گفتوگو كاملترين و موثرترين شيوه تبادل اطلاعات و برقراری ارتباط است و روابط عمومی فن هنر و دانشی است كه میتواند نوع بشر را در مناسبات انسانی و زندگی اجتماعی خود ياری كند. امروزه سازمانهای كارآمد و كارآفرين شيوه گفتوگو و ارتباطات را به چشم يك ابزار استراتزيك برای نيل به اهداف سازمانی میبينند كه خود میتواند بسياری از هزينههای سازمانی را كاهش دهد.
در اين نوشتار سعی بر آن است تا از لابهلای آيات روح بخش قرآن كريم به اختصار از زاويه گفتوگو و ارتباطات و روابط عمومی نگاهی جديد به اين مقوله اجتماعی و سازمانی بشود.
تاكنون در زمينه روابط عمومی و ارتباطات مطالب بسياری گفته و نوشته شده كه هر كدام در جای خود به گوشهای از دنيای گسترده و پيچيده اين دانش، فن و هنر پر راز و رمز پرداختهاند.
يك تفاوت اساسی روابط عمومی و ارتباطات با ساير علوم نظير زمينشناسی، فيزيك و... در آن است كه مخاطب و بستر مطالعه ونگرش درحوزه روابط عمومی و ارتباطات صرفا انسانها هستند. در حالی كه در رشتههای مذكور در عين توجه به مسئله پيدايش، هستی انسان، خلقت، زيست و حيات بشر، به گياهان و جانوران و مسائل ديگر نيز پرداخته میشود و اين خود، اهميت و جايگاه روابط عمومی ارتباطات انسانی را بيش از پيش برای ما روشن میسازد.
به دليل نوپا بودن دانش روابط عمومی و محدوديت و منابع مطالعاتی و تحقيقاتی در زمينه اين مقوله پر ارزش و تاثيرگذار، عمده مطالب وارداتی گسترده بوده و اين در حالی است كه از يك دريای بيكران و يك مرجع اساسی و گرانقدر در زمينه روابط عمومی و ارتباطات كه همانا قرآن كريم، اين وديعه و يادگار سعادتبخش و ارزشمند پيامبر اسلام است، غافل بودهايم.
در واقع آن قدر كه به منابع خارجی در زمينه دانش روابط عمومی و ارتباطات پرداختهايم به كتاب مقدس و حياتبخش خود توجه نكردهايم.
آب در كوزه و ماتشنه لبان میگرديم/ يار در خانه و ما گرد جهان میگرديم
با نگاهی به محتوای سورهها و آيات الهی در میيابيم كه مقوله گفتوگو و ارتباطات كاربرد و گستره وسيعی در ميان مفاهيم و تعاليم قرآن دارد.
سالها دل طلب جام جم از ما میكرد/ وآنكه خود داشت زبيگانه تمنا میكرد
در اين مطلب از ترجمه آيات به دليل حجيم شدن مطالب خوداری شده است و صد البته زبان نگارنده و فهم حقير از توصيف اعماق بيكران آيات قرآن بسيار ناچيز و عاجز است.
به نظر میرسد كه هدف خداوند متعال از برقراری ارتباطات و گفتوگو در قرآن همانا سعادت، كمال و رستگاری مخاطبان خود است.
خداوند به ابليس امر كرد كه بر آدم سجده كند اما او خود داری كرده و تكبر و كفران ورزيد، يعنی شيطان نخواست و درك نكرد كه در سايه پيروی از خداوند و نوع ارتباطی كه ميان او و خداوند برقرار شده بود میتواند(بابيش از 6000 سال سابقه عبادت) به سعادت كمال و رستگاری برسد.
واذ قلنا للملائكه اسجدو الادم فسجدو الا ابليس ابی و استكبرو كان من الكافرون(سوره بقره آيه 35)
برای شيطان لفظ بهشت و جهنم شايد آن قدرها كه برای انسان مطرح و مهم است با اهميت نبوده، چرا كه او خود از جايگاه مناسبی برخوردار بوده است، اما انسان مسلمان كه در روی كره زمين
زندگی میكند برايش بسيار اهميت دارد كه عاقبت به خير شده و دست اخر با رستگاری و آمرزش الهی از دنيا برود.
