براساس سرشماری سال 1871م، در مجموع دوازده نفر مسلمان در كانادا زندگی میكردهاند. اين رقم در سال 1901م به 300 تا 400 نفر كه متشكل از تركها و اعراب بودند رسيد. بعدها دولت های حاكم بر كانادا از افزايش تعداد مهاجران كه بواسطه مهاجرتهای جديد صورت میگرفت، جلوگيری كردند. به همين جهت، رقم مسلمين در سال های 1911 تا 1915 بسيار كاهش يافت. تعداد مسلمانان در سال 1951م، 1800 نفر، در سال 1961م،5800 نفر، در سال 1971م، 34430 نفر، و در سال 1982م، 120000 نفر بوده است.
45% مسلمانان اين كشور پاكستانی و هندی هستند، قريب همين نسبت نيز متعلق به اعراب است. تقريبا نيمی از مسلمانانی كه در كانادا زندگی میكنند، در شهر تورنتوی ايالت ANTARIO ساكن هستند. آنها پس از كاتوليكها و يهوديان بزرگترين اقليت دينی به شمار میروند.
در سالهای اخير عمدتا مسلمانانی ساكن كانادا شدهاند كه از تحصيلات عالی برخوردار هستند.
مسلمانان كانادا از نظر تشكلهای اسلامی، در مقايسه با مسلمانان ايالات متحده آمريكا، برزيل و آرژانتين، در وضع مطلوبتری قرار دارند. نخستين انجمن اسلامی در سال 1920 در «ادمونتون» (EDMONTON) تاسيس شد و در همانجا مسجدی نيز بنا گرديد. پس از جنگ جهانی دوم نيز انجمنهای اسلامی متعددی در ويندوسور، لوندن، تورنتو، ولاك لابيش و مناطق ديگر به ترتيب در سالهای 1954، 1955،1956،1957 تأسيس شد.
در حال حاضر، حداقل پنجاه انجمن و جمعيت اسلامی در كانادا مشغول فعاليت میباشد. بعدها انجمنهای منطقهای نياز به همكاری و تعاون را در سراسر كشور بيش از پيش حس كرده، در سال1973 اقدام به تأسيس «شورای انجمنهای اسلامی كانادا» كردند.
در حال حاضر، حداقل پنجاه انجمن و جمعيت اسلامی در كانادا مشغول فعاليت است. بعدها انجمنهای منطقهای نياز به همكاری و تعاون را در سراسر كشور بيش از پيش حس كرده، در سال1973 اقدام به تأسيس «شورای انجمنهای اسلامی كانادا» ( MUSLIM COMMUNITIES OF CANADA-CMCC THE COUNCIL OF) كردند.
شورای مذكور در زمينههای آموزش، جوانان، زنان، دين، روابط مردمی و انتشارات فعاليت نموده، با سازمانهای دانشجويی در كانادا و ايالات متحده آمريكا نيز همكاری دارد. در كانادا حدود پنجاه مسجد وجود دارد كه هر يك از آنها به عنوان يك مركز اسلامی و محلی برای آموزش قرآن شناخته میشوند.
مهمترين مساجد در شهرهای زير واقع شدهاند: ادمونتون1983 (مسجد الرشيد)، لاك لابيش 1985، لوندن 1965، ويندسور1969، تورنتو 1970، مونترال 1972، اوتاوا 1978، در مدارس كانادا دروس دينی آموزش داده نمیشود، ولی در چارچوب دروس تطبيقی اديان، در برخی مدارس درباره اسلام نيز بحثهايی صورت میگيرد.
در سال1953 در دانشگاه مك گيل و پس از آن در دانشگاه تورنتو «انيستيتوی تحقيقاتی اسلام» تأسيس گرديد. مهمترين نشريهای كه به طور مرتب به زبانهای انگليسی و عربی به چاپ میرسد، نشريه «اسلام - كانادا» است كه از سال 1972م منتشر میشود.
ترينيداد و توباگو
جزاير ترينيداد و توباگو مصادف با انتقال بردههای آفريقايی قبيله ماندينگو به اين جزاير و بهكارگيری آنها در مزارع نيشكر رفت. در فاصله سال های1777 تا 1802 ميلادی و خصوصا پس از استعمار انگلستان در سال1797 و آغاز تجارت برده و انتقال آنها از سنگال، قريب 000/20 نفر به منطقه مذكور آورده شد.
