به گزارش ایکنا، در کنار برگزاری نمایشگاه مجازی کتاب، امسال کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز در مرکز آفرینشهای فرهنگی و هنری خود، میزبان نمایشگاهی فیزیکی بود. این رویداد که به همت کانون و با حضور ناشران فعال در حوزه کودک و نوجوان برپا شد، فرصتی را فراهم کرد تا مخاطبان فارغ از فضای مجازی، با ناشران محبوب خود دیداری تازه کنند و کتابها را از نزدیک ورق بزنند. در جریان این نمایشگاه، به سراغ غرفههای مختلف رفتیم تا از نزدیک در جریان چالشها، دیدگاهها و وضعیت فروش آنها قرار بگیریم. در یکی از این گفت وگوها، میزبان رضا نیازی، مدیر انتشارات دلتا هستیم. او در این گپوگفت، به تحلیل ریشهای مشکلات اقتصادی صنعت نشر، از جهش قیمت کاغذ تا چالشهای مربوط به مدل برگزاری نمایشگاه امسال و وضعیت تیراژ کتابها پرداخته است. که در ادامه با هم میخوانیم.
ایکنا - امسال شاهد برگزاری نمایشگاه کتاب به شکل مجازی بودیم و نمایشگاه فیزیکی متمرکز همیشگی برگزار نشد. ارزیابی شما از این رویکرد چیست؟ آیا این مدل برای حوزه نشر مفید بود؟
اینکه دلایل دقیق عدم برگزاری نمایشگاه کتاب حضوری چه بوده، در این مقال نمیگنجد، اما مشخص است که یک بخش اصلی، دلایل شرایط خاص جنگی کشور عنوان شده است. با این حال، نکته حائز اهمیت و قابل تأمل اینجاست که اگر کشور اساساً در شرایط جنگی بود، چطور توانستیم دو نمایشگاه فیزیکی مجزا در دو نقطه مختلف (یکی در باغ کتاب و دیگری در کانون پرورش فکری) به همراه یک نمایشگاه مجازی سراسری برگزار کنیم؟
این خود دلیلی واضح بر این است که امکان برگزاری یک نمایشگاه واحد وجود داشت. شاید نه با آن شدت و حدت و گستردگی سالهای گذشته، اما قطعاً میشد هوای حوزه نشر را بیشتر داشت و فضای کتاب را از این انزوا خارج کرد تا امروز به نقطهای نرسیم که ناشران واقعاً درمانده شدهاند و نمیدانند چه باید کنند.
ایکنا - شما به وضعیت بغرنج ناشران اشاره کردید. ممکن است کمی دقیقتر توضیح دهید که چه چالشهای اقتصادی مشخصی گریبانگیر صنعت نشر شده که شاید از دید مخاطب عام پنهان مانده باشد؟
اگر بخواهیم به شکل جدی در مورد اقتصاد حوزه نشر صحبت کنیم، باید بدانیم که سازوکار خرید و فروش کتاب با سایر صنایع کاملاً متفاوت است. برای مثال، در حوزه غذا شما تا پول نپردازید کالایی دریافت نمیکنید. اما در صنعت نشر، وضعیت دگرگون است. نکته قابل تأمل اینجاست که حتی پیش از اتفاقات اخیر و درگیری کشور در جنگ، بازه زمانی تسویه حساب برای خرید کتاب از ناشر توسط مراکز پخش، به طور متوسط 10 ماه بوده است.
حالا شما این شرایط را تصور بفرمایید: منِ ناشر، امروز یک کتاب را با توجه به جهشها و نوسانات قیمت، مثلاً با قیمت ۱۰۰ هزار تومان برای شما فاکتور میکنم. این کتاب به فروش میرسد، اما قرار است پول آن 10 ماه دیگر به دست من برسد. حالا شما بفرمایید این ۱۰۰ هزار تومان براساس نوسان نرخ ارز و تورم لجامگسیخته، 10 ماه بعد چه ارزشی خواهد داشت؟
بیایید یک بازه زمانی کوتاهتر را مثال بزنیم. از اواسط سال ۱۴۰۲ که دلار حدود 52,000 تومان بود تا اواسط ۱۴۰۳، چه بر سر نرخ ارز آمد و چه تورم سنگینی بر مردم تحمیل شد؟ این فعل و انفعالات ارزی و تورم، هم سبد خانوار را کوچکتر کرده و هم بهتبع آن، سبد فرهنگی را به شدت نحیف کرده است. از یک سو، مخاطب توان خرید کتاب را از دست داده و از سوی دیگر، منِ تولیدکننده نیز توان تولید کتاب کمتر و کمتری دارم. این یعنی تمام زنجیره تأمین و توزیع کتاب آسیب دیده است.
