کد خبر: 1470578
تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۳۹۳ - ۱۸:۳۱
حجت‌الاسلام قرائتی:

سطح فکر مردم را باید از امور مادی به سمت معنویت سوق داد

کانون خبرنگاران نبأ: رئیس ستاد اقامه نماز کشور در برنامه درس‌هایی از قرآن بر سوق دادن سطح فکر مردم جامعه از امور مادی به سمت معنویت تأکید کرد.

به گزارش کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری ایکنا، برنامه درس‌هایی از قرآن، امروز 15 آبان‌ماه با موضوع امام سجاد(ع) و صحیفه سجادیه و با محورهای مظلومیت امامان در میان مردم، بهره‌گیری از شیوه دعا برای بیان معارف دینی، فرازهایی از دعای مکارم الاخلاق امام سجاد(ع)، ترویج دعاهای صحیفه سجادیه در جامعه، بالابردن سطح فکر مردم از امور مادی به معنوی، مقابله با ستمگران در قالب جملات دعایی و رسیدگی به محرومان جامعه و نیازمندان با سخنرانی حجت‎‌الاسم قرائتی اجرا شد.

وی در آغاز صحبت با اشاره به اینکه روز دوازدهم محرم مصادف با شهادت امام سجاد(ع) است، گفت: دوره زندگی امام سجاد(ع) در یک شرایط خفقانی بود. امام حسین(ع) را شهید کرده بودند، خود امام سجاد(ع) اسیر شد. سخنرانی ممنوع! کلاس درس ممنوع! نماز جمعه ممنوع! مثل اینکه بگویند چاپخانه نیست! بوق نیست! رادیو و تلویزیون نیست! یک حدیثی من دیروز دیدم منقلب شدم.

1- مظلومیت امامان در میان مردم

این مفسر قرآن ادامه داد: امام سجاد(ع) یک روز فرمود در مکه و مدینه بیست نفر نیستند که من را دوست داشته باشند. خیلی مظلومیت است. یک مرتبه مردم برگشتند. در غدیر خم ده‌ها هزار نفر دیدند که پیغمبر(ص) فرمود «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» اما بعد از غدیر خم، بعد از هفتاد روز از آن که تقریباً پیغمبر از دنیا رفت، حدوداً هفتاد روز، بعد از هفتاد روز پیغمبر از دنیا رفت، علی بن ابی طالب را کشاندند به مسجد! دیروز دیدم حدیث می‌گوید که «مدوا یده» جمعیت ریختند و دست علی(ع) را کشاندند. که بیعت کن! «بایع، بایع» بیعت کن با خلیفه اول! «و قبض یده» حضرت امیر(ع) مرتب دستش را پیش می‌کشید و آن‌ها دستش را کشاندند. یک مرتبه همه مسجد شعار دادند، «و صیح فی المسجد» «و صیح» یعنی صیحه! در مسجد صیحه ای بلند شد. «بایع، بایع» بیعت، بیعت! یک چنین شرایطی برای حضرت علی(ع) بود.

قرائتی اضافه کرد: بیست و پنج سال خانه‌نشینی، چهار سال و خورده‌ای هم که حکومت در دستش بود، جنگ‌های مختلف، مشکلات مختلف، امام حسن(ع) آن رقم، امام حسین(ع) این رقم، امام سجاد... این جمله از امام سجاد(ع) است. در مکه و مدینه بیست نفر ما طرفدار نداشتیم.

2- بهره‌گیری از شیوه دعا برای بیان معارف دینی

وی ادامه داد: حالا ببینید چطور باید این مکتب تشیع را حفظ کند. چند تا راه هست. یکی اینکه حرف‌هایش را دعا می‌زد. مثلاً می‌دید مردم به خلیفه و کسانی که مدعی اسلام هستند، کار به جایی رسید که یک روز یکی از خلفای بنی‌امیه مست بود. در فیلم هم نشان دادند. نماز صبح را سه رکعت خواند. به او گفتند سه رکعت خواندی! گفت: امروز من حالم خوب است، بخواهید بیش‌تر هم  بخوانم، می‌خوانم. یعنی امام جماعت مست از دودمان بنی‌امیه! خوب در این شرایط امام سجاد(ع) چه نقشی داشت؟، اول اینکه یک چند نفری را پیدا کرد، این‌ها را تربیت کرد. دوم اینکه برده می‌خرید و در خانه با برده‌ها کار می‌کرد. و شب عید فطر برده‌ها را آزاد می‌کرد. یعنی یک دانشکده سری که فارغ‌التحصیلی‌اش شب عید فطر بود.

