کد خبر: 1702969
تاریخ انتشار : ۱۱ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۰۰

گذری بر گفتار شهيد بهشتی درباره موسيقی از نظر اسلام

آنچه در زير می‌آيد گفتاری از آيت‌الله شهيد دكتر بهشتی (ره) درباره حرمت موسيقی است كه در ساليان حضور ايشان در آلمان (1349ـ 1343) به عنوان امام مسجد و مركز اسلامی هامبورگ و در پاسخ به پرسشی كه از ايشان در اين باره شده ايراد شده است.

آنچه در زير می‌آيد گفتاری از آيت‌الله شهيد دكتر بهشتی (ره) درباره حرمت موسيقی است كه در ساليان حضور ايشان در آلمان (1349ـ 1343) به عنوان امام مسجد و مركز اسلامی هامبورگ و در پاسخ به پرسشی كه از ايشان در اين باره شده ايراد شده است ذكر خدمات آن شهيد فرزانه در آن ديار فرصتی مبسوط می‌طلبد اما نكته شايان توجه اين است كه يكی از برنامه‌هايی كه توسط ايشان انجام می‌شد پاسخ به پرسش‌های مسلمانان مقيم اروپا، اعم از ايرانی يا غير ايرانی، به صورت حضوری، مكاتبه‌ای و يا ارسال نوار صوتی بوده است كه گفتار زير از اين قسم آخر است كه با اميد اينكه در شناخت ديدگاه‌های فقهی ايشان مؤثر افتد تقديم خوانندگان گرامی می‌شود.
موسيقی از نظر اسلام
نامه شما رسيد در اين نامه درباره چند مطلب سؤال كرده بوديد و لازم دانستم به اين سؤالات طی نوار پاسخ مفصل‌تری بدهم، خواهش می‌كنم كه نوار را گوش كنيد تا اگر باز نكته‌ای به نظرتان رسيد بپرسيد تا پاسخ بدهم يكی از سؤالات شما اين است كه نظر اسلام درباره موسيقی چيست؟ از چه منبعی در كار دين اين جواب را می‌دهيد؟ اگز از قرآن است خواهشمندم آيه‌ آن را نشان دهيد.
شهيد بهشتی: قبل از اينكه نظر اسلام را درباره موسيقی توضيح بدهم‌، لازم اين است اين نكته را يادآوری كنم كه در آيات قرآن كريم و همچنين در روايات، كلمه موسيقی يا موزيك يا معادل آن از كلمات عربی سراغ ندارم در قرآن كريم كه نيست و در روايات هم تا آنجا كه به خاطر دارم سراغ ندارم فقهای ما وقتی خواستند درباره حكم موسيقی در اسلام صحبت كنند مطلب را تحت عنوان حكم «غنا» در اسلام از يك طرف و همچنين حكم آلات لهو از طرف ديگر مطرح كردند، در كتاب‌های فقهی، يك جا بحث درباره غنا و در كنار آن بحث درباره آلات لهو ديده می‌شود.
كلمه لهو در قرآن كريم در چند جا آمده است. در سوره جمعه حتماً‌ آيه را شنيده‌ايد:
و اذا رأوا تجارة أو لهواً انفضوا اليها و تركوك
از روش گروهی از مسلمان‌های سست ايمان كه به هنگام نماز جمعه و در موقعی كه پيغمبر (ص) مشغول خطبه بود، اگر صدای ساز و نواز در بيرون مسجد بلند می‌شد يا صدای طبل كاروان تجارتی كه از بيرون مكه رسيده بود به گوششان می‌رسيد برای تماشای بساط طربی كه آنجا بود يا برای معامله با كاروان قبل از اينكه ديگران به اين قافله و كاروان تجارتی برسند از پای خطبه پيغمبر(ص) كه در نمازجمعه ايراد می‌كرد پا می‌شدند می‌رفتند، در اين آيه انتقاد شده:
«قل ما عندالله خير من اللهو و من التجاره والله خير الرازقين»
شما نبايد به عنوان تجارت، كارهای تجارتی يا بعنوان تفريح و سرگرمی از پای خطبه پيغمبر در نماز جمعه بلند شويد برويد چون سودی خدا در سنتهای خود برای مردم با ايمان و درستكار مقدر و مقرر كرده به مراتب از سودی كه شما از حضور در مراسم شادی و طرب و يا لهو و سرگرمی يا پيشدستی در تجارت يا كاروان تازه رسيد نصيبتان می‌شود بيشتر است.
