کد خبر: 2513895
تاریخ انتشار : ۱۰ فروردين ۱۳۹۲ - ۱۰:۴۵

وظيفه نخبگان در سال حماسه سياسی و حماسه اقتصادی

گروه سياسی: نخستين مسئله، فهم مسائل اصلی و فرعی در حوزه‌های مختلف است، به عبارت ديگر، در زمينه سياست، اقتصاد، مديريت كشور و علوم مختلف، ابتدا بايد نخبگان مسائل اصلی و فرعی را برای مسئولان مربوط و مردم تبيين سازند؛ از اين رو، شناخت اهم از مهم و تشخيص مسائل اصلی و فرعی يكی از وظايف نخبگان است كه بايد به آن توجه بسياری شود.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) پايگاه اطلاع‌رسانی سازمان بسيج مستضعفين، در يادداشتی به بررسی وظيفه نخبگان در سال حماسه سياسی و حماسه اقتصادی پرداخته است كه در ادامه می‌آيد:
«دشمنانی كه مايل نيستند پيشرفت و ترقی و رشد همه جانبه ملت ايران را ببينند، دو كار عمده در برنامه آنها وجود دارد: يكی اينكه تا آنجايی كه بتوانند مانع‌تراشی كنند كه ملت نتواند به اين پيشرفت‌ها و رشد دست پيدا كند؛ با تحريم، با تهديد، با مشغول كردن مديران به كارهای درجه دو و فرعی، به معطوف كردن حواس ملت بزرگ ايران و نخبگان كشور به كارهايی كه در فهرست كارهای اصلی آنها قرار ندارد؛ يعنی مانع شدن عملی.» [1]
مقام معظم رهبری در بيانات ابتدای سال، در حرم رضوی، اشاره كردند يكی از نقشه های اصلی دشمن مشغول كردن نخبگان كشور به كارهای درجه ی دو و فرعی است. از اين رو، شناخت اهم از مهم و تشخيص مسائل اصلی و فرعی يكی از وظايف نخبگان است كه بايد به آن توجه بسياری شود. يكی از زمينه هايی كه ساليان دراز مسير علمی و پيشرفت كشورها را متأثر كرده است و انسان را از خداگرايی و آخرت‌طلبی دور كرده است، اين است كه غرب در علوم مختلف مسائل اصلی و فرعی را تغيير داده و رويكرد جديدی را به اقتصاد، مديريت، جامعه و... ارائه كرده است.
به عبارت ديگر، مهم ترين دستاورد تمدن غرب، در بسياری از شئون زندگی، تغيير مسائل اصلی و فرعی به يكديگر است. دامنه ی اين بحث به حدی گسترده است كه اين امر، هم در خصوص تمدن غرب صادق است و هم در مورد تعامل تمدن غرب با ساير ملت‌ها ساری و جاری است.
بررسی تاريخ ملت‌های مختلف از جمله ژاپن، چين و بسياری از كشورهای ديگر نشان می‌دهد كه اين كشورها زمانی به رشد و توسعه نائل آمده‌اند كه قصد داشتند از وابستگی به آمريكا دوری گزينند و خود، راه خود را بپيمايند. كيم وو جونگ، رئيس اسبق شركت كره‌ای دوو، در كتاب «سنگ‌فرش‌های خيابان» كه دربردارنده خاطرات اوست، بيان می‌كند كه كره و شركت دوو زمانی توانست بر پای خود بايستد و رشد كند كه به دنبال وابستگی به آمريكا نبود، از آن قطع اميد كرده بود و قصد داشت كه خود، خود را توسعه بدهد. رهبری در بيانات خود در حرم امام رضا(عليه السلام) فرمودند:
«ملت ما با پيشرفت‌ها ثابت كرد كه در سايه آمريكا زندگی نكردن، به معنای عقب‌افتادگی نيست؛ اين نكته مهمی است. قدرتمندان عالم، استعمارگران ـ در روزی كه استعمارِ مستقيم بود ـ و امروز آمريكا، می‌خواهند به ملت‌های دنيا اثبات كنند كه اگر می‌خواهيد زندگی خوب داشته باشيد و پيشرفت كنيد، بايد زير سايه ما بياييد. ملت ايران اثبات كرد كه اين حرف دروغ است. ملت ما ثابت كرد كه وابسته نبودن به آمريكا و قدرت‌های بزرگ نه فقط موجب عقب‌افتادگی نيست، بلكه موجب پيشرفت است.»
با نگاهی بر نحوه زندگی ملت‌های مختلف در سطح جهان و سبك و فرهنگ زندگی آنها، می‌توان دريافت كه اساساً رشد و پيشرفت و سبك زندگی در اغلب كشورهای جهان نشئت گرفته از فرهنگ غربی و آمريكايی است و آداب و رسوم و سبك زندگی محلی آنها بسيار مورد غفلت قرار گرفته است. از نحوه معماری خانه‌ها گرفته تا نحوه پوشش و غذا خوردن و تعاملات انسانی و بسياری از مسائل ديگر، تحت تأثير فرهنگ آمريكايی است. اين مسائل نشان می‌دهد كه اگرچه اين كشورها رشد زيادی در اقتصاد و حتی برخی از علوم مهندسی داشته‌اند، اما چون نبض علم و دانش آنها در اختيار غرب و آمريكاست، در نهايت مجبور به تبعيت از نگاه آمريكايی در زندگی خود شده‌اند و تمامی تلاش‌ها و پيشرفت‌های آنها به رشد و پيشرفت تمدنی دامن می‌زند كه آنها را در اين مسير رشد قرار داده است و آنها از سرريزهای چنين اقداماتی استفاده كرده‌اند. حال آنكه اگر اين كشورها خود نبض دانش و علوم را در اختيار می‌گرفتند، هدايت‌كننده اصلی می‌شدند، نه تبعيت‌كننده اصلی.