قرائتی به کلماتی که امام برای دعاها می‌‌گفت، اشاره کرد و یادآور شد: صحیفه سجادیه، آن چیزی که الان در دست است، پنجاه و سه دعا است. ای کاش آموزش و پرورش دعایی که امام سجاد برای پدر و مادرها می‌گوید، بنر می‌کرد و در تابلو، در مراسم صبحگاهی در مدارس می‌زد. این امور تربیتی آموزش و پرورش اگر می‌خواهد بچه‌ها را تربیت کند، باید این کار را بکند، چند سطر هم بیش‌تر نیست.
رئیس ستاد امر به معروف در ادامه یادآور شد: گاهی کمبود آب داریم، خوب یک راهش نماز باران است. یک راهش هم دعاها است. امام سجاد(ع) یک دعا راجع به نماز باران دارد که من از روی کتاب فتوکپی کرده‌ام. بد هم نیست. حالا ما که اهل نماز باران نیستیم. این دعاهای امام سجاد(ع) چند سطر است، آمینش با شما. کلمه آمین عربی است، یعنی خدایا، این دعا را مستجاب کن. می‌فرماید که: «اللهم اسقنا الغیث» خدایا باران رحمتت را بر ما نازل کن. الهی آمین! «و‌ انشر علینا رحمتک بغیثک المغدق» «المغدق» همان «ماء غدقا» است. خدایا رحمت خودت را با آب فراوان بر ما نازل کن. الهی آمین! «‌من‌ السحاب المنساق» ابرهایی که به این طرف و آن طرف سوق می‌دهی، ابرهای پر باران را به سوی ما سوق بده! الهی آمین! «وامنن علی عبادک بایناع الثمرة» خدایا! آن قدر باران به ما بده که میوه‌های ما برسد. «و احی بلادک ببلوغ الزهرة» خدایا! شهرهایت را، بلاد خودت را، به اینکه گل به وجود بیاید، بارانی که زمین را پر از گل کند نازل کن! الهی آمین! «و اشهد ملائکتک الکرام السفرة بسقی منک نافع دائم» خدایا! ملائکه ای داری... در دعای صحیفه سجادیه آن طور که در ذهن من است، خدا نوزده دسته فرشته دارد.

وی تصریح کرد: کارهای خدا خیلی تشکیلاتی است. فرشته‌ای برای وحی است. فرشته‌ای برای باران است، فرشته‌ای برای قهر است. فرشته‌ای برای ثبت اعمال است. فرشته‌ای برای چه است...  نوزده گروه فرشته‌ها هر کدام یک کار خاصی دارند. یعنی «والمقسمات...» «فَالْمُدَبِّرَ‌اتِ أَمْرً‌ا» (نازعات/5) مقسمات داریم، صافات داریم،  «تَوَفَّتْهُ رُ‌سُلُنَا» (انعام/61) ملائکه‌ای داریم که مسئول گرفتن روح مردم هستند. می‌گوید: خدایا آن فرشته‌هایی که مسئول باران هستند. آن فرشته‌ها را بر ما نازل کن. که این‌ها برای ما باران نافع، بعضی باران‌ها هم ضرر دارد. دائم، بعضی نافع است ولی یک بار بارندگی می‌شود دیگر پشت ندارد که تکرار شود. «نافع بسقی» آب دادن، نافع، آبی که مفید باشد. دائم، دائم باشد. «واسع درره ، وابل سریع عاجل» می‌گوید این رقمی بخواهیم. می‌گوید بارانی می‌خواهم که یک؛ گل‌ها، زمین با آن گلستان شود. دوم؛ اینکه میوه‌ها با آن باران برسد. سوم؛ باران ضرری نداشته باشد. چهارم؛ باران پربار باشد. یعنی شبنم نباشد. پنجم؛ دائم باشد. زیاد باشد، سریع باشد، «سریع عاجل» وقتی هم که مثلاً برای باران دعا می‌کند، ما خیلی که فشار کمبود آب داشته باشیم، می‌گوئیم: خدایا باران رحمتت را نازل کن! اما امام سجاد نمی‌گوید که باران رحمتت را نازل کن! می‌گوید: بارانی که زمین گل شود، میوه‌ها برسد، پی در پی باشد. دانه درشت باشد. خرابی نداشته باشد. یعنی وقتی می‌گوید... توجه امام به این نکات خیلی مهم است، خیلی مهم است.