بردهها كه عموما مسلمان بودند، بر اثر فشار صاحبان جديدشان نتوانستند از هويت دينی خود محافظت كنند؛ نامهايشان تغيير يافت و برای آنكه از ظلم و تعدی نجات يابند، يا دين مسيحيت را پذيرفتند و يا مجبور شدند همانند مسيحيان زندگی كنند. با اين حال، مسلمانان ماندينگويی كوشيدند با تبعيت از «محمد بت» كه از سال 1830م در بخش [ PROT OF SPAIN ] ساكن شده بود و رهبری مسلمانان بومی را با قدرت به عهده گرفته بود، هويتخود را حفظ كنند.
آن دسته از مسلمانان ماندينگويی كه برده نبودند و سالهای 1850 - 1840م به جزاير ترينيداد و توباگو مهاجرت كردند، در حراست از دين و فرهنگ خود كاملا موفق بودهاند. بخشی از مسلمانان نيز كه در فاصله سالهای 1818 تا 1825م در قسمتهای شرقی جزاير مذكور ساكن شده بودند، در تبليغ اسلام در ميان اهالی بومی موفق بودند، به نحوی كه كواره [QUARE] در سال 1840م به شهری كه جمعيت غالب آن مسلمان بود، تبديل شد. البته اين روند مدت زيادی ادامه نيافت.
در سالهای اخير عمدتا مسلمانانی ساكن كانادا شدهاند كه از تحصيلات عالی برخوردار هستند.
در سال 1834 قانون بردهداری در جزيره ترينيداد لغو شد. بنابراين، برخی از بردهها تصميم به بازگشت گرفتند. همين موضوع موجب وارد آمدن ضربات جدی بر اقتصاد منطقه گرديد.
انگلستان برای جبران اين امر اقدام به عقد قراردادی كرد كه براساس آن، از سال 1854 تا 1915م، كارگران هندی را كه شامل مسلمانان نيز بود، به جزاير مذكور منتقل میكرد. شرايط زندگی اين مسلمانان نيز صرفنظر از برخی حقوق كه برخوردار بودند، با وضع بردههای آفريقايی تفاوت چندانی نداشت. ميسيونرهای مسيحی برای دور نمودن آنان از اسلام، فعاليتهای گستردهای كردند، حتی گاه با اعمال قهرآميز، اقدام به برهم زدن نمازهای جماعت مسلمانان كردند.
اين بود كه مسلمانان هندی مجبور شدند به طور پنهانی اعتقاد به دين و مذهبشان را ادامه دهند. بسياری از آنان در پايان مدت قراردادشان به دليل تنگدستی در هندوستان، مجبور میشدند به اقامتشان ادامه دهند. آنها بر خلاف مسلمانان آفريقايی، ارتباط خود را با ميهن اصلی ادامه داده، در حفاظت از دين و فرهنگ خود موفق بودند.
سيد عبدالعزيز افغانی كه در سال1883م، به عنوان كارگر به جزيره ترينيداد آمده بود، پس از اتمام مهلت قراردادش، گروهی به نام «جمعيت هند شرقی» را تأسيس كرد. (1893م) او تا زمان مرگ، رياست جمعيت مذكور را برعهده داشت. وی در سال1907 سمت قضاوت در ترينيداد را عهدهدار شد و برای ساختن تعداد زيادی مسجد فعاليت كرد، همچنين در سال1926م در تشكيل «جمعيت جوانان مسلمان» سعی و كوشش كرد. وی در همان سال جمعيتی به نام «تقوية الاسلام» را تأسيس كرد. اين جمعيتبعدها نمايندگی مسلمانان را در نزد حكومت عهدهدار شد. در سال 1914م فردی به نام «مولانا حاج صوفی شيخ محمد حسن حنفی قادری» به جزيره ترينيداد آمد. او به مردم هشدار داد كه بدون هيچ ملاحظهای بايد از اسلام تبعيت كرد؛ زنان نيز مجبورند حجاب را به طور كامل رعايت كنند. وی با اينكه مدت كمی در ترينيداد اقامت داشت، با اقدامات خود موجب شد اسلام جانی دوباره بگيرد. در سال1937م نيز يك روحانی به نام «ناظر احمد» از هند به ترينيداد آمد و برای تاسيس مدارس همكاری هايی نمود.
در سال 1945م اسلام در ترينيداد دين رسمی محسوب نمیشد و به همين دليل، اين جمعيت های اسلامی بودند كه تأسيس نهادهای آموزشی را برعهده داشتند. نخستين بار «جمعيت تقوية الاسلام» در سال1949م مدرسهای مطابق با اصول اسلامی تأسيس كرد. بعدها مدارس ديگری تاسيس گرديد و اين روند ادامه يافت. مسلمانان ترينيدادی امروز دارای هفتاد مسجد هستند كه در آنها كلاسهای آموزش قرآن فعال میباشد. همچنين در اين جزيره، بيست مدرسه ابتدايی، سه مدرسه راهنمايی و يك دبيرستان متعلق به مسلمانان وجود دارد.