لذا خداوند در آيات مختلف قرآنی برای اينكه انسان به سمت و سوی آن فلاح و سعادت سوق داده شود موضوع بهشت و امكانات موجود دران را مطرح میفرمايد، مانند: للذين احسنو االحسنی و زيادة ... اولئك اصحاب الجنة(يونس آيه 26)/ اصحاب الجنه يو مئذ خير مستقرا(فرقان آيه 24)/ اما الذين آمنو وعملواالصالحات فلهم جنات الماوی(سجده آيه 19)/ الا عباد الله المخلصين اولئك هم رزق معلوم فواكه وهم مكرمون فی جنات النعيم(صاقات آيات 40-43)/ لكن الذی اتقو ربهم لهم غرف من فوقها غرف مبينة تجری من تحتها الانهار(زمر آيه 20).
در واقع به تعبيری خداوند متعال به انسان نوعی مشاوره دلسوزانه و از سر صدق و صميميت و خيرخواهانه و آن هم به طور رايگان میدهد تا بلكه بشر راه را از چاه باز شناسد و اين مبحث مهمی در ارتباطات است.
از سوی ديگر برای توجه دادن و آگاه ساختن انسان از عواقب سوء رفتار و عملكرد، خداوند آيات عذاب و جهنم و شرايط حاكم برآنجا را متذكر شده است.
والذين كفرو وكذبواباياتنا الئك اصحاب انار هم فيها خالدون(بقره 39)/ والذين كسبو االسيات جذاء سيئة ... اولئك اصحاب النار(يونس 27)/ ادخلو ابواب جهنم خالدين فيها فلبئس مثوی المتكبرين(مومنون آيه 76)/ وسقو اماء حميما فقطع امعاء هم(محمد 15)/ الذی جعل مع الله الها اخر فالقياه فی العذاب الشديد(ق آيه 2).
انسان اگر بخواهد كالا را در سطح وسيعی بفروش برساند بايد آن را به خوبی معرفی كرده و مزايا و محاسن آن را برشمرد. همچنين اگر فردی بخواهد برای نفوذ در ديگران و يا انتقال تجربيات، عقايد خويش در عدهای موفق باشد، ناگريز است كه خود و آن عقايد را از جهات مختلف و حوزههای گوناگون معرفی كرده و بشناساند.
خداوند متعال برای معرفی و شناساندن خود به ما از دريچهها و تعابير گوناگونی وارد میشود و ويژگیهای خويش را برمیشمرد تا بلكه مخاطبين،خود (انسان و مخلوقات) توجه كرده و مقصود را دريابند.
از جمله ظرافتهای اين نوع معرفی آن است كه خداوند گاهی بطور مستقيم و غيرمستقيم به صورت جمع و مفرد با تعابير بسيار پرجاذبه و محكم خود را معرفی میكند، مانند: الف) وهو الذی (واو كسی است كه)/ وهو الذی جعل لكم( فرقان 47)؛ ب) هو الذی (او كسی است كه)/ هو الذی يريكم اياته(مومن 13)؛ ج)الله(خدا)/ الله نور السماوات والارض(نور 35)؛ د)هو(او)/ هو الحی لا الاه الا هو (مومن 65)؛ ر) انا (ما)/ انا ارسلنا نوحا الی قومه(نوح 1)؛ ز)انا (من)؛ ی) تبارك الذی( بزرگ و خجسته است خدايی كه)/ تبارك الذی انشاء جعل لك خيرا من ذلك (فرقان 10).
آنچه كه از محتوا و سياق آيات قرآن برمیآيد اين است كه گروههای زير مخاطبان خداوند در قرآن هستند: انسان به معنی عام، پيامبران، شيطان، جن، ايمان آورندگان، اهل كتاب، بندگان، ناس(مردم)، نفس، بنیآدم و كافران .
1- انسان:(به معنی عام) مانند: يا ايها الانسان انك كادح الی ربك فملا قيه(انشقاق آيه 6)؛ 2- پيامبران (نبی و رسول) مانند: يا ايها النبی قل لا زواجك(احزاب آيه 59)، يا ايها الرسول لا يحزنك الذين (مائده 41)؛ 3- جن مانند: يا معشر الجن و النس( انعام 130)؛ 4- ايمان آورندگان(مومنين) مانند: يا ايها الذين آمنو لم تقولون ما لا تفعلون (صف 2)؛ 5- اهل كتاب مانند: يا اهل الكتاب قدجائكم (مائده15)؛ 6- بندگان مانند: يا عبادی الذين آمنو آن ارضی واسعة(عنكبوت56)؛ 7- ناس(مردم): ياايها الناس قد جاء كم الرسول(نساء170)؛ 8- نفس: ياايتها النفس المطمئنة ارجعو الی ربك (فجر 27)؛ 9- بنی آدم: يابنی آدم خذو آزينتكم عند كل مسجد وكلوا واشربو ا ولا تسرفوا(اعراف31)؛ 10- كافران: يا ايهاالذين كفروا لا تعتزروا اليوم(تحريم 7).
