
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، مدت کوتاه زندگی انسان در دنیا را با زندگی آخرتش که بیکرانه و بینهایت است و پایانی برای آن نیست، نمیتوان مقایسه کرد. از اینرو، تحمل سختیها و مشکلات در دوره کوتاه زندگی دنیا اگر فرجامی نیکو داشته و همراه با سعادت اخروی باشد، از آن تعبیر به عاقبت به خیری میشود.
بزرگترین عامل عاقبت بهخیری این است که انسان ضعفهای خود را جبران کند
عاقبت بهخیری اتصال به فیض و رحمت مطلق و بینهایت و نیل به نقطهای از قرب الهی که رضایت و خشنودی خدا از انسان و انسان از خدا را به دنبال داشته باشد بزرگترین عامل عاقبت به خیری این است که انسان ضعفهای خود را جبران کند و جلوی گناهان را در زندگی خویش بگیرد چراکه اصلیترین عامل بدبختی و عاقبت به شری گناهان است. قرآن کریم در آیه 10 سوره روم میفرماید: « ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاؤُوا السُّوأَى أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِؤُون، سپس سرانجام کسانی که اعمال بد مرتکب شدند به جایی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به سخره گرفتند».
یکی از دغدغههای هر کسی در هر کاری دستیابی به فرجام خیر و نیک است. هر بازرگانی بلکه هر شخصی که به سوی مقصود و مقصدی از مادیات و یا معنویات حرکت کند میکوشد آن را به تمام و کمال بهدست آورد. از اینرو میتوان گفت که فرجام خوش کارها و امور تنها اختصاص به مؤمنان ندارد، بلکه هر شخصی میکوشد تا در هدف خویش به کمال و فرجام خوشی دست پیدا کند.
با این همه دغدغه مؤمنان، از همگان بیشتر و تأکید آنان بر دستیابی به فرجام خوش و سرانجامی نیک، فزونتر از دیگران است. شاید بارها از خود و یا از دیگران شنیدهاید که در هنگام دعا این عبارت را زمزمه میکنند: «خداوندا! ما را به آنچه که خشنودی و دوستی تو در آن است موفق کن و سرانجام کارهای ما را خیرگردان».
انسان به طور طبیعی و فطری در جستوجوی کمال است و از آنجایی که در هر کاری میتوان به ناقص و یا کمال آن رسید میکوشد تا به کمال آن دست یابد و لذا کمالجویی در هر امری، فطری انسان است و آیات و روایات در کنار گفتههای فرزانگان و فلاسفه بر آن دلالت و تأکید دارد. این مطلبی است که انسان به شکل دانش شهودی و علم حضوری در خود مییابد. نقصان گریزی و کمالخواهی در هر کسی دانشی است که نیاز به دلیل بیرونی نداشته و هر کسی آن را درخود مییابد.
«خیر» به معنای نیک و پسندیده به هر چیز و یا امری اطلاق میشود که برای انسان سود محض و یا سود بیشتری را برساند. از این رو امری که دارای منفعت و سود باشد را خیر میشمارند. کسی که خیرخواه است میکوشد تا به چیزی دست یابد که او را در مسیر کمالی یاری رساند و در زندگی مادی و معنویاش به او سودمند باشد.
اگر زندگی دنیوی را بخش مقدمی جهانی دیگر بدانیم که آنچه این جا تهیه و فراهم میآید آنجا از آن بهرهمند خو اهیم شد، میتوان دغدغه مؤمنان را در لحظات پایانی عمر درک کرد، زیرا شخص میهراسد که دست خالی به جهانی برود که دیگر مقام عمل و کارنیست بلکه تنها مکانی برای درو کردن مزرعه و کشتی است که در این دنیا برای خود فراهم آورده است.
بنابراین اگر برای هر کار جزئی و به سخن دیگر برای هر امری خواهان فرجام خوش و عاقبت سودمند هستیم برای کار مهم و بزرگی چون خروج از جهان و رفتن به جهان پایدار و باقی دغدغه بشر بیشتر خواهد بود. و لذا بسیاری از مؤمنان در هراس از عاقبت به خیری در زمان خروج از جهان و انتقال به جهان دیگر هستند.
