
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از زنجان، اعتراف به گناه، فصلی تازه از زندگی را فراروی انسان میگشاید، فصلی که اراده و ایمان در آن حکم میکند و مهم، حکمرانی ابدی ایمان بر سرزمین وجود آدمی است.
دست شستن از گناه و رسیدن به جایی که لب میگشاییم به طلب بخشش و پیش از آن، اعتراف به گناه، جایگاهی است که در دنیای پرهیاهوی امروز، گاهی با مشقت فراوان به دست میآید و شاید افرادی هم باشند که هیچگاه فرصت و مجال رسیدن به این جایگاه نیافته، دستشان از این دنیا کوتاه شود.
گره زدن دل با سرچشمه نور الهی، در دنیایی که بزرگترین گمشدهاش معنویت است، کار دشواری است اما رحمانیت و رحیمیت خالق هستی چنان است که هر جا، بهانهای برای ایجاد این پیوند نورانی قرار داده و حیف است که این بهانهها نیز دل انسان را نلرزاند و عرفه، یکی از این بهانههای رحمانی است!.
عرفه، روز آسمانی شدن دستهایی است که از خاکاند و بهانه خداوند سبحان بر بخشش زمینیان را درک کردهاند؛ دستهایی که در آغوش مهر الهی، سرشار از نور میشوند و به زمین باز میگردند. هیچ دستی نیست که در این روز به آسمان بلند شود و خالی از نور بماند.
ذکر «سُبْحانَ الَّذى فِى السَّمآءِ عَرْشُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الاَْرْضِ حُکْمُهُ؛ منزه است خدایى که عرش او در آسمان و فرمان و حکمش در زمین است»، نوای موسیقایی مسیر رسیدن این دستهای خاکی به سرچشمه نور آسمانی است.
دستهای بلندشده به طلب نور و به بهانه بندگی، تصویر هنرمندانه و سرشار از رنگ الهی در روز عرفه است. خداوند سبحان در این روز دستهایی با رنگ و نژاد مختلف را نقش میزند که در آسمانی شدن آنها، دلهایی تپیدهاند که جرعهای از نور عرفه بر آنها تابیده شده است.
دستان هر بندهای به طلب درمانی به آسمان بلند میشود اما به قول علی انسانی، شاعر برجسته کشور، همه آنها در دل زمزمه دارند که: «من دست خالی آمدم، دست من و دامان تو/ سرتا به پا درد و غمم، درد من و درمان تو» و درمان، وجه اشتراک آنان است.