
حجتالاسلام والمسلمین حسین صفری، مدرس مرکز تخصصی مهارتهای بیان و تفسیر قم و مدرس حوزه و دانشگاه در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، با بیان اینکه قرآن کتاب ذکر است: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»(حجر،9) اظهار کرد: قرآن انسان را متذکر چیزی میکند که به خاطر آن خلق شده و فردی که اهل قرآن شد لیاقت مرجعیتی را مییابد که خدای متعال مردم را به سوی آنان سوق میدهد: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ».
این مدرس درخصوص اینکه چه افرادی متوجه کتاب ذکر الهی(قرآن) هستند، گفت: آیه «کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَ لِیَتَذَکَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ؛ این کتابى پر برکت است که بر تو نازل کردهایم تا آیات آن را تدبر کنند و صاحبان اندیشههای خالص متذکر شوند»(ص، 29) اولوا لالباب را لایق و متوجه قرآن برشمرده است.
صفری ادامه داد: «اولوا الالباب» به معنای صاحبان خرد و اندیشه نیست؛ اگر چنین بود «اولوالعقول» را به کار میبرد. پس در کلمه «الباب» باری است که در عقول وجود ندارد. راغب اصفهانی الالباب را چنین معنا کرده است: «العقل الخالص من الشّوائب» یعنی عقلی که تصفیه از آلودگیها است. هرگاه عادات، تعصبها، خرافات، غرائز و هوسها روى عقل و فطرت را بپوشانند؛ فطرت و عقل از توانمندیهای خداداده محروم میمانند و خاصیت خود را از دست میدهند.
این قرآنپژوه گفت: انسانی که قادر به تصفیه این آلودگیها از صفحه عقل و فطرت خود شود در اصل جریان فعالسازی این قوا را فراهم آورده و برخوردار از ظرفیت بالای خردورزی شده که در این صورت قرآن رزق او میشود.
سازههای رفتاری اولوا الالباب
این مدرس حوزه و دانشگاه در خصوص جایگاه «اولوا الالباب» اظهار کرد: طیف «اولوا الالباب» در قرآن برخوردار از جایگاه ویژهایی هستند؛ به گونهایی که در قرآن شانزده مرتبه و در هر مرتبه به اجمال و تفصیل به معرفی آنان پرداخته است. گاهی به اجمال در سورههای متعدد این گونه آنان را میستاید که آنان احکام را مىفهمند و آیندهنگرند. دنیا را محل عبور و گذر مىدانند نه توقفگاه و مقصد. از تاریخ، درس عبرت مىگیرند. بهترین و برترین منطق را مىپذیرند. اهل تهجد و عبادت هستند.
مدرس مرکز تخصصی مهارتهای بیان و تفسیر قم افزود: گاه نیز به تفصیل در سوره رعد به سازههای زندگی آنان اشاره میکند. اولوا الالباب این گونهاند: «إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ؛ فقط صاحبان خردهای [ناب] متذکّرِ [حق] مىشوند» حقیقت نماز را اگر «وصول الی الله» بدانیم و حیثیت نماز را ذکر(اقم الصلاة لذکری) این لیاقت نصیب طیف اولوا الالباب است که آنان استمرار در انجام حیثیت ذکر و استقامت در ادای آن دارند. اینان چون پاکیزه از رذائل و پستیها هستند، موانع ذکر را از خود زدودهاند. رمز استمرار ذکر اینان را باید در تصفیهها جست و اقدام و استقامت بر دیگر سازههای رفتاریشان را در همین ذکر مستمرشان باید یافت.
صفری ادامه داد: تاکید با «انما» و مقدم شدن «تذکر» بر دیگر سازهها دلیل بر اهمیت فوقالعاده «تذکر» در سبک زندگی آنان دارد که اگر «ذکر» از نظام زندگی حذف شود، پرداختن به مراحل دیگر لغو است چون روح و قوام و موجودیت اوصاف دیگر وابسته به «ذکر» است.
