
دیدار جامعه قرآنی کشور با رهبر شهید انقلاب، حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای، تنها یک برنامه رسمی و تشریفاتی نبود، مجلسی آکنده از عطر آیات و محفلی که در آن، قاریان، حافظان، استادان و پیشکسوتان قرآن، ساعتها زیر سقف حسینیه امام خمینی(ره) برای انس با کلام وحی گرد هم میآمدند و دلهایشان را به صوت ملکوتی تلاوتها و حکمت جاری در بیانات رهبر انقلاب گره میزدند.
برای بسیاری از اهالی قرآن، حضور در این دیدارها چیزی فراتر از یک توفیق معمولی بود، تجربهای معنوی که در حافظه جمعی جامعه قرآنی ماندگار شد. لحظاتی که تلاوت قاریان، فضای حسینیه را عطرآگین میکرد و پس از آن همگان چشم انتظار جملاتی بودند که هم بوی معرفت میداد، هم دغدغه تمدن اسلامی داشت و هم از قرآن، نه بهعنوان یک متن مقدس بلکه به مثابه نقشه راه حیات فردی و اجتماعی سخن میگفت.
در کنار آن بیانات حکیمانه و نگاه پدرانه رهبر شهید به قاریان و حافظان جوان، توصیههای کوتاه، اما عمیق و هدایای معنوی که گاه نصیب برخی از قاریان و حافظان میشد، از لطیفترین و ماندگارترین خاطرات آن دیدارهاست. خاطراتی که هنوز در حافظه اهالی قرآن زنده است و هر بار با شنیدن نام آن جلسات، غبار دلتنگی بر دلها مینشیند.
در چنین فضایی، شبکه قرآن و معارف سیما به مناسبت شهادت حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای در جنگ رمضان، برنامهای با عنوان «دیدار» را به روی آنتن برد، برنامهای که میتوان آن را یکی از هوشمندانهترین و متناسبترین تولیدات مناسبتی این شبکه در سالهای فعالیت آن دانست. «دیدار» تلاش کرده است از دریچه خاطرات قاریان قرآن، به زیست قرآنی رهبر انقلاب نزدیک شود و بخشی از نسبت عاطفی ایشان با جامعه قرآنی کشور را روایت کند.
دعوت از ۱۲ قاری ـ عمدتاً جوان و دارای سابقه بینالمللی ـ از نکات قابل توجه این برنامه بود، برنامهساز کوشیده به جای تمرکز بر عناوین و القاب، قاریان را صرفاً با هویت «قاری قرآن» معرفی کند، رویکردی که به شکلی ظریف، اخلاص و سادگی حاکم بر فضای برنامه را تقویت کرده است.
حتی انتخاب جمله آغازین برنامه «حضرت آقا اجازه میفرمایید...»، که برگرفته از اجرای سیدوحید مرتضوی در یکی از دیدارهای قرآنی است، انتخابی هوشمندانه و عاطفی به نظر میرسد، جملهای کوتاه که مخاطب را بیدرنگ به فضای آن جلسات معنوی میبرد.
«دیدار» در روزگاری تولید و پخش شد که کشور در شرایطی غیرعادی و متأثر از تهاجمهای اخیر رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران قرار داشت، شرایطی که اساساً برنامهسازی تخصصی، بهویژه در حوزه قرآن، را با دشواریهای مضاعف مواجه میکند. با این حال، این برنامه توانسته است خود را به فضای واقعی جامعه نزدیک کند و میان سوگ، مقاومت و خاطره، نسبتی قابل قبول برقرار سازد. در واقع «دیدار» صرفاً یک برنامه مناسبتی نیست، بلکه تلاشی است برای بازخوانی یک میراث معنوی در دل روزهای التهاب.