مسلمانان منطقه ترينيداد در قاره آمريكا از بهترين تشكلهای اسلامی برخوردار هستند. جمعيت «اهل السنه و الجماعه» كه در سال 1930م در ترينيداد تاسيس و در سال 1935م به رسميت شناخته شد، نيرومندترين تشكل اسلامی در ترينيداد و توباگوبه شمار میرود. اين جمعيت در مجموع مديريت53 مسجد، هفت مدرسه ابتدايی و دو مدرسه راهنمايی را در اختيار دارد. 80 تا 85% مردم منطقه عضو اين تشكل میباشند. گروه ها و جمعيت های ديگر در منطقه ترينيداد و توباگو عبارتند از:
«اتحاديه مبلغان مسلمان در آمريكای جنوبی و منطقه كارائيب» كه در سال 1960م تاسيس شد.
از فعاليت جمعيتهای اسلامی مذكور در ترينيداد میتوان رسيدگی به نيازهای مادی و اعضا را نام برد. تقريبا میتوان گفت هر جمعيت نشريهای برای خود دارد. در خصوص نشريات میتوان به نشريه [THE TORCH OF ISLAM] كه از سال1966 توسط «اتحاديه مبلغان مسلمان» منتشر میشود، اشاره كرد. اين نشريه به جای مجله [ THE ISLAMIC HERALD ] منتشر میشود.
«مسلم نيوز» ارگان انتشاراتی «جمعيت اهل السنه و الجماعه»، «الناديه» ارگان جمعيت جوانان مسلمان، «الحكمة» ارگان مركز تبليغات اسلامی، «النور» ارگان جماعت اسلامی، «مسلم استاندارد» نشريهای كه هر دو ماه يكبار از سوی مركز اوقاف اسلامی منتشر میشود، [THE VOICE] كه به شكل گاهنامه و از سوی جماعة المؤمنين منتشر میشود، از نشريات عمده و با اهميت جزاير ترينيداد و توباگو محسوب میشوند. حكومت، علی رغم ميل درونی خود، به مسلمانان اجازه میدهد كه از رسانههای جمعی بهرهمند شوند. برای مثال، در سال 1974 مراسم نماز عيد فطر مستقيما از راديو پخش شده و از همان تاريخ به بعد مسلمان ها مجازند روزهای جمعه به مدت نيم ساعتبرنامه راديويی داشته باشند.
سورينام
اين كشور از سال1667م در استعمار هلند بوده است. بردههای مسلمان آفريقايی كه برای كار در مزارع و معادن طلا به اين منطقه منتقل میشدند، اولين مسلمانان سورينام محسوب میشوند. آنها نيز مانند مسلمانانی كه در كشورهای ديگر زندگی میكردند، تحت فشار و ستم قرار داشتند، انجام اعمال اسلامی برای آنها ممنوع بوده، به همين جهت از هويت دينی خود دور ماندند. در سال1863م، پس از لغو قانون بردهداری در سورينام، دولت هلند برای جلوگيری از خسارات احتمالی در اقتصاد، تصميمات جديدی اتخاذ كرد. طبق تصميمات جديد، بردهها پيش از كسب آزادی خود، مجبور بودند مدت دو سال در مقابل دريافت دستمزد نزد صاحبانشان به كار مشغول شوند. به موازات اين تصميم، طبق قراردادهای پنجساله، كارگران متعددی از هند و جاوه به سورينام آورده شدند. اكثر كارگرانی كه به دنبال اين تصميم در سال های 1831 تا 1850 از جاوه و در سال های1873 تا1916م از هند به سورينام آمدند، مسلمان بودند. كسانی كه مدت نجساله قرار داد خود را به پايان میرساندند، در بازگشتبه كشور خود و يا اقامت دائم در سورينام آزاد بودند. مسلمانان در سال1927م مانند سورينامیهای ديگر توانستند از حقوق شهروندی هلند برخوردار شوند.
از سال 1940م به بعد، مسلمانان آزادی برخورداری از حقوق شخصی، خانوادگی و مسائل مربوط به ارث را كسب كردند. هلندیها در سال 1975 كشور را ترك كردند و آنگاه براساس قانون اساسی پذيرفته شده، انتخابات برگزار شد. در سال 1980، ارتش توسط يك كودتا زمام امور را بدست گرفت. در سال 1982 نيز كودتای مشابهی صورت گرفت و بسياری از مسلمانان هندی الاصل به هلند و انگلستان مهاجرت كردند.
