کد خبر: 1466904
تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱۳۹۳ - ۱۰:۵۴

نهمین روز محرم/ حضرت ابوالفضل(ع)؛ الگوی رشادت

گروه اندیشه: شب نهم محرم به نام بزرگ‌ترین یار و یاور امام حسین(ع)؛ یعنی حضرت ابوالفضل‌العباس سقای دشت کربلا نام‌گذاری شده است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، شب نهم محرم به بزرگ‌ترین یار و یاور امام حسین(ع)، یعنی حضرت ابوالفضل‌العباس سقای دشت کربلا  اختصاص دارد.او فرزند امام علی(ع) و برادر حسین(ع) بود، با این حال هرگز برادر خود را به نام صدا نزد. عباس(ع) این ادب و فروتنی را تا لحظه آخر بر خود واجب می‌دانست.
حضرت ابوالفضل(ع)  در چهارم شعبان سال 26 هجری متولد شد. عباس بن علی(ع) پدرش امیرالمؤمنین(ع)، مادرش فاطمه‏ ام‏‌البنین و کنیه‏‌اش ابوالفضل و ملقب به قمر بنی هاشم و سقای کربلا است «عباس‏» جوانی دلاور، زیبا و بلند بالا بود وقتی‏که سوار اسب می‌شد، پاهایش به زمین می ‌رسید.
وی علاوه بر مزایای جسمی، از نظر ملکات روحی و کمالات نفسانی نیز بعد از برادرش امام حسین(ع) در میان همه جوانان و رجال اهل‌‏بیت(ع) نظیر نداشت. در جنگ‏‌های صفین و نهروان در رکاب پدر بزرگوارش مشارکت داشت.
به‌خاطر سیمای جذاب و نورایش، او را «قمر بنی‌هاشم‏» می‏‌خواندند و به‌خاطر آوردن آب به خیمه‏‌ها، «سقا» لقب یافت .
حضرت ابوالفضل(ع) بهترین الگوی رشادت بود. زیرا پرچم‌دار سپاه بود و پرچم را به دست رشیدترین و شجاع‌ترین افراد لشگر می‌سپارند. او به اندازه‌ای محو امام حسین(ع) شده بود که در اوج تشنگی بر امواج دل‌انگیز آب روان، لب‌های خشکیده محبوب خود را در نظر آورد و داغ تشنگی را از یاد برد.
رشادت، وفاداری و فروتنی حضرت عباس(ع) یکی دیگر از برگ‌های زرین عاشورا است که همه را به شگفتی واداشته است.

