
حجتالاسلام والمسلمین حسین صفری، مدرس مرکز تخصصی مهارتهای بیان و تفسیر قم و مدرس حوزه و دانشگاه در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، درباره مفهوم «ذکر» در قرآن کریم گفت: از اموری که خود باعث توجه بوده اما انصافاً کمتر به آن توجه شده، بحث ذکر است. ذکر یعنی توجه و توجه نیز کار قلب است؛ نه یک کار زبانی. به این معنا که انسان خود را حاضر و متوجه خداوند بداند.
ذاکر فردی است که میداند در محضر خداست
وی افزود: اینکه میگویند انسان باید ذاکر باشد یعنی متوجه این باشد که در محضر خداست. بنابراین هر چه که مانع این توجه به خدا است تحریم شده است. اگر با این نگاه به ذکر نگاه کنیم دلیل حرمت بسیاری از امور را درمییابیم؛ چرا میگویند مال حرام نخورید؟ چون مانع ذکر است. چرا نگاه به نامحرم، دروغگویی، غیبت و ... حرام است؟ چون باعث میشود توجه قلب به خداوند کم شود. با این نگاه اگر به ذکر توجه شود میبینیم یکی از عللی که نباید گناه کنیم این است که گناه مانع ذکر است.
مدرس مرکز تخصصی مهارتهای بیان و تفسیر قم اظهار کرد: بنابراین توجه به ذکر، توجه به خداست که باعث طمأنینه و آرامش قلب نیز میشود. خداوند در سوره فجر فرموده است:«یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً؛ اى نفس مطمئنه خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد»(فجر،27-28). نفس مطمئن چگونه به دست میآید؟ در سوره رعد در آیه 28 فرموده است: «الَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» این مقدم شدن ذکر برای اطمینان قلوب در این آیه، حصر را میرساند؛ یعنی فقط و فقط ذکرالله است که آرامش خاطر و قلب را فراهم میکند.
این مدرس حوزه و دانشگاه با بیان اینکه در قرآن کریم توصیههای فراوانی به این موضوع شده است، افزود: از جمله آیه «فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ» (بقره، 152) به یاد من باشید تا به یاد شما باشم. در حدیثی قدسی نیز خداوند به حضرت موسی(ع) میفرماید: «یا موسی أنا جلیس من ذکرنی» (من همراه و همنشین کسی هستم که به یاد من باشد). یا از امیرالمؤمنین(ع) نقل میکنند: «من أکثر ذکرالله أحبه»(کسی که زیاد به یاد خدا باشد، محبوب او میشود).
بیتوجهی انسان به خدا، قطع ارتباط با عالم تکوین است
وی ادامه داد: بنابراین اگر فردی نسبت به خدا بیتوجه شد، عالم تکوین با او قطع رابطه میکند؛ یعنی فردی که با خدا قطع رابطه کرد و ذکر خدا نکرد: «وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى»﴿طه، ۱۲۴﴾ یعنی معیشت چنین فردی مشکل خواهد شد. در جای دیگری نیز فرمود: «وَمَن یَعْشُ عَن ذِکْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ»﴿زخرف،۳۶﴾ کسی که از ذکر خدا اعراض کند، شیطنتها به او هجوم میآورند و شیاطین او را محاصره میکنند به گونهای که همراه و همنشین او میشوند. بنابراین توصیه کردهاند یاد خدا را در همه حالات داشته باشیم چرا که دشمنان انس و جن مترصد این هستند که از کوچکترین غفلت شما برای نفوذ و براندازی شما استفاده کنند. از این رو در آیه 191 سوره آلعمران در بیان ویژگی خردمندان میفرماید: «الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ؛ همانان که خدا را [در همه احوال] ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده یاد مىکنند». یعنی در همه حالات، یاد مبدأ خود را فراموش نمیکنند. بنابراین فرمودند: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا»(احزاب، 41).
ذکر خدا مستمر باشد
صفری با بیان اینکه ذکر خدا نباید بهصورت مقطعی بلکه مستمر باشد، گفت: ما تصور کردهایم در نماز تنها باید به یاد خداوند باشیم اما این آیات بیان میکنند که در همه حالات، پروردگارت را از روی تضرع و خوف یاد کنید؛ چراکه این باعث میشود انسان وقتی به یاد مبدأ بیکران و با عظمت خود افتاد، ناخودآگاه برابر چنین عظمتی، انسان احساس خشیت میکند و با خود میگوید مبادا دست به کاری زنم که محبوب و معبود من نسبت به من بیتوجه شود.
این مدرس دانشگاه با بیان اینکه آستانه ذکر، آستانه بسیار رفیعی است، خاطرنشان کرد: خداوند قرآن را به عنوان ذکر معرفی میکند: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ»(حجر،9). همچنانکه تمام حیثیت نماز، ذکر است؛ از این رو میفرماید: «وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِکْرِی»(طه،14)؛ نماز تماماً ذکر است یعنی من التکبیر الی التسلیم آن مقداری از نماز، نماز است که در آن توجه باشد. اگر در آن توجه نباشد، نماز نیست. ما در نمازهای خود دنبال گمشدههای خود هستیم.