3- فرازهایی از دعای مکارم الاخلاق امام سجاد(ع)

قرائتی با بیان اینکه مثلاً ما می‌گوئیم خدایا «رَّ‌بِّ زِدْنِی عِلْمًا» (طه/114) اما امام وقتی دعا می‌کند، باز می‌گوید ممکن است علم هم ضرر داشته باشد، گفت: «و علماً نافعا» بگذارید من این را روی تابلو بیاورم که ببینید امام سجاد(ع) در دعاها چه کرده است، کدام دکترهای جامعه‌شناس، روان‌شناس، علما، مراجع و اساتید دانشگاه، چه کسی عقلش به اینجا می‌رسد؟ ببینید امام سجاد(ع) در دعا چه فرمولی را به کار گرفته است. می‌گوید: خدایا عزت خوب است، خدمت خوب است، عبادت خوب است، ولی همه این‌ها آفت دارد. اگر من را عزیز می‌کنی گرفتار تکبر نشوم. «الهی اعزنی» خدایا عزتم بده! اما این عزت هم آفت دارد. «ولاتبتلینی بالکبر» من دچار تکبر نشوم. بعضی‌ها عزیز هستند، متکبر هم می‌شوند.
وی ادامه داد: «الهی وأجر للناس على یدیّ الخیر» من به جامعه خدمت کنم، ولی این خدمت خوب است. «على یدیّ الخیر» خدایا خیر به دستم جاری کن! اما این هم آفت دارد، آفتش این است که «ولا تمحقه بالمنّ» منت می‌گذارند. به او خدمت می‌کنم، بعد منت می‌گذارم. من به تو وام دادم، من به تو درس دادم، من، من، من، مرتب من من می‌کند. عبادت خوب است، می‌گوید: «{الهی} عبدنی لک» توفیقم بده عبادت کنم، اما عبادت هم آفت دارد. «و لا تفسد عبادتی بالعجب» من نگرانم که عبادتم من را گرفتار عجب کند. بگم ببین من آدم خوبی هستم. حزب‌اللهی هستم، آدم حسابی هستم، من تا حالا چکم برنگشته است. من تا به حال به قولم عمل کرده‌ام، من، من، من! این خیلی مهم است که انسان حواسش به همه گوشه‌ها باشد. حواسش به همه گوشه‌ها باشد. در خداشناسی می‌گوید: «أَفَلَا یَنظُرُ‌ونَ إِلَى الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ» (غاشیه/17) خدا را می‌خواهی بشناسی به شتر نگاه کن، «وَإِلَى السَّمَاءِ کَیْفَ رُ‌فِعَتْ» (غاشیه/18) یعنی هم شتر را می‌بیند و هم آسمان را. کهکشان را می‌بیند و ترازوی یک میوه‌فروش را. «وَالسَّمَاءَ رَ‌فَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ» (الرحمان/7) آسمان را برافراشت و بین کرّات توازن برقرار کرد،  خوب این کرّات برای کهکشان‌هاست.

