کد خبر: 1594241
تاریخ انتشار : ۰۱ آبان ۱۳۸۶ - ۱۰:۳۰

«ميرجلال‌الدين كزازی»: مثنوی در ادبيات جهان همتا ندارد

گروه ادب: هفدهمين دوره از درس‌گفتارهايی درباره مولانا در شهر كتاب مركزی با عنوان «فردوسی و مولانا» به بررسی مهم‌ترين ويژگی‌های شعری هريك از اين دو پديدار بزرگ ادب پارسی اختصاص داشت كه «ميرجلال‌الدين كزازی» به سنجش پديدارشناختی حماسه و عرفان بر پايه شاهنامه و مثنوی پرداخت.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) به نقل از ستاد خبری بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا، در ابتدای نشست «ميرجلال‌الدين كزازی» شاهنامه‌پژوه و استاد دانشگاه گفت: در ادب صوفيانه و فرهنگ درويشی پايه به ستيز و هماوردی و كشاكش است؛ آنچه بنياد حماسه را می‌سازد و مرزی كه اين ستيزه‌ها و هماوردی‌ها را در ادب پهلوانی و نهان‌گرايانه از يكديگر جدا می‌كند اين است كه در ادب نهان‌گرايانه هماورد درونی می‌شود. به سخن ديگر درويش با خويش در كشاكش است.
وی در ادامه افزود: در ادب حماسی، هماورد هر كه باشد و يا هرچه، همواره بيرونی می‌ماند؛ از اين سوی مايه شگفتی نيست كه ما ساختارهای انديشه‌ای و بن‌مايه‌های ادبی فرهنگ و ادب حماسی را در فرهنگ و ادب نهان‌گرايانه بازيابيم. ادب صوفيانه و فرهنگ نهان‌گرايانه دنباله‌ای بر ادب حماسی و فرهنگ پهلوانی ما است.
اين شاهنامه‌پژوه يادآوری كرد: آنچه ما می‌خواهيم در اين رفتار بدان بپردازيم آن نهادها و بنيادهايی است كه از فرهنگ اسطوره‌ای و فرهنگ حماسی بيشترين بازتاب را در شاهنامه و سروده‌های پهلوانی يافته است. مثنوی برپايه گونه‌ای همخوانی آزاد انديشه‌ها و تداعی غول‌آسا پديد آمده است. مولوی داستانی را می‌آغازد اما در گيراگير بازگفت داستان زمينه‌های گوناگون را می‌كاود و خيزابه‌های معنی يكی پس از ديگری از دريای ياد و نهادآور برمی‌جوشد و در پی يكديگر می‌شتابند، سخن رنگ و آهنگ گوناگونی می‌يابد اما سرانجام مولانا باز می‌گردد به داستان نخستين.
وی در ادامه افزود: هم از اين ديد، مثنوی شاهكاری است كه همتايی برای آن در ادب جهان نمی‌توان يافت. كتابی است كه می‌بايد آموختاری باشد كتاب را مولانا سروده است به خواست شاگردان خويش تا رازها و انديشه‌ها و رفتارهای نهانگرايانه را در آن باز نمايد. اما به هيچ كتابی آموختاری نمی‌ماند به ناگاهان در بی‌زمان و ناكجا آغاز می‌گيرد و به ناگاهان در بی‌زمان و ناكجا پايان می‌پذيرد. سرودن مثنوی هرگز سنجيده و انديشيده نبوده است. هرگز مولانا هماند امروزيان يادداشت‌هايی نداشت و طرحی در ذهن نمی‌داشته است تا از آن پژوهيده‌ها و يافته‌ها در سرودن بخش‌های گوناگون بهره ببرد و خود به زبياترين شيوه‌ای كه می‌توان، در آغاز دفتر دوم مثنوی اين راز را بر ما گشوده كه مثنوی چگونه سروده شده است.
ميرجلال‌الدين كزازی سپس به ريخت‌شناسی عدد هفت در ادبيات پهلوانی و نيز زيباشناختی آن پرداخت و افزود: يكی از بنيادهای پرآوازه در آيين درويشی آن هفت پايگاه، هفت زينه و يا هفت شهر عشق است كه هر رهروی می‌بايد از آنها يك به يك بگذرد تا به فرجام گشت‌وگذار شگفت خويش در جهان معنا برسد آن هفت شهر چنين است طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحيد،، حريت و فنا كه مولانا مانند ديگر سخنوران درويش‌كيش بارها به سخنان گوناگون در مثنوی و غزل‌های ديوان شمس از آن نام برده است.
كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا از ششم تا دهم آبان امسال در تهران، تبريز و خوی برگزار خواهدشد.
captcha