مراتب ذکر
این مدرس حوزه و دانشگاه با بیان اینکه ذکر، دارای مراتب مختلفی است که از ذکر لفظی شروع و تا انقطاع کامل و رسیدن به قرب حق، ادامه پیدا میکند، توضیح داد: اولین مرتبه ذکر، ذکر لفظی است که انسان با تکرار الفاظ و اذکار مخصوصی، یاد و نام خدای متعال را بر زبان جاری ساخته و حین ذکر لفظی، زبان را از اعمال و گناهانی همچون غیبت، تهمت، دروغ و... باز میدارد و زمینه رسیدن به مراحل بالاتر را فراهم میسازد.
وی با اشاره به دیگر مراحل ذکر، گفت: مرحله دوم، مرحله ذکر معنوی است؛ انسان ذاکر در این مرحله، علاوه بر جاری نمودن الفاظ، به معانی و مفاهیم بلند آن نیز توجه دارد. مرحله سوم، ذکر قلبی است. در این مرحله یاد و نام خدای قادر مطلق، از کانون قلب انسان ذاکر، جریان و سریان پیدا نموده، روح و روان او را صیقل میدهد. مرحله چهارم که عالیترین مرحله ذکر به شمار میرود آن است که بندگان خاص خداوند در تمام لحظات زندگی، اعمال، رفتار، گفتار و افکار و خویش را در محضر حق تعالی، احساس میکنند؛ به گونهای که لحظهای غفلت از خدا را گناه میدانند. در چنین حالتی، انسان ذاکر، تمام وجودش را از عشق به حق لبریز و خود را به منبع انوار الهی، متصل میبیند و امور مادی و غیرخدایی را به کلی فراموش میکند.
ذکر؛ مفهومی که به سطوح زیرین تقلیل دادهایم
صفری تصریح کرد: به جرأت میتوان گفت از مفاهیم مظلومی که آن را به سطوح زیرین تقلیل دادهایم، آن را در دهان خود حبس کردیم و فراتر از زبان اقامتی را برایش لایق ندانستهایم و معنایش را ندانستیم و توجهمان را درگیر تعداد و مخارج حروفش متمرکز کردیم «ذکر خدا» است. بر اهمیت «ذکر» همین بس که خدای سبحان لباس ذکر را بر قامت قرآن پوشاند، بهترین بندگان و فرستادگانش را اهل ذکر نامید، جدیترین عبادتش را با «ذکر» معرفی کرد و معیشت ضنک را نصیب رویگردانان از «ذکر» گردانید.
وی با بیان اینکه ذکر، هویت بندگی و ستون استواری است که سازه زندگی عبادی بندگان بر آن سامان مییابد، خاطرنشان کرد: «ذکر» توجه است و توجه در وجود و دل انسان مسکن گزیده و نقش اساسی در تسکین وجود متلاطم وی دارد: «أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُ الْقُلُوبُ».
این محقق قرآن گفت: از مهمترین سازههای رفتاری اولوا الالباب توجه و ذکر مستمر آنان است که این شاخصه رفتاری باعث شده چنان سبک زندگی را برای آنان سامان دهد که هشت ویژگی برای آنها رقمزده است: اینکه وفادار به عهد الهی هستند و میثاقهای خود را تخریب نمیکنند: «الَّذِینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لَا یَنقُضُونَ الْمِیثَاق». در حفظ پیوندهاى مکتبى یعنى ارتباط دائم و عمیق با رهبران آسمانى و پیروى از خط ولایت کوشش مستمر دارند: «وَ الَّذِینَ یَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَل».
وی ادامه داد: از [عظمت و جلال] پروردگارشان همواره در خشیتی عاشقانه بسر میبرند: «وَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُم» نکتهای که در این بین باید به آن توجه کرد این است که خشیت به معنای ترس همراه با درک عظمت و محبت است. آدمی وقتی کسی را خیلی دوست دارد ترسان است که نکند کاری، حرفی ... از من سرزند که از دیده او فرو افتم بنابراین مراقب و هراسان است. دیگر ویژگی اولوا الالباب و سبک زندگی آنها این است که به واسطه باورمندی به قیامت از حسابرسی اعمال شان بشدت بیمناک هستند: «وَ یَخافُونَ سُوءَ الْحِساب».