گروه های مسلمان در سورينام به زبان های مختلف تكلم كرده، از مذاهب متعددی برخوردار هستند.
اين امر همواره مانع همبستگی كامل آنان بوده است. اين موضوع حتی در تعيين قبله نيز خود را به وضوح مینماياند. جاوهایها از مسير اقيانوس كبير به سورينام آمدهاند. از اين رو، قبله را به سمت غرب میدانند، اما هندیها چون از طريق اقيانوس اطلس به اين كشور آمدهاند، شرق را جهت قبله میدانند.
به اين دليل، با اينكه مساجد هر دو جماعت رو به سوی كعبه میباشد، اما قبله آنها متفاوت است! در سورينام هفتاد مسجد وجود دارد. اولين مسجد اين كشور در سال 1932م در «پاراماريبو»، پايتخت سورينام، تاسيس گرديد. مساجد مذكور عمدتا به آموزش قرآن میپردازند. قرآن تاكنون در سورينام سه مرتبه به زبان هلندی ترجمه شده است. يكی از ترجمهها متعلق به يك استاد هلندی است و دو ترجمه ديگر توسط قاديانیها انجام شده است. علیرغم تمام اختلافات، مسلمانان سازماندهی خود را ادامه دادهاند. آنها در سال1929م «سازمان اسلامی سورينام» را تاسيس كردند.
اين سازمان تا سال 1978م توسط قاديانیها اداره میشد، از آن تاريخ به بعد، مسلمانان سورينام جمعيتی به نام «جمعيت اسلامی سورينام» را تاسيس كردهاند.
گويانا
ورود اسلام به گويانا نيز مانند كشور همسايهاش، سورينام، با انتقال عده زيادی از بردههای آفريقايی كه برخی از آنان مسلمان بودند، رخ داده است. مسلمانان اين منطقه نيز مانند كشورهای ديگر تحت ستم اربابان اروپايی واقع شده، مجبور به رها ساختن فرهنگ و دين خود شدند. انگلستان پس از لغو قوانين بردهداری در سال 1834، اقدام به انتقال كارگران هند به اين كشور نمود. عدهای از اين كارگران مسلمان بودند. برای آنكه مسلمانان مذكور در مدت قراردادشان از دين خود دست بكشند، تحت فشار و ظلم های بيشماری قرار گرفتند، ولی آنها با راهانداختن جمعيتهای زيرزمينی به حفاظت از هويت فرهنگی خود پرداختند.
تا سال 1860، از نكاح اسلامی مسلمانان ممانعت به عمل میآمد و از آنها خواسته میشد در كليسا ازدواج كنند. از آن تاريخ به بعد، رفتار انگليسها نسبت به مسلمانان نرمتر شد. به آنها اجازه دادند مسجد داشته باشند و جمعيتهای مورد نظر خود را تاسيس كنند. انجمنهای متعدد مسلمانان در سال1936 ميلادی به هم پيوسته، جمعيتی به نام «جمعيت عالی اسلامی» را تأسيس كردند.
هواداران هندی و آفريقايی اين جمعيت در انتخابات سال 1961م هر يك از حزب جداگانهای حمايت كردند؛ به اين ترتيب، به دو جناح منشعب شدند. پس از انشعاب مذكور، جمعيت های جديد و مستقلی ظهور يافت. مهمترين آنها «مجلس عالی اخوت اسلامی»، «اتحاديه جوانان مسلمان» و «مركز اسلامی» است. ولی امروزه جماعات محلی در واقع شعباتی از «صدر اسلامی» محسوب میشوند. تعداد چنين شعباتی در حال حاضر 120 میباشد. هر شعبه در محل يك مسجد مشغول فعاليت و اداره كلاس های آموزش قرآن است. اين كشور دارای 130 مسجد است كه بزرگترين آنها «مسجد كوئين استان» در پايتخت اين كشور يعنی «جورج تاون» است. مسلمانان در پارلمان و هيات وزيران گويانا حضور دارند. آنها در احوالات شخصی، خانواده و حقوق مربوط به ارث، مطابق احكام اسلامی عمل میكنند.
در گويانا 130 هزار نفر مسلمان زندگی میكنند. نسبت جمعيت مسلمانان به كل جمعيت كشور17% میباشد.
منابع:پايگاه خبری تقريب و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ترجمه «غلام وفائی»