اما در کنار نقاط قوت، برنامه از برخی نکات که شاید بشود نام آن را ضعف گذاشت خالی نیست؛ مواردی که اگر مورد توجه قرار میگرفت، شاید «دیدار» میتوانست به اثری ماندگارتر از این بدل شود. مهمترین مسئله، بحث تدوین و بهرهگیری حداقلی از ظرفیت عظیم آرشیو تصویری دیدارهای قرآنی است. زمانی که مهمانان برنامه خاطرهای از دیدار خاصی را روایت میکنند، طبیعی است مخاطب انتظار داشته باشد، تصاویر همان جلسه، همزمان با روایت پخش شود. این پیوند میان روایت و تصویر، میتوانست بار عاطفی برنامه را چندین برابر کند و مخاطب را از شنیدن صرف، به زیستن دوباره آن لحظات ببرد.
از سوی دیگر به نظر میرسد اگر برنامه در کنار قاریان جوان، از پیشکسوتان و چهرههای نمادین جامعه قرآنی نیز بهره میگرفت، عمق و جذابیت بیشتری پیدا میکرد. برای مثال حضور چهرهای همچون سیدمحمدحسین طباطبایی ـ کودکی که سالها پیش به عنوان نابغه قرآنی شناخته شد و دیدارهای خاص و کمتر روایت شدهای با رهبر انقلاب داشته است ـ میتوانست لایههای تازه و کمتر شنیده شدهای به برنامه اضافه کند. همچنین حضور نوجوانانی که بارها در جلسات قرآنی رهبر انقلاب تلاوت کردهاند، میتوانست پیوست نسلی برنامه را تقویت کند و نشان دهد این جلسات چگونه بر تربیت نسلهای مختلف قاریان اثر گذاشته است.
نکته قابل توجه دیگر درباره «دیدار»، انتخاب هوشمندانه محل ضبط برنامه است، برنامهای که در حسینیه امینیها در شهر قزوین تولید شده است، مکانی آکنده از حالوهوای معنوی که در سالهای اخیر با میزبانی از مسابقات تلاوتهای تقلیدی و چند برنامه قرآنی دیگر آرامآرام به یکی از پناهگاههای مهم فعالیتهای قرآنی بدل شده است. این حسینیه تاریخی، با آن معماری اصیل ایرانی، ظرفیت آن را دارد که نه فقط یک لوکیشن تصویری، بلکه خود به بخشی از روایت قرآنی کشور تبدیل شود.
شاید دور از ذهن نباشد که در سالهای آینده، بیش از پیش نام این حسینیه را در کنار محافل و تولیدات شاخص قرآنی بشنویم. با این حال، «دیدار» در بهرهگیری از ظرفیت بصری این فضا نیز میتوانست هوشمندانهتر عمل کند. معماری دلنشین و فضای روحانی حسینیه امینیها، در حد یک پسزمینه باقی مانده و کمتر به بخشی از روایت تصویری برنامه تبدیل شده است. البته مجری برنامه در خلال گفتوگو به محل ضبط برنامه و تاریخچه آن به شکل کوتاه اشاراتی داشته است.
اما کارگردانی اثر میتوانست در خلال گفتوگوها، با استفاده از نماهای مکمل، جزئیات معماری، سکوت شاعرانه فضا، نور نشسته بر شیشههای رنگی و بافت تاریخی حسینیه را نیز به تصویر بکشد تا مخاطب، همزمان با شنیدن خاطرات قاریان، در فضای معنوی روایت نیز تنفس کند. گاهی یک قاب درست از یک پنجره قدیمی یا انعکاس نور در شبستان، میتواند به اندازه چند دقیقه گفتوگو، بار احساسی و معنایی به اثر بیفزاید، ظرفیتی که «دیدار» تنها بخشی از آن را به کار گرفته است.
با همه اینها، «دیدار» را باید تلاشی شریف و قابل احترام دانست، برنامهای که کوشیده است در میان هیاهوی اخبار جنگ و التهاب روزگار، پنجرهای به سمت خاطرات روشن و معنوی جامعه قرآنی باز کند و نسبت رهبر شهید با اهل قرآن را بیشتر بازگو کند. شاید بزرگترین امتیاز این برنامه آن باشد که مخاطب پس از پایان هر قسمت، نه صرفاً با یک گفتوگوی تلویزیونی، بلکه با حسرت دوباره شنیدن آن جمله روبهرو میشود: «حضرت آقا اجازه میفرمایید...»
انتهای پیام