
به گزارش کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری ایکنا، برنامه درسهایی از قرآن 24 مهرماه با موضوعات نظارت در قرآن،1- نظارت، حافظ قانون و ضابطه،2- نظارت برهمه، نه فقط زیردستان،3- نظارت کامل، نه فقط نقاط ضعف،4- حفظ آبروی مردم در امر نظارت،5- اطلاع رسانی مناسب، قبل از نظارت و ارزیابی،6- ترجیح منافع جامعه بر منافع افراد،7- نظارت و بازرسی، آشکار و مخفی با سخنرانی حجتالاسلام قرائتی اجرا شد.
کشوری که مقتدر است نظارتش هم قوی است
وی در این برنامه با اشاره به اینکه موضوع بحث ما نظارت است، گفت: یک جلسه صحبت کردیم. این جلسه دوم است که انشاءالله میخواهیم نکاتی را راجع به نظارت بگوئیم. نظارت قوی علامت اقتدار نظام است، کشوری که مقتدر است نظارتش هم قوی است. اگر نظارت نباشد هرکس هر کاری کند، کسی به کسی نیست. زمان جنگ شبها لامپها را خاموش میکردند که هواپیمای دشمن منطقه را شناسایی نکند. تاریکی بود. من داشتم میرفتم به یک نفر رسیدم او را میشناختم، دیدم در تاریکی صدای خروس درمیآورد. گفتم: چرا صدای خروس درمیآوری؟ گفت: تاریکیه کی به کیه! اگر نظارت نباشد، هرکسی هر کاری بخواهد میکند.
وی ادامه داد: نظارت نشانه اقتدار بوده و برای حفظ قانون لازم است. عامل تقوا است. جلوگیری از خلاف شرع، خلاف قانون و هرج و مرج است، وسیله نظم، مانع هرج و مرج و عامل پیشگیری است.
نظارت؛ حافظ قانون و ضابطه
قرائتی با اشاره به محور نظارت؛ حافظ قانون و ضابطه، ادامه داد: نظارت مانع اجتهاد در مقابل نصّ است. بعضی با اینکه قانون میگوید: باید این پول خرج این شود. به سلیقه خودشان برمیدارند خرج یک کار دیگر میکنند. اجتهاد در مقابل نصّ! بالاخره آن پولی که تعیین کرده خرج این کار شود، ممکن است من اشتباه باشم، نمیگوئیم که همه مصوبات حق است، ولی بالاخره اگر هم عصمت در کار نیست، اینهایی که قانون تصویب میکنند حرفشان حجت است. برای شورای نگهبان حجت است. مثل دکترها! دکترها معصوم نیستند. ممکن است یک قرص اشتباه هم بدهند. ولی حرف دکتر حجت است.
رئیس ستاد اقامه نماز کشور تصریح کرد: حتی مراجع تقلید هم که مریض میشوند و دکتر میروند هرچه گفت، گوش میدهند. دکتر عصمت ندارد ولی حجت دارد. این پول باید اینجا خرج شود. آقا من تشخیص دادم باید اینجا خرج شود. شما بیخود تشخیص دادی! حرف شما حجت نیست. اگر یک دکتری حتی قرص اشتباهی به من داد، خوردم و مردم روز قیامت رو سفید هستم. چون حرف حجت داشتم. اما اگر به سلیقه خودم یک کاری را بکنم، ولو درست باشد، ممکن است کسی بگوید: این قرص را بخور، خوب میشوی. خورد و خوب هم شد. اما در عین حال مردم میگویند: به حرف چه کسی گوش دادی؟ به چه دلیل این قرص را خوردی؟ ما باید قانون را حفظ کنیم. قالب نباید به هم بخورد.
نظارت برهمه، نه فقط زیردستان
وی در ادامه به موضوع نظارت برهمه، نه فقط زیردستان اشاره کرده و یادآور شد: راجع به تذکرات، چند تذکر به آقایان بازرس، پدران و مادران، هر کسی که به یک نحوی یک مسئولیتی دارد، رئیس کارخانه است، مدیرعامل است، هرکس که نظارت هم جزء کارش است. اول اینکه به سراغ آفتابه دزدها نروید. موتور سیکلت دزدیده است، آفتابه دزدیده است. بروید دزدیهای بالا را نگاه کنید. گاهی وقتها کس دیگر خلاف میکند و چوبش را آخری میخورد. قدیم وانت برای حمل و نقل گچ و سیمان نبود. یک جایی که بنایی بود، روی ده تا الاغ گچ میبرد و سیمان میبرد و شن میبرد. هر آجری از روی الاغ اول میافتاد صاحبش برمیداشت و روی الاغ آخری میگذاشت. هروقت هم میخواست بزند، یکی به آخری میزد. یعنی آجر الاغ اولی افتاده بود ولی روی آخری میگذاشت و با چوب الاغ آخر را میزد. حالا در مملکت هم گاهی دانه درشتها خلاف میکنند، موتور دزدها را میگیرند. مرد هستید بروید آنها را بگیرید. آیهاش چیست؟ هر کس آیهاش را گفت من یک جایزه سنگین به او میدهم. البته جایزه را از خود آقایان میگیریم من که پول ندارم.
