کد خبر: 1464494
تاریخ انتشار : ۰۵ آبان ۱۳۹۳ - ۱۳:۴۰

اینجا ایستگاه محرم است/ ورود برای دلدادگان آزاد است

گروه اندیشه: در گذر زمان و در گردش مدام ماه، دوباره به ایستگاه محرم رسیده‌‌ایم. باید لحظه‌ای در محرم توقف کرد و اندیشید.

در گذر زمان و در گردش مدام ماه، دوباره به ایستگاه محرم رسیده‌ایم. باید لحظه‌ای در محرم توقف کرد و اندیشید. محرم فصل رویش‌ها و ریزش‌هاست. فصل صف‌آرایی تمام خوبی‌ها در مقابل همه‌ زشتی‌ها و پلیدی‌ها.

شیعه بیشتر بر مصائب عاشورا گریست و کمتر در مسائل عاشورا اندیشید. شیعه عاشورا را نگاه داشت اما درست نشناساند.

همه معیارهای الهی و معالم ربانی و تجلی‌های قرآنی و ارزش‌های انسانی و انفجارهای وجدانی در سایه قیام حسینی پناه جست و همه ضد معیارها، ضد ارزش‌ها و ضد وجدان‌ها در دربار یزید و سپاه شام و کوفه.

هر قطره‌ای از اقیانوس عاشورا، یک شعور ناب قوی، یک محتوای ژرف غنی، یک مکتب آموزنده انسانی، یک ترتیل خون‌بار آیات قرآنی، یک سجده مترنم نورانی، یک سیال حیات‌آفرین اخلاقی و یک حماسه پویاست.

عاشورا وجدان بیدار بشریت است در اعماق غفلت قرن‌ها و عصرها و عاشورا یک ایست بزرگ است در برابر سیل بنیان‌کن جاهلیت. عاشورا بعثت را زنده کرد و برای همیشه محتوای غدیر را در معبر اعصار بشریت به فریاد خواند. حاصل بعثت قرآن کریم است، حاصل غدیر نهج‌البلاغه و حاصل عاشورا تداوم حیات قرآن و نهج‌البلاغه.

و عاشورا نقطه اتصال بعثت و غدیر است به ظهور مهدی(عج) و امام حسین(ع) تجسم سترگ آدم است تا خاتم در تثبیت ارزش‌های الهی و تقوم انسانیت انسان و الهی شدن زمین.

عاشورا هنوز هم چنانکه باید شناخته باشد شناخته نیست. ذات عاشورا ذات طلوع است و حماسه و رسالت اما گویندگان و سرایندگان بیشتر از غروب دم زدند.

واژه‌های عاشورا تنها تشنگی شهادت و اسارت نیست نماز عدالت نیز هست و بلکه واژه‌های اصلی همین دوتاست نماز واژه شب عاشوراست و عدالت واژه روز عاشورا.

و در زیارت روز اول ماه رجب آمده است من گواهی می‌دهم تو به اجرای قسط و عدل فرمان دادی و جامعه اسلامی را به قسط و عدل فراخواندی و تو راستگویی و صدیقی و به هرچه فراخواندی، صادقانه فراخواندی ... .

عاشورا تولد دوباره حیات آدمیت، معنای حرمت، شرافت عشق، حماسه‌ی بودن، تجلی توحید، ارزش گذارها ارزش‌ها، صراط و میدان را در خود پنهان و آشکار دارد.

عاشورا رستاخیزی است که گاهی در آن سهمناک‌ترین حوادث روی می‌دهد و قیامتی است که زمانی پرده از چهره درنده‌خوی همه زشتی‌ها می‌کشد و پلیدان را رسوا می‌کند.

اما عزاداراران عاشورا تمامی آن‌ها را فراموش کرده‌اند و گاه نمی‌دانند گریه بر اباعبدالله الحسین(ع) تنها برای عبادت نیست چراکه این عزاداری از دیدگاه سیاسی هم مهم است و بی‌توجه هستیم به اینکه، این بعد سیاسی عزاداری است که اسلام را زنده نگه داشته است و به امت وحدت کلمه بخشیده و آنان را در برابر دشمنان پیروز کرده است.

عزاداری یک موج است، یک مبارزه اجتماعی است که حتی تظاهر به گریه کردن هم نوعی سربازی و اعلام وابستگی به گروه اهل حق و اعلان جنگ با گروه اهل باطل است و در واقع اعلام موضع است «انی سلمٌ لمن سالمکم و حربٌ لمن حاربکم و ولیٌ لمن والاکم و عدوٌ لمن عاداکم». و دشمن از این بعد سیاسی عزاداری می‌ترسد، از این که ما ملت گریه هستیم، نه گریه مظلومانه و ذلیلانه، بلکه گریه‌ای که ما را بر دفاع از مظلوم و ایستادگی در برابر ظلم می‌انگیزد.

امام خمینی(ره) در این باره می‌فرمایند «ما ملتی هستیم که با همین اشکها سیل جریان می‌دهیم و سرهایی را که در مقابل اسلام ایستاده است خرد می‌کنیم» و این سیل‌هاست که بیان ظلم و بیدادگری را از بن می‌کند و پرچم عدالت و انسانیت را به اهتزار درمی‌آورد و باز‌ می‌فرمایند، «این اجتماع در مجالس روضه را خیال نکنید که فقط برای این است که ما گریه کنیم بر سیدالشهدا(ع)، نه سیدالشهدا(ع) احتیاج به این گریه‌ها دارد و نه این گریه‌ها خودش فی نفسه کاری از آن برمی‌آید ... .

باید با گریه و عزاداری روح‌مان را به روح حسینی و حرکت حسینی متصل کنیم و روح بلندی داشته باشیم و چنانکه امام حسین(ع) کاخ ستمگران را فرو ریخت و مکتب اسلام را نجات بخشید، ما نیز باید چنین باشیم.

این عزاداری‌ها و محرم و عاشورا سرمایه عظیم و گرانبهایی است که در اختیار ماست و هر سرمایه مهمی آفت‌هایی هم دارد، بنابراین باید آن را از آفت‌ها مصون داشت.

شاید زمان آن رسیده تا نگاهی دوباره به گریه‌ها و عزاداری‌هایمان داشته باشیم و شور محرم را با شعور سینه‌زنی‌هایمان همراه کنیم و به قول شهید مطهری، اگر می‏‌خواهیم‏ به خودمان ارزش بدهیم، اگر می‌خواهیم به عزاداری حسین بن علی ارزش‏ بدهیم باید فکر کنیم که اگر حسین بن‌علی(ع) امروز بود و خودش می‌‏گفت برای‏ من عزاداری کنید، می‏‌گفت چه شعاری بدهید؟ آیا می‏‌گفت بخوانید، نوجوان اکبر من  یا می‏‌گفت بگویید؛ زینب مضطرم الوداع، الوداع، چیزهایی که من  در عمرم هرگز به اینجور شعارها تن ندادم و یک کلمه از این حرف‌ها را نگفتم!.

سعیده مجتهدی/ شعبه استان مرکزی

captcha