امان‌نامه شمر برای حضرت ابوالفضل(ع) و برادرانش
در روز نهم محرم (تاسوعای حسینی) شمر بن ذی الجوشن با نامه‏ای که ازعبیداللّه‏ داشت از «نُخیله» که لشکرگاه و پادگان کوفه بود، با شتاب بیرون آمد و پیش از ظهر روز پنج‌شنبه نهم محرم وارد کربلا شد و نامه عبیدالله‏ را برای عمر بن سعد قرائت کرد.
ابن سعد به شمر گفت: وای بر تو! خدا خانه‌ات را خراب کند، چه پیام زشت و ننگینی برای من آورده‏ای. به خدا قسم! تو عبیدالله‏ را از قبول آن‌چه من برای او نوشته بودم بازداشتی و کار را خراب کردی.
شمر که با قصد جنگ وارد کربلا شده بود، از عبیدالله‏ بن زیاد امان نامه‏‌ای برای خواهرزادگان خود و از جمله حضرت عباس(ع) گرفته بود که در این روز امان‌نامه را بر آن حضرت عرضه کرد و ایشان نپذیرفت.
شمر نزدیک خیام امام حسین(ع) آمد و عباس، عبدالله‏، جعفر و عثمان (فرزندان امام علی(ع) که مادرشان ام‏البنین(ع)) را طلبید. آن‌ها بیرون آمدند، شمر گفت: من از جانب امیر برای شما امان‌نامه آورده‌ام. شما خود را به‌خاطر حسین(ع) به کشتن ندهید. آن‌ها همگی گفتند: لعنت خدا بر تو و امیر تو (و بر امان تو) باد. ما را امان می‌دهید در حالی‌که پسر دختر رسول خدا را امان نباشد؟!
در این روز اعلان جنگ شد که حضرت عباس(ع)، امام حسین(ع) را باخبر کرد. امام حسین(ع) فرمود: ای عباس! جانم فدای تو باد، بر اسب خود سوار شو و از آنان بپرس که چه قصدی دارند؟
حضرت عباس(ع) رفت و خبر آورد که اینان می‏گویند: یا حکم امیر را بپذیرید یا آماده جنگ شوید.
امام حسین(ع)به عباس فرمودند: اگر می‏توانی آن‌ها را متقاعد کن که جنگ را تا فردا به تأخیر بیاندازند و امشب را مهلت دهند تا ما با خدای خود راز و نیاز کنیم و به درگاهش نماز بگذاریم. خدای متعال می‏داند که من به‌خاطر او نماز و تلاوت قرآن را دوست دارم.
حضرت عباس(ع) نزد سپاهیان دشمن بازگشت و از آنان مهلت خواست. عمر بن سعد در موافقت با این درخواست تردید داشت، سرانجام از لشکریان خود پرسید که چه باید کرد؟ «عمرو بن حجاج» گفت: سبحان‌الله‏! اگر اهل دیلم و کفار از تو چنین تقاضایی می‏کردند سزاوار بود که با آن‌ها موافقت کنی.
عاقبت فرستاده عمر بن سعد نزد عباس(ع) آمد و گفت: ما به شما تا فردا مهلت می‏دهیم، اگر تسلیم شدید شما را به عبیدالله‏ می‏سپاریم وگرنه دست از شما برنخواهیم داشت.
در این روز لشکر مجهزی به دستور ابن‌زیاد از کوفه وارد کربلا شد و شمر نامه ابن زیاد را آورد.

همسر و فرزندان حضرت  ابوالفضل(ع)
پیوند مقدس حضرت عباس(ع) با لبابه دختر عبیدالله‏ بن عباس، نقش مهمی در شخصیت او داشت؛ ایمان نهفته در اعماق قلب وی را استحکام بیشتری بخشید، برکاتی ارزشمند به جای گذاشت و فرزندانی کوشا و شکیبا که هر یک صحیفه‏‌ای از فضیلت «ابوالفضل» بود، پدید آورد. عبیدالّه‏، نخستین پسر او، قاضی مکه و مدینه شد و فرزندان او همگی از عالمان برجسته شیعی گردیدند. عظمت عبیدالّه‏ چنان بود که امام سجاد(ع) او را تربیت نمود و سپس دخترش خدیجه را به ازدواج او درآورد. فضل، دیگر فرزند قمر بنی هاشم است که گستره دانش او زبان‌زد همگان بود؛ به‌گونه‏ای که برخی از خردورزان، کنیه ابوالفضل را برای حضرت عباس(ع)، برخاسته از وجود این فرزند با فضیلت دانسته‌‏اند. دیگر فرزند او، محمد بود که در واقعه کربلا، در سن پانزده سالگی جام شهادت را نوشید.

برادران حضرت  ابوالفضل(ع)
حضرت عباس دارای سه برادر بنام‌‏های؛ جعفر، عبدالله و عثمان، که تمامی آنان در روز عاشورای سال 61 ه در رکاب برادر و سرور خود سیدالشهدا حضرت امام حسین(ع) شربت شیرین شهادت نوشیدند.