غالباً در اينجا اينطور گفته‌اند كه منظور از لهو در اينجا همان صدای شيپور و نقاره و طبل و اين قبيل چيزهايی بوده كه كاروان‌های تجارتی معمولا وقتی از بيرون وارد شهر می‌شدند می‌زدند تا مردم خبر بشوند كه اين قافله تجارتی وارد شهر شده و بيايند با قافله معامله كنند عداه‌ای از مردم كه برای تماشا و سرگرمی می‌رفتند اين خود اين سازها؟ و علاوه بر اين اصلاً ديدن و تماشای قافله سرگرمی بود. عده‌ای هم برای تجارت و معامله می‌رفتند. اين همان چيزی است كه حتی امروز هم هست می‌دانيد كه هنوز هم در جاهای كوچك چيزهای كهنه بخرند زنگ می‌زنند كه نشان بدهد كه اينها برای خريد آمده‌اند . اما از اين آيه نمی‌شود برای حرام بودن موسيقی و حرام بودن لهو استفاده كرد. حتی می‌شود گفت كه آيه در صدد اينست كه بگويد چرا اينان نماز پيغمبر را ترك كردند و رفتند، همين‌طور كه با استفاده از اين آيه نمی‌شود گفت كه تجارت حرام است.
در چند آيه ديگر از قرآن كلمه "اللغو" آمده و بعضی از فقها "لغو" را هم بهمان "لهو" معنی كردند و در آن آيات هم از لغو نكوهش ده اما باز حرام بودن لهو استفاده نمی‌شود.
در سوره مؤمنون در آيه سوم در صفات مؤمنان گفته می شود: «والذين هم عن اللغو معرضون» آنهاييكه از لغو يعنی از لهو اعراض می‌كنند « لغو يعنی بيهوده، لهو يعنی سرگرمی» در آيه 72 از سوره فرقان باز در صفات بندگان پاك گفته می‌شود « والذين لا يشهدون الزور و اذا مرؤا باللغو مروا كراماً»( 2) آنها كه به باطل شهادت نمی‌دهند و يا درمجالس باطل شركت نمی‌كنند و وقتی كه از كنار لغو می‌گذرند با بزرگواری از كنار آن می‌گذرند.
«و اذا سمعوا اللغو اعرضوا عنه» وقتی كه لغو به گوش آنها می‌خورد اعراض می‌كنند و روی می‌گردانند اين آيات هم خواه لغو به معنی لهو باشد خواه لغو اصلا معنی مستقلی داشته باشد بيهوده، ظاهر مطلب اين است كه از اين آيات هم اثبات حرمت موسيقی استفاده نمی‌توان كرد.
بنابراين می‌توان گفت كه در آيات قرآن كريم آيه‌ای كه بتوانيم از آن حرمت موسيقی را و بطور كلی حتی حرمت لغو و حتی حرمت غنا را استفاده بكنيم موجود نيست اين درباره آيات اما درباره روايات هم درباره ساز زدن تنبور زدن و اينجور چيزها هست كه به آنها آلات طرب و آلات لهو گفته می‌شود اين روايات هم كم و بيش بر حرام بودن استفاده از اين وسايل دلالت می‌كند و اين روايات هم در ميان كتب شيعه هست و هم در كتب اهل سنت .درباره اين روايات بايد اجمالا گفت كه اين روايات می‌خواهد بگويد غنا و همچنين استفاده از آلات طرب از قبيل ويولن ساز، انواع ديگر سازها مانند تار، تنبك‌، حرام است.
بعضی از فقها اين‌طور استنباط كرده‌اند كه اينها نمی‌خواهد بگويد كه موسيقی بطور كلی حرام است بلكه اين روايات می‌خواهد بگويد اين بساط مجالس لهو و لعب اين بساط مجالس خوشگذرانی كه در زمان امامها( ع) و در زمان پيشوايان اسلامی در خانه‌های ثروتمندان، حكام، فرمانداران، صاحبان ثروت و قدرت معمول بوده، مجموعاً حرام است. در حقيقت اين روايات در صدد بيان حرمت آن سبك موسيقی و آن سبك مجالس عياشی كه در زمان پيشوايان دينی ما در خانه‌ها و در محل‌های زندگی بسياری از اشراف و ثروتمندان معمول بوده و می‌باشد. و اين مجالس مجالسی بوده كه در آن خوانندگی به عنوان نمك آش استفاده می‌شود يعنی خوانندگی و نوازندگی برای تشويق شركت كنندگان به گناهان ديگر بوده‌ است، اصلاً اين نوع خوانندگی و نوازندگی به اين معنا كه در آن مجالس زنان با مردان شركت می‌كردند و مجالس‌، مجالس عياشی‌، هوسرانی‌، هرزگی‌، زنا، فسق و فجور بوده و ترانه‌هايی بوده تشويق كننده به اين كار، حرام است.
بنابراين خلاصه مطلب چنين است: كه هر آوازه خوانی حرام نيست، هر نوازندگی حرام نيست آن نوع از آوازه خوانی و آن نوع ازنوازندگی كه شنونده يا حاضران در يك مجلس را به گناه می‌كشاند و اهتمام آنها را به رعايت قوانين پاكی و تقوی ضعيف می‌كند اراده آنها را برای گناه نكردن و به گناه آلوده نشدن سست می‌كند و آنها را به شركت در گناه تشويق می‌كند نوع موسيقی حرام است. اما اگر آوازه خوانی يا حتی موسيقی هست كه اين اثر را ندارد حرام نيست. اين رأی برخی ديگر از دانشمندان و فقها است كه اين روايات را اينطور فهميده‌اند. بنابراين درباره موسيقی در اسلام اينطور گفت كه هر نوع آوازه خوانی و هر نوع موسيقی كه شنونده را به شهوترانی مخصوصاً به بی‌پروايی در گنه كاری می‌كشاند، شنونده را برای ارتكاب فسق و فجور و كارهای خلاف عصمت و پاكی و تقوی بی‌پروا می‌كند، انگيزه‌های شهوت در او چنان برمی‌انگيزد.