قرائتی اضافه کرد: ماه رجب یک دعایی است دستشان را به ریششان میگیرند، چنین میکنند. یک نفر ریش نداشت، ریش بغل دستی را گرفت و چنین کرد. حالا نمیشود که آقایان مدیر و رئیس باشند، من پول بدهم! چه آیهای داریم که همه را ببینید. نه اینکه آفتابه دزدها را بگیرید، آنهایی که دزدی کلان میکنند، آزاد بگذارند. آیهاش این است. «فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذینَ أُرْسِلَ إِلَیْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلین» (اعراف/۶) یعنی ما هم یقه پیغمبر را میگیریم و هم یقه امت را میگیریم. به پیغمبر میگوید: خلاف کنی، «ضِعْفَ الْحَیاةِ وَ ضِعْفَ الْمَمات» (اسراء/۷۵) دو برابر باقیها عذاب است. به زنان پیغمبر میگوید: «یا نِساءَ النَّبِی» (احزاب/۳۰) زنان پیغمبر! شما خلاف کنید، عذابتان دو برابر باقیها است. شما در جامعه الگو هستید. معلم اگر سیگار بکشد، شاگردش هم سیگاری میشود. زن و شوهر اگر در خانه روبروی بچه خلاف کنند، بچه هم خلافکار میشود. تذکر اول: مؤمن آینه مؤمن است. چرا؟ برای اینکه آینه هرچه باشد میگوید: اینجا سیاه است. ناظر نباید تبعیض قائل شود. حالا ایشان ندارد... هرکس خربزه خورده پای لرزش مینشیند.
نظارت کامل، نه فقط نقاط ضعف
وی در ادامه به نظارت کامل، نه فقط نقاط ضعف به عنوان یکی دیگر از محورهای بحث اشاره کرده و ادامه داد: دوم اینکه تنها ضعفها را نبینیم. ناظر معنایش این نیست که ضعفها را ببیند. در نظارت مگس نباشیم و فقط نقاط ضعف را بگوئیم. زنبور هم نباشیم و فقط روی گل خشبو بنشینیم. سیب درختی هم نباشیم که بیخاصیت باشیم. یعنی بیرگ نباشیم. هم خوبیها را بگوئیم و هم بدیها را بگوئیم. سوم اینکه ارزیابی کامل باشد. از مردم عکس نگیرید، فیلم بگیرید، فرق بین عکس و فیلم چیست؟ عکس همان لحظه عکس میگیرد، فیلم یعنی همه زندگیاش را میبیند. ممکن است آدم عاشورا رفته روضه هم خوانده، عزاداری هم کرده و حالا برگشته صحنهای را دیده و خندهاش گرفته است. شما فوری عکس میگیری و میگویی: این آقای قرائتی را میبینی، روز عاشورا داشت میخندید. بیانصاف من روضه هم بودم و گریه هم کردم. از زندگی من فیلم بگیر. 10 ساعت را کنار هم بگذار و قضاوت کن. نه آن لحظهای که میروم بخندم. ناظر فقط ضعف را نبیند، خوبیها را هم ببیند. ارزیابی کامل باشد.