مدرس مرکز تخصصی مهارتهای بیان و تفسیر قم گفت: عمق توجه به خدای منان باعث شده که براى دستیابى به خشنودى پروردگارشان شکیبایی پیشه کنند: «وَ الَّذِینَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِم» صبر در این جا به معنای موضع گیری صحیح برابر ناملایمات است. دیگر اینکه اوج توجه آنان را در نماز میتوان یافت و براقامه نماز استوارند: «وَ أَقامُوا الصَّلاة». توجه به پروردگار باعث نشده که از توجه به همنوع خود باز مانند و دستگیری همه جانبه را وظیفه حتمی خود میدانند: «وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیَة».
صفری درباره ویژگی انفاق کردن در بین اولواالالباب گفت: انفاق کردن پول و امکانات نمیخواهد، دل میخواهد دل بزرگ و مهربان و دلیر: «قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِکُونَ خَزائِنَ رَحْمَةِ رَبِّی إِذاً لَأَمْسَکْتُمْ خَشْیَةَ الْإِنْفاقِ وَ کانَ الْإِنْسانُ قَتُوراً» (اسراء، 100): بگو: اگر شما گنجینههاى بخشایش پروردگارم را مىداشتید باز از ترس از دست رفتن دارایى تنگچشمى پیشه مىکردید و آدمى تنگچشم است. هیچ کسی با انفاق نه فقیر شده نه در مانده.
آتشفشان غضب با آتشنشان سکوت خاموش میشود
این مدرس حوزه ادامه داد: اینان افراد اجتماعی بوده و ناملایمات رفتاری دیگران را با سعه صدر با خوبی پاسخ داده و در خنثیسازی بدرفتاری جامعه با اخلاق حسنه از هیچ کوششی دریغ نمیورزند: «وَ یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَة». در این خصوص باید بدانیم منفی را با منفی پاسخ دادن باعث تشدید آن میشود. ای کاش والدین ما همانگونه که سخن گفتن را به ما آموختن هنر سکوت کردن را نیز به ما می آموختند. آتشفشان غضب را با آتشنشان سکوت میتوان خاموش کرد.
جایگاه سازهها در ساختمان رفتاری اولوالالباب
صفری با بیان اینکه «ذکر» در فرآیند رفتاری اولوالالباب نقش فوندانسیون و جایگاه این سبک زندگی است که نقش تقویت، تحکیم و تحریک دیگر سازهها بر دوش آن است و تعدد تعبیری که در هشت سازه دیگر بیان شده جایگاه آنها را مشخص میسازد به گونهایی که پنج رفتار با صیغه مضارع «یوفون»، «یصلون»، «یخشون»، «یخافون»، «یدرؤن» دلالت بر استمرار دارد و سه رفتار «صبروا»، «اقاموا» و «انفقوا» دلالت بر استقرار و دوام دارد که بیانگر اساس رفتاری آنان است که بیانگر جمیع انواع صبر و اقامه تمام بیانگر سطوح نماز اعم از ظاهر نماز و باطن(روح) نماز است و انفاق آنان فقط مربوط به انفاق در اموال نیست؛ بلکه هرآنچه خدای منان به آنان ارزانی داشته نیازمندان را سهیم در نعیم میکنند.
وی خاطرنشان کرد: بنابراین شکیبایی در همه اقسام، برپایی نماز در همه سطوح و انفاق از همه امکانات که خداوند روزی شان کرده در ساخت و ساز زندگی اولوالالباب از اصول بنیادی سبک زندگی آنان به شمار رفته و دیگر سازهها در پیوست با این سه اصول رفتاری جهت یافته و استحکام پیدا کردهاند.
این مدرس حوزه و دانشگاه در پایان گفت: چنین افرادی چون متذکرند شایستگی شأنیت مرجعیت را داشته و مردم در پرسشهای علمی و اعتقادی، آنان را ملجأ و پناه خود مییابند: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ؛ از یادآوران بپرسید اگر نمىدانید».