از اين رو، هدف اصلی جمهوری اسلامی بيان اين مسئله است كه تمدن غرب، آمريكا و در نگاهی جامع‌تر، شيطان به دنبال اين است كه انسان را از مسائل اصلی زندگی و حيات خود غافل كند و او را سرگرم مسائل جزئی كند تا از توجه به مسائل اصلی بازماند. مسير پيشرفت او به نحوی باشد كه در نهايت، در اختيار اهداف شيطان قرار بگيرد. بر همين اساس است كه نخبگان كشور بايد ابتدا مسائل اصلی و فرعی كشور را شناسايی كنند و جريان پيشرفت‌های كشور را در اين مسير قرار بدهند.
بايد توجه نمود كه فهم مسائل اصلی و فرعی كشور در چند تقسيم‌بندی حائز اهميت است. نخستين مسئله، فهم مسائل اصلی و فرعی در حوزه‌های مختلف است. به عبارت ديگر، در زمينه سياست، اقتصاد، مديريت كشور و علوم مختلف، ابتدا بايد نخبگان مسائل اصلی و فرعی را برای مسئولان مربوط و مردم تبيين سازند. به بيان ديگر، اقتصاددانان بايد برای مسئولين كشور بيان كنند كه مسئله اصلی در كشور، اقتضائات دهه عدالت و پيشرفت است و عامل اصلی در ضعف ساختار اقتصاد كشور، وجود رانت و فساد در ساختار اقتصادی كشور است. در عرصه سياست، مصالح كلی نظام بر مقاصد جزئی و فرعی اصالت و اولويت دارد و بر همين منوال، در تمامی زمينه‌ها، بايد مسائل اصلی و فرعی برای مسئولين و مردم مشخص شود.
بعد ديگر اين تقسيم‌بندی مسائل اصلی و فرعی و بين زمانی است. مطمئناً مصالح كوتاه‌مدت كشور، مسائل اصلی كشور نيست و مهم مسائل و اقتضائات بلندمدت است و مديريت كشور بايد اقتضائات بلندمدت را ابتدا مدنظر قرار دهد، اما نبايد از مسائل جاری و كوتاه مدت كشور نيز غفلت كند.
می‌توان گفت كه مهم‌ترين مسئله در ميان مسائل كشور، هدايت جريان علم و دانش در كشور و جهان است. امروزه ما در بسياری از امور، از سبك زندگی تا توليد علم و تكنولوژی و مديريت كشور، وابسته به غرب هستيم و اگر به همين منوال پيش برود، وابستگی ما به غرب دوچندان خواهد شد. لذا نخبگان كشور بايد بدانند كه هر پيشرفت و حركتی لزوماً برای كشور مثمرثمر نخواهد بود و بايد توجه كنند كه در زمين چه كسی بازی می‌كنند. امروزه جو حاكم بر دانشگاه‌های كشور در علوم مختلف، از علوم انسانی گرفته تا علوم مهندسی، به نحوی است كه نخبگان كشور توجه نمی‌كنند كه رويكرد حاكم در كتب درسی آن‌ها غربی است و تلاش‌های آن‌ها به رشد علوم غربی كمك می‌كند. لذا بايد در گام بسيار مهم و حياتی، ولی بلندمدت، جريان علم را ابتدا در كشور و بعد در سطح جهان، از سمت علوم غربی و وابسته، به سمت علوم انسانی و الهی تغيير دهيم تا راه سعادت و تعالی خود و ساير مردم جهان را هموار كنيم.
بر اين اساس، می‌توان ادعا كرد كه اگر چنين برداشت و نگاهی در مديريت كلان كشور محقق شود، زمينه‌های اقتدار سياسی و اقتصادی نظام و ايجاد اقتصادی مقاوم و مقاومتی مهيا خواهد شد و می‌توان به اين سخن رهبری جامه عمل پوشاند:
«وظيفه همه ما اين است كه سعی كنيم كشور را مستحكم، غيرقابل نفوذ، غيرقابل تأثير از سوی دشمن، حفظ كنيم و نگه داريم. اين يكی از اقتضائات اقتصاد مقاومتی است كه ما مطرح كرديم. در اقتصاد مقاومتی، يك ركن اساسی و مهم، مقاوم بودن اقتصاد است. اقتصاد بايد مقاوم باشد؛ بايد بتواند در مقابل آنچه كه ممكن است در معرض توطئه دشمن قرار بگيرد، مقاومت كند.»[2]
در مجموع بايد اشاره كرد كه فهم مسائل اصلی و فرعی از يكديگر در تمامی شئون تمدن اسلامی و جامعه اسلامی امری حياتی است كه بدون توجه به آنها رشد و پيشرفت در كشور محقق نخواهد شد و حتی اگر چنين امری محقق شود، اين پيشرفت در جهت منافع غرب و آمريكاست، نه تمدن اسلامی و اهداف متعالی جمهوری اسلامی.
مرتضی غضنفرنژاد، پژوهشگر اقتصاد
پی‌نوشت‌ها:
1. سخنان مقام معظم رهبری در حرمر ضوی، 1 فروردين1392
2. همان
captcha