
به گزارش کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری ایکنا، آیتالله علیاکبرمسعودیخمینی یکی از شاگردان امام موسی صدر در حوزه علمیه در در گفتوگویی که با گروه تاریخ شفاهی موسسه امام موسی صدر دارد، از شیوه تدریس وی و از آیتالله صدرالدین صدر پدر امام موسی صدر میگوید.
آیتالله علیاکبرمسعودیخمینی با اشاره به سابقه حضور خود در حوزه علمیه قم می گوید: من در سال ۱۳۲۶ و یک سال پس از هجرت آقای بروجردی، به قم آمدم. پیش از ایشان، حضرات آیات عظام سید محمدتقی خوانساری، سید صدرالدین صدر و سید محمد حجت در رأس حوزه بودند و هریک شخصیت بارزی داشتند و از استوانههای علمی و دینی قم بودند. اما همگی با آمدن آقای بروجردی به تقویت ایشان پرداختند، چون معتقد به وحدت و یکپارچگی قدرت مرجعیت بودند.
وی با اشاره به اخلاق مرحوم سید صدرالدین صدر گفت: یکی از ویژگیهای ممتاز ایشان تواضع ایشان بود که درباره آن میتوان فراوان صحبت کرد. یادم هست زمانی که ما در مدرسه حجتیه بودیم، گاهی ایشان را مقابل منزلشان میدیدیم. قبل از آنکه ما برسیم سلام و علیکشان به ما میرسید و ما که یک طلبۀ ساده بودیم از این تواضع ایشان خیلی خجالت میکشیدیم. جالب این بود که ایشان روزها تنها تردد میکردند و اجازه نمیدادند که کسی همراهشان برود و اگر کسی نمیشناخت تصور میکرد که یک طلبه معمولی است.
این استاد حوزه علمیۀ قم در ادامه دربارۀ چگونگی آشنایی خود با امام موسی صدر گفت: یک روز از کنار مسجد محمدیه رد میشدم که صدای تدریس فردی را از داخل مسجد شنیدم. نگاه کردم دیدم یک آقای فوقالعاده موقر و زیبا و خوشتیپ نشسته و درس میگوید. پرسیدم چه درسی است؟ گفتند که درس طهارت از کتاب لمعه است که اتفاقاً بنده نیز میخواستم همین درس را شروع کنم. گفتم چه بهتر میروم ببینم چگونه است. معمولاً یکی دو روز میرفتیم تا درس را ببینیم و اگر مناسب تشخیص میدادیم، در آن شرکت میکردیم. پیش از این همین درس را دوسه جای دیگر رفته بودم. یکی دو روز اول که رفتم دیدم خیلی خوش فکر و خوش بیان است و درس را بسیار خوب ارائه میکند. پرسیدم: نام استاد چیست؟ گفتند: آقا موسی صدر آقازادۀ آسید صدر الدین است. خب، تا آن روز ما ایشان را ندیده بودیم و این سرآغاز آشنایی ما بود.
وی افزود: از آن پس ما در این درس شرکت کردیم. جمعیت زیادی هم میآمد و مسجد پر میشد و ایشان آنقدر با طلبهها خوشرفتار بود که آدم دلش میخواست با ایشان همچنان صحبت کند و گاهی که اشکالی داشتیم تا منزل همراهشان میآمدیم و صحبت میکردیم. شیوۀ ایشان هم به این صورت بود که ابتدا درس را توضیح میدادند، بعد آن را با متن کتاب تطبیق میکردند و برخی نکات مشکل را دو سه مرتبه تکرار میکردند تا کاملاً برای طلاب روشن شود و بهقدری خوب بیان میکردند که به یکی از رفقا میگفتم ما دیگر نیازی به مطالعه نداریم.
وی که در دیدار با گروه تاریخ شفاهی مؤسسۀ فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر صحبت میکرد، افزود: باز یادم هست یک روز امام موسی صدر و شهید مطهری و شهید بهشتی با هم وارد مدرسه حجتیه شدند، در حالی که در طول راه با هم بحث داشتند و بحثشان قطع نشد و در گوشهای از حیات مدرسه به گفتوگوی خود ادامه دادند. جزئیات صحبتشان را به خاطر ندارم، اما میدانم که پیرامون یک موضوع در اصول به صورت خیلی داغ و جالبی بحث میکردند و برای ما که طلاب جوانتر بودیم، جذاب و دیدنی بود.
آیتالله مسعودی خمینی درپاسخ به پرسشی دربارۀ برخی انتقادات به امام موسی صدر گفت: ما ایشان را فردی متدین، عالم و انقلابی میدانستیم و تمام کارها و تصمیماتش را ناظر به شرایط و مصالحی میدیدیم که ایشان تشخیص میدهد. مثلاً با وجود اینکه موافق شریعتی و افکار او نبودیم، وقتی امام موسی صدر برای او بزرگداشت برگزار کرد، برغم آنکه این کار را نمیپسندیدیم اما میگفتیم او فردی روشنفکر است و مصلحتهایی را در نظر دارد که ما از آن خبر نداریم. به همین دلیل هیچ آسیبی را متوجه ایشان و جایگاهشان نمیدیدیم.
یادآور میشود، آیتالله علی اکبر مسعودی خمینی در سال ۱۳۱۰ در شهر خمین متولد شدند و تحصیلات ابتدایی خود را در همین شهر آغاز کردند، سپس برای ادامۀ تحصیل به شهر اراک مهاجرت کردند، در سال ۱۳۲۶ وارد شهر قم شدند و در درس اساتید این شهر از جمله امام موسی صدر حضور یافتند. ایشان که مدتی مسئولیت مدرسۀ رضویه قم را بر عهده داشتند، سال ۱۳۷۱ به سمت تولیت آستان مقدس حضرت معصومه منصوب شدند.