ویژگی‌های حضرت ابوالفضل(ع)
حضرت عباس(ع) به‌دلیل پرورش در دامان خانواده‌ای مؤمن و پرهیزکار، به کامل‏ترین مراحل ایمان رسیده و در راه حاکمیت احکام الهی آماده شهادت بود.
امام صادق(ع) در توصیف صفات حضرت عباس(ع) می ‌فرمایند: «خدا رحمت کند عموی ما عباس را، او از بصیرت و ژرف‌بینی بسیار نافذ و ایمان بسیار استوار برخوردار بود . به همراه اباعبدالله به جهاد پرداخت و در نهایت هم به فیض شهادت نایل آمد.
امام صادق(ع) با اشاره به نهایت وفاداری علمدار کربلا فرمود: «شهادت می‏‌دهم که در برابر جانشین رسول خدا(ص) همواره تسلیم بودی … همیشه به جهت‏ خدا وفادار ماندی و لحظه‌ای از خیرخواهی برای او کوتاهی نکرد».
قمربنی هاشم دارای منزلتی خاص است . حضرت عباس (ع) بدون اجازه در کنار امام حسین(ع) نمی‌ننشست؛ هنگامی‌که در حضور برادر می‌‏نشست، همانند یک بنده در مقابل مولای خود بر روی دو زانو در کمال تواضع می‏‌نشست.
هنگامی‌که عباس تنهایی امام حسین(ع) را دید، اجازه خواست تا عازم میدان شود. امام از او درخواست کرد تا برای کودکان حرم کمی آب تهیه کند. مشک و نیزه‏‌اش را برگرفت و پس از شکستن محاصره فرات، وارد آن شد . برای لحظه‏‌ای قصد آشامیدن آب جاری فرات کرد، اما عطش امام و اهل‌بیت او را از نوشیدن آب بازداشت.
شجاعت‏ حضرت عباس(ع) در میان اصحاب امام حسین(ع) بی‌نظیر بود، چگونگی شهادت او، و رجزهای او، و جهاد او با دست بریده، همه بیان‌گر اوج صلابت و شهامت او است، او تنها به‌سوی آب فرات رفت، و در برابر چهار هزار نفر تیرانداز قرار گرفت، صف آن‌ها را با کشتن هشتاد نفر از آن‌ها، درهم شکست و خود را به آب فرات رسانید .

چگونگی شهادت حضرت  ابوالفضل(ع)
در روز عاشورا چون تشنگی بر حسین و یارانِ او سخت گشت، کودکان به امام حسین(ع) شِکوِه آوردند و از فَرط عطش می‌نالیدند. امام حسین، عباس(ع) را صدا کرد و فرمود تا با چند نفر به فرات برود و برای تشنگان آب بیاورد. عباس با ده سوار همراه شد و مَشک‏ها را برداشت و چون به مدخل آب فرات رسید، یارانِ ابن ‏زیاد بر کنار فرات نشسته بودند و شریعه را بر حرمِ رسول خدا بسته بودند. چون عباس را دیدند، بر او حمله کردند. عباس پس از آن رجزی خواند و بر آن‌ها حمله کرد.
آن‌گاه که از شریعه فرات بیرون آمد و مشک بر دوش داشت دشمنان از هر طرف او را تیرباران کردند و در همین حال کسی بر او حمله کرد و دست راست او را برید و حضرت مشک را با دست چپ گرفتند در حالی‌که تمام فکر حضرت به حرم ابا عبدالله بود تا بر تشنگان آب برساند در این حال شخص دیگری حمله کرد و دست چپ حضرت را برید و حضرت بر زمین افتاد و مشک را بر دهان گرفت. در این حال عمر سعد ندا داد که مشک را تیرباران کنند در این زمان بود که عمودی آهنین بر فرق سر حضرت فرود آوردند.
وقتی‌که امام حسین(ع) بر بالین خون‌آلود حضرت عباس(ع (حاضر شد، فرمود: «انکسر ظهری و لت‏ حیلتی؛ اکنون کمر من شکست».

تدفین حضرت ابوالفضل(ع)  توسط امام سجاد(ع)
حضرت سجاد(ع) هنگامی‌که برای تدفین شهدا به کربلا آمده بود، با این‌که به بنی‌اسد اجازه داد در دفن شهیدان او را یاری کنند، ولی برای دفن امام حسین و حضرت عباس(ع) به آن‌ها اجازه مشارکت نداد، وقتی پرسیدند; تو تنها چگونه می‏توانی؟ فرمود: «با من کسی هست که کمکم کند، فرشتگان عالم غیب به یاریم می‏آیند».
مرقد مطهر حضرت ابوالفضل‌العباس در نزدیکی قبر برادرش امام حسین(ع) در کربلاست که ما بین قبر مطهر این دو بزرگوار منطقه‌ای به نام بین‌الحرمین واقع است.

captcha