رئیس ستاد امر به معروف و نهی از منکر از حفظ آبروی مردم در امر نظارت به عنوان محور دیگر بحث یادآور شد: طوری ارزیابی کنید که اگر بنا شد طرف برداشته شود نابود نشود. یک قصه برایتان بگویم. این برای مدیریت خیلی خوب است. یکی از استاندارها میگفت. این قصه را ۲۵ سال پیش من در تلویزیون گفتم. گفت: این قصهای را که در تلویزیون گفتی در استانداری و مدیریت من خیلی سهم داشت. یکی از مراجع تقلید قبل از آقای بروجردی و امام، آ سید ابوالحسن اصفهانی بود. به یک نفر حکم داد. مثلاً فرض کنید آقای قرائتی یک طلبه در کاشان بود یا از شهر دیگر بود. نیم کیلو آبرو داشتم، ایشان حکم داد من نماینده آ سید ابوالحسن اصفهانی شدم. نماینده یک مرجع تقلید شدم. این روحانی که نماینده بود خلافهایی کرده بود. به آقا گفتند: نمایندهات خلاف کرده است. گفتند: او را بردار. گفت: منتظرم یک وقتی او را بردارم که نیم کیلو آبروی خودش برایش بماند. این آقا نیم کیلو آبرو داشت، وقتی نماینده من شد، ده کیلو شد. الآن اگر او را بردارم این ده کیلو میریزد و هیچکس او را در هیچ مسجدی راه نمیدهد. به هیچ منبری هم دعوتش نمیکنند. من فرصتی میدهم، چون این نه کیلو و نیم آبرویش برای من است. نیم کیلو برای خودش است. اگر من یکباره او را عزل کنم، طوری سقوط میکند که در محله کسی به او سلام هم نکند. اگر بناست کسی عزل و نصب شود، طوری جابهجا شود که نیم کیلو خودش برایش بماند.
نظارت بر تولیدات صنعتی
وی همچنین اظهار کرد: مسئله دیگر نظارت بر تولیدات صنعتی است. «أَنِ اعْمَلْ سابِغاتٍ وَ قَدِّرْ فِی السَّرْدِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً» (سبأ/۱۱) زره کامل و فراخ بساز، اندازهگیری دقیق باشد. بافتنت چنین و چنان باشد. کارت هم صالح باشد. ما باید روی همه چیز نظارت کنیم. یک مرتبه میبینی یک شهر به قدری توسعه پیدا کرده که وقتی بالای استانداری و فرمانداری، برجها و ساختمانهای بزرگ، اصلاً سیمای اسلام در این شهر نیست. چیزی از مسجد پیدا نیست که از جمله تهران است. شما بالای تهران بروید، من استانداری تهران رفتم به استاندار گفتم: ببین اصلاً منار و گنبد و صدای اذانی پیداست؟ باید نظارت کنیم. شهر ما شهر اسلامی باشد. وزیر نیرو از من خواست راجع به صرفهجویی صحبت کنم. من هم دو جلسه در تلویزیون صحبت کردم. اما بعد نگاه میکنیم در خیابان چمن کاشتند. بابا چمن ۲۵ برابر اسفناج و کاهو و سبزی آب نیاز دارد. اگر آب نیست، چمنکاری را حذف کنیم و سبزی بکاریم. مصرف آب کم میشود. ما هم میگوئیم آب نداریم، یک قطره چک چک تبلیغات سر چهارراه، برای یک قطره آب صرفهجویی میکنیم، اما از این طرف میبینی به اندازه بیست استخر آب به این فلکه میبندند. کسی هم نیست جرأت کند بگوید.
قرائتی ادامه داد: من یکبار گفتم این آقایان کشتیگیر که وزنههای سنگین را بلند میکنند. این شلوار پای اینها خیلی تنگ است. دو سانت گشاد کنند. برداشتند برای ما در مجله گل آقا کاریکاتور کشیدند که گفت: رقیبم کو؟ گفت: شلوار گشاد بوده، رفته پنهان شده! گفتیم: چرا اینطور کردید؟ گفتند: این لباس کشتی استاندارد بینالمللی است. گفتم: اسرائیل ۵۰، ۶۰ سال است تمام قوانین بینالملل را زیر پا میگذارد، یک ذره هم به خودش ترس راه نمیدهد. شما دو سانت تمبون را میخواهید گشاد کنید جرأت ندارید. امام حسن و امام حسین(ع) کوچک بودند با شلوار درون آب رفتند. یک نفر گفت: آقا! لباست خراب شد. گفت: خراب شود. لباسم خراب شود به درک! میخواهم حیای من خراب نشود. استاندارد ما دین ما است. شهر اسلامی آن است که مردم با اذان از خواب بیدار شوند. خود اذان چهار دقیقه است، آن هم خوش صدا باشد.مشکل ما این است که یک مقدار جسور نیستیم. اگر آخوندهای ما مثل نواب صفوی بودند و کت و شلواریهای ما مثل شهید رجایی بودند، مملکت مشکلی نداشت.