ایکنا - یکی از گلایههای همیشگی مردم در نمایشگاهها، قیمت بالای کتاب است. با توجه به توضیحاتی که فرمودید، آیا از منظر شما به عنوان ناشر، کتاب واقعاً کالای گرانی محسوب میشود؟
این نکته بسیار مهمی است. شوربختانه باید اشاره کنم که حقیقتاً قیمت کتاب بالا نیست. این حرف را نه از این جهت که خودم در حوزه کتاب فعالیت میکنم، بلکه با توجه به سوابقی که در صنایع مختلف از جمله بانک و صنایع وابسته داشتهام، عرض میکنم. نکته قابل تأمل این است که اگر بخواهیم کتاب را در مقیاس و سبد سایر صنایع مقایسه کنیم، میبینیم که هزینه آن اصلاً عددی به حساب نمیآید.
اما چرا کتاب گران به نظر میرسد؟ چون با این میزان از بیکاری و تورمی که به مردم تحمیل شده، اولویتهای زندگی تغییر کرده است. وقتی معیشت در خطر است، طبیعتاً فرهنگ و کتاب به حاشیه رانده میشود و قیمت آن گزاف به چشم میآید. وگرنه در ذات خود، کتاب گران نیست.
دوستان و عزیزانی که از قیمتها مکدر میشوند، باید این واقعیتها را نیز در نظر داشته باشند. شما هم به عنوان رسانه کمک کنید تا این صدا شنیده شود. قیمت کاغذ را ببینید. فکر نمیکنم سه ماه از زمانی که قیمت یک بند کاغذ پیش از جنگ حدود ۲ میلیون تومان بود، گذشته باشد. امروز ما با قیمتهای ۵، ۶ و حتی ۷ میلیون تومانی برای هر بند کاغذ روبرو هستیم. این وضعیت باعث شده ناشر از تولید کتاب بترسد.
ایکنا - این ترس از تولید و افزایش هزینهها، مشخصاً چه تأثیری بر تیراژ کتابها گذاشته است؟
تأثیر آن فاجعهبار بوده است. همین امروز که من در خدمت شما هستم، ما به عنوان یکی از ناشران بزرگ کشور، برای یکی از عناوین کتابهایمان که جزو بهترینهای مجموعه ما نیز بوده، فقط ۱۰۰ نسخه تولید کردهایم. بله، به تیراژ ۱۰۰ نسخهای رسیدهایم! زمانی دغدغه ما این بود که تیراژ از هزار نسخه پایینتر نیاید. از هزار به ۵۰۰ رسیدیم، از ۵۰۰ به ۲۰۰ و امروز به ۱۰۰ نسخه. شاید فردا به نقطهای برسیم که فقط به میزان سفارش مشتری کتاب چاپ کنیم. این یعنی وضعیت گردش مالی در صنعت کتاب اصلاً خوب نیست و این زنگ خطری جدی است.
ایکنا - با توجه به اینکه دولت امسال هزینه بسیار سنگین برگزاری نمایشگاه فیزیکی (شامل اجاره، خدمات، پذیرایی و...) را متحمل نشد، این ذهنیت ایجاد میشود که میتوانست همین بودجه را مستقیماً برای حمایت از ناشران و تزریق به این صنعت بحرانزده اختصاص دهد. نظر شما چیست؟
این نگاه شاید کمی خوشبینانه به نظر برسد. اول باید ببینیم تعریف ما از «دولت» و اولویتهایش چیست. من کاری به این دولت یا آن دولت ندارم اما اگر در مقیاس کلان حاکمیتی به موضوع نگاه کنیم، میبینیم که دولت اعداد بسیار هنگفتی را در زیرساختهای کشور از دست داده است. اینکه چگونه میتواند این اعداد را جبران کند خود محل بحث است.