تا در ارتكاب گناه خدا، قانون خدا، تعاليم پيغمبران، رعايت پاكی و تقوی را و رعايت ارزشهای عالی انسانی را فراموش كند (ولو موقتاً فراموش كند) در اسلام حرام است، اين قدر مسلم است اما آوازه خوانی‌های ديگر و موسيقی‌های ديگر را نمی‌شود گفت به‌طور مسلم در اسلام حرام شده است
حالا توجه می‌كنيد به اينكه حتی كلمه لهو و همچنين كلمه لغو هم چقدر با اين موسيقی مناسب است. دركلمات فقها گفته می‌شود: اللهو ما؟ عن ذكر الله
لهو آنی است كه آدمی را از ياد خدا غافل می‌كند.
در اين از ياد خدا غافل كردن، مرحله خاصی از غفلت از ياد خدا را می‌خواهد بيان كند و آن مرحله خاص اين است كه آدم با ايمان هر وقت با گناهی روبرو می‌شود و هر وقت با لغزشی روبرو می‌شود خودبخود بياد خدا می‌افتد. اينكه چون اينكار حرام است، خدا گفته نكن پس نكنم. اين حالت كه برای يك انسان با ايمان در برخورد با گناه دست می‌دهد اين يكی از ضامنهای مؤثر در حفظ پاكی و فضيلت در مردم است.
اصلاً يكی از مهمترين ارزشهای ايمان اين است كه ايمان پليس باطن است. وقتی انسان تك و تنها هم نشسته با گناهی روبرو می‌شود. ايمان درونی و وجدان الهی بر او نهيب می‌زند كه خدا ناظر اعمال توست! نكن! اين توجه به خدا، از مهمترين ارزشهای تربيتهای دينی است
بنابراين خود بخود آن نوع از موسيقی و آن نوع از آوازه‌خوانی كه در آدمی اين توجه را ضعيف كند تا آن حد ضعيف كند كه انسان وقتی با گناه روبرو می‌شود اصلا ديگر يادش نباشد كه خدايی هست و بی‌پروا گناه بكند حتی با شوق و رغبت به گناه آلوده بشود البته حرام است، من فكر می‌كنم كه اگر هيچ آيه‌ای و هيچ روايتی هم در اين‌باره نبود و فقط ما بوديم و تعاليم اسلام و بلكه تعاليم اديان درباره ارزش ايمان استنباط می‌كرديم كه اين نوع موسيقی حرام است.
خلاصه كنم: آن نوع از آوازه‌خوانی و ترانه خوانی كه می‌دانيد بسياری از ترانه‌هايی كه مخصوصاً زنهای ترانه‌خوان می‌خوانند، وقتی در مجلسی خوانده می‌شود عده‌ای را در ارتكاب گناه بی‌اختيار می‌كند حرام است بنابراين آن نوع موسيقی‌ها، آن نوع ترانه‌ها، آن نوع نوازندگيها، آن نوع خوانندگی و نوازندگی كه در شنونده اين اثر را می‌گذارد كه او را در ارتكاب گناه بی‌پروا می‌كند بطوری كه در برخورد با گناه يا اصلاً ياد خدا نيست يا ديگر ياد خدا برايش آنقدر ضعيف است كه اين اثر ندارد كه او را از گناه باز بدارد و اين ضعف و اين تضعيف ياد خدا نتيجه اين خوانندگی و نوازندگی باشد، چنين خوانندگی و چنين نوازندگی كه اين اثر تضعيف كننده ايمان و پروای از گناه را داشته باشد حرام است.
اين را می‌توان بعنوان نظر قطعی اسلام درباره موسيقی گفت، هر نوع خواندن و هر نوع نواختی كه اين اثر را نداشته باشد را به صرف اينكه خوانندگی و نوازندگی است می‌شود گفت حرام است يا نه مورد ترديد است. قدر مسلم اين است كه از مسلمات اسلام نيست و آن را به حساب رأی همه علمای اسلام و فقهای اسلام و حتی رأی همه فقهای شيعه هم نمی‌شود آن را گذاشت اين آن چيزی كه فعلاً تا اين حد درباره موسيقی می‌توانم بگويم
كتابی كه با اين منطق مطلب را تجزيه و تحليل كرده باشد الان به خاطر ندارم . اگر در آينده چنين كتابی ديدم برای مطالعه شما خواهم فرستاد
گردآورنده: محسن معمولی
captcha