اطلاعرسانی مناسب، قبل از نظارت و ارزیابی
وی همچنین درباره اطلاعرسانی مناسب، قبل از نظارت و ارزیابی نیز گفت: اقدام و بیان قانون باید به موقع باشد، خیلیها که ضعف نشان میدهند، شما که ناظر هستید، طرف نمیداند. طرف در جریان نیست. ما برای زکات میخواهیم یک اقدامی در کشور کنیم، به گیلان غرب نزدیک کرمانشاه گفتیم: آقا گندم فروشهای کلان در سیلوها را دعوت کن. ما چند آیه و حدیث برای زکات بخوانیم.
وی ادامه داد: یک سالنی مثل شما جمع شدند، پیرمردهایی که گندم کلان تولید میکردند و به سیلوها میفروختند، روضه زکات را خواندیم. زکات واجب است. زکات عدل نماز است. زکات همتای نماز است. در قرآن ۲۷ مرتبه میگوید: «یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاة» (مائده/۵۵) اگر کسی زکات ندهد نمازش قبول نیست. مفصل صحبت کردیم. یک پیرمرد بلند شد گفت: آ شیخ اجازه! گیر در شخص شما است. گفتم: من چه گناهی کردم؟ گفت: چطور شما برای ما حدیث خواندید، ما به جبهه جوان دادیم. همینطور که آمدید حدیث خواندید ما به جبهه جوان دادیم. حدیث بخوانید ما زکات هم بدهیم. شما یادتان رفته زکات را بگوئید. اگر روز قیامت بگویند: لقمهات حرام بود و زکات نداده بود، یقه تو را میگیرم. میگویم: این شیخ برای جبهه حرف زد، برای زکات حرف نزد. خیلی وقتها که نظارت میکنیم و مچ میگیریم این توجیه نیست. «وَ ما کُنَّا مُعَذِّبینَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولا» (اسراء/۱۵) این هم یک کاری باید بشود. کار فرهنگی باید بکنیم و بعد نظارت کنیم. گاهی هم میفهمیم غلط است، میدانی به او بده گواهینامه را برود، گیر نده. آدم باید آسان باشد. آقاجون! انسان باید قاطع باشد. «وَ لا تَأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَة» (نور/۲) خدا میگوید: آنجایی که گفتم شلاق بزن، دلسوزی نکن. دلسوزی بیجا نباید کنیم.
مؤلف تفسیر نور با اشاره به اینکه ترجیح منافع جامعه بر منافع افراد است، تصریح کرد: اگر بین منافع جامعه و فرد امر دایر شد، ما باید جامعه را حفظ کنیم. ممکن است گزارش بدهیم نان ایشان قطع شود. عزلی، نصبی، توبیخی، درج در پروندهای، ممکن است این نظارت شما یک کسی را هم نابود کند ولی مهم نیست. اگر شهر خیابان ۴۵ متری میخواهد، مسجد هم بود خراب میشود. خانه یتیم هم بود خراب میشود. چون ما باید مصلحت عام را در نظر بگیریم. «ولیکن نظرک الی العامه» یک وقت در نظارتهایت نگویی: بابا فقیر است. گاهی وقتها میگوئیم: بچه شهید است، خانواده مستضعف است. حالا یک نمره به او بده برود، یک نمره به او بدهی، گواهینامه میگیرد و مسافر سوار میکند و در دره میاندازد! در نظارت نباید این کار شود، توجیهات خلافکار را بشنوید ممکن است کسی خلافی کند، خوب توجیه داشته باشد، در نظارت توان افراد را در نظر بگیریم.
وی اظهار کرد: بلال از نظر قاریان بینالمللی اذانش غلط بود. چون میگفت: «اسهد ان لا اله الا الله» گفتند: یا رسول الله! ایشان اذانش روی فرم و استاندارد نیست. فرمود: بلال به قدری کمال دارد که سینش ویتامین شین دارد. خدا سین ایشان را به جای شین میپذیرد. گاهی وقتها در نظارت باید دید که این با این شرایط کارش خوب است. در نظارت عاقبتاندیشی هم باید بکنیم. گاهی وقتها یک کاری روی نظارت امروز تمام کارهایش درست است. اما این فرمول مدیریت در آینده ممکن است مثلاً در استخراج نفت و گاز، امروز همه روی فرمول است. اما کل برنامه غلط است. چون این رقمی که ما بهرهبرداری میکنیم ممکن است مضرتهایی برای نسل ما داشته باشد. یعنی عاقبتاندیشی هم باید جزء برنامههای ما باشد. یک کمیته باشد قوانینی که راه در رو دارد، قوانینی داریم که در مملکت ما رخنه دارد. افراد سودجو از این رخنهها، مارمولکبازی، مارپیچی فرار میکند. اگر دیوان محسابات میخواهد کارش درست باشد، باید ببیند کجا قانون سوراخ دارد. بگویند: آقا ما از مجلس محترم میخواهیم که این هشت تا قانون ما راه فرار مجرمین است. مجرمین از این راه فرار میکنند.