برای مثال، برای احیای دو شرکت عظیم مانند فولاد مبارکه اصفهان و فولاد خوزستان، شاید به چند صد هزار میلیارد تومان (همت) بودجه نیاز باشد. حداقل بیش از ۱۰۰ همت برای ریکاوری این شرکتها لازم است. میخواهم بگویم آنچه امروز در اقتصاد کلان کشور در حال وقوع است، آنقدر عظیم است که شاید مسائل صنعت نشر در مقابل آن دیده نشود. با این حال اگر حاکمیت با یک چشمانداز صحیح به این حوزه نگاه نکند و چهار چشمی مراقب آن نباشد، در آیندهای نه چندان دور شاهد یک ورشکستگی بسیار بزرگ و زنجیرهای در صنعت کتاب خواهیم بود و این اتفاقی بسیار غمانگیز برای آینده فرهنگی کشور است.
ایکنا - عملکرد مشخص فروش مجازی امسال چگونه بود؟ آیا توانست جای خالی نمایشگاه فیزیکی را پر کند؟
فروش مجازی امسال هم خود محل بحث است. آمار خیلی دقیقی در خاطرم نیست، اما اگر اشتباه نکرده باشم، میزان سفارشها شاید بین 30 تا 40 درصد کمتر از سنوات گذشته بود. در مجموعه ما نیز وضعیت به همین منوال بود. اما دلیل این کاهش فقط مجازی بودن نیست. یک مسئله مهم، عدم هماهنگی و همپوشانی رویدادها بود.
از حدود 26 اردیبهشت ماه، یک نمایشگاه فیزیکی بزرگ در باغ کتاب برگزار شد. بخش بزرگی از مخاطبان کتاب که بودجهای برای این امر کنار گذاشته بودند، به آنجا رفتند و هزینه کردند. احتمالاً تخفیفهای ارائه شده در آنجا نیز از تخفیفهای مجازی جذابتر بود و بخشی از مخاطبان را به آن سمت سوق داد. پس از آن، نمایشگاه مجازی آغاز شد و همزمان یک نمایشگاه دیگر نیز در کانون پرورش فکری برپا بود. این عدم هماهنگی و همپوشانی، عملاً سبد خرید مخاطب را بین چندین رویداد تقسیم و خرد کرد و در نتیجه، میزان موفقیت هر یک از این رویدادها و به طور کلی موفقیت ناشران را به شدت کاهش داد.
ایکنا - در میان این چالشها، کدام یک از آثار انتشارات دلتا و مجموعههای وابسته به شما با استقبال بیشتری از سوی مخاطبان مواجه شدند؟
در مجموعه ما، کتابهای مجموعه ماینکرفت همچنان بسیار پرفروش بودند. همچنین مجموعههای «باشگاه مغزها» و «جزیره آقا فیله» نیز با استقبال خوبی روبرو شدند. یک کتاب جدید هم برای بچهها کار کردیم به اسم «لرزون» که قسمت سوم از یک مجموعه دایناسوری است و بسیار موفق بود و از اقبال خوبی برخوردار شد.
ایکنا - به عنوان سوال پایانی، دولت برای خرید از نمایشگاه مجازی یک یارانه ۱۰ درصدی (علاوه بر تخفیف ناشر) در نظر گرفته بود. گزارشهایی مبنی بر وجود مشکل در اعمال این یارانه به گوش میرسید. آیا شما در این خصوص اطلاعی دارید؟
من اطلاعات دقیقی از فرآیند فنی آن ندارم چون خودم فرصت خرید پیدا نکردم، اما این مسئله به شکل جدی محل بحث بود. هم مخاطبان با ما تماس گرفتند و پیام دادند و هم بین خود همکاران صحبت میکردیم. قرار بود اگر شما تا سقف ۲ میلیون تومان خرید کنید، یک یارانه ۱۰ درصدی از طرف دولت به شما تعلق بگیرد. این علاوه بر ۱۵ درصد تخفیف ناشر بود. همچنین هزینه ارسال دو خرید ابتدایی نیز رایگان اعلام شده بود. تا جایی که میدانم، مسئله ارسال رایگان برای دو بسته اول انجام شد، اما در خصوص آن یارانه ۱۰ درصدی، ابهامات و بحثهای زیادی وجود داشت که چگونه قرار است پیادهسازی شود. به همین دلیل نمیتوانم به شکل موثق بگویم که این یارانه به همه تعلق گرفت یا نه، اما قطعاً فرآیند آن شفاف و روان نبود.
انتهای پیام