به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی يايران(ايكنا)، رمان «ليليا» نوشته مرتضی فخری روايت شاعرانه از ايستادگی زينب(س) است كه از همان اول خواننده را به چالش میكشد. گويی از او میخواهد كه در يك نقطهای به دور از هياهو، بنشيند و جدیتر از هميشه كتاب را به دست بگيرد و واژه به واژه، پاراگراف به پاراگراف همراه نويسنده پيش برود.
آن چه در آخر رمان ليليا رخ میدهد، باعث شوكی عميق هم در قهرمان داستان و هم خواننده میشود. گويی نويسنده قلمی سياه بر بومی سياهتر كشيده است. تا در نهايت بتواند تولد جرعههای نور را به تصوير كشد.
فخری در اين رمان كوشيده است، آن صورت سازنده مذهب را كه در هياهوهای جاری زمانه كمرنگ شده است، بار ديگر به نمايش بگذارد. توصيفهای زيبا از حركت كاروان اسرا از كربلا به كوفه و سپس شام و نيز روايت شاعرانه از ايستادگی زينب(س) و فلسفه عاشورا، برداشت تازهای است كه خواننده آن را با تمام وجود لمس میكند.
گويی نويسنده كوشيده است، زينب(س) رها شده و يا گم شده در بعد از واقعه كربلا را بار ديگر به متن زندگی آدمهايی بياورد كه فراموش كردهاند، دختر پيغمبر(ص) برای جاويد ماندن خون برادرش چه بهای سنگينی پرداخته است.