رئیس ستاد اقامه نماز کشور با اشاره به آیه «أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ» (الرحمان/8) اظهار کرد: تو هم در ترازویی که می‌خواهی سیب بکشی، وزن می‌کنی، ترازویت درست باشد. توازن در کهکشان را وصل می‌کند به ترازوی دکان بقالی! «وَالسَّمَاءَ» بشر نمی‌تواند اینقدر فکر کند. شما الان اگر از یک شخصیت مملکتی مثل مقام معظم رهبری، احوال شما را بپرسد بعد بگوید که سکینه خانم حالش چطور است، مثلاً می‌گوید که سراغ دختر کوچولوی من را هم گرفت. فاطمه خانم چطور است. مقام معظم رهبری در این همه گرفتاری‌ها، احوال کوچولوی من را هم پرسید. خیلی برای شما مهم است که اینقدر آدم حواسش جمع باشد.

4- ترویج دعاهای صحیفه سجادیه در جامعه

وی همچنین به این موضوع پرداخت که ما چطور صحیفه را زنده کنیم و گفت: آموزش و پرورش باید چه کند؟ باید دعای امام سجاد(ع) را نسبت به پدر و مادر بنر کند و همه جا بزند. دعای سفر را این تعاونی‌های اتوبوس‌ها، دعای سفر را با یک فلزی حکاکی کنند، به بغل اتوبوس بزنند. ما باید اهل بیت(ع) را از مظلومیت بیرون بیاوریم. واقعاً اهل بیت(ع) مظلوم هستند. نشناختیم که اهل بیت(ع) چه می‌گویند. حالا! صحیفه سجادیه این چیزی که فعلاً در دعا هست، 54 تا است. اما جمعی از علمای دیگر، دعاهای دیگر امام سجاد(ع) را هم پیدا کردند و تا 150 و 160 مورد را آورده‌اند، و هر جمله دعایش یک چیزی است. می‌گوید: «بلغ بایمانی» می‌گوید: نه! «أکمل الایمان» خدایا من نمره نوزده و نیم نمی‌خواهم، بیست! «أکمل الایمان»، «واجعل یقینی أفضل الیقین» «و انته بنیتی الی احسن النیات»، نیتم احسن نیات! «و بعملی الی أحسن الاعمال» یعنی هیچ وقت نمی‌گوید: خدایا نوزده و نیم، می‌گوید: هر چه به من می‌دهی درجه یک باشد. در دعای کمیل هم داریم «احسن عبیدک»، «و اجعلنی من احسن عبیدک نصیبا عندک» من می‌خواهم از بهترین آدم‌های کره زمین باشم. ما خیلی که مثلاً می‌خواهیم دعا کنیم، می‌گوییم خدایا بچه من در کنکور قبول شود. در دبیرستان قبول شود. همین! بچه ما سربازی‌اش معاف شود. دیگر چه؟ همسر خوب گیرش بیاید. دیگر چه؟ قرض خانه‌اش را بدهد. خیلی خوب! اصلاً فکر ما از خانه و ماشین و تلفن و کنکور بالاتر نمی‌رود. این قرآن است که می‌گوید که «یُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ و ملائکته» تو در زمین که هستی، باید به ملائکه آسمان هم ایمان داشته باشی. ملائکه! اصول دین سه تا است. خوراک، پوشاک، مسکن! خانه، ماشین، تلفن! معافی، سربازی، استخدام رسمی! می‌گوید: نه! «یُؤْمِنُونَ بالملائکه»

