
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از زنجان، سیدرضا حسینی، روانپزشک صبح امروز، 27 مهرماه در کارگاه آموزشی «سلامت روان و فرهنگسازی مسائل مربوطه» که در سالن اجتماعات مرکز بهداشت استان زنجان برگزار شد، با اشاره به اینکه «روح» انسان با «روان» او متفاوت است، گفت: در طول قرنهای پیشین، توان تشخیص تمایز بین روح و روان آدمی وجود نداشته و به ناچار این دو را معادل یکدیگر میدانستیم، در حالیکه این دو با یکدیگر تفاوتهای فراوانی دارند.
وی افزود: روح، جزئی خدایی از وجود انسان است که در آیات قران کریم، اصطلاحاتی همچون «نَفَخَ فِیهِ مِن رُّوحِهِ»، «وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ» و «نفخت فیه من روحی»، برای آن ذکر شده است و این جزء از وجود انسان، بیمار نشده و یا آسیبی نمیپذیرد، چراکه منشأ خدایی دارد.
این روانپزشک زنجانی با بیان اینکه «روان» همچون چشم، گوش و قلب، عضوی از بدن انسان است، اظهار کرد: روان انسان از نظر فیزیکی مربوط به بخش قدامی مغز است و میتواند دچار آسیب یا اعوجاج شود و حتی افرادی که دچار زندگی نباتی هستند، میتوان گفت که روان آنها از بین رفته است.
رفتار انسان، نمودی از روان او هستند
حسینی تصریح کرد: احساسات، فعالیتها و به طور کلی رفتار انسان، نمودی از روان او هستند و روان به همان اندازه با روح انسان در ارتباط است که سایر اعضای بدن در ارتباط هستند و زمانی که انسان، روح خود را به عنوان جزء خدایی خود از دست میدهد، همه اعضای او از جمله روان از کار میافتند.
وی با تأکید بر اینکه شخصیت(Personality) در افراد از 18 سالگی شروع به شکل گرفتن میکند، اظهار کرد: همانگونه که عوامل محیطی بر سلامت اعضای بدن تأثیرگذار هستند، سلامت روان انسان نیز علاوه بر فاکتورهای ژنتیکی، تحت تأثیر محیط نیز قرار میگیرد.
این کارشناس روانپزشکی اصول و روشهای بهداشت روان را جزو اصول اولیه کسب مهارتهای زندگی دانست و عنوان کرد: گسسته شدن عوامل ایجاد سلامت روان در خانواده و در دوران کودکی، فرصت طلایی را برای آموزش اصول بهداشت روان از بین میبرد و آسیبهای روانی این گسست، سالها بعد خود را در زندگی افراد نشان میدهند.
کاهش تعاملات اجتماعی، آرامش زندگی افراد را کم میکند
حسینی با اشاره به اینکه تعاملات سازنده انسانی در دوران کودکی همچون بازی کردن، آرامش روانی را به او هدیه خواهد داد، خاطرنشان کرد: امروزه حذف گروههای همسالان و انس کودکان با ابزارهای تکنولوژیک، سبب شده است که تعاملات انسانی در بین آنان کاهش یابد و میتوان این امر را دلیلی بر کاهش آرامش با وجود افزایش آسایش در خانوادهها دانست.
وی در پایان یادآور شد: کارکردهای روانی موفق که نتیجه آن فعالیتهای مثمرثمر، روابط رضایتبخش اجتماعی با دیگران و توانایی سازگاری با تغییرات و مقابله با ناگواریها هستند، سلامت روان فرد را تضمین میکنند.