
شعله، خون، آتش، عطش ... و هزاران واژه دیگری که جنگ را در ذهن تداعی میکند، اما دایرةالمعارف جنگ فقط اینها نیست. جنگ برای مردان خدا در عبارت سوئیچ بهشت خلاصه میشود. سوئیچ بهشت پلاکی است که تمامی هویت رزمنده در آن جای گرفته و گاه این پلاکها در پیدا و پنهان میدان جنگ گم میشدند تا گمنام بودن همه هویت یک انسان شود.
هویت جوانی که مادر خود پیشانیبند یا زهرا(س) را بر پیشانی پهنش میبست و برای آخرین بار فرزندش را با نگاه تا خم کوچه دنبال میکرد و نمیدانست غم فراق او بیش از یعقوب خواهد بود و خانه دلش بیتالحزان خواهد شد و پدر، ستون خانواده، شکست در زیر تابوتهایی که میدانست فرزندش نیست.
و باید اینچنین میشد... باید کسی میآمد و جنگی رخ میداد تا بر همه ثابت شود، عاشورا، تنها عاشورای سوگ نیت، عاشورای حماسه و پیام هم هست. باید کسی از کربلا میآمد و فریاد میزد، کربلا افسانه نبود و عاشوراییان اسطوره نبودند و عاشورا جاری در همه عصرهاست.
باید شیرزنی به همسر میگفت، برخیز که خمینی تنهاست. باید نوجوانی مرگ را شیرینتر از عسل میخواند. باید جوانی تشنه از خط آتش میگذشت، قمقمه یارانش را پر از آب میکرد و بیآنکه لب به آب بزند، در بازگشت، با خون سیراب میشد و حالا نوای شب است و سکوت است و ... و به راستی شما کجای تاریخ ایستادهاید؟
تاریخی که سی و یکم شهریور ماهش برای زنان و مردان این سرزمین یعنی ایثار، شهادت، شهامت و دفاع و ... دفاعی که تمام سلاحش در عشق به حسین(ع) خلاصه میشود.
و بودند و هستند عدهای که دفاع مقدس ما را از زاویه پنجره خاکی مینگرند و گمان میکنند قضیه خمینی و یارانش، قصه نبردی بر سر آب و خاک بود و بس.
آنان که با دست گرفتن چرتکه عقل دکارتی، زیارت عاشورای شبهای عملیات را تفسیر میکنند و شهید سیدمرتضی آوینی چه زیبا گفت، شهدا از دست نمیروند، به دست میآیند. هشت سال دفاع مقدس شرح مردان و زنانی است که جامهای از جنس نور پوشیدند و دست از شوق حضور برنداشتند.
هشت سال جنگ تحمیلی، بمباران شیمیایی، آوارگی و خانه به دوشی در آروزی دخترکی معنا میشود که دعا میکند پدر موجیاش شهید شود و نه از ترس کتکهای پدر که برای گریه و شرمندگی پدر از تاول کتکها ... . آری! یادگاران و بازماندگان جنگ هنوزدر حسرت شهادت مانده اند ... و هنوز غبطه میخورند به یارانی که رفتند و در باغ شهادت را بستند.
رزمنده، جانباز و شهید هیچگاه از فرهنگ دفاع علیه مهاجمان پاک نخواهد شد و تصویر ایثارشان برای همیشه در برگ برگ تاریخ نه فقط ایران که جهان می درخشد.
سعیده مجتهدی/ شعبه استان مرکزی