
او آخرین بازمانده کربلا بود، وارث مظلومیت سرهای بریده که از سیاه دلی و مکر زمانه خویش بر سر نیزه بودند.
امام پایداری و تلخی چشیدهای از حماسه عاشورا که پیمانش با خدا غیرقابل تردید و فضیلت و کمالش غیرقابل انکارست.
جابر آن قدر منتظر ماند تا سلام پیامبر(ص) را به کودکی برساند که دانش را می شکافت و تمام دانشمندان در برابر او احساس حقارت میکردند. انگار جابر فقط منتظر بود تا محمد بیاید و او برود!
لقب باقر را پیامبر(ص) به او داد؛ چراکه به گفته ایشان، او علم دین را خواهد شکافت و شاید بار دیگرمحمد(ص) در وجود پنجمین امام و هفتمین معصوم تبلور یافت. همه وجودش گستره دانش بود. باقرالعلوم بود، گسترشدهنده و شکافنده دانش.
علم قرین شده با ایمانش بیدارکننده خاک بود و رسایی خطبههایش لرزه به اندام جاهطلبان میانداخت.
امام محمدباقر(ع) وارث علم تمام پیامبران و توسعه دهنده در علوم بوده است.علومی که امام در اختیار دیگران قرار داد شامل فقه، حدیث، فلسفه، تفسیر، لغت، کلام، اخبار مبدأ و معاد، اخبار انبیاء، مناسک حج، و دیگر علوم اسلامی است.
یکى از مورخان درباره دوران امامت ایشان میگوید؛ «مسلمانان در این هنگام از میدان جنگ و لشکرکشى متوجه فتح دروازههاى علم و فرهنگ شدند».
او را شاکر، هادی و صابر لقب دادند تا شکوه شکر، صبر و هدایتش را تجلی سازد.
سیرت و صورتش ستوده بود و در مدت 19 سال امامتش، گشاده رویی خصلت ویژه باقرالعلوم بود و گویی او تنها شکافنده دانش نبود بلکه سد دریای خوبیها هم با او شکسته شد. پیوسته لباسهای تمیز و میپوشید و در کمال وقار و شکوه حرکت میکرد. با همه اصحاب مصافحه میکرد و دیگران را نیز بدین کار تشویق میکرد و درباره اهمیت آن میفرمود؛ مصافحه کردن کدورتهای درونی را از بین میبرد و گناهان دو طرف همچون برگ درختان در فصل خزان میریزد.
به پیروان خود میفرمود؛ خداوند در روز قیامت در حساب بندگانش، به اندازه عقلى که در دنیا به آنها داده است، دقت و باریکبینى مىکند. کرامت به تیره بختان جاهل عرضه میکرد تا شاید از طوفان غفلت به ساحل رستگاری برسند.اما سم که وسیلهای بود در دستان ظالمان در مقابل باران رحمت و علم ائمه، امام باقر(ع) را در سن 57 سالگى مسموم کرد تا به خیال باطل خود پردهای باشد برای ندیدن انوار خورشید.
و بقیع این بار پیکر مقدس مردی بازمانده از کربلا را در آغوش گرفت تا التیامبخش دردهایش باشد.
امام محمد باقر(ع) وصیت مىکند به فرزندش امام جعفر صادق(ع) که مقدارى از مال او را وقف کند، تا پس از مرگش تا 10 سال در ایام حج و در منى محل اجتماع حاجیها براى سنگ انداختن به شیطان(رمى جمرات) و قربانى کردن براى او محفل عزا اقامه کنند.
و چه زیبا صاحب الغدیرزنده یاد علامه امینى این وصیت را تفسیر کرد؛ براى آن است که اجتماع بزرگ اسلامى در آن مکان مقدس با پیشواى حق و رهبر دین آشنا شود و راه ارشاد در پیش گیرد و از دیگران ببرد و به این پیشوایان بپیوندد. این نهایت حرص بر هدایت مردم است و نجات دادن آنها از چنگال ستم و گمراهى.
بهراستی که چه حکیمانه پیامبر(ص) قرآن و اهل بیت(ع) را برای مسلمانان به امانت گذاشت که میدانست با تأسی به آنها راه گمراهی بسته خواهد شد.
سعیده مجتهدی/ شعبه استان مرکزی