اینکه بسیاری از مؤمنان و بزرگان دین و ایمان، خواهان فرجام خیر و خوش هستند به معنای داشتن ایمان واقعی و دستیابی به کمال در مسیر زندگی خویش است که با مرگ در این دنیا به پایان میرسد. کسی که خواهان فرجام نیک در زندگی است در حقیقت در اندیشه دستیابی به کمال مطلق و تقرب به اوست تا به این وسیله زندگی و حیات اخروی خویش را که ابدی است ضمانت کند.
آبادی حقیقی دنیا چیزی جز آبادانی واقعی و حقیقی آخرت نیست
کسانی که در اندیشه عاقبت بهخیری هستند در حقیقت خود را در مسیری مییابند که هر آن احتمال سقوط در آن میرود و اینکه نتوانند در زندگی خویش ظرفیتها و توانمندیهای بالقوه خویش را باور کرده و آن را به فعلیت درآورند و به شکل انسان ناقص به جهانی دیگر منتقل شوند. از اینرو این افراد همواره در اندیشه کمالخواهی در هر حوزه و امری هستند که به شکل اسمای جعلی و تعلیمی در نهادشان سرشته شده است.
چنین انسانهایی همواره دغدغه کمالجویی دارند و دمی از رسیدن به آن آرام نمینشینند. این همان چیزی است که خداوند به شکل حرکت و تلاش بیپایان بشر برای ملاقات به خداوند از آن یاد میکند. به این معنا که در آیه 6 سورن انشقاق میفرماید: «یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّکَ کادِحٌ إِلى رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقیهِ؛ ای انسان تو در تلاش و کوشش سخت و بی پایانی هستی تا به ملاقات پروردگار خویش برسی».
از نظر قرآن، دنیا با همه ناپایداریها و بیارزش بودن آن نسبت به آخرت و لهو و لعب بودن زندگی در دنیا، نمیتوان از مزرعهای برای آخرت بودن آن چشم پوشی کرد. از اینرو گفتهاند دنیا مقام تکلیف و عمل و آخرت مقام پاداش است. دنیا چون فصل کشت و کشتزاری است که میبایست در این مدت محدود زمانی و مکانی، هر کسی کشت خویش بکارد، محافظت و نگه داری کند تا در آخرت برداشت کند، چراکه در آخرت دیگر فرصت کشت به کسی داده نمیشود.
بر این اساس هر کسی اگر میخواهد به فرجام خوشی برسد و پرونده اعمال وی را در دست راست بگذارند و یا بیحساب و کتاب چون سابقون وارد بهشت شود باید دنیای خویش را آباد کند. از این رو گفتهاند آبادی حقیقی دنیا چیزی جز آبادانی واقعی و حقیقی آخرت نیست. انسان برای این که عاقبت به خیر شود باید شاکله وجودی خویش را از همان آغاز به درستی بسازد.
اشارهای به عوامل عاقبتبخیری
ایمان و تقوا از عناصر و عوامل مهم عاقبت بخیری هستند که رعایت آن بهترین سرنوشت را برای فرد فراهم میکند، البته علاوه بر این براى تقویت تقوا، عمل به سفارشهایی توصیه شده است، از غذاى حرام پرهیز کنید، گناهان را به طور کلى ترک کنید، واجبات بهویژه نمازها را در اول وقت بخوانید، تا آنجا که مىتوانید نمازهاى مستحبى بهویژه نماز شب را ترک نکنید، ارتباط با امام زمان(عج) با یاد و عمل به آنچه مورد رضایت حضرت است.
در مورد رعایت تقوا آنچه لازم است این است که انسان دائماً در حال مراقبه از نفس خویش باشد و لحظهاى زمام نفس را به دست شیطان ندهد؛ بنابراین بهترین راه براى عاقبت به خیر شدن مراقبت دائم از نفس خویش است یا به عبارت دیگر مطمئنترین راه و روش، ایمان و عمل صالح است.