5- بالا بردن سطح فکر مردم از امور مادی به معنوی

قرائتی در ادامه گفت: ذهن عرب در جاهلیت کجا بود؟ شعر و شراب و شب و شهوت! چهار تا شین! یک مرتبه آیه آمد: «وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُ‌وجِ» (بروج/1) ستارگان! « وَالسَّمَاءَ رَ‌فَعَهَا» (الرحمان/7) «والشمس» (شمس/1) قسم به خورشید. «وَضُحَاهَا» ما همینطور زمان ها را از دست می دهیم، خداوند به قطعات زمان قسم خورده است. «والفجر» (فجر/1) قسم به طلوع فجر! «وَالصُّبْحِ» (تکویر/18) قسم به صبح! «وَالضُّحَی» (ضحی/1) قسم به چاشت! «و النهار» قسم به روز! «والعصر» (عصر/1) قسم به عصر! «و اللیل» قسم به شب! به سحر سه بار قسم خورده است. این قرآن است که فکر ما را از خوراک و پوشاک و مسکن بالا برد. امام یک دعا دارد می‌فرماید که خدایا بیامرز گناهانی را که یادم رفته است. گناهانی که یادم است، اما نمی‌دانم که ظلم به چه کسی کرده‌ام. گناهانی که یادم هست که به ایشان ظلم کرده‌ام، رویم نمی‌شود که از او عذرخواهی کنم. اصلاً یک جوری... «اللهم انی استغفرک استغفار فلان، استغفار فلان، اصلاً یک چیزی می‌گوید که... من خودم گاهی دعا می‌کنم، می‌گویم: خدایا نمی‌فهمم چه می‌گویی! چه چیزی می‌گویند، امام‌ها چه می‌گویند. یک دعا دیدم، امام می‌گوید: خدایا قرآن را نور فکرم قرار بده! خوب این را آدم می‌فهمد، یعنی فکرم قرآنی باشد. خدایا قرآن را نور چشمم قرار بده! نور بیانم قرار بده! یعنی حرف‌هایم ضد قرآن نباشد. خدایا نور تغذیه‌ام قرار بده! نور نمی‌دانم خوابم قرار بده! بعد دیگر اینجا را نفهمیدم. گفت: خدایا قرآن را نور استخوانم قرار بده! قرآن نور استخوان؟ نمی‌فهمم! نور موی من قرار بده! «و نور شعری و عظمی» می‌گویم نمی‌فهمم! پنجاه و پنج سال است که آخوند هستم، نمی‌فهمم! نمی‌فهمم! دست آدم را می‌گیرند و می‌برند یک جاهایی که بالاتر از این حرف‌ها است. بالاتر از ابدیت است، «إِنَّا لِلَّـهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَ‌اجِعُونَ» (بقره/156) قیامت را ببین! «وَإِلَیْهِ الْمَصِیرُ‌« (مائده/18) «وَإِلَیْهِ الْمنتهی» اینکه انسان را از این که هست جلوتر هل بدهد. دو روز نباید مثل هم باشد. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا آمِنُوا» (نساء/136) تو که ایمان داری، برو جلوتر ایمانت عمیق‌تر شود. اگر کسی دور روزش مثل هم باشد، باخته است. دو روز نباید مثل هم باشد. عرض کنم که این دعاها سندش یا از امام باقر(ع) است که پسر امام سجاد(ع) است یا از حضرت زید است. زید پسر امام  سجاد است که شهید شد. الآن هم در یمن شیعه‌های ما شیعه‌های زیدی هستند. روایت زیاد است و اصحاب هم به این دعاها سعی بر حفظش داشتند.

6- مقابله با ستمگران در قالب جملات دعایی

مؤلف تفسیر نورهمچنین اظهار کرد: امام سجاد(ع) می‌دید افرادی متملق هستند. نسبت به خلیفه بله قربان و چاکرم و مخلصم می‌گویند. نمی‌توانستند حرف بزنند و خفقان بود. فوری می‌کشتند. می‌گفت: ای مردم کار شما حرام است. نسبت به خلیفه نباید تملق و بله قربان به این جنایت‌کارها بگویید. حرف می‌زد او را می‌کشتند. پدرش را در کربلا کشتند او را هم می‌‌کشتند. امام سجاد(ع) دعا می‌کرد و می‌گفت: خدایا اگر ظالمی را من ستایش کردم مرا ببخش. نمی‌گفت کار تو غلط است. می‌گفت: اگر در عمرم من از ظالمی ستایش کردم مرا ببخش. حدیث داریم اگر جنایتکاری ستایش شود، «إِذَا مُدِحَ‏ الْفَاجِرُ اهْتَزَّ الْعَرْشُ وَ غَضِبَ الرَّب‏» (تحف‌العقول/ص46) اگر فاجری ستایش شود، عرش خدا به لرزه درمی‌آید. نباید تملق گفت. «احْثُوا فِی وُجُوهِ الْمَدَّاحِینَ‏ التُّرَاب‏» (من لا یحضر الفقیه/ج4/ص381) اگر کسی تملق می‌گوید، خاک بر دهانش بریزید. خاک بر دهان افراد متملق بریزید. حتی در دین می‌گوید: «لا تَغْلُوا فِی دِینِکُم‏» (خصال/ج1/ص154)  حق نداریم در دین غلو کنیم. عیسی پسر مریم است. بگوئیم: نه! عیسی پسر خداست. ده‌ها بار می‌گوید: عیسی بن مریم! سی، چهل بار با کم و زیادش می‌گوید: عیسی‌بن مریم! یعنی مریم او را زائیده است. می‌گوید: نه! عیسی ابن الله! راجع به حضرت علی نباید غلو کنیم. در عزاداری‌ها نباید غلو کنیم.