نظارت و بازرسی، آشکار و مخفی
قرائتی همچنین به محور نظارت و بازرسی، آشکار و مخفی اشاره کرد و گفت: بازرسی باید هم آشکار باشد و هم مخفی، بازرسی آشکار کافی نیست. بازرسی مخفی در قرآن چیست؟ مادر موسی، موسی را شیر داد چون فرعون پسرها را میکشت. پسر زائید ترسید او را بکشند. خدا به مادر موسی گفت: شیرش بده در جعبه بگذار و بینداز. «إِنَّا رَادُّوهُ» (قصص/۷) من این بچه را برمیگردانم. «وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلین» پیغمبرش هم میکنم. وقتی بچه را شیر داد و در جعبه انداخت، به خواهرش گفت: «وَ قالَتِ» مادر موسی گفت: «وَ قالَتْ لِأُخْتِهِ» (قصص/۱۱) به خواهر موسی گفت: دنبال رودخانه برو. از دور برو! جیغ نزن و آرام برو و ببین سرنوشت این جعبه چه میشود؟ یعنی گاهی وقتها بازرسی باید خیلی عادی باشد. یوسف میدانست این لیوان در کدام خورجین است. منتهی اگر یکباره سراغش میرفت، میگفتند: اوه... خودش گذاشت و خودش هم رفت برداشت. و لذا قرآن میگوید: برای اینکه رد گم کند و مخفی باشد، «فَبَدَأَ بِأَوْعِیَتِهِمْ قَبْلَ وِعاءِ أَخیه» (یوسف/۷۶) از دم خورجینها را گشت. تا به آن خورجین رسید. اگر صاف سراغ خورجین میرفت، میگفتند: خودش گذاشته و خودش هم برمیدارد.
وی اظهار کرد: گاهی هم باید بازرسی مخفی باشد، مثل خواهر موسی. مثل لیوانی که در خورجین است. هم آشکار و هم مخفی! بازرس باید آدم کریمی باشد. «کِرامٍ بَرَرَة» (عبس/۱۶) قرآن به بازرسین خدا میگوید: اینها کریم بودند. عقدهای نبودند. چون گاهی افراد خودشان مثلاً حقوقشان مبلغ کمی است، نگاه میکند فلانی درآمد سنگینی دارد. قرآن میگوید: بعضی از نیشها و برنامهها به خاطر عقده مالی است. میگفتند: پیغمبر زکاتها را معلوم نیست به چه کسی میدهد. قرآن میگوید: «وَ مِنْهُمْ مَنْ یَلْمِزُکَ فِی الصَّدَقات» (توبه/۵۸) «یلمز» همین «هُمَزَةٍ لُمَزَة» (همزه/۱) بعد هی نیش میزنند که زکاتها کجاست؟ میگوید: «فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا» (توبه/۵۸) یک سکه دستش بدهند راضی میشود. چون به او ندادیم میگوید: پولها کجا رفت. معلوم نیست چه کردند. بردند خوردند.
قرائتی یادآور شد: باید تحقیق کنیم. خیلی شهرتها هست پایش به جایی بند نیست. ما یک وقت خانه نشسته بودیم یک نفر در خانه را زد و چند مرغ برای ما آورد. گفتیم: این مرغها برای کیست؟ گفت: من یک مرغداری جاده اصفهان شیراز دارم، همه میگویند: برای قرائتی است که در تلویزیون است. من سالهاست سودش را خوردم، دلم برایت سوخت مردم تو را فحش میدهند. گفتم: یکبار که تهران بروم چند مرغ برایت میآورم. من اینقدر کارخانه دارم که خودم خبر ندارم. الآن چند زن دارم که خودم نمیشناسم. پلیس جلوی خانم را گرفته، گفته: من خانم آقای قرائتی هستم. حالا ما کسی نیستیم. یک نفر میگفت: من خانم امام زمان(عج) هستم. گفتم: این را حتماً زندانی کنید. چون امام زمان با غیرتی که دارد اجازه نمیدهد زنش در زندان باشد، میآید زنش را نجات بدهد، ظهور میکند. خدایا یادمان بده وظیفه ما چیست و توفیق بده عمل کنیم. یادمان بده وظیفه ما چه نیست و تقوا بده دوری کنیم. در سهم وظیفه ما را سردرگم قرار نده.