
در گذر زمان و در گردش مدام ماه، دوباره به ایستگاه محرم رسیدهایم. باید لحظهای در محرم توقف کرد و اندیشید. محرم فصل رویشها و ریزشهاست. فصل صفآرایی تمام خوبیها در مقابل همه زشتیها و پلیدیها.
شیعه بیشتر بر مصائب عاشورا گریست و کمتر در مسائل عاشورا اندیشید. شیعه عاشورا را نگاه داشت اما درست نشناساند.
همه معیارهای الهی و معالم ربانی و تجلیهای قرآنی و ارزشهای انسانی و انفجارهای وجدانی در سایه قیام حسینی پناه جست و همه ضد معیارها، ضد ارزشها و ضد وجدانها در دربار یزید و سپاه شام و کوفه.
هر قطرهای از اقیانوس عاشورا، یک شعور ناب قوی، یک محتوای ژرف غنی، یک مکتب آموزنده انسانی، یک ترتیل خونبار آیات قرآنی، یک سجده مترنم نورانی، یک سیال حیاتآفرین اخلاقی و یک حماسه پویاست.
عاشورا وجدان بیدار بشریت است در اعماق غفلت قرنها و عصرها و عاشورا یک ایست بزرگ است در برابر سیل بنیانکن جاهلیت. عاشورا بعثت را زنده کرد و برای همیشه محتوای غدیر را در معبر اعصار بشریت به فریاد خواند. حاصل بعثت قرآن کریم است، حاصل غدیر نهجالبلاغه و حاصل عاشورا تداوم حیات قرآن و نهجالبلاغه.
و عاشورا نقطه اتصال بعثت و غدیر است به ظهور مهدی(عج) و امام حسین(ع) تجسم سترگ آدم است تا خاتم در تثبیت ارزشهای الهی و تقوم انسانیت انسان و الهی شدن زمین.
عاشورا هنوز هم چنانکه باید شناخته باشد شناخته نیست. ذات عاشورا ذات طلوع است و حماسه و رسالت اما گویندگان و سرایندگان بیشتر از غروب دم زدند.
واژههای عاشورا تنها تشنگی شهادت و اسارت نیست نماز عدالت نیز هست و بلکه واژههای اصلی همین دوتاست نماز واژه شب عاشوراست و عدالت واژه روز عاشورا.
و در زیارت روز اول ماه رجب آمده است من گواهی میدهم تو به اجرای قسط و عدل فرمان دادی و جامعه اسلامی را به قسط و عدل فراخواندی و تو راستگویی و صدیقی و به هرچه فراخواندی، صادقانه فراخواندی ... .
عاشورا تولد دوباره حیات آدمیت، معنای حرمت، شرافت عشق، حماسهی بودن، تجلی توحید، ارزش گذارها ارزشها، صراط و میدان را در خود پنهان و آشکار دارد.
عاشورا رستاخیزی است که گاهی در آن سهمناکترین حوادث روی میدهد و قیامتی است که زمانی پرده از چهره درندهخوی همه زشتیها میکشد و پلیدان را رسوا میکند.
اما عزاداراران عاشورا تمامی آنها را فراموش کردهاند و گاه نمیدانند گریه بر اباعبدالله الحسین(ع) تنها برای عبادت نیست چراکه این عزاداری از دیدگاه سیاسی هم مهم است و بیتوجه هستیم به اینکه، این بعد سیاسی عزاداری است که اسلام را زنده نگه داشته است و به امت وحدت کلمه بخشیده و آنان را در برابر دشمنان پیروز کرده است.
عزاداری یک موج است، یک مبارزه اجتماعی است که حتی تظاهر به گریه کردن هم نوعی سربازی و اعلام وابستگی به گروه اهل حق و اعلان جنگ با گروه اهل باطل است و در واقع اعلام موضع است «انی سلمٌ لمن سالمکم و حربٌ لمن حاربکم و ولیٌ لمن والاکم و عدوٌ لمن عاداکم». و دشمن از این بعد سیاسی عزاداری میترسد، از این که ما ملت گریه هستیم، نه گریه مظلومانه و ذلیلانه، بلکه گریهای که ما را بر دفاع از مظلوم و ایستادگی در برابر ظلم میانگیزد.
امام خمینی(ره) در این باره میفرمایند «ما ملتی هستیم که با همین اشکها سیل جریان میدهیم و سرهایی را که در مقابل اسلام ایستاده است خرد میکنیم» و این سیلهاست که بیان ظلم و بیدادگری را از بن میکند و پرچم عدالت و انسانیت را به اهتزار درمیآورد و باز میفرمایند، «این اجتماع در مجالس روضه را خیال نکنید که فقط برای این است که ما گریه کنیم بر سیدالشهدا(ع)، نه سیدالشهدا(ع) احتیاج به این گریهها دارد و نه این گریهها خودش فی نفسه کاری از آن برمیآید ... .
باید با گریه و عزاداری روحمان را به روح حسینی و حرکت حسینی متصل کنیم و روح بلندی داشته باشیم و چنانکه امام حسین(ع) کاخ ستمگران را فرو ریخت و مکتب اسلام را نجات بخشید، ما نیز باید چنین باشیم.
این عزاداریها و محرم و عاشورا سرمایه عظیم و گرانبهایی است که در اختیار ماست و هر سرمایه مهمی آفتهایی هم دارد، بنابراین باید آن را از آفتها مصون داشت.
شاید زمان آن رسیده تا نگاهی دوباره به گریهها و عزاداریهایمان داشته باشیم و شور محرم را با شعور سینهزنیهایمان همراه کنیم و به قول شهید مطهری، اگر میخواهیم به خودمان ارزش بدهیم، اگر میخواهیم به عزاداری حسین بن علی ارزش بدهیم باید فکر کنیم که اگر حسین بنعلی(ع) امروز بود و خودش میگفت برای من عزاداری کنید، میگفت چه شعاری بدهید؟ آیا میگفت بخوانید، نوجوان اکبر من یا میگفت بگویید؛ زینب مضطرم الوداع، الوداع، چیزهایی که من در عمرم هرگز به اینجور شعارها تن ندادم و یک کلمه از این حرفها را نگفتم!.
سعیده مجتهدی/ شعبه استان مرکزی