وی تصریح کرد: من نمی‌دانم مبنای این کلماتی که گفته می‌شود چیست؟ من سگ تو هستم. کجای قرآن نوشته که به اولیای خدا بگو: من سگ تو هستم. چه حدیثی داریم که به اولیای خدا بگو من سگ تو هستم. اینها سگ نمی‌خواهند، اینها پیرو می‌خواهند. شما نمازت مثل امام حسین(ع) باشد، لازم نیست سگ امام حسین باشی. از پارسال تا حالا چقدر نماز جمعه رفتی؟ چند اذان از پارسال تا حالا گفتی؟ همه دین را ول کنیم، ایام عاشورا بگوییم من سگ او هستم. اینها سگ نمی‌خواهند. آنها شاگرد مخلص می‌خواهند. اصحاب فداکار می‌خواهند. دلمان را به چیزهای دیگر خوش می‌کنیم.

7- رسیدگی به محرومان جامعه و نیازمندان

قرائتی با اشاره به بحث حمایت از مستضعفین، گفت: امام سجاد(ع) که شهید شد، رفتند جنازه‌اش را بشویند دیدند پشت کمرش سیاه است. معلوم شد ایشان چهارصد خانواده یتیم و فقیر را شب‌ها با دوش غذا می‌رسانده است. چک نمی‌داد! الآن تاجرهای خیری داریم چک می‌کشند این مقدار برنج، این مقدار روغن، آن چک یک اثری دارد، این که کنار یتیم با یتیم حرف بزنی یک اثر دیگر دارد. قرآن فقط نمی‌گوید: «وَ ارْزُقُوهُمْ فیها» برنج و روغن به او بدهید. «وَ اکْسُوهُمْ» لباس به او بدهید. می‌گوید: «وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفا» (نساء/5) بنشین با او حرف بزن. ما یک قسمت از آیه را عمل می‌کنیم. خوراک و برنج و روغن در خانه یتیم می‌دهیم اما «وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفا» نیست. گاهی وقت‌ها بچه‌ی شیرخواره گریه می‌کند، پدر و مادر هم تازه عروس و داماد شدند نمی‌دانند چه شده است؟ می‌گویند: تشنه است؟ نه! آخر بغلش که می‌کنند بچه ساکت می‌شود. این بچه چه می‌گوید؟ می‌گوید: من گرسنه نبودم. تشنه نبودم، می‌خواستم در دل مادرم باشم و به سینه مادرم بچسبم. عاطفه می‌خواهم. دین ما دین عاطفه است. اخلاق زاهدانه امام سجاد(ع) در مقابل تجمل‎پرستی عملاً ثابت می‌کرد که این خیلی مهم است. احیای قرآن با صوت خوب. امام سجاد یک صوتی داشت وقتی قرآن می‌خواند، حتی بعضی از افرادی که سقا بودند و مشک آب روی دوش‌شان بود، می‌آمدند پشت به دیوار خانه می‌ایستادند صوت امام سجاد را بشنوند. با صوت و دعا... با گریه‌اش خاطره کربلا را زنده کرد. به هر مناسبتی گریه می‌کرد. می‌گفت: پدرم اینطور شد.

