قرآن تصريح میكند كه پيامبر انشاكننده قرآن نيست، بلكه آنچه توسط روحالقدوس يا جبرئيل به اذن خدا بر او القا شده است، بيان میكند. توضيح ديگری كه قرآن درباره خود میدهد، معرفی رسالتش است كه عبارت از هدايت ابنای بشر و راهنمايی آنها برای خروج از تاريكیها به سوی نور است. «الَر كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ» (ابراهيم/1)
شهيد مطهری در كتاب آشنايی با قرآن میگويد: بدون شك يكی از مصاديق اين ظلمات، جهالتها و نادانیها است و قرآن بشر را از اين ظلمات به روشنايی علم میبرد، اما اگر ظلمتها تنها در نادانیها خلاصه میشد، فلاسفه هم میتوانستند اين مهم را به انجام برسانند، لكن ظلمتهای ديگر وجود دارد به مراتب خطرناكتر از ظلمت نادانی كه مبارزه با آن از عهده علم خارج است.
از جمله اين ظلمتها منفعتپرستی و خودخواهی و هویپرستی و ... است كه ظلمتهايی فردی و اخلاقی به حساب میآيد و نيز ظلمتهای اجتماعی نظير ستم و تبعيض و ... .
در عربی، واژه ظلم كه معادل فارسی آن همان ستم است، از ماده ظلمت أخذ شده كه نشاندهنده نوعی تاريكی اجتماعی و معنوی است. مبارزه با اين ظلمتها بر عهده قرآن و ساير كتابهای آسمانی است.
قرآن خطاب به موسی بن عمران میفرمايد: «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآیَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللّهِ إِنَّ فِی ذَلِكَ لآیَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ» (ابراهيم/5) اين تاريكی همان تاريكی ستم فرعون و فرعونيان است و نور، نور آزادی و عدالت.
نكتهای كه اهل تفسير به آن توجه كردهاند اين است كه قرآن همواره ظلمات را جمع میآورد و همراه با الف و لام كه افاده استغراق میكند و شامل همه تاريكیها میشود، حال آنكه نور را مفرد ذكر میكند و معنای آن اين است كه راه راست يكی بيشتر نيست و مسير انحراف و گمراهی، متعدد است.
شهيد مطهری در كتاب خود هدف قرآن را چنين بر میشمارند: پاره كردن زنجيرهای جهل و گمراهی و ستم و تباهی اخلاقی و اجتماعی و در يك كلمه نابود كردن ظلمتها و هدايت به سمت عدالت و خير و روشنايی و نور.*
*منبع: آشنايی با قرآن، مرتضی مطهری؛ ج1-2، ص33.