وی در ادامه به بیان موانع ذکر در قرآن کریم پرداخت و گفت: آیه «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُلْهِکُمْ أَمْوَالُکُمْ وَلَا أَوْلَادُکُمْ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَمَن یَفْعَلْ ذَلِکَ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ» (منافقون، 9) میفرماید: اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا باز ندارد. از دیگر عوامل مهمی که مانع ذکر است، شیطان است: «إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَن یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِی الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ وَیَصُدَّکُمْ عَن ذِکْرِ اللّهِ»(مائده،91) یعنی شیطان میخواهد به وسیله شراب، قمار و شیوههای مختلف و امروزه با ابزارهای دیگری شمار را از یاد خداوند دور کند.
فردی که در نماز حضور قلب داشته باشد، شخصیت محبوبی میشود
صفری ادامه داد: چنانکه گفته شد علت تحریم برخی از محرمات این است که مانع ذکر است. معیار در انجام برخی کارهایی که انسان در درستی و نادرستی آنها تردید دارد، این است که بسنجد با انجام دادن این کار، از خدا دور میشود یا نزدیک میشود؟ در آیه 91 مائده که ذکر شد کلمه «انما» ادات حصر است؛ یعنی تنها خواسته شیطان آن است که شما را از یاد خدا بازدارد و فعل «یرید» در این آیه، یعنی مراد مستمر شیطان این است که کاری کند و بساطی بچیند که شما را از ذکر خدا باز دارد.
این مدرس حوزه و دانشگاه گفت: از دیگر موانع ذکر در کلام امیرالمؤمنین(ع) چنین آمده است: «من أشتغل بذکر الناس، قطعهالله سبحانه عن ذکره» (کسی که به یاد مردم مشغول شود، خداوند او را از یاد خود منقطع میکند.) یعنی فردی که همواره در جستجوی رضایت و توجه انسانهای دیگر است، از یاد خداوند باز میماند. کسی که خدا را از خود راضی نگه دارد، خلق خدا از او راضی خواهند شد. لذا امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: فردی که در نماز حضور قلب داشته باشد، محبوب مخلوق میشود. چون اگر انسان به خدا توجه داشته باشد خداوند او را دوست خواهد داشت؛ «من أکثر ذکرالله أحبه» حال نماز، نماد ذکر خداست و اگر انسان آن را با توجه بخواند، شخصیت محبوبی خواهد شد.
مدرس مرکز تخصصی مهارتهای بیان و تفسیر قم با بیان اینکه ذکر فقط ذکر لسانی نیست؛ اظهار کرد: امام علی(ع) فرمود: ذکر خدا دو نوع است یا به هنگام مصیبت است که نیکو و زیباست و بهتر از آن، ذکر خدا در مواجه شدن با حرام است. امثال حضرت یوسفها، شیخ رجبعلی خیاطها، ابن سیرینها و ... افرادی بودند که در مواجه با گناه به یاد خدا افتادند و این وجاهت و آبرو را تا الان پیدا کردهاند. بنابراین حضرت میفرمایند: ذکر تنها لسان نیست؛ بلکه این است که در مواجهه با مصیبت و حرمت، یاد خدا را فراموش نکنید.
ذکر خدا تغذیه جان ماست و کم شدن ذکر خدا، روح انسان را نحیف میکند
صفری افزود: ذکر خدا تغذیه جان ماست. انسان موجودی دوبعدی است که یک بعد آن تن اوست و بعد دیگر جان اوست؛ همانطور که جسم ما به تغذیه نیاز دارد، جان ما نیز احتیاج به تغذیه دارد. چه چیزی باعث تغذیه جان ما میشود؟ حضرت امیر(ع) میفرمایند: «مداومه الذکر، قوة الأرواح» استمرار ذکر خدا، غذای جانها و کلید فلاح و شایستگی است. بنابراین به اندازهای که توجه او به خدا کمتر شود، به همان اندازه تنزل شخصیت پیدا میکند و جان و روح او نحیف میشود به همان دلیلی که وقتی تغذیه جسم کم میشود، بدن نحیف میشود، کم شدن ذکر خدا، روح انسان را نحیف میکند.
این مدرس حوزه و دانشگاه در پایان با بیان اینکه ذکر خدا در تمام حالات توصیه شده است، گفت: در روایات آمده است: «لا تدع ذکرالله لإن ذکرالله حسنٌ علی کلها» ذکر خدا را رها نکنید چرا که ذکر خدا در هر حالی زیباست؛ چه هنگام خنده، چه هنگام غم، در زمانهای استراحت یا کار و فعالیت ... یاد خدا در هر حالتی ترک نشود چون ما بنده خدا هستیم و بنده خدا همیشه باید به یاد او باشد و اگر از این حالت دور شود از فلسفه خلقت و آنچه برای آن آفریده شده فاصله میگیرد.