وی ادامه داد: یزید به امام سجاد در شام گفت: با تو چه کنم؟ گفت: کاری کن که اگر رسول‌الله(ص) بود انجام می‌دادی. اصلاً یزید تعجب کرد که چه بگوید؟ گاهی امامان ما یک طور جواب می‌دادند که طرف دست‌هایش بالا بود. یک نفر می‌خواست آبروی امام صادق(ع) را بریزد، گفت: من امام صادق را به چالش می‌کشم. آبرویش را می‌ریزم. گفتند: چه می‌کنی؟ گفت: یک سیب برمی‌دارم می‌گویم: این رزق من هست یا نه؟ اگر گفت: رزقت نیست روبروی امام می‌خورم. امام شرمنده می‌شود. اگر گفت: رزقت هست، لگد می‌کنم. هرچه گفت ضدش را انجام می‌دهم امام رسوا شود. یک عده آدم « فی قلوبهم مرض» همیشه هستند. گفت: ای امام صادق این سیب رزق من هست یا نه؟ امام صادق سیب را دید و قیافه ایشان را هم دید و باز سیب را دید و قیافه را دید. فرمود: اگر از گلویت پایین برود معلوم می‌شود رزق تو است. این در فکر رفت که چه کند. خیلی‌ها پول دارند اما رزق‌شان نیست. امام سجاد(ع) فرمود: اگر تمام افراد مشرق و مغرب از دنیا بروند، یک قرآن دست من باشد، برای من کافی است. این قرآن از هر کلمه و هر حرفش یک نکته درمی‌آید. یک نکته که نه! یک نکته را ما درمی‌آوریم. صدها نکته بیرون می‌آید. گاهی امام ما، امام معصوم می‌فرمود: از این آیه اگر اهلش را پیدا می‌کردند تمام دین را از این آیه بیرون می‌کشیدند. همه دین را از همین یک کلمه بیرون می‌کشیدند.
قرائتی در پایان اظهار کرد: امام سجاد(ع) در تمام خطبه‌هایی که در کوفه و شام خواند و در مدینه بعد از مراجعت از کربلا خواند، یک جا از خدا گله نکرد. یک‌بار یزید گفت: این چه کسی است؟ گفتند: علی بن الحسین است. گفت: به من گفتند: علی بن الحسین در کربلا کشته شده است. گفتند: او علی اکبر بوده است، برادر بزرگ من بوده کشته شده. من زنده هستم. آن وقت گفت: خدا علی اکبر را در کربلا کشت، گفت: نخیر! خدا نکشت. مأموران تو کشتند، می‌خواست بگوید: کشتن کربلا قضا و قدر است. کار خداست. گفت: نه جنایت شما بود. بعد امام سجاد در پایتخت به یزید گفت: «قبحا لک» به او نفرین کرد. مرگ بر تو باد! خیلی مهم است. همین امام زین‌العابدین(ع) بیمار برود در پایتخت پدر شهید، خودش اسیر، بچه‌هایش اسیر، به شخص اول جنایتکار تاریخ بگوید: مرگ بر تو! این خیلی مهم است. خدایا به ما معرفت درجه اعلی، مودت و علاقه درجه اعلی، اطاعت و پیروی درجه اعلی نسبت به اهل‌ بیت(ع) را به ما مرحمت بفرما. زیارت‎شان را با معرفت نصیب ما بفرما. آنهایی را که به اهل‌ بیت(ع) ظلم کردند آن به آن بر عذاب‌شان بیفزا. آنهایی که در راه اهل‌بیت خرج کردند، سوختند، عزاداری کردند، چراغانی کردند، هر طور عشق‌شان را نسبت به اهل‌ بیت(ع) ارائه دادند، مرده‌های همه را با اهل‌ بیت محشور بگردان، زنده‌های‌شان در پناه اهل‌ بیت و امام زمان(عج) از هر جهت مصون بدار.

captcha