گاهی نيز خداوند علاوه بر اشاره صريح مخاطبان خود را با زبان تاكيدی و توجه دهنده خطاب میكند. «ان الذی كفرو سواء عليهم ( درمورد كفار و مشركين)» (بقره 6).
گاهی نيز ظرافت و دقت در گفتار و مخاطب قرار دادن طوری است كه خداوند متعال به پيامبر خود امر میكند تا پيام و دستوری را انتقال دهد. مانند: قل يا ايها الكافرون(كافرون 1).
الف) ارتباط و گفتوگو خداوند با شيطان و بالعكس/ قل يا ابليس ما من عك عن تسجد لنا خلفقت بيدی (ص75)؛ ب)ارتباط و گفتوگوی پيامبر(ص) با مردم/ و اذ قال موسی لقوم ان الله يامركم ان تذبحو بقره(بقره 67)؛ ج) ارتباط بهشتی و جهنمی/ ونادی اصحاب الجنة اصحاب النار ... (اعراف44)؛ د) ارتباط و گفتگوی شيطان با انسان، سوره اعراف آيه 20؛ ه) ارتباط و گفتوگوی خداوند با ملائك و بالعكس.
زبان وسخن گفتوگو در قرآن به سه شكل است:
الف) زبان و لحن عطوفت و مهر و رحمت مانند: وما يعمل من الصالحات من ذكروانثی وهو مومن فا لئك ...(نساإ124)؛ ب) زبان ولحن خشم و غضب، مانند: سورههای جن، مرسلات، بقره، توبه آيات 15و27و6و1؛ ج)زبان و لحن امر به معروف ونهی از منكر و توجه دهنده مانند: ولا تدع مع الله الها آخر(قصص88) و سوره تحريم آيه 8 و نساء آيه 36.
نفوذ و تاثيرگذاری در ديگران مبحث مهمی در روابط است.
الف) گاهی نفوذ در ديگران با پشتوانه قوی صورت میگيرد آنچنان كه خداوند به موسی امر كرد تا به سوی فرعون برود. (سوره طه آيه 44)، كه در آيه فوق تاثيرگذاری با قدرت و عزم راسخ مطرح است.
ب) گاهی برای ارتباط و نفوذ لازم است كه حريف و طرف مقابل را محك زده و سپس راه و روش مورد نظر را دنبال كنيم. (سوره طه آيه 44)
ج) گاهی بايد مقدمهچينی كنيم و آثار يك امر را برای مخاطب تشريح كنيم، (سوره نوح آيه 1)
د) گاهی نيز برای نفوذ در ديگران ناگزير از تطبيق و مقايسه هستيم. (سوره ملك آيه 22)
كاركنان و مديران بايد ويژگیهای را دارا باشند تا بتوانند به مدد آنها در كار خود موفقيت لازم را كسب نمايند. 1- حق جويی و حقگويی (سوره بقره آيه 42) 2- وفای به عهد (پای بندی به قول وقرار) (سوره آل عمران آيه 76) 3- سنجش تاب و توان و صبر و تحمل افراد( بقره 155و160) 4- ايجاد وحدت و يكپارچگی در ميان كاركنان بخشها و مديران(آلعمران 140) 5- داشتن روحيه عطوفت و مهربانی(آل عمران 159) 6- نصرت و ياریرسانی به افراد(آل عمران 160) 7- نداشتن چشم داشت به دسترنج ديگران(بقره286) 8- دادن روحيه به كاركنان (آل عمران 139) 9- صبر و حوصله داشتن و دعوت ديگران به صبر و ايجاد ارتباطات (آل عمران 200) 10) همواره به ياد خدا بودن(رعد28) 11- دادن فرصت جبران اشتباه وخطا به افراد(حجر 36و37).
- تفسير سوره لقمان ـ مربی نمونه، استاد جعفر سبحانی 1373چاپ چهارم
- آشنايی با برخی واژههای قرآن، شفيع آبادی 1360-
- تفسير نمونه، آيتالله مكارم شيرازی چاب سرور1385
- كتاب اول ـ روابط عمومی 1383
- نهجالبلاغه ترجمه جعفری تهران 1379
- آيين دوستيابی در اسلام، محمد الحيدری انتشارات علمی فرهنگی 1373
- روابط انسانی در سازمانهای آموزشی، غلامعلی سرمد، تهران سمت،1380