفت: از این روایت استفاده می‌شود که انسان باید عقل خود را به عنوان دوست خود در نظر بگیرد؛ چراکه عقل انسان او را بر اساس واقع راهنمایی می‌کند. از این رو انسان باید رابطه خود را با عقل حفظ کند و به آن قوت ببخشد. با توجه به اینکه امام می‌فرماید: دشمن هر انسانی جهل اوست، انسان باید با جهل خود مبارزه کند و آن را از بین ببرد. جهل مقابل عقل، همان رفتار غیرعاقلانه است.

صدق عامل اصلی شکل‌گیری منزلت و مقام انسانی

این مدرس حوزه علمیه با اشاره به اینکه منزلت شخصی بزرگان بر اساس صداقت شکل‌ می‌گیرد، بیان کد: مقام معظم رهبری در خصوص مقام و منزلت اولیاء معصوم(ع) به ویژه بزرگانی همچون حضرت زینب(س) که منزلت خاصی پیدا کرده‌اند، فرمودند اگر بخواهیم این منزلت وعامل موفقیت را اگر بررسی کنیم، می‌بینیم اساس آن همین صدق و صداقت است. صدق عامل مهمی در شکل‌گیری بزرگی شخصیت است. اگر انسان راه صدق را طی کند به این مقامات می‌رسد.

وی با تأکید بر اینکه انسان باید رابطه خود را با خود، دیگران و خدا بر اساس صدق استوار سازد، گفت: صدق در رابطه انسان با خدا، به این معناست که اگر انسان به خدا اعتقاد دارد، باید مطابق این اعتقاد عمل کند، در عملکرد خود روراست باشد و به گونه‌ای نباشد که صرفاً ایمان و عقیده را ادعا کند ولی در عمل کوتاهی و حتی خیانت کند.

باوی ادامه داد: صدق و صداقت امری است که پیمان آن از اولیاء و انبیاء به‌طور خاص و از مؤمنان به طور عام گرفته شده است و از همگان خواسته شده که در همه شئونات صادقانه عمل کنند که آیات «وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِیِّینَ مِیثَاقَهُمْ وَمِنکَ وَمِن نُّوحٍ وَإِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى وَعِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ وَأَخَذْنَا مِنْهُم مِّیثَاقًا غَلِیظًا، لِیَسْأَلَ الصَّادِقِینَ عَن صِدْقِهِمْ وَأَعَدَّ لِلْکَافِرِینَ عَذَابًا أَلِیمًا؛ و [یاد کن] هنگامى را که از پیامبران پیمان گرفتیم و از تو و از نوح و ابراهیم و موسى و عیسى پسر مریم و از [همه] آنان پیمانى استوار گرفتیم، تا راستان را از صدقشان باز پرسد و براى کافران عذابى دردناک آماده کرده است»(احزاب، 7-8) به آن اشاره دارد.

مدیر مدرسه علمیه امام صادق(ع) آبادان با اشاه به آیه «وَلَقَدْ کَانُوا عَاهَدُوا اللَّهَ مِن قَبْلُ لَا یُوَلُّونَ الْأَدْبَارَ وَکَانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْؤُولًا» (احزاب،15) یعنی از گذشته این پیمان را با خدا بسته بودند که «لایولون الادبار» یعنی استقامت کنند و به دشمن پشت نکنند. این تعهد را مؤمنان داده بودند و چند آیه بعد می‌فرماید: «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ»(احزاب، 23) یعنی با صداقت رفتار کردند و به تعهدات خود عمل کردند و تغییری در پیمانی که از آنها اخذ شد ندادند.

عدم تطابق ابرازات انسانی با واقعیت خلاف صدق است

این مدرس حوزه علمیه با بیان اینکه عمل بر اساس صدق به ویژه در رابطه با خدا از انسان خواسته شده است و اگر انسان امور خود را بر اساس صدق استوار سازد مشمول نجات است، اظهار کرد: گاه انسان در ظاهر به حسب معمول چیزهایی را اظهار می‌کند که در عمل به آنها متعهد نیست و از شعارهایی که می‌دهد درعمل اثری مشاهده نمی‌شود؛ این هم مرتبه‌ای از مراتب خلاف صدق است. لذا هر جا بین آنچه انسان وانمود می‌کند و واقعیت، تطابق وجود نداشته باشد، از صدق فاصله